15 Aug 2010

خودزنی حزب توده سابق با ربنای شجریان!

نوشته:     :::       14 پیام

یکی میرد ز درد بینوایی … یکی گوید خانم زردک می‌خواهی!
این چه داستانی است که عده‌ای سعی دارند مردم را در پیچ و خم خریت اسلام نگاه دارند!؟
از چند روز پیش به هر رسانه‌ای که سرک می‌کشی، این خبر جلب نظر می‌کند که “صدا و سیمای حکومت اسلامی در ماه رمضان ربنای شجریان را پخش نخواهد کرده!”.
از من می‌پرسید می‌گویم به جهنم!
از همه جالب تر سایت پیک نت است! این سایت که آبشخور فکری‌اش حزب توده سابق است، حالا برداشته برای لجبازی با رژیم تیتر زده “ایرانی ها دهان روزه را با صدای شجریان باز می کنند” بعد هم لینک کرده به یک کپی از ربنای شجریان! ببین سیاسیون ایران چقدر از مرحله پرت‌اند و از ملت عقب که گمان می‌کنند مردم از اینکه صدا و سیما ربنا پخش نمی‌کند از فردا دق خواهند کرد.
آدم نمی‌داند به ریش آقایان باید خندید یا برای فلاکت ایدئولوژیک آنها گریه کرد!
زیاد سخت نگیرید! برای شما کمونیست‌های ورشکسته که بعد از سقوط کعبه آمال تان شوروی سابق و استقرار مک دونالد در میدان سرخ، اصلح این است که “دهان روزه را با صدا و قر کمر مایکل جکسن باز کنید!”

14 پیام   |    |     |     

12 Aug 2010

سه کوتوله سه یار غار

نوشته:     :::       5 پیام

مطهری پس از حمله به رحیم مشایی و خط و نشان کشیدن برای او گفته:
علی مطهری با اشاره به سخنان اسفندیار رحیم مشایی که گفته بود، «تک تک ایرانیان یک رستم، سیاوش و یک رزمنده دلاور هستند»، گفته است: «آیا قرار است به جای حمزه سید الشهدا و علی علیه السلام و حسین بن علی علیه‌السلام و مالک اشتر و عمار یاسر و ابوالفضل العباس و سلمان و ابوذر و مقداد، از این پس رستم و اسفندیار و آرش و سیاوش الگوی ما باشند؟»

چند مدتی است که این درگیری‌ها بین اصولگرایان یعنی بعضی از اطرافیان احمدی نژاد و بعضی دیگر از اصولگرایان شدت گرفته است. در این درگیری‌ها سیبل حمله هم اول از همه رحیم مشایی است، بعد هم رحیمی و خود احمدی نژاد. نکته جالب در این درگیری‌ها این است که کار دارد یواش یواش بیخ پیدا می‌کند و با آخرین دردسرهایی که رحیم مشایی بر سر مساله اسلام ایرانی و نه اسلام بوجود آورد، به نظر من این آقایان دولت کودتایی منظورم احمدی نژاد، رحیم مشایی و رحیمی و عقبه دولت کودتاست، اینها مدتی است دارند یواش یواش از اسلام(آلت الله‌ها) فاصله می‌گیرند و می‌خواهند به مرور زمان نقش آلت الله‌ها را کم کنند و با طرح مسائلی که می‌تواند کمی جنبه کشش ناسیونالیستی داشته باشد، بخشی از جامعه را به خود جلب کنند تا به خیال خودشان با بدست آوردن این پشتوانه بتوانند ملاها را کم کم عقب بزنند و دولت را تبدیل کنند به یک دولت سیاسی متصل به سپاه و بدون عمامه. حالا چرا در این قضیه سردار فیروزآبادی برعلیه آقایان جبهه گرفت!؟ این دیگر بر من مشخص نیست، شاید هم بخشی از سپاه دارد از بخشی دیگر از سپاه هم در این مناقشات از هم جدا می‌شود. مطرح کردن مسائل بو دار که صدای آلت الله‌ها را در بیاورد اولین بار نیست که مطرح می‌شود، پیش تر هم احمدی نژاد بر سر مساله حجاب و پیش تر از آن در مساله ورود خانم‌ها به استادیوم های ورزشی هم از این گونه مسائل بودار را مطرح کرده بود. داستان مشایی اما از همه بودار تر است او که حتی در اوایل دولت دهم گفته شد که به دستور خامنه‌ای کنار گذاشته خواهد شد، باز هم از این چالش جان سالم بدر برد و هنوز که هنوز است با مطرح کردن مسائل جنجالی خبر ساز می‌شود.
یقینا مقدار زیادی از این جنجال‌ها برای هرچه بیشتر معروف و مطرح شدن مشایی است. به گمان من این سه نفر (احمدی نژاد، مشایی و رحیمی) تصمیم دارند در انتخابات آینده مشایی را جلو بیندازند تا باز هم این سه به کمک یکدیگر بتوانند قدرت را در کنترل داشته باشند. یقینا مدل پوتین، مدوف برای آقایان سرمشقی شده که بتوانند با این شامورتی بازی‌ها قوانین دست و پاگیر که اجازه نمی‌دهد قدرت ریاست جمهوری بیشتر از دو دوره در دست یک نفر باقی بماند را دور بزنند. هر چه باشد برای احمدی نژاد بهتر است که پدر زن آقازاده رئیس جمهور شود تا شخص دیگری! بهتر است قدرت در فامیل باقی بماند. شاید به همین دلیل و وحشت از چنین پروژه‌ای است که جناح مقابل در پوست خانم فاطمه رجبی نفوذ کرده و به او القا کرده‌اند که بگوید:
فاطمه رجبی با تاکید بر اینکه یکی از معضلات نظام جمهوری، همین رای گرفتن ها می باشد”، خواستار حذف پست ریاست جمهوری از کشور شد و اظهار عقیده کرد “کشوری که رهبر و به خصوص رهبری ولایت فقیه با اختیارات تام دارد، رئیس‌جمهور همیشه یک معضل است، چرا که وقتی رهبری سیاست‌ها و چهارچوب حرکت نظام را مشخص می‌کند، یک قدرت اجرایی به نام نخست‌وزیری باید این سیاست‌ها را دنبال کند.”

این بدان معنی است که کسانی هم در ارکان قدرت از مانورهای احمدی نژاد و مشایی چنان وحشت زده شده‌اند که فاطی خانم را فرستاده‌اند چنین چیزهایی را بگوید، تا شاید بتوانند که دم و دستگاه ریاست جمهوری را بکل جمع و خیال خودشان و دیگران را راحت کنند.

5 پیام   |    |     |     

10 Aug 2010

شعبه ولایت ائمه اطهار!

نوشته:     :::       3 پیام

رهبر معظم ان‌قلاب این روزها بدجوری بی کس و کار شده‌اند. آخه یکی نیست به ایشان بگوید مردک خر، یک موجود [1]نجیبی مثل خاتمی رو ول کردی رفتی چسبیدی در کون این یابوی چموش واصه چی!؟ ضرب المثلی است که می‌گوید “عقل که نباشد جان در عذاب است” حالا این هم شده حکایت سید علی آقای نادان! مردک نانت نبود آبت نبود رئیس جمهور تعیین کردن‌ات چی بود توی این دنیای بی حساب و کتاب. یک آخوند عبا شکلاتی داشتی که آبدار چی درگاه ات بود و شده بود دیوار حائل بین تو و ملت، بی خودی زدی کردی بیرون، حالا جونت در برود این قاطرهای چموش را خود از طویله بیرون آوردی خودت هم بکنشان توی طویله!
حضرت‌اش یکی دو هفته می‌شود که پس از آن زر زدن کذایی، همان که گفته بود “ولایت فقیه شعبه‌ای است از ولایت ائمه‌ اطهار و ولایت رسول‌الله” دیگر لام تا کام نمی‌گوید تو گویی که زبانش را بریده‌اند!
این روزها با درگیری‌های جناحی که در بین اصولگراها در جریان است، دارد کم کم دلایل اظهارات ولی امر مسلمین! جهان بیشتر برملا می‌شود. وقتی آقایان لاریجانی‌ها چهار نعله به رئیس جمهور منتخب آسید علی آقا می‌تازند [1][2] و شلوار نکنده می‌رینند روی هیکل رئیس جمهور، این معنای دیگری ندارد جز ریدن مستقیم روی آسید علی آقا! آخه هرچی باشد ایشان خودشان تو دهن ملت زدند و رئیس جمهور تعیین کردند، حالا هم خودشان این ریدن‌های آقایان را تحویل بگیرند. از همه اینها بدتر وقتی است که کلاغ کون دریده هم نه زیر می گذارد و نه رو باز هم شلوار نکنده می‌ریند روی رئیس جمهور منتخب آقا.
خلاصه اینکه آسید علی آقا با آن نادانی که کرد بنیان همه چیز را از ریشه در آورد. من در این عجبم که چنین حکومتی که نه سرش پیداست و نه تهش چرا هنوز پابرجاست! البته اگر بتوان این اوضاع بلبشوی سیاسی ایران امروز را دولت یا حکومت نامید. باور بفرماید اوضاع سیاسی امروز ایران از دوران شاه سلطان حسین خودمان هم خر تو خر تر شده، بلکه شده شعبه ولایت ائمه اطهار!
[1]نجیب اینجا به معنی اصلی واژه نیست‌ها! چه این حرامی از آن نا نجیب‌ها ست که بیا و ببین، اگر نوشتم نجیب بیشتر از آن معنی بود که برای آن چهارپای نجیب استفاده می‌شود به معنی مطیع و فرمان بر و خلاصه خر بار بر.
عکس رئیس جمهور متخب آقا همراه با رئیس جمهور گینه بی صحاب


ahmadi_gine_bi_sahab.jpg

3 پیام   |    |     |     

06 Aug 2010

سنگسار مجازاتی باستانی است!

نوشته:     :::       12 پیام

خانم شرین عبادی جمله بالا را اختراع کرده‌اند! خُسن آقا هم در مقابل جمله بالا این جمله را خدمت شما تقدیم می‌کند: “ملی مذهبی هم یک مکتب سیاسی قرون وسطی است!”
خانم شیرین عبادی از روزی که جایزه صلح نوبل را دریافت کردند، مدام در بوق اش دمیده و بر این نظر پافشاری کرده که اسلام با دموکراسی همخوانی دارد! این مدعا فقط از مغز آدم‌های گرفتار مذهب تراوش می‌شود وگرنه با نگاهی گذرا به قوانین عقب افتاده اسلام، هر انسان ناآگاهی هم می‌تواند سریعا به این نتیجه برسد که قوانین اسلام حتی از قوانین قرون وسطی هم عقب افتاده تراند.
چرا من به این واژه “باستانی” عکس العمل نشان دادم؟ معمولا در ادبیات فارسی واژه باستانی را برای پدیده‌های تاریخی ماقبل اسلام بکار می‌برند نه بعد از اسلام! حداقل برداشت من از این واژه این است. اگر من جای خانم عبادی بودم بجای استفاده از این واژه از واژه “ماقبل تاریخ” یا اینکه واژه “ماقبل وسطی” استفاده می‌کردم نه واژه باستانی. معمولا ما واژه باستان را در فارسی برای دوران پیش از حمله اعراب استفاده می‌کنیم. این تقدم و تأخر از نظر تاریخی بسیار مهم است و نباید همین طوری شکمی هر واژه‌ای را بکار برد، خصوصا از یک آدم حقوقدان که باید در استفاده از واژه ها دقت بیشتری بکار ببرد. خصوصا که قانون سنگسار قانونی اسلامی است و ربطی به دوران باستان ایران ندارد، مگر اینکه خانم عبادی مدعی باشند که این قانون در ایران باستان وجود داشته!
حالا چرا خانم عبادی از این واژه بجای “قرون وسطی” استفاده کرده را باید از خود خانم شیرین عبادی پرسید. شاید خانم عبادی سعی دارند ایده‌های اسلامی خود را مدرن تر از وسطی‌ای قالب کنند. توجه داشته باشید که خانم عبادی هنوز بر سر افکار اسلامی (ماقبل تاریخی) خود پافشاری دارند و هنوز بر این عقیده پا می‌فشارند که اسلام با دموکراسی سازگاری دارد.
خدای خانم عبادی ما را از شر این عقب افتاده‌های سیاسی حفظ بدارد! آمین یا رب العالمین!

12 پیام   |    |     |     

04 Aug 2010

مارمولک

نوشته:     :::       10 پیام

خبری نظرم را به حضرتش جلب کرد(منظورم حضرت مارمولک است!). پس از چند جستوجو با گوگل، دیدم الحق که تهیه کننده فیلم مارمولک چقدر خوب زوایای افکار پلید روحانیون را روانکاوی کرده.
نمونه این مارمولک‌ها در ایران زیاد هستند. همان‌هایی که می‌دانند با چه ابزاری می‌توان نردبان ساخت و از دیوار قدرت بالا رفت.
در هر سخنرانی که از این مارمولک بخوانید، حتما یک یا دو جمله یا حتی بیشتر در باره سیدعلی رهبر یافت می‌شود. و با چنان تبحری خایه‌های ملوکانه را می‌مالد که بیا و ببین. در همه زمینه‌ها هم ابراز وجود می‌کند و با مغلطه و سفسطه و آخوند بازی حرفهایی می‌زند که از هیچ جعبه مارگیری بیرون نمی‌آید. خلاصه اینکه شارلاتانیزم را از مکتب ماکیاولی به خوبی فرا گرفته، خلاصه اگر کسی می‌خواهد فیلمی بسازد و یا داستانی درباره حرامزادگی ملاها بنویسد یا اگر می‌خواهید در زمینه روانشناسی تحقیق کنید، این خوکچه هندی کیس(case) خوبی برای آزماشگاه شما خواهد بود:
حجت الاسهال والمسهلین عليرضا پناهيان، اگر اشتباه نکرده باشم خودش می‌گوید متولد 1368 است که از قرار معلوم باید 21 ساله باشد و از طرفی در جنگ هم شرکت کرده جای دیگری می‌گوید متول 1344 است، و خلاصه اینکه دروغ زیاد می‌گوید. شاید هم این آدرس متعلق به او نیست و شخص دیگری است، باز هم خدای مسلمین داند! آخه این مسلمان‌ها یک روده راست توی شکمشان نیست، در نتیجه نمی‌توان از روی گفته‌های آنها قضاوت کرد و بیشتر باید با حدس و گمان حقایق را کشف کرد.
سخنان گه هربار حجت الاسهال والمسهلین علیرضا پناهیان در همه زمینه‌ها!:
حجاب
تحریم
عضو هیئت امنای دانشگاه هنر تهران
حجت الاسهال والمسهلین علیرضا پناهیان مسئول اتاق فکر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها در باره آبروی جمهوری اسلامی و الخ.

10 پیام   |    |     |     

01 Aug 2010

مزخرفات آخوندی خوراک فکری عوام

نوشته:     :::       9 پیام


تحلیل فقاهتی رابطه زلزله با گناه براساس مبانی فیزیک دینی توسط آیت الله خرازی
زلزله تجلی غضب مقام ولایی اهل بیت برضد منکرات با چگالی بی نهایت است.

آقا به جدم قسم شاید این ایده پیوند حوزه و دانشگاه چیز بدی هم نباشه ها! باور کنید شاید اگر این آخوندها را بفرستیم دانشگاه یک چیزی یاد بگیرند کمتر این همه مزخرفات به هم ببافند!
آخه یکی نیست از این آخوند شارلاتان بپرسه، معنی این چرندیاتی که به هم بافتی چی هست!؟ باور کنید وقتی این تصویر رو که یکی برام فرستاده بود دیدم، نیم ساعت مشغول بودم ببینم این حاج آقا چی می‌خواد بگه! بیخود نیست اینها در بین عوام این همه طرفدار دارند! آخه مرتیکه ده دوازده تا واژه قلمبه سلمبه که نه خودش ازش چیزی می‌فهمد و نه دیگران، همین طوری استفراغ کرده، عوام بیچاره هم نمی‌فهمند چه می‌گوید در نتیجه نفهمیدن چرندیات آقا را به حساب بیسوادی خودشان می‌گذارند، بدون اینکه به مخیله شان برسد که بابا این مردک بیسواد دارد مزخرف می‌گوید. شما نگاه کنید به چرندیاتی که اسهال طلب‌ها چند سال بستن به خیک طبقه مثلا روشن فکر ما! بدبختی این هست که این آخوندها چنان اعتماد به نفسی دارند که هر مزخرفاتی را به نام علم می‌کنند توی حلق مردم بیچاره و کسی هم جرات نمی‌کند اعتراضی بکند، چونکه اکثرا مذهبی هستند و خیال می‌کنند اگر روی حرفهای این ارازل و اوباش حرفی بزنند سنگ می‌شوند و یک راست می‌روند به قعر جهنم!
شما چیزی از این سخنان گه هر بار آیت الله خرازی می‌فهمید!؟


mozakhrafate_ayatola_kharazi.png

9 پیام   |    |     |     

30 Jul 2010

سیاست بی درایت اسلامی

نوشته:     :::       4 پیام

حکومت آخوندی از روزی که به قدرت رسید هیچ برنامه‌ای برای اداره مملکت نداشت. اصلا روزی که انقلاب رخ داد خود آقایان هم شوکه شدند و باور نداشتند که مملکتی 40 میلیونی را دربست داده‌اند دست آنها.
از همان روزهای اول هم برای هر مشکلی بعد از اینکه مشکل شناسایی می‌شد به سبک اداره مساجد با یک یا حسین زیر لنگ مشکل را می‌گرفتند، آن وقت معلوم نبود که مشکل را حل خواهند کرد یا مشکلی به مشکلات خواهند افزود.
اکنون پس از نزدیک به 32 سال، نتایج سیاست مسجدی آقایان دارد هویدا می‌شود. در همه زمینه‌ها معضلاتی دارند که کمر هر دولتی را می‌تواند خورد کند، ولی اینها بجای حل مشکل صورت مساله را پاک می‌کنند.
احمدی نژاد اعلام کرده که باید تا پایان مرداد ماه ۴۰ درصد از کارمندان دولتی از تهران خارج شوند! تو گویی که قرار است یک خانواده از محلی به محل دیگر اسباب کشی کند. این سرعت عمل در تصمیم گیری خود دلیل واضحی است به اینکه آقایان هیچ برنامه‌ای برای این جابجایی عظیم جمعیتی ندارند. درست مثل استالین که تعداد زیادی از قومیت‌ها را جابجا می‌کرد تا مشکلات را حل کند، اینها هم با همان روش می‌خواهند مشکل تهران را حل کنند! غافل از اینکه گیریم که مشکل تهران را حل کردند با مشکلی که در جاهای دیگر بوجود خواهد آمد چکار می‌خواهید بکنید!؟
سیاست تمرکز زدایی در این اواخر در خیلی از کشورها اجرا شده و نسبت به توانایی‌های دولت‌های مربوطه، این سیاست موفق یا ناموفق بوده، ولی چیزی که در همه این موارد یکسان بوده این است که همگی قبل از شروع، مدتی را برای برنامه ریزی در نظر می‌گیرند و با مطالعه مشکلاتی که چنین تمرکز زدایی می‌تواند بهمراه داشته باشد، سعی می‌کنند مشکلات را پیش بینی کرده و قبل از وقوع مشکلات، راهکارهایی برای حل آنها پیدا کنند.
کارگزاران حکومت آخوندی اما بدون نقشه و برنامه بیل و کلنگ بر می‌دارند و می‌زنند به ریشه هرچه وجود دارد، بدون اینکه قبل از شروع فکری به حال مشکلات پیش روی چنین طرح هایی کرده باشند.
سیاست تمرکز زدایی در نروژ سالهاست که اجرا می‌شود، درست برعکس آقایان که صبر می‌کنند مشکل بوجود بیاید بعد با آن برخورد کنند، اینها قبل از وقوع مشکل برنامه ریزی می‌کنند که اصلا مشکل بوجود نیاید. نروژی‌ها سیاستی را پیگیری می‌کنند بنام Distriktpolitikk (سیاست منطقه‌ای). این سیاست به این معنی است که بجای اینکه مردم را دولت جابجا کند، برنامه‌هایی را به اجرا می‌گذارند تا مردم خود مناطق مختلف را ترک نکنند و به مراکز استانها یا پایتخت کوچ نکنند.
مثلا در شمال نروژ سالها پیش کمبود معلم و پزشک داشتند، بجای اینکه با سیاست ترور و وحشت پزشک و معلم به استانهای شمالی بفرستند، آمدند مالیات معلمین و پزشکان را در آن مناطق تقلیل دادند با این سیاست خود معلمین و پزشکانی که علاقمند بودند به این مناطق کوچ کردند. با این سیاست نه در جامعه تنش ایجاد کردند و همزمان کمبودها را با این روش تامین کردند.
حالا شما همین پروژه دولت احمدی نژاد را پیگیری کنید ببینید به کجا می‌کشد! یقین بدانید که این تمرکز زدایی در بهترین حالا کمتر از صد تا دویست هزار نفر را جابجا خواهد کرد. هزینه بسیار سنگینی را روی دوش مالیات دهندگان خواهد گذاشت و نتیجه ملموسی هم ببار نخواهد آورد. توجه داشته باشید که این سیاست تمرکز زدایی از تهران را رژیم زمانی کشف کرد که پارسال دیدند مردم ریختند به خیابان و نزدیک بود ریشه حکومت را بزنند. حالا حکومت آخوندی به خیال خودش می‌خواهد جمعیت تهران را کم کند تا در آینده بهتر بتواند اینگونه شورش ها را کنترل کند، زهی خیال باطل!

4 پیام   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی