18
Sep
2011
میگه وبلاگستان 10 ساله شد، تو که یکی از قدیمیها هستی هچی در این باره ننوشتی!؟ میگمش دلت خوشهها، جنازه که دیگه جشن تولد نمیخواد که. اصلا کسی که مُرد دیگه براش جشن تولد نمیگیرن که!
یک دوستی داریم برای همه چیز اطرافش جشن تولد میگیره، از سگش گرفته تا باباش که سالهاست مرده. دو سال پیش دعوت کرده بود رفتیم، دیدم جشن تولد 80 سالگی پدرش رو گرفته! تحملام تمام شده بود، گفتم مردک تو ما رو گرفتی ها! بابات حداقل پنج ساله مرده، براش جشن تولد گرفتی!؟ میگه آخه اگه زنده بود امروز هشتاد سالش میشد، با تمسخر میگم، اگه عمه من هم دودول داشت میشد عموی من!
دنبال توهم دویدن عاقت خوبی ندارد، آدم عاقبت میشود یک متوهمی مثل آسید علی آقا رهبر! به جدم قسم عاقبت ندارد!
همین چند روز پیش مشخص شد وبلاگستان، همان که برایش جشن تولد میگیرند به کجا رسیده! وبلاگستان که یک صدا برای دخت امت اسلام بخاطر شلاق خوردن سینه زنی راه میاندازد، همان بهتر که موت شود و نیازی به جشن تولد هم نیست. شاید اگر سالگرد مرگاش را بگیرید من هم در آن شرکت کنم، ولی باز هم به جدم قسم در هیچ نوع جشن و سروری برای این مرده شرکت نخواهم کرد!
آخه برادر من! سینه دریدن برای کسی که مدافع اسلام ناب محمدی است، آن هم به خاطر اینکه به او بر اساس قوانین همان اسلام ناب محمدی شلاق زدهاند دیگر آخر خط خریت است!
ایشان خودشان مدافع و ترویج کننده دکترین اسلام به روش موسوی و شرکا هستند، همان کسانی که دوران خمینی را دوران طلایی مینامند!
آخه خریت که فقط به پالان پوشیدن نیست که برادر من که! همین که بخاطر اسلام ناب خمینی سینه سپر کردی کفایت میکند!
برچسبها: اسلام, اسلامی, سمیه توحیدلو, سیاسی, طنز, وبلاگستان
در بخش: اسلام و مسلمین, سیاسی, طنز, نقد اسلام
14
Sep
2011
همسایه کناری ما سگی دارد بس مزاحم و پلاچ! بطور کلی رابطه من با سگ و گربه خوب نیست، نه من آنها را دوست دارم و نه آنها زیاد با من میانه خوبی دارند.
سگ همسایه مدتی است با پادرمیانی صاحباش کوتاه آمده و زیاد وقتی مرا میبیند پارس نمیکند. البته آن هم به این شرط که هر گاه از کنار در یا نرده همسایه رد میشوم و این سگ پلاچ توی حیاط خانه باشد، باید دستی به سر و گوش او بکشم، استخوان یا چوبی که در دهان دارد را بگیرم و پرت کنم ته حیاط تا سگ برود با سرعت بیاورد و دمی تکان بدهد و من دستی به سر و گوشش بکشم و بگویم چه سگ خوبی! اگر روزی هم سر حوصله نباشم و با او بازی نکنم، همان سگی که دیروز برایم دم تکان میداد حالا یک مرتبه میپرد و مثل سگ پارس میکند!
حالا نگاه کنید به رفتار سران رژیم آخوندی!
هر از چندگاه یک شهروند بدبخت آمریکایی یا انگلیسی را میگیرند و هر کدام از آقایان برای رجز خوانی از یکدیگر پیشی میگیرند که بیایید و ببینید چطور دشمن خطرناک آمریکای جهانخوار را به دام انداختیم! و در این رجز خوانیها هر کدام از سران حکومت سعی میکند به سهم خود آن اندازه که میتواند از این شعبده بازی خنده دار بهرگیری سیاسی بکند! بعد که دیگر گرفتن شهروند این دو کشور بهره سیاسی نداشت، آنوقت است که در آزاد سازی نیز گوی سبقت را از همدیگر میربایند! تو گویی انگار سگ همسایه ما که برای آوردن استخوان و در مقابل من دم تکان دادند دست از پا نمیشناسد و همزمان برای پارس کردن و مزاحم من شدن هم دست از پا نمیشناسد! شباهت این دو نوع حیوانها را میبینید!
در خبری اخیرا احمدی نژاد با سر و صدای بسیار در مصاحبهای با شبکه تلویزیونی آمریکائی انبیسی گفته: قصد دارد ترتیب آزادی این دو آمریکائی را تا دو روز دیگر بدهد.(منبع رادیو فرانسه)
تو گویی انگار نه انگار که خود همین آقایان چند مدت پیش مدعی شدند که این دو جاسوس هستند! حالا چگونه است که قرار است تا دو روز دیگر آزاد شوند!؟ مگر میتوان جاسوس را همین طوری شکمی آزاد کرد!؟
پس از این دم تکان دادنهای رئیس جمهور حکومت آخوندی، حالا هم قوه غذاییه رژیم دست پاچه که مبادا از منافع سیاسی این آزاد سازی بی بهره بمانند آمدهاند و میگویند: “قوه قضائیه اعلام کرد هرگونه اطلاع رسانی در این زمینه از سوی قوه قضائیه انجام شده و اطلاع رسانی از ناحیه سایر افراد موجه نیست” (منبع عصرایران)
اگر اینها دم تکان دادن آقایان برای آمریکا نیست پس چیست! اگر اینها شباهت به سگ همسایه ما نداشته باشند پس به چه کسی شباهت دارند حداقل در این دم تکان دادن های بی معنی!
برچسبها: آمریکا, احمدی نژاد, جاسوس, سیاسی, قوه قضائیه, ملای حیلهگر, گروگان
در بخش: سیاسی, ملای حیلهگر
09
Sep
2011
دراویش در ایران جمعیت چندان زیادی ندارند، این را از هر کس و ناکسی بپرسید تایید خواهد کرد. جمعیت شهرستان سروستان هم که نیاز به حساب سر انگشتی ندارد، کافی است به ویکیپدیا مراجعه کنید و جمعیت ۳۵۳۱۳ نفری آنرا مشاهده کنید.
همچنین میدانیم که دراویش با رژیم آخوندی میانه خوبی ندارند و میتوان این گروه را از مخالفین حکومت به حساب آورد.
حالا با نگاهی به این ویدئو و حساب سر انگشتی دراویش مقیم شهرستان کوچک سروستان، باید از خود پرسید این همه تظاهر کننده چه کسانی هستند که در این تشییع جنازه شرکت کردهاند و همچنین طرفداران سید علی آقا در سروستان و در نتیجه در کل ایران چند نفراند!؟
برچسبها: تظاهرات, جنایات رژیم, سیاسی, سیدعلی خامنهای, ملای حیلهگر
در بخش: اعتراض و تظاهرات, سیاسی, ملای حیلهگر
04
Sep
2011
در خبری میخواندم که “قذافی با سازمان سیا همکاری نزدیک داشته”! با خودم فکر کردم آقای اوباما و شرکاء، از آن جمله آقای سارکوزی باید مشنگ باشند که غلام حلقه به گوشی مثل قذافی را که هم با سیا همکاری می کند و هم سلاح های کشتار جمعی خودش را چند سال پیش تر بدون هیچ دردسری داد به آمریکا و فرانسه بروند حالش را ببرند! و هم پول مفت نفت را دو دستی می دهد به دولت های غربی و بجای آن سلاح های بی خطر می خرد! با این حال او را سرنگون می کنند تا بجای او یک حکومت دموکرات جایگزین کنند!؟
باور کنید چنین مرغ پخته ای را نمیتوان جوجه هایش را فصل پاییز که هیچ حتی فصل زمستان هم شمرد، چنین مرغی اصلا جوجه در نخواهد کرد!
با اینکه این مرغ پخته جوجه در نمیکند ولی باور کنید از این همه چرندیات شدیدا به خنده افتاده و دست نداشته اش را گذاشته روی دلش و هر و هر به ریش ما میخندد!
برادر جان یک جای این داستان میلنگد! آدم خوش باوری مثل خُسن آقا هم وقتی این داستان سرایی ها را می خواند نمی تواند باور کند که دولت های غربی که از نظر اقتصادی در حال ورشکستگی هستند، نوکر حلقه به گوش خود را در لیبی بردارند و بجای آن دولت دموکرات بکارند!
حالا یکی بیاید بگوید آیا آخوندها هم با سیا همکاری می کنند یا نه! تا اگر فردا آمدند و حکومت را سرنگون کردند، دیگر ما مجبور نشویم برویم توی سطل آشغال های کاخ ملاها دنبال مدارک سیا بگردیم!
به کلاغ گقتند منار توی کونت! گفت یک چیزی بگویید که بگنجد!
نقشه منطقه قرار است تغییر کند، اینها همه بهانه است. کدام دموکراسی کدام کشک! اگر قرار است حقوق بشر مراعات شود، باید اول از عربستان شروع کنند که شهروندانش حقوق یک الاغ هم برای آنها رعایت نمیشود حقوق بشر که جای خود دارد!
برچسبها: حقوق بشر, خاورمیانه, سیاسی, قذافی, لیبی
در بخش: حقوق بشر, سیاسی
26
Aug
2011
حکومتی که پایه هایش بر عوامفریبی استوار شده باشد، آرمانها، علایق و سلایقاش هم بر همین پایه استوار است.
عوامفریبی و شارلاتانیزم از مشخصات اصلی و اولیه حکومت آخوندی در ایران بوده و روز به روز که میگذرد و چهره آخوندیسم بیشتر برملا میشود، شارلاتانیزم آن هم عریانتر میشود.
سایت الف که متعلق به یکی از همین شارلاتانها است، ضمیمه مطلبی عوامفریبانه تصویری منتشر کرده که در زیر می بینید. در این تصویر مثل همیشه شعارهای بی سر و تهی منعکس شده به این مضمون:
“به امید روزی که کودکان فلسطینی بتوانند در صحن مسجدالاقصی بازی کنند”!

جاکشی و عوامفریبی از سر و روی شعارهایشان میبارد! شاید حضرات عوامفریب بتوانند با اینگونه شعارها مسلمانهای عقب افتاده را بفریبند، ولی این اراجیف دیگر ملت آگاه ایران را نمیفریبد.
یکی نیست به اینها بگوید، آخه جاکش ها چرا برای بچههای فلسطینی زمین ورزشی نمیسازید تا مجبور نباشند در صحن مسجد بازی کنند. فقط مسلمانها هستند که تا این درجه خر هستند که برای بازی به مسجد میروند! وگرنه در دیگر ادیان مسجد، کلیسا و کنسه برای دعا و نیایش است، نه برای بازی!
در این سالها که جنگ خانمان سوز خاورمیانه ادامه داشته، میلیاردها دلار هزینه این جنگ شده، با پولش شما عوامفریبان میتوانستید هزاران زمین فوتبال و محیط تفریحی بسازید تا فرزندانتان مجبور نباشند در صحن مسجد بازی کنند.
برچسبها: اسلام, اسلامی, خاورمیانه, فلسطین, مسلمین, ملای حیلهگر
در بخش: اسلام و مسلمین, سیاسی, ملای حیلهگر, نقد اسلام
21
Aug
2011
چند ماهی است که یک خانواده جوجه تیغی اوضاع محله ما را زیر و رو کردهاند. اولین بار چند ماه پیش بود که جسته و گریخته بین همسایهها گفته میشد که یک جوجه تیغی بچه آورده و در بین بوتهها یک جایی در محله ما زندگی میکند. کسی نمیدانست این جوجه تیغیها کجا زندگی میکنند، ولی اکثرا مادر و بچههایش را دیده بودند که ترسان و لرزان از این بوته به آن بوته میخزند. در این چند ماهه همه اهل محل بسیج شدهاند تا مبادا کسی به این جوجه تیغیها آسیبی برساند. یکی از خانمهای هنرمند محله هم تابلوی رانندگی غیر متعارفی ترسیم کرده و آنرا توی کوچه نسب کرده و از رانندهها میخواهد که هنگام رانندگی مراقب باشند جوجه تیغیهای محله را زیر نگیرند!
وقتی به این ماجرا مینگرم تازه متوجه میشوم که چرا در این مملکت دموکراسی حکمفرما ست و همه چیز سر جای خودش است و برعکس در مملکت ما نه! این پدیده جوجه تیغی مختص محله ما نیست! باور کنید اگر این جوجه تیغیها در هر محله دیگری هم مستقر شده بودند همین وضع برقرار میشد، دلیل آن هم فقط آگاهی اجتماعی است و قبول مسئولیت. مسئولیت برای حفظ جان این جوجه تیغیهای بی دفاع که نسل آنها در حال انقراض است، مسئولیت در برابر محیط زیست و اینکه هر کس باید سهم خود را برای حفظ این محیط بپردازد. جامعه آگاه همین عکس العمل را در مقابل مسائل و مشکلات دیگر هم نشان میدهد، فقط جوجه تیغیها نیستند که جلب نظر میکنند، هر پدیدهای که نیاز به توجه داشته باشد مردم این کوی برزن به آن توجه خواهند کرد.
اتفاقی که چند روز پیش در خیابانهای تهران هم افتاد از همین دست بود. جوانانی که آگاه به مشکلات اجتماع خود هستند و برای رفع آن و پیش گیری از آسیبهای بیشتر آستین بالا میزنند و به کمک می آیند. وقتی جوانان آگاه به کمک کودکان کار آمدند و یک شوک روانی به جامعه ای وارد کردند تو گویی ایران از خواب بیدار شده باشد. با این عمل جوانان تهران، هر چند محدود، شاید بتوان به آینده ایران هم امیدوار شد که روزی همین نوع همیاری و همکاری در همه سطوح اجتماع برقرار شود.
شاید جوجه تیغی محلههای تهران هم در آینده به خوشبختی جوجه تیغیهای محله ما شوند! به امید آن روز
و این هم اوضاع حکومت آسید علی آقا
دعای شب قدر از زبان مداح معروف حکومت آسید علی آقا: منصور ارضی: خداشاهده هرکس این یهودی امت را بکشد من پولش را میدهم!
بخوانید و بخندید!
برچسبها: اجتماعی, سیاسی
در بخش: اجتماعی, سیاسی
16
Aug
2011
داستان چاپ ضمیمه روزی نامه ایران بنام “خاتون یک” و بازیهایی که در پی آن اجرا شد، نشان از خر تو خر تر شدن اوضاع حکومت ولایت فقیه دارد. از همه جالبتر اینکه به نوشته بعضی از رسانههای حکومتی از دیروز نوشتند که “از عصر دیروز یگانهای ویژه نیروی انتظامی اطراف روزنامه ایران مستقر شدهاند”.
جالب اینجاست که به نوشته بعضی از همین سایتها، نیروهای ویژه بخاطر این به محل اعزام شدهاند که از این روزنامه در برابر مردم عصبانی دفاع کنند!
جالب اینجاست که زیر یکی از همین خبرها هم یکی دو نفر از خوانندگان هشیار، پنبه آقایان را بد جوری زدهاند و زیر مطلب پیام گذاشتهاند:
کدام گروه از مردم اعتراض کردند؟؟؟ میشه نام ببرید؟؟
توان حل مشکلات بزرگ جامعه را ندارند برای انحراف افکار عمومی سناریو سازی می کنند ولی دیگر دوره این بازیها گذشته است.
تو گویی که دیگر خودشان هم می دانند که مردم آگاهاند و دیگر حتی سعی هم نمیکنند این بازیها را کمی لاپوشانی کنند.
برچسبها: آزادی بیان, انتخاباتی, حجاب, درگیری جناحی, سانسور, سیاسی
در بخش: آزادی بیان, سانسور, سیاسی