Sep 14 2011

مقایسه رفتاری سگ همسایه با سران حکومت آخوندی

نوشته: خُسن آقا    :::       8 پیام

همسایه کناری ما سگی دارد بس مزاحم و پلاچ! بطور کلی رابطه من با سگ و گربه خوب نیست، نه من آنها را دوست دارم و نه آنها زیاد با من میانه خوبی دارند.
سگ همسایه مدتی است با پادرمیانی صاحب‌اش کوتاه آمده و زیاد وقتی مرا می‌بیند پارس نمی‌کند. البته آن هم به این شرط که هر گاه از کنار در یا نرده همسایه رد می‌شوم و این سگ پلاچ توی حیاط خانه باشد، باید دستی به سر و گوش او بکشم، استخوان یا چوبی که در دهان دارد را بگیرم و پرت کنم ته حیاط تا سگ برود با سرعت بیاورد و دمی تکان بدهد و من دستی به سر و گوشش بکشم و بگویم چه سگ خوبی! اگر روزی هم سر حوصله نباشم و با او بازی نکنم، همان سگی که دیروز برایم دم تکان می‌داد حالا یک مرتبه می‌پرد و مثل سگ پارس می‌کند!

حالا نگاه کنید به رفتار سران رژیم آخوندی!
هر از چندگاه یک شهروند بدبخت آمریکایی یا انگلیسی را می‌گیرند و هر کدام از آقایان برای رجز خوانی از یکدیگر پیشی می‌گیرند که بیایید و ببینید چطور دشمن خطرناک آمریکای جهان‌خوار را به دام انداختیم! و در این رجز خوانی‌ها هر کدام از سران حکومت سعی می‌کند به سهم خود آن اندازه که می‌تواند از این شعبده بازی خنده دار بهرگیری سیاسی بکند! بعد که دیگر گرفتن شهروند این دو کشور بهره سیاسی نداشت، آنوقت است که در آزاد سازی نیز گوی سبقت را از همدیگر می‌ربایند! تو گویی انگار سگ همسایه ما که برای آوردن استخوان و در مقابل من دم تکان دادند دست از پا نمی‌شناسد و همزمان برای پارس کردن و مزاحم من شدن هم دست از پا نمی‌شناسد! شباهت این دو نوع حیوان‌ها را می‌بینید!
در خبری اخیرا احمدی نژاد با سر و صدای بسیار در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی آمریکائی ان‌بی‌سی گفته: قصد دارد ترتیب آزادی این دو آمریکائی را تا دو روز دیگر بدهد.(منبع رادیو فرانسه)

تو گویی انگار نه انگار که خود همین آقایان چند مدت پیش مدعی شدند که این دو جاسوس هستند! حالا چگونه است که قرار است تا دو روز دیگر آزاد شوند!؟ مگر می‌توان جاسوس را همین طوری شکمی آزاد کرد!؟
پس از این دم تکان دادن‌های رئیس جمهور حکومت آخوندی، حالا هم قوه غذاییه رژیم دست پاچه که مبادا از منافع سیاسی این آزاد سازی بی بهره بمانند آمده‌اند و می‌گویند: “قوه قضائیه اعلام کرد هرگونه اطلاع رسانی در این زمینه از سوی قوه قضائیه انجام شده و اطلاع رسانی از ناحیه سایر افراد موجه نیست” (منبع عصرایران)

اگر اینها دم تکان دادن آقایان برای آمریکا نیست پس چیست! اگر اینها شباهت به سگ همسایه ما نداشته باشند پس به چه کسی شباهت دارند حداقل در این دم تکان دادن های بی معنی!

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 10:31 pm در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

8 پیام  |           

8 پیام به “مقایسه رفتاری سگ همسایه با سران حکومت آخوندی”

  1. رضا ایرانی مى گویند:

    حُسن آقای گرامی، دوست نادیده:
    از دید من، مقایسه آخوند و سگ و یا هر حیوانی اساسا نادرست و توهین به سگ و سایر حیوانات است.
    رضا ایرانی (ارتای خوشه)

    • خُسن آقا مى گویند:

      نکته اساسی نوشته من مقایسه این دو موجود با هم نبود، بیشتر هدف از مقایسه تشریح روش رفتار آخوندیسم بود. یعنی مثل سگ برای یک تیکه استخوان برای غرب دم تکان دادن و همزمان پارس کردن. این فلاکت سیاست ندانم کاری آخوندیسم را با هیچ چیز نمی‌شود مقایسه کرد! سگ بیچاره در این ماجرا فقط ابزار مقایسه است

  2. ایران مى گویند:

    درود
    یک نکته ی دیگه اینکه جناب احمدی نژاد دیروز در مصاحبه ای که با یکی از خبرگزاری های خارجی داشتن در پاسخ به سوال خبرنگار مبنی بر ازاد شدن موسوی و کروبی، ادعا کردن که قوه ی قضاییه مستقل هستش و ایشون نمی تونن دخالت کنن اما الان می خوان اون دو تا امریکایی رو ازاد کنن. جالبه !!!
    در ضمن خواهشمندم از واژه ی “پارس” برای واق واق سگ استفاده نکنید، این واژه رو عرب ها برای خوار کردن ایرانیان به کار می بردند.

    • خُسن آقا مى گویند:

      در مورد اول حق باشما است.
      در مورد دوم که درباره واژه پارس کردن توضیح دادید، من تا کنون چنینی چیزی نشنیده بودم اگر این ادعای شما حقیقت داشته باشد وای بر احوال ادبای ما که پیشتر در این مورد گوشزد نکرده اند!

  3. کل موک مى گویند:

    با درود به حسن آقای گرامی, تفسیر و تعبیر و تشبیه بسیار خوب و جالبی کردید. و تلختر اینکه در همان حالی که ادعا میکرد که ایران آزادترین کشور جهان است! بر پشت “سمیه توحیدلو” , که دکتر این مملکت است, به مثابه’ دزد و معتاد و خلاف کار, پنجاه ضربه شلاق زدند.
    دیگر اینکه در پاسخ آن دوست عزیزی که فرمودند که کلمه’ “پارس” را تازیها برای تحقیر ایرانیان ابداع کرده اند! بایستی عرض کنم که این اندیشه مبنای درستی ندارد.
    همانطور که میدانید حروف زبان تازی, چهار حرف “پ” و “چ” و “ژ” و “گ” ندارد. و این بدان معناست که هر کلمه ای که هر کدام از این چهار حرف در آن باشد, کلمه ایست پارسی. بدین دلیل است که ” پارس ” کلمه ایست پارسی. تازیان به پارس سگ میگویند”نبح” و بنده در هیچ جانی ندیده ام که از پارس استفاده کرده باشند. چرا که نمیتوانند مخرج”پ” را تلفظ کنند و هرجا که ناگزیر گردند , آنرا”ب” تلفظ میکنند.
    بنده بعنوان کسی که زبان تازی را همچون زبان مادری میداند, حاضر به دفاع از این نظریه, در برابر دوستان مخالف هستم. شرمنده که نظر به درازا کشید. پاینده باشید خسن آقای عزیز.

  4. رضا ایرانی مى گویند:

    چند ماهی پیش، سخنی با عنوان: “چرا «سگ» نماد مهر، زشت ساخته شده است؟” آورده بودم ، که خواندنش را به دوستان پیشنهاد می‌کنم. چون امکان لینک‌گذاری در ستون “نظرات” نیست ویا من راهش را نمی‌دانم، نوشته را در اینجا می‌آورم با سپاس فراوان.
    رضا ایرانی (ارتای خوشه)
    *************************************
    چرا «سگ» نماد مهر، زشت ساخته شده است؟
    یافتن و بسیج فرهنگ مردمی ایران، نیاز به خیره‌گشتن و خواندن انتقادی و کشف از نو واژه‌ها و مفاهیم دارد. با پرسش‌های از نو، ما راه‌ به دور انداختن معانی تحمیلی به واژه‌ها و مفاهیم که قدرت‌ورزان و دشمنان در زمان‌های طولانی کرده‌اند، می‌یابیم. نباید فراموش کرد که پیش از اسلام، میترائیان و سپس زرتشیتگری، دست به مسخ‌سازی و سرکوبی این فرهنگ مردمی زده‌اند.
    من در پاسخ به نوشته‌ی سراسر نادرست و با ذهنیت نیاندیشیده از دوستی نادیده، این چند سخن را در پیوند با «سگ» و جایگاه آن در «فرهنگ سیمرغی ایران» می‌آورم.
    «سگ» نماد مهر، جستجوگری و نگهبان «زندگی» است. اینستکه از نخست همراه و یار انسان بوده است. در ایران هزاره‌ها، سگ و اسب و جغد، همواره نماد بینش و دیدن در تاریکی‌ها بوده‌اند. پس از غلبه شریعت‌ خونریز اسلام است که سگ “نجس” و زشت می‌گردد چون با آنچه سگ نمایندگی می‌کرده، دشمنی می‌کرده‌اند. سگ با بوئیدن، پرسه‌زدن، وپارس‌کردن، می‌خواهد که با جستجو و شناخت، دشمن را بیابد تا از دوستش نگهبانی و پاسداری نماید.
    اینستکه، نام مادر کوروش «سپاگا» بمعنای «سگ مادینه» و نام خود کوروش، بمعنای «تخمه‌ی سگ» (=فرزند) است. «سیمرغ» عینیت با سگ دارد چون خود را «اصل جویندگی» می‌داند. تصاویر سیمرغ با سر سگ می‌باشند. محمد نیز همیشه جبرئیل را با چهره سر سگ (دحیه کلبی) می‌بیند.
    پس سائقه جستجو و پرسیدن و پژوهیدن سگ، نماد و نمونه‌ی «معرفت و دین» می‌دانستند. ازاین گذشته، روز پانزدهم هر ماهی را در ایران، «دین پژوه»می‌خواند‌‌ه‌اند. چون «دین» را بایست پژوهید و جستجو نمود و هرکسی باید آنرا («معرفت») همیشه بجوید نه آنکه به آموزه‌ای یا شخصی ایمان آورد و شهادت بدهد! در جهان‌نگری سیمرغی، مفهوم «دین» (سیمرغ) بینش درون تاریک ِ هر کسی است.
    اندکی در دید‌گاه خویش، و فرهنگ مردمی ایران (سیمرغی) تأمل نمائید، با سپاس فراوان،
    رضا ایرانی

  5. fifi مى گویند:

    در باره ی سگپرورده بودن کوروش کبیر

    مسئله ی « سگپرورده بودن کوروش کبیر » با تصویر « سیمرغ گسترده پر » اینهمانی دارد. در واقع، پادشاهی کوروش، حقّانّیت داشت؛ زیرا آیین کشور داری کوروش کبیر در راستای « نگهبانی از جان و زندگی » بود؛ یعنی حقیقتی که با گوهر و فروزه های خدای ایرانیان که همان سیمرغ می باشد، اینهمانی داشت. هزاره ها ایرانی می اندیشید که خدا، « سگ هست »؛ زیرا در تاریکی می بیند و بو و صدا را از کیلومترها فاصله، استشمام می کند و وفادار و نگهبان هست و جوینده نیز می باشد. اگر به صفات و رفتارهای سگ با دقّت، ژرفنگری کرده باشیم، می بینیم که سگ، هم جوینده است. هم وفادار است. هم هوشیار است. هم از کیلومترها فاصله می شنود. هم نگهبان است. هم در تاریکی می بیند. این صفات را ایرانی به خدایش نسبت می داد تا ایده آل خودش را از « کشوردار و سیاستمدار مردمی و دارنده ی فرّ »، نشان دهد. پس از فروپاشی حکومت ساسانی که خودش، قصّه ای مفصّل می باشد، با هجوم اعراب و مسلّط شدن اسلامیّت بر ذهنیّت ایرانی، در طول قرنها تلاش شد که سگ را « نجس » قلمداد کنند تا از این راه بتوانند فرهنگ ایرانی را بکوبند و متلاشی کنند. این بود که شریعتمداران و صوفیان شریعتمدار شاعر مسلک با اطلاق کردن « صفت سگ » به سوائق و امیال درونی انسان بر آن شدند که از یک طرف، هم فرهنگ ایرانی را بکوبند، هم انسان را در آنچه که هست و خمیر مایه اش را می پروراند، تحقیر و توبیخ و منفور کنند. بدنام کردن سوائق انسانی و توهین به سگ، بدنامی و خوارشماری فرهنگ ایرانی و دست آخر همان پایمال کردن تصویر « سیمرغ گسترده پر » می باشد که خدای ایرانیان هست. در متون عربی در باره ی پدیدار شدن « جبرئیل بر محمّد در غار حرا »، نقل است « جبرئیل » که همان معرّب شده ی « گرمائیل » می باشد و یکی از نامهای سیمرغ هست در پیکر « دحیة الکلبی = سگسر » بر محمّد پدیدار می شده است. البته بعدها مورّخان قرآن سعی کردند که معانی جعلی بسازند برای این « دحیة الکلبی » و بگویند که مثلا یک ثروتمندی بوده است در فلانجا و بیسار. ادّعایی که همش، تحریف و تقلیب است. من این مختصر را نوشتم تا بدانید که « ایرانیان، خدایشان سگسر = سیمرغ » می باشد و اینهمانی با سگ دارند. همانطور که رومیان، گرگ زاده هستند و در اساطیر رومی می بینیم که نیای رومیها از پستانهای ماده گرگ، شیر می نوشند. انتخاب حیوانات در آغاز شکلگیری فرهنگهای بشری، نشانگر « هویّت / خویشباشی ملّتها » بوده است. ایرانیان، سگمنش هستند؛ زیرا نگهبان جان و زندگی می باشند و در تاریکی مسائل به شمّه ی خویش و بینش سگدیدی خود اعتماد می کنند. بحث این مسئله مفصّل است و من خواستم فقط اشاره ای کرده باشم. تا زمانی که ما، سگ را نجس می شماریم، فرهنگ سیمرغی و خدای سگسر خود را نیز تحقیر و پایمال می کنیم

پیام:

اجباری، نمایش داده نمی‌شود

Spam protection by WP Captcha-Free

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر