29 Sep 2010

کوروش بیدار شو که گندش درآمد!

نوشته:     :::       9 پیام

بوی حلوای رژیم چنان بلند شده که فسیلی مثل مکارم شیرازی هم فهمیده!
اینکه مشایی به سینه زنی پشت سر کوروش روی آورد و احمدی نژاد هم او را حمایت کرد و سید علی آقا هم برای عوامفریبی چند تا انتقاد آبکی کرد و دیگر هیچ نگفت، بعد هم نوبت عده‌ای از علما از آن جمله مکارم شیرازی شد و پس از چندبار غر و لند زدن آخوندهای فسیل شده، حالا مکارم شیرازی گفته:
کوروش اگر می‌توانست شاه را نجات می‌داد
این گفته‌های مکارم شیرازی به این معنی است که یقینا پشت پرده به ایشان گفته‌اند که اگر مشایی به کوروش و عوامفریبی از نوع ملی گرایی آن روی آورده به این دلیل است که می‌خواهد جلو ریزش بیش از حد نیروها را بگیرد و با این شگرد به خیال خودشان می‌خواهند عده‌ای ناسیونالیست را دور خودشان جمع کنند. یقینا همانها هم به مکارم گفته‌اند که این سینه زنی پشت سر کوروش برای نجات رژیم از فروپاشی است نه چیز دیگری! به همین علت هم این یکی فسیل آمده و چنین می‌گوید که: کوروش اگر می‌توانست شاه را نجات می‌داد
من هرچه سعی کردم منطق دیگری پشت این اظهار نظر مکارم پیدا نکردم، اگر شما استدلال بهتری برای این اظهار نظر یافتید، بفرمایید ما هم با خبر شویم.
ایشان در همان سخنرانی افزوده‌اند:
امیدواریم خداوند به لطف و کرمش این انقلاب را از همه آسیب‌ها حفظ کند و ملت ما برای سایر کشورهای اسلامی و مردم جهان الگوی باشد.
عرض نکردم حاج آقا نگران سرنگونی رژیم شده‌اند! وگرنه چه دلیلی می‌تواند داشته باشد که پس از 31 سال عمر رژیم یک مرتبه مکارم نگران آسیب دیدن انقلاب شود!؟
این همه خصوصا زمانی تفکر برانگیز می‌شود که بدانیم در کم تر از دو روز قیمت ارزهای عمده جهانی مثل دلار و یورو در برابر ریال بیش از 15 درصد افزایش قیمت داشته‌اند، این نشان هیچ چیز دیگری نیست جز سرنگونی اقتصاد ایران. برای اقتصادی مثل ایران که یک اقتصاد وابسته به واردات است، این افزایش به تنهایی به معنای 15 درصد افزایش قیمت و تورم اقلام وارداتی!
از این جهت است که آخوندها به مشایی پیغام فرستاده‌اند که به کوروش بگوید، بیدار شو که دارد گندش در می‌آید!
افزایش قیمت ارزها

9 پیام   |    |     |     

27 Sep 2010

سکته کردیم رفت!

نوشته:     :::       39 پیام

با عرض پوزش اگر بیخبر گذاشتم و رفتم. در حقیقت تقصیر خودتان بود! دفعه پیش که عزرائیل آمد سراغم نوشتم که بابا سر جدتان قسم آدرس جنتی را برای عزرائیل بفرستید تا بلکه دست از سر حقیر بردارد! آدرس جنتی را نفرستادید، عزرائیل آمد مجددا سراغ حقیر! از شوخی که بگذریم خلاصه داستان اینکه، شب پنجشنبه گذشته، سکته گریبانم را گفت و رفتم بیمارستان تا اینکه امروز مجددا آزادم کردن بیایم بیرون. هر چی فکرش را می‌کنم می‌بینیم سکته به قیافه من نمی‌یاد! اصلا تیپ و قیافه من به آدم سکته‌ای نمی‌خوره!
حالا هم که در خدمت ام! حالم خوب است و خوشبختانه آسیب به قلبم به گفته پزشک بسیار بسیار محدود است و هیچ مورد نگرانی نیست. فقط مشکل اصلی این است که باید تا آخر عمر دارو مصرف کنم و سیگار هم نکشم ووو.

39 پیام   |    |     |     

21 Sep 2010

خانم سارا شورد! چرا ملت ایران باید هزینه نادانی شما را بپردازند!؟

نوشته:     :::       35 پیام

داستان دستگیری سه کوهنورد(!!) آمریکایی و آزادی سارا شورد پشت پرده ای دارد که هیچ کس در باره آن ننوشته. هیچ کس ننوشته که در این حماقت تاریخی، چرا ملت ایران باید هزینه حماقت ایشان و دوستانشان را بپردازند.
توضیح بدهم چرا رفتار این سه نفر را حماقت می‌نامم. مکانی که گفته می‌شود این سه کوهنور دستگیر شده‌اند یکی از پرتنش ترین و خطرناک ترین مناطق دنیاست. یکی از کردهای عراقی که پناهنده نروژ است از همین مناطق می‌آید، وقتی با او صحبت می‌کنم با لهجه کردی می‌گوید: “آقا جان آنجا جای زندگی کردن نیست، چه برسد به تفریح! من نمی‌دانم این سه آمریکایی آنجا چکار می‌کرده‌اند!؟” این سخنان را کسی می‌گوید که به تمام معنا یک آدم شجاع و از هر نظر بی پروا و جسور است، بیدی نیست که از این بادها بلرزد. آدمی است که تا قبل از آمدنش به نروژ، برای امرار معاش بتون می‌شکسته تا از خارج کردن و فروختن قطعات فلز داخل بتن‌های ساختمانی امرار معاش کند. خلاصه یلی است که بیا و ببین، با این حال، چنین آدمی ترجیح می‌دهد خانه و کاشانه‌اش را رها کند و بیاید نروژ برای زندگی. حال تجسم کنید سه آمریکایی بلند می‌شوند می‌روند مرز بین ایران و عراق برای کوهنوردی!؟ خدا قوت بدهد! اگر این سه نفر جاسوس نباشند، یقینا از احمق ترین انسانهایی هستند که من می‌شناسم!
حالا برویم سر هزینه‌ای که ملت ایران برای خریت و حماقت این سه باید بپردازند. بیش از 30 سال ملت ایران خون داده‌اند، سرکوب شده‌اند و فعالیت مستمر و خونبار کرده‌اند تا بتوانند طینت و سرشت حیوانی حکومتگران اسلامی را به جهانیان بشناسانند. حالا خانم شورد نه زیر می‌گذارند و نه رو و بعد از آزادی می‌فرمایند:

می خواهم با ابراز صمیمانه ترین سپاس خود به دولت و رهبران مذهبی ایران آغاز کنم. مشخصا از رافت و بزرگواری آیت الله خامنه ‎ای و رئیس جمهور احمدی نژاد به خاطر آزادسازی من از زندان سپاسگزاری می کنم.”

می دانید چنین جمله‌ای از دهان کسی که تمام رسانه‌های جهان چشم به دهانش دوخته‌اند چه هزینه‌ای برای ملت ایران دارد!؟ برای عوام دنیای خارج از ایران که شناخت چندانی از رژیم آخوندی ندارند، همین گونه اخبار است که افکارشان را شکل می‌دهد، درست به همین دلیل است که رژیم درست در چنین زمانی او را آزاد می‌کند تا از این تبلیغات مفت و مجانی در رسانه‌های جهانی بهره ببرد. بیش از 30 سال ملت ایران خون داده‌اند تا به جهان خارج بگویند که این ملاها آدمخوارانی هستند که ملت ایران آنها را نمی‌خواهند! حالا این خانم در یک جمله خامنه‌ای جلاد را تبدیل می‌کند به یک فرشته نجات تا عوام دنیای خارج از ایران به خود بگویند، این ملت ایران چقدر احمق و حق ناشناس هستند که چنین آدم با رافت و بزرگواری را برای رهبری نمی‌خواهند!؟
خانم شورد خجالت هم خوب چیزی است! مرتبه دیگر وقتی خواستید بروید کوهنوردی بروید یک جهنم دره دیگری که ملت ایران مجبور نشوند هزینه حماقت شما را بپردازند.

35 پیام   |    |     |     

19 Sep 2010

تیر غیبی از ترکش یک لر!

نوشته:     :::       7 پیام

نامه کروبی به هاشمی که از او در این نامه خواسته تا با رفتارهای غیرقانونی رهبر برخورد کند مثل تیر غیبی می‌ماند که در تاریکی می آید و به هدف می‌‍خورد.
این نامه در پی یک استراتژی سبز نوشته شده یا یک حرکت تک روی از سوی کروبی است؟
نتیجه این نامه و پاسخ به سوال بالا هر چه که باشد یقینا به نفع ملت ایران خواهد بود، چه به نظر من از هر طرف که شود کشته به سود ایران است.
نامه کروبی به هاشمی یا در پی یک استراتژی مشترک سبزها نوشته شده، یا از بی کلگی یک لر سر چشمه می‌گیرد. پاسخ این سوال به زودی مشخص خواهد شد.
اگر مورد اول صحت داشته باشد باید منتظر ماند و دید عکس العمل هاشمی چه خواهد بود.
شق دوم مورد اول این سناریو هم این است که کروبی لر را انداخته‌اند جلو تا ببینند عکس العمل رژیم چه خواهد بود، و اینکه آیا رژیم بر اساس این نامه کروبی را به اتهام برانداز رسمی دستگیر خواهد کرد، یا برعکس از ترس عکس العمل ها به کژدار مریز با او برخورد خواهند کرد.
اگر رژیم در برابر این نامه از خود عکس العمل نشان نداد، آن وقت هاشمی به میدان خواهد آمد و بر اساس همین وضع بوجود آمده، مساله خلافکاری رهبر فرزانه را در مجلس خفتگان رهبری مطرح خواهد کرد.
مورد دوم اینکه کروبی به جهت خلق و خوی او که به شیخ لر معروف شده، همینطوری یک تنه زده وسط نیروی دشمن و یک تنه می‌خواهد پشت مقام مزخرف رهبری را به خاک برساند و مثل یک کشتی گیر لر خود را برنده این جدال معرفی کند.
خلاصه همان گونه که پیشتر نوشتم هر نتیجه‌ای که از این نامه بدست آید به سود ملت ایران خواهد بود. فراموش نکنید که هر دو گروه چه ملاهای سبز و چه ملاهای سیاه همگی دشمنان ملت ایران محسوب می‌شوند.
نکته دیگر اینکه همان گونه که من بارها در این وبلاگ نوشته‌ام، سرنگونی این رژیم تنها بوسیله خود آخوندها میسر خواهد شد. یعنی که باید اختلاف بین خود این قشر را چنان دامن زد تا خودشان بیفتند به جان خودشان. این خبر را هم بخوانید(واکنش نشریه مصباح یزدی به سخنان آیت‌الله مکارم در باره تورم)، از این دست درگیری‌ها بین آخوندها این روزها زیاد شده، درگیری‌های ملاها عمق بسیار زیادی پیدا کرده باید از این مساله سود برد و این اختلافات را عمیق تر کرد و به قولی آتش بیار این معرکه بود.

7 پیام   |    |     |     

18 Sep 2010

آقا عزرائیل آدرسو اشتباه اومدی

نوشته:     :::       7 پیام

آهای ملت پریروز نزدیک بود خُسن آقا رو زورکی بفرستن اون دنیا!
سرکار بودم یک مرتبه حالم بد شد و درد شدیدی در سینه‌ام احساس کردم. ملت نروژی هم که خیلی آدم دوست هستند، همکارها، حقیر را با زور سوار تاکسی کردند و فرستادند پیش دکتر! آقای دکتر هم پس از چند تا سوال و چند تا آزمایش، تاکسی سفارش داد و و خُسن آقای هاج و واج را سه سوت فرستاد بخش اورژانس قلب بیمارستان. قبل از اینکه بتونم از خودم دفاع کنم، دیدم روی تخت خوابوندنم و هزار تا سیم و لوله به سوراخ‌های بدنم وصل کردن اونجاهایی هم که سوراخ پیدا نکرده بودن خودشون با سرنگ سوراخ کرده بودن و یک سیمی لوله‌ای چیزی بهش وصل کرده بودن! یک دکتر خانم خوشگل هم گذاشته بودن جلو روی حقیر و هی پشت سر هم سوال می‌کرد و یاداشت برمی‌داشت، دو سه تا پرستار خوش هیکل هم هی اینور و اونور ورجه ورجه می‌کردند و سیم و لوله و دستگاه وصل می‌کردن به خُسن آقا.
خلاصه قبل از اینکه وقت فکر کردن داشته باشم دیدم تبدیلم کردن به یک آدم دم موت!
حالا از من اصرار که بابا حال من خوب است و اصلا و ابدا تصمیم مردن نگرفته‌ام، ولی تو گویی که داشتم با دیوار صحبت می‌کردم.
خلاصه شب هم میهمان بیمارستان بودم و هزار و یک نوع آزمایش امتحان پس دادم تا به دکترها و پرستارها ثابت کنم که بابا عزرائیل اشتباهی اومده بود پیش من و در اصل قرار بوده بره سراغ آیت الله جنتی.
آقای دکتری که دیروز مرخصم کرد یک ساعت سین جیم کرد تا بلکه دلیل درد سینه‌ام را پیدا کند، عاقبت امر رسید به این نوع سوالها که مشکلات کاری دارم؟ پاسخم منفی بود و بعد پرسید آیا مشکل خانوادگی دارم!؟ پاسخ به این یکی هم منفی بود. عاقبت پرسید مشکلی در زندگی داری که می‌تواند باعث استرس و تشویش شود. گفتم خوب از اول می‌گفتی! در پاسخ توضیح دادم که من ایرانی هستم و مشکل اصلی من رژیم آخوندی است، حالا هم این آقا محمود شده بزرگترین ابزار تشویش و استرس برای حقیر. زد زیر خنده و گفت: تو که تو ایران زندگی نمی‌کنی چرا شور اونجا رو می‌زنی!؟ مانده بودم چه جوابی به طرف بدهم امروز که تیتر این خبر رو خوندم تازه دوزاریم افتاد که بابا تا این شارلاتان‌ها هستن ما روی خوشی و آسایش نخواهیم دید حتی اگر آن سوی زمین هم زندگی کنیم.
وقتی مموتی چنین بیشرمانه و گستاخ و بی حیا می‌گوید: “منشور کوروش نمونه مدیریت ایرانی است” آدم سالم هم قلبش می‌گیرد و ممکن است سکته کند از دست این شارلاتان. یکی نیست به این مموتی بگه مادر قحبه مگه تا همین چند روز پیش مدیریت جهان بدست امام زمان عرب نبود!؟ حالا چطور شده یک شبه مدیرت شده از نوع کورش و ایرانی!؟
خلاصه اگر من از دست این شارلاتان‌ها سکته کردم، بدانید و آگاه باشید که مرگ من از بیماری نبوده که درست برعکس از روی هشیاری و آگاهی و سلامت عقل بود.

7 پیام   |    |     |     

14 Sep 2010

شاه می‌بخشه ولی شیخ علی شاه نه!

نوشته:     :::       9 پیام

تری جونز، کشیش کلیسای انجیلی در فلوریدا یک خالی بندی کرد ولی همین که دید عکس العمل‌ها شدید خواهد بود از خیر آتش زدن قران گذشت. حالا گویا به قول معروف که می‌گویند “شاه می‌بخشه ولی شیخ علی شاه نمی‌بخشه” حکایت آخوندهای ما شده. گویا برای آخوندها این کشیش مثل نعمتی بود که از آسمان افتاد در دامن شان! به قول خمینی ملعون که می‌گفت “جنگ نعمت است”، این آخوندها هم می‌گویند “بحران نعمت است”! رژیم آخوندی را دیگر همه می‌شناسند و برای کسی شکی باقی نمانده که این رژیم بدون بحران نمی‌تواند حتی یک روز هم قدرت را حفظ کند. من در این گمانم که شاید خود رژیم پولی چیزی داده به کشیش تری جونز تا این بحران را برایش سامان دهد. آخه فکرش را بکنید در این اوضاع نابسامان رژیم، که هم تحریم است و هم در داخل با مشکلات سیاسی، اجتماعی زیادی روبروست و هم تقریبا همه کشورهای جهان خواستار سرنگونی آن هستند و تو گویی که این رژیم بجز دشمن دیگر چیزی در چنته ندارد. حالا این آتش زدن قران شده مثل پیراهن عثمان برای رژیم و دست بردار هم نیست. اینها گمان می‌کنند که هنوز مثل اول انقلاب است که بتوان برای چنین پیراهن عثمانی ملت را کشید توی خیابان برای حمایت و شعار دادن‌های توخالی! گویا رژیم یادش رفته که آنهایی که انقلاب کردند عموما با رژیم مخالف‌اند و جوانهایی که بعد از انقلاب به دنیا آمده‌اند اصلا نمی‌خواهند سر به تن رژیم باشد.
این همه هیاهوی رژیم برای این است که بتواند به هر شکلی که شده نگاه و توجه افکار عمومی را از این همه مشکلات سیاسی اقتصادی اجتماعی منحرف کند، وگرنه همه می‌دانند که سران این رژیم نه برای قران تره خورد می‌کند نه برای اسلام، اینها که در راس قدرت رژیم هستند عموما فقط دنبال قدرت‌اند و بس.

9 پیام   |    |     |     

12 Sep 2010

فلاکت مسلمین یکی دوتا نیست!

نوشته:     :::       11 پیام

گرچه ماجرای آتش زدن قران بوسیله کشیش آمریکایی در آخرین دقایق کنسل شد، ولی گویا به نوشته سایت شفاف عده‌ای آمریکایی “گمنام” در چند نقطه آمریکا قران آتش زدند.
تا اینجای قضیه مشکل فقط آتش زدن قران است و یک معضل سمبولیک که مسلمانهای عقب افتاده را می‌رنجاند. نکته مهم تری که بیشتر مسلمان‌ها اصلا روحشان هم خبر ندارد یا حداقل به مخ معیوبشان هم نمی‌رسد، این موضوع است که اصولا قران هم مثل دیگر کتب باید از خط تولید بگذرد تا بدست مسلمانان برسد. درست خواندید “خط تولید”!
این خط تولید بسته به اینکه در کدام کشور باشد و حتی کدام شرکت، شکل و شمایل گوناگونی به خود می‌گیرد. مثلا فرض کنید این خط تولید در ایران است و در یک شرکت انتشاراتی بسیار متعهد و مکتبی تهیه می‌شود و شرکت انتشاراتی هم همه اصول را برای تولید قران به اجرا می گذارد.
تولید و نشر قران فقط مختص ایران که نیست! هست!؟ این کتاب هم مثل دیگر کتابها در کشورهای مختلف تولید می‌شود و تا آنجا که حقیر شنیده‌ام این کتاب در اکثر کشورها چه مسلمان و چه غیر مسلمان هم تولید و منتشر می‌شود. حالا فرض کنید یک نسخه قران با ترجمه نروژی آن که در نروژ تولید می شود از چه مراحلی عبور می‌کند.
اول کاغذ آن باید تولید شود. بطور کلی کسی در نروژ نمی‌رود کاغذ مخصوص برای قران تولید کند، برعکس همان مواد خام و کاغذی که برای دیگر موارد استفاده می‌شود برای قران هم استفاده می‌شود.
کارگرهایی که در تولید کاغذ کار می کنند معمولا(اکثرا) مسلمان نیستند، تازه گیریم که کارگرها هم مسلمان باشند! با این حال اصلا کاغذ و مواد خام تولید آن معلوم نیست که برای نشر قران تولید شده باشد یا کاغذ توالت!
حتی اگر هم فرض کنیم که تولید کننده کاغذ قران هم همه اصول را برای تولید کاغذ قران انجام دهد، آیا فکر می کنید فلان کارگر که در خط تولید کاغذ مثلا در نروژ مشغول تولید کاغذ قران است برای قران تره خورد می‌کند؟ خوب معلوم است که برای او فرقی نمی‌کند که دارد تولید کاغذ قران می‌کند یا تولید کاغذ توالت، در نتیجه اگر قضای حاجت داشت می‌رود توالت و بعد از انجام این عمل، وضو که هیچ، حتی دستش را هم نمی‌شوید و یک راست می‌رود سر خط تولید کاغذ و الخ.
اصلا دلم نمی‌خواهد بیشتر در باره خط تولید قران بنویسم، خودتان قوه خلاقه تا را بکار بگیرید و ببینید به کجا ختم می‌شود!!

11 پیام   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی