30 Oct 2010

امنیت محله محور یا جنگ سنگر به سنگر

نوشته:     :::       10 پیام

هر دم از این باغ بری می‌رسد،تازه تر از تازه تری می‌رسد! این بار هم امنیت محله محور!
قیام سال گذشته و نشان دادن قدرت واقعی مردم در مقابله با نیروهای سرکوبگر، رژیم را بسیار نگران و وحشت زده کرده است. خصوصا اینکه در تحولات پیش رو(هدفمند کردن یارانه‌ها) علاوه بر نیروهای پیشرو و سیاسی جامعه که در درگیری‌های سال گذشته شرکت فعال داشتند، این بار رژیم مجبور خواهد بود با نیروهای کمتر سیاسی و حتی اصلا غیر سیاسی طبقه پایین جامعه هم روبرو شود. رویارویی این بار عظیم تر و غیرقابل کنترل تر خواهد بود.
قشر پایین جامعه که عموما بدنه نیروهای سرکوبگر هم از همین قشر دستچین می‌شوند، این بار وارد میدان مبارزه با رژیم خواهد شد و به همین دلیل هم هست که وحشت شدید نیروهای امنیتی حکومتی را باعث شده و آنها را مجبور کرده جنگ را به یک جنگ سنگر به سنگر تبدیل کنند.
رژیم می‌داند که روزی که قیام واقعی شکل بگیرد نیروهای رژیم بسیار سریع کنترل مناطقی از تهران را از دست خواهند داد و خصوصا اگر نقاط حساس امنیتی مورد حمله مردم قرار بگیرد، ممکن است بخشی از نیروهای رژیم ارتباط خود را با مراکز تصمیم گیری از دست بدهند. در نتیجه به خیال خودشان می‌خواهند با این استراتژی “امنیت محله محور” یا همان جنگ سنگر به سنگر این مشکل را برطرف کنند!
عجب خیال باطلی! دقیقا همین فکر را هم دیگر رژیم‌های دیکتاتوری کرده‌اند و همگی هم پس از یک درگیری رژیم‌های شان سرنگون شده است!
سود بردن از امنیت محله محور به این معنی خواهد بود که بعضی تصمیم گیری‌ها هم به محله‌ها منتقل خواهند شد و در نتیجه نیروهای دون پایه تر امنیتی رژیم در شرایط حاد مجبور خواهند بود تصمیم های بزرگتر از مغزشان بگیرند که همین مساله کار دست رژیم خواهد داد.
قیام این مرتبه می‌تواند قیام کوری باشد که ریشه آخوند را از ایران برکند. انباشته شدن تنفر در جامعه زمینه یک انفجار و قیام کور و مهیب را آماده کرده است، در نتیجه رژیم خود را برای رویارویی نهایی آماده کرده و این امنیت محله محور چیزی نیست جز جنگ در مراحل پایانی یا همان جنگ سنگر به سنگر.

10 پیام   |    |     |     

28 Oct 2010

سهم یارانه ننه جون خُسن آقا!

نوشته:     :::       4 پیام

زنگ زدم با مادرم صحبت می‌کنم در لابلای حرف‌ها می‌پرسم با یارانه‌ها چه می‌کنید! می‌گوید رفته بوده حساب یارانه‌ای باز کند به او گفته‌اند یارانه به شما تعلق نمی‌گیرد!
می‌پرسم برای چی!؟ برای اینکه مدیرکل هستی! و حقوق بگیر! یا اینکه حقوق بازنشستگی نداشته پدر از دنیا رفته باعث شده یارانه ندهند، یا اینکه پولهای دزدی که در بانک‌های خارجی داری باعث تعلق نگرفتن یارانه شده!؟
می‌خندد و می‌گوید یارانه توی سرشان بخورد! چیزی ازمان طلبکار نشوند! ما چیزی از آنها نمی‌خواهیم!
گفتم حتما یارانه تو و دیگران را که نمی‌خواهند بدهند را قرار است بریزن به حساب کرزای، چاوز، سید حسن نصرالله، مورالس و هزار و یک مفت خور دیگر! می‌گوید مواجب آنها را از ارث پدرشان پرداخت می‌کنند!
می‌پرسم گرانی هم حتما کمر شکن شده! می‌گوید کمری دیگر برای کسی نمانده که شکسته شود!

4 پیام   |    |     |     

21 Oct 2010

حضرت ماه و آقای گوزدرزی

نوشته:     :::       34 پیام


وبلاگی شخصی بنام گودرزی تصاویری از خامنه‌ای و احمدی نژاد ترسیم کرده و بر روی این تصاویر نام رهبر مزخرف را گذاشته “حضرت ماه” و احمدی نژاد را “شیر ایرانی” نامگذاری کرده!
دیدم حالا که قرار است نام روی اشخاص بگذاریم، بنده هم نام صاحب وبلاگ را به گوزدرزی تغییر می‌دهم!
ما دیده بودیم افراد برای رسیدن به نان و نوایی دستمال یزدی بدست می‌گیرند و جاهای ناشریف دیگران را نوازش می‌دهند ولی دیگر این نوع از دستمال بدستی را هنوز شاهد نبوده‌ایم.

34 پیام   |    |     |     

19 Oct 2010

الولد و تِرِ ابوک

نوشته:     :::       15 پیام

مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان قم از انتشار شجره نامه رهبر جمهوری اسلامی همزمان با ورود وی به این استان خبر داده است، هم زمان گفته است که جد آسید علی خامنه‌ای، به امام چهارم امام سجاد وصل است.
حالا برای آنهایی که همه عمرشان برای امامان شیعه سینه چاک کرده‌اند و سنگ این اعراب متجاوز را به سینه زده‌اند عرض کنم که بفرما! نگفته بودیم که امامان شیعه همه جملگی دزد و قاتل و راهزن بوده‌اند مثل دیگر دزدان و چپاولگران تاریخ! شاهد می‌خواهید بفرمایید! وقتی فرزند خلف امام سجاد (آسید علی آقا یک دست) این همه دزد و قاتل از آب در آمده، یقین بدانید که خود امام سجاد هم دست کمی از این سید دزد و قاتل نداشته! خلاصه اینکه “الولد و تِرِ ابوک”
توضیح:
“الولد و تِرِ ابوک” جمله‌ای است که سال‌ها تکیه کلام عموی گرام بنده بود. خودش توضیح می‌داد که معنی این جمله این است که ترکمان به پدرش می‌رود. خلاصه غلط یا درست بودن این جمله گناهش به گردن عموی از دنیا رفته حقیر!
پ.ن.:
جالبه یک نوشته چهار پنج خطی قادر هست این همه بحث راه بیندازه.
جماعت 29 مرتبه منفی داده‌اند و اکثرا هم رای شان بر این اساس است که مطلب توهین آمیز است! گویا یادشان رفته که هم اسلام هم آسید علی آقا از روز تولد بجز توهین به خرد انسانها کار دیگری نکرده‌اند!
لینک توی بالاترین

15 پیام   |    |     |     

17 Oct 2010

درخت تنومند عوامفریبی!

نوشته:     :::       8 پیام

بعضی دروغها را چندان تکرار می کنیم که خودمان هم باورمان می‌شود. نگاه کنید به دروغ های احمدی نژاد! البته دروغ‌های احمدی نژاد از نوع مرغوب تر آن است، این دروغ‌ها چنان بزرگ هستند که گوبلز را هم شرمنده می‌کنند.
دروغ‌های درجه دوم تر اما، از نوع دروغ‌های آن طیفی است که تا امروز در حکومت بوده و حالا به هر دلیل از قدرت خارج شده یا بهتر است بگوییم از قدرت با اردنگی اخراج شده است.
یکی از این آقایان تازه به جرگه مخالفین پیوسته هم آقای نوری زاد هستند. ایشان از این نوع دروغ‌ها زیاد می‌گویند.
در آخرین نوحه خوانی (آخه نامه نگاری این سینه چاکان سابق آسید علی آقا، بیشتر به نوحه خوانی شبیه است تا نامه نگاری!)
اعتراض کرده‌اند به حمله اوباش حکومتی به خانواده همت و باکری. ببینید آقایان چه راحت عوامفریبی می‌کنند! تو گویی این سرکوب‌ها تنها این روزها ست که شروع شده است و در این 31 سال گذشته که آقایان خودشان هم در حکومت شریک بوده‌اند چنین اتفاقی نمی‌افتاده! یکی نیست پرده از این همه عوامفریبی بردارد و به آقایان بگویید، آقایان شما کجا بودید آن زمانی که دختران جوان را قبل از اعدام مورد تجاوز قرار می‌دادند تا به خیال خودشان از رفتن آنها به بهشت جلوگیری کنند! باور کنید در دورانی که همین آقای نوری زاد در این حکومت فعال بوده، جنایاتی انجام شده که صدها برابر بدتر از چیزی است که این روزها شاهد آن هستیم. انگار نه انگار که این آقای نوری زاد در لانه زنبوری بنام کیهان خدمت می‌کرده!؟
ببینید این دو سه روز گذشته این جماعت چه قشقرقی بپا کرده‌اند که حکومت ایران بیش از یک میلیارد دلار خرج لبنان کرده. یکی نیست از اینها بپرسد مگر این روند تازه شروع شده! مگر نه اینکه این سینه چاکی برای لبنان و فلسطین از روز اول از مهمترین سیاست‌های این حکومت بوده!؟ تو گویی رابطه ایران و لبنان و فلسطین همین اواخر برقرار شده. یادشان رفته یاسر عرفات همان روزهای اول با کیسه گدایی آمد ایران! گویا یادشان رفته زمانی که سال گذشته جماعت اعتراض کنند شعار می‌دادند “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران” همین اسهال طلب‌ها بودند که سعی داشتند این شعار را وارونه کنند و چنین وانمود کنند که ملت در خیابان شعار می‌داده‌اند “هم لبنان هم غزه جانم فدای ایران”!!!
من واقعا درک نمی‌کنم چرا ملت ایران تاریخ را به این زودی از یاد می‌برد. بابا این اتفاق‌ها در مدت همین 31 سال گذشته اتفاق افتاده، حتی یک نسل هم از آن نگذشته، چطور ما می‌توانیم اجازه دهیم این همه تاریخ ما را دستکاری و تحریف کنند؟ عوامفریبی هم حد و اندازه‌ای دارد! چرا ما باید مدام اینگونه عوامفریبی‌ها را زیر سبیلی در کنیم!؟ چرا کسی در برابر این همه عوامفریبی جبهه نمی‌گیرد. باور کنید زبان ما چوب شد از بس که حقنه کردیم!

8 پیام   |    |     |     

11 Oct 2010

پرده آخر

نوشته:     :::       12 پیام

دو سه روز پیش با یکی از اعضای خانواده در ایران صحبت می‌کردم بحث گرانی و نابسامانی های دیگر شده به او می‌گویم آقایان دارند به آخر خط می‌رسند خودشان هم حتی فهمیده‌اند فقط بازی را که شروع کرده‌اند نمی‌توانند تمام کنند.
می‌پرسد کدام بازی!؟ می‌گویم پرده آخر کمدی تراژدی بنام جمهوری اسلامی! می‌گویید بابا مدت‌ها ست که مردم می‌گویند آخرش هست ولی باز هم اینها مثل شعبده بازها یک شعبده دیگری از داخل آستین یا کلاه خود در می‌آورند.
می‌گویم اگر دقت کرده باشی دیگر این شعبده بازی هم بی مزه شده و مدام همان اشیا قبلی را دوباره از داخل کلاه در می‌آورند و تکرار مکررات می‌کنند، کار را به جایی رسانده‌اند که دیگر حتی خودشان هم نمی‌توانند بصورت تصنعی بخندند! این کمدی تراژدی چنان خسته کننده شده که دیگر حتی خودشان هم نه باورش دارند و نه از آن خنده شان می‌گیرد و دارد به نقاط بسیار تراژیک بازی می‌رسد.
نگاه کنید به سخنان اخیر دکطر رحیمی معاون احمدی نژاد! ببینید چنان به چرند گویی افتاده‌اند که دیگر حتی اوپوزیسیون هم روی این گفته‌ها مانور نمی‌دهد، چونکه دیگر این بازی به مرحله پایانی رسیده.
چرندیات معاون رئیس جمهور: “با یک اخم اقتصاد فرانسه را فرو می پاشیم تا به صد سال پیش برگردد”
مساله این است که بازی اتمی را خودشان به این جا کشاندند و به خیال خودشان می‌خواستند با اقتدار به دنیا بقبولانند که جمهوری اسلامی یک قدرت اتمی است. خودشان هم باورشان شده بود که چنان قدرتی هستند که هیچ کس را یارای رویارویی با آنها را نیست. به گمان من این خودباوری هم ثمره دوران شکوفایی نفتی بود، همان دو سه سالی که میلیاردها دلار نفت می فروختند و جنس های بنجل از چین وارد می‌کردند و از آن اجناس دو سه تا موشکه سر هم می‌کردند و سرمست شده بودند و خیال برشان داشت که اینها تکنولوژی خودشان است! غافل از اینکه این ترقه و فش فشه‌ها که گاهی اوقات هم با کمک فتوشاپ با آن چند تا راکت درست می‌کردند، اصلا تکنولوژی قابل بحثی نیست. دوم اینکه اینها ساخت چین و کره است و هر وقت دنیا تصمیم بگیرد جلو این شریان را خواهد گرفت. حالا هم دیگر بسیار دیر شده و خودشان هم می‌دانند که این بازی مسخره را که شروع کرده‌اند نمی‌توانند متوقف کنند. عاقبت این کار اگر سرنگونی حکومت آخوندی نباشد در بهترین حالت سر به نیست شدند سید علی آقا و احمدی نژاد و کوتوله های دور و بر آنهاست. توجه کنید که این بازی که آقایان شروع کردن بازی پوکری بود و در آن یک بلف بزرگ زدند و بدون داشتن هیچ برگ برنده‌ای بازی کردند، حالا هم رقیب می‌داند که دستشان خالی است در نتیجه چاره‌ای جز رو کردن دست و قبول باخت راه دیگری باقی نمانده!
خلاصه اینکه این بازی کمدی تراژیک دیگر چنان به آخر رسیده که اگر آقایان پرده را خودشان پایین نکشند تماشاگران آنرا پایین خواهند کشید.

12 پیام   |    |     |     

06 Oct 2010

The Twilight Zone

نوشته:     :::       2 پیام

هر چی فکر کردم تیتر این نوشته رو چی انتخاب کنم نتونستم تیتر قابل قبولی به فارسی براش انتخاب کنم. The Twilight Zone بهترین انتخاب است که معادل فارسی آن را هر چه به مغزم فشار آوردم نتونستم پیدا کنم. خلاصه به بزرگی خودتو ببخشید!
چند روز پیش بخش‌هایی از فیلم قهوه تلخ مهران مدیری رو روی نت پیدا کردم و با سر و صداهایی که اطراف این سریال برپا شده نتونستم مقاومت کنم و مجبور شدم سه چهار تا اپیزود آنرا ببینم. هرچی فکر می‌کنم نمی‌تونم درک کنم که رژیم به چه علت اجازه تولید چنین فیلمی رو داده و حتی قرار بوده که از تلویزیون پخش بشه. به همین خاطر هست که تیتر این نوشته رو The Twilight Zone انتخاب کردم. با اینکه فیلم کمدی است ولی با واقعیات امروز ایران شدیدا همخوانی دارد. نگاه کنید به شاه داستان فیلم، انگاری خود آسید علی آقا خامنه‌ای! همه دار و دسته دلقکی هم که دور و بر حضرت رهبر یا همان شاهنشاه را احاطه کرده اند دقیقا عین همان دلقک‌هایی هستند که در دولت و دستگاه خلیفه مسلمین مشغول کاراند. باور کنید بعد از دیدن چند اپیزود از این سریال به خودم می‌گم، نکند سناریوی این روزهای ملت ایران را هم همان کسی نوشته که سناریوی فیلم قهوه تلخ را نوشته، چون شباهت‌های زیادی بین اتفاقات درون این فیلم و اتفاقات امروز ایران را می‌توانید مشاهده کرد. از همه خنده دار تر اینکه امشب خبری روی سایت بی‌بی‌سی دیدم که نزدیک بود از خنده بترکم، انگاری خبر را از روی اتفاق درون فیلم قهوه تلخ تنظیم کرده بودند! در خبر بی‌بی‌سی آمده که:
دادستان تهران: با تعطیل کردن بازار برخورد می‌کنیم
در بخشی از خبر می‌خوانیم: دو روز پیش تر محسن عباسی، مدیر اداره نظارت بر موسسات پولی غیر بانکی با اشاره به اینکه برخی صرافی ها در روزهای گذشته تعطیل بوده اند و یا از فروش ارز خودداری می کرده اند، گفته بود که اگر این صراف ها، رویه خود را اصلاح نکنند قطعا مجوز آنها باطل خواهد شد.
آخه ببینید در کدام مملکتی آقای وزیر، بازار و صرافی ها را تهدید به غل و زنجیر می‌کند اگر ارز نفروشند! درست در آخرین اپیزود مهران مدیری هم که دیدم همین اتفاق افتاد عده‌ای اوباش را فرستادند بروند و بازاری ها را بزنند و تهدید کنند و از آنها پول بگیرند برای آش پشت پای پادشاه. حالا متوجه می شوید چرا می گویم که اوضاع ایران شده مثل سریال آمریکایی The Twilight Zone
به جدم قسم تقصیر من نیست باور کنید من نیستم که دیوانه شده‌ام، ولی رفتار آقایان شباهت زیادی دارد به داستان فیلم کمدی قهوه تلخ.
شاید باید دست به دامان مهران خان مدیری بشویم تا سناریوی تاریخ امروز ایران را به شکل دیگری بنویسد تا بلکه مردم بیچاره از دست این فلاکت که گرفتار آن شده‌اند نجات پیدا کنند!

2 پیام   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی