09
Oct
2009
مقام معظم رهبری در این دوران وانفسا فتوای بسیار مهمی صادر فرمودهاند و بر اساس این فتوا، از این به بعد به ما مردها اجازه دادهاند با فلانمون هم میتونیم بازی کنیم! البته به شرط اینکه روی آن شرط بندی نکنیم.
بخش اصلی فتوای عظیم الشان را در زیر میخوانید:
بطور كلى بازى با هر چیزى كه مكلّف تشخیص دهد از آلات قمار است و یا در آن شرطبندى شود، به هیچ وجه، جائز نیست ولی بازى با هر وسیلهاى كه جزء آلات قمار به حساب نیاید، بدون شرطبندى، اشكال ندارد. منبع: سایت فرارو
عرض نکردم! پس بشتابید آلات و ابزارتان را در بیاورید و با آن بازی کنید!
در بخش: طنز, ملای حیله گر
05
Oct
2009
نوکران دستمال بدست و کاسه لیسان قدرت همیشه چنان غرق قدرت میشوند که یادشان میرود که جایگاه این افراد چیزی بیشتر از یک ابزار قدرت نیست و روزی که صاحبان زور و زر در تنگنا قرار گیرند برای نجات جبروت قدرت خود، مجبورند چند تایی از این کاسه لیسان و دستمال بدستان را فدای قدرت خویش کنند.
داستان سعید امامی و کاسه واجبی هم این بیچارگان آویزان به بیضه قدرت را از خواب خرگوشی بیدار نمیکند.
داستان کاسه واجبی این مرتبه گویا قرار است دامان ناپاک غازی مرتضوی را بگیرد.
داستان رقت بار غازی مرتضوی را همه میدانند و تقریبا همه هم میدانستند که روزی این بیچاره مفلوک را با یک کاسه واجبی فدای ارکان قدرت خواهند کرد. گرچه دیر و زود دارد ولی یقینا سوخت و سوز ندارد. به قول معروف یکبار جستی ملخک ، دو بار جستی ملخک سه بار جستی ملخک، آخر بدستی ملخک! و این روزها گویا کاسه واجبی را برای حاج آقا مرتضوی دارند مهیا میکنند و او هنوز در خیال باطل خود غوطه میخورد و بر این خیال است که اگر با دستمال ابریشمی بیضههای سید علی را نوازش کند میتواند این بار هم از این دام رها شود. ایشان در پاسخ به گیر دادن های علیرضا زاکانی، بعد از کلی صغرا کبرا چیدن چنان بیضههای سید علی را میمالد که از آن خون جاری خواهد شد، بخوانید چه مینویسد:
ولکن در این جریان بهره گیری از یک حادثه دلخراش و ناگوار برای انتقام گیری شخصی آن هم با تحریف اظهارات دبیر محترم شورای عالي امنیت ملی و انتساب نافرمانی از محبوب قلوب میلیونها ایرانی و مسلمان که همچون حقيرهدیه جان و تمام هستی جهت اجابت نظرو فرمانشان کمترین کالايي است كه در بضاعت دارند گناهی نابخشودنی و دون شأن یک نماینده مجلس و مدعی اصول گرایی است.
ایشان گویی هنوز درک نکرده که سید علی این روزها یکی دوتا جام زهر را باید یک جا با هم نوش جان کند و در این وانفسا یقینا ترجیح میدهد اگر ممکن باشد بجای یکی از این کاسههای زهر کاسه واجبی را بدهد دست یکی از نوکران گوش به فرمان. گویا ایشان هنوز درک نکرده که اگر با سیاست بازی نتوانند گناهان و جنایات چند ماه گذشته را به گردن یک بدبختی مثل غازی مرتضوی بیندازند، مجبور خواهند شد همه گناهان را به صورت یک جام زهر به خورد مقامات بالا دست مرتضوی بدهند و این یعنی عاقبت امر دامان “محبوب قلوب میلیونها ایرانی و مسلمان!” را خواهد گرفت و اگر همان گونه که ایشان در نامه سرگشاده شان ذکر کردهاند حاضراند جان خود را فدای رهبر کنند! پس دیگر این همه ادا و اطوار برای چیست!؟ بیار جام زهر را تا نوش جان کند وگرنه “محبوب قلوب میلیونها ایرانی و مسلمان!” خود مجبور به سرکشیدن ظرف واجبی خواهد شد!
در بخش: جنایات رژیم
03
Oct
2009
مذاکرات ژنو به ثمر رسید و اسلام ناب سید علی مشت محکمی به دهان استکبار جهانی شرق و غرب زد و دک و پوز شرق و غرب را چنان خورد کرد که ده تا پزشک حاذق هم نخواهند توانست آنرا صافکاری و تعمیر کنند.
جملات بالا را یقینا در روزهای آینده هزاران بار از همه رسانههای وابسته به سید علی خواهیم شنید. این عوامفریبی را چنان در بوق خواهند کرد که گوش همه کر شود تا واقعیت اصلی همانا شکست مفتضحانه حکومت سید علی پنهان بماند.
همیشه این شگرد شناخته شده سیدعلی بوده و هست که بر موضع غیر اصولی و غیر قابل دست یابی خودش چنان پافشاری میکند تا به مرز شکست، سرنگونی و فنا شدن برسد، سپس درست چند قدم مانده به سرنگونی و نابودی هزار قدم عقب نشینی میکند و شکست را میپذیرد و هم زمان در بوق تبلیغاتی میدمد که چه شده چه نشده سید علی با درایت پیروز شده!
پیشنهاد غنی سازی اورانیوم با درصد بالا در خارج از ایران را قبلا هم گروه 5+1 به حکومت سید علی پیشنهاد داده و جواب منفی دریافت کرده بودند. حالا سید علی و هم پالکی ها بعد از 4 سال با تحمیل فشارهای بی دلیل به مردم همان نتایج 4 سال پیش را پذیرفتهاند و یقینا عقب نشینیهای بیشتر را هم در ادامه همین مذاکرات شاهد خواهیم بود.
آذر ماه سال 1384 سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه طرح غنی سازی در یک کشور ثالث را مطرح کرد و پاسخ رژیم به این پیشنهاد منفی بود و ماجرا را 4 سال دیگر کش دادند. تنها تفاوت این دو پیشنهاد در این بود که این بار آمریکا خود به سر میز مذاکرات مستقیم نشست و رو در رو با رژیم مذاکره کرد. تو گویی که عقده رژیم تنها در این بود که این بسته حقارت را مستقیما از دستان آمریکا باید دریافت کند! عکس کنار را نگاه کنید! ببینید چگونه نمایندگان سید علی قند در دلشان آب شده که دارند به گفته خودشان با شیطان بزرگ مذاکره و بده بستان میکنند.
سیاست سید علی چنان است که هم شرق را خوش آید و هم غرب را.
حکومت سید علی حالا میتواند با افتخار در کتب تاریخی ثبت کند که هم شرقی است و هم غربی، روسها کودتای نظامی را برای سید علی ترتیب دادند، آمریکا و اروپا هم پالان کج اتمی بر آن گذاشتند.
مبارک است انشاالله!!
پ.ن.:
یادم رفت بنویسم که در این ماجرا سید علی غیرت نداشتهاش را هم فدا کرد. یادمان نرود که سید علی چندسال پیش چنین فرمود:
کسانی که دم از مذاکره با آمریکا میزنند یا با الفبای سیاست آشنایی ندارند یا با الفبای غیرت
پ.ن. 2:
دیروز میخواستیم در باره این مطلب بنویسم ولی وقت آن نشد و امروز هم که مساله اتمی مهم تر از این یکی بود. شاید روزی که خود ابطحی بیرون آمد و این شعبده بازی را رسوا کرد، شاید!!
در بخش: بحران اتمی، جنگ
01
Oct
2009
در آستانه شهرآورد(دربی) سبز پایتخت: هیات رزمندگان از امشب کنار ورزشگاه آزادی خیمه میزنند!
یقینا رزمندگان سلحشور(!!) اسلام ناب سید علی وقت نکردهاند در ماه رمضان به احیا بروند به همین خاطر مراسم احیا را به کنار استادیوم فوتبال منتقل کردهاند!!
در ادامه خبر میخوانیم:
حسن ضیاء آذری مدیر مجموعه ورزشی آزادی از برپایی چادرهایی برای اسکان تماشاگران شهرستانی در شب پیش از بازی داربی و برگزاری نماز جماعت خبر داد و به ایسنا گفت: هیات رزمندگان غرب تهران و کرج طی مذاکره با معاون مجموعه ورزشی آزادی درخواست کردند که شب قبل از بازی مقابل درب غربی فضایی را برای استراحت(!!) و اسکان(!!) تماشاگران شهرستانی آماده کنند. برپایی نماز جماعت و پذیرایی از مردم از دیگر اقداماتی خواهد بود که بنا است انجام شود.
پرانتزها از من است!
ما نفهمیدیم استراحت و اسکان تماشاگران شهرستانی چه ربطی دارد به رزمندگان سلحشور غرب تهران و کرج !؟ و از همه مهم تر نفهمیدیم نماز جماعت برای استراحت است یا برای فوتبال یا برای جنگ حیدری نعمتی! شاید هم برای بهبود بواسیر رزمندگان سلحشور تهران و حومه خوب باشد!
البته با آگاهی که از جو مسابقات سابق تاج و پرسپولیس داریم، میدانیم که این بیشتر به یک جنگ طبقاتی شبیه است تا یک مسابقه فوتبال. حالا هم که گویا عدهای دیگر، این جنگ حیدری نعمتی را با لوگوی طراحی شده خود میخواهند تبدیل کنند به جنگ بین حیدری نعمتیهای سابق از یک طرف و رزمندگان سلحشور سید علی از آن طرف. با شناختی که از تماشاگر فوتبال بطور عموم داریم میدانیم که گاهی اوقات در گردهماییهای از این دست تنها از چیزی که خبری نیست فوتبال است و بیشتر برای جنگ طبقاتی شکل میگیرد تا مسابقه فوتبال.
خارج از موضوع: پائیز دارد تمام میشود و چهره زمستان کم کم نمایان، از این رو مراسم با شکوه انگور چینی را امروز باید ترتیب بدهم وگرنه انگور امسال بجای شراب به یخ تبدیل خواهد شد.
در بخش: اجتماعی, اعتراض و تظاهرات, طنز
28
Sep
2009
وقتی جماعتی از مخالفین رژیم زیر عبای هاشمی جمع میشوند روی سر آدم شاخ سبز می شود. اصلا نمیفهم در ایران چگونه کسی میتواند بعد از 30 سال مکر و حیله ملا و ملازاده هنوز بعضی از روی خوش باوری مجددا به زیر عبای ملا میروند، فرقی هم نمیکند کدام ملا باشد، این جماعت جملگی جز منافع شخصی به هیچ چیز دیگری فکر نمیکنند.
اگر بخواهیم ملاها را درجه بندی کنیم، هاشمی در مکر و حیله و سیاست بازی مقام اول را بدست خواهد آورد. او به تنهایی قادر است همه ملت ایران را تشنه ببرد لب رودخانه و تشنه باز گرداند.
خنده دار تر از همه این است که عدهای آن هم نه کم، مدتی است او را هم جزیی از دار و دسته اسهال طلب تلقی میکنند و به شکلی او را منجی میپندارند.
شایعاتی در روزهای بعد از انتصابات اخیر به گوش میرسید که او و دیگر سران اسهالت با هم تعهد کردهاند که تا آخر راه با هم باشند و پشت یک دیگر را خالی نکنند! این قرار و مدار حتی اگر وجود خارجی هم داشته باشد قابل اعتماد نیست، هیچ انسان عاقلی نباید با طناب پاره این روضه خوان مکار ته چاه برود. درست همان اتفاقی که این روزها شاهد آن هستیم تا جایی که صدای شیخ کروبی را هم در آورده.
از همان روزهای اول بعد از درگیریها و کشت و کشتار خرداد عشوههای هاشمی شروع شد.
سایت آینده که گفته میشود متعلق به خاندان هاشمی است با اینکه این تعلق را انکار میکنند، ولی تردیدی نیست که سایت زیر سلطه خاندان اکبر شاه است. اگر این سایت و سایت های ریز و درشت دیگری را که زیر عبای هاشمی هستند را زیر نظر بگیرید می بینید که هر از چند روزی یکی دو مطلب به خایههای مبارک سید علی مربوط میشود و این سایتها به هر شکلی شده عشوهای برای رهبر میآیند.
قلم به مزدان هاشمی گاهی اوقات هم برای اینکه به حمایت از سید علی متهم نشوند با پشتک و وارو زدن و شامورتی بازی از قول دیگران (با دستمال دیگران) خایههای ملوکانه سید علی را نوازش میکنند. هم زمان برای اینکه نکند اگر روزی جناح مقابل برنده این جدال شد سر اکبر شاه بی کلاه بماند، هر از چندی هم گوشه چشمی به جناح مقابل میاندازد. به زبان ساده مزدوران اکبر شاه، یکی به نعل میزند و یکی به میخ، مکر این روضه خوان مکار حد و اندازه ندارد.
اگر به گذشته نگاه کنیم پیش تر نیز اکبر شاه عادت داشت با چراغ راهنما به سمت راست به چپ چرخش کند یا برعکس. او در این 30 سال همیشه توانسته با مکر و حیله از هر نوع آسیبی به خود و خاندانش جلوگیری کند و از هر بحرانی به استادی عبور کند.
آخرین عشوههای او را باید در موضوع استعفای آیتالله یزدی از دبیری مجلس خبرگان دید. بر کسی پوشیده نیست که یزدی و هاشمی چشم دیدن یکدیگر را ندارند و دشمن خونی یکدیگر هستند، با این حال او که میداند یزدی تقریبا مهرهای سوخته و از دور خارج شده، با این عشوه میخواهد برای خودش سرمایه سیاسی دست و پا کند.
در بخش: بدون دسته بندی
25
Sep
2009
این دکتر ما دوباره از داستان ذوب شدنش در پدر گرام نوشته. با خواندن مطلباش چنان عصبی شدم که پیامی پای نوشته او نوشتم. نمی دانم آنرا منعکس میکند یا اینکه انتشار پیام من هم با عقایدش مغایرت دارد، در نتیجه مجبورم پیام را اینجا منعکس کنم تا بلکه عصبانیتام کمی فروکش کند.
این هم پیام:
با خودم فکر میکنم چگونه ممکن است کسی تا مقطع دکترا درس خوانده باشد ولی با این حال این همه از مرحله پرت باشد.
برادر مکتبی میتوانی توضیح بدهی اگر پدر کسی جانی بود باز هم بر فرزند واجب است که از پدر اطاعت کند!؟
این پدرسالاری که شما مدام مدح آنرا میگویید ریشه تمام بدبختیهای ما ایرانیها و عموما اکثر شهروندان خاورمیانه است. برادر اگر میخواهی انسانی آزاده باشی باید خود را اول از همه ار ناف پدر زور گویت نجات دهی. این پدر شما از بیماری ایدز هم برای شما خطرناک تر است.
این هم یک توضیح اضافه بر پیام عصبیام:
برادر جان میبینی سید علی یک دست چگونه خون یک ملت را در شیشه کرده! این همه ظلم بر اثر چیزی نیست جز این روابط پدرسالاری در فرهنگ ایرانی و خاورمیانهای و بطور کلی همه ملتهای عقب افتاده! اگر باور نداری به تو پیشنهاد میکنم چند کتاب به شما معرفی کنم کمی مطالعه فرمایید اطلاعاتات برود کمی بالا.
اصولا اطاعت کورکورانه فرقی نمیکند از پدر باشد یا از هر دیوس دیگری کاری است بس حماقت گونه. فرقی نمیکند این اطاعت کورکورانه برای منافع باشد یا از روی خریت یا از روی هر استدلال و دلیل دیگر اثر و نتیجه آن یکی است بردگی و بندگی که همه میدانیم چه نتایج زیان باری را به همراه دارد.
در بخش: اسلام و مسلمین
22
Sep
2009
من اصولا با کلاشینکوف حتی از نوع دیجیتالی آن میانه خوبی ندارم و این وبلاگ را هم اصلا نمیخوانم و نمیشناسم. در پیگیری لینکی به لینکی یک مرتبه از وبلاگ کلاشینکوف دیجیتال سر در آوردم. ایشان در مطلبی در دفاع از بی عملی علما، دلایلی برای مداخله نکردن علما در وقایع و جنایات پس از انتخابات مطرح کردهاند که خیلی جالب و خواندنی است! نویسنده وبلاگ به شکلی میخواهد برای علما عذر تراشی کند، آن هم چه عذری! عذر بد تر از گناه.
میفرمایند:
برای این سکوت و عدم موضع گیری مراجع و روحانیون اعلام چند دلیل را می توان ذکر می کرد که به نظرم از این قرار است:
-ورود مراجع و روحانیت به مسئله ادعای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری و مسائل بعدی آن، در شرایط فعلی یک موضع گیری سیاسی غلیظ و تمام و کمال محسوب می شود و کاملا هم به نفع یک جریان سیاسی(اصلاح طلبان) تمام می شود، بسیاری از مراجع و روحانیت با این سطح از سیاست ورزی(ورود مستقیم و جزیی به مسائل) میانه ای ندارند و از نظر آنان،ورود آنها به اینگونه مسائل، موقعیت روحانی و خاص آنان را با چالش مواجه می کند.
آخه برادر کلاشینکوفی، ماشاالله ماشاالله شما که با انتخاب نام برای وبلاگ ات از همان اول خط و نشان کشیدهای و قرار است که مثل کلاشینکف دیجتال باشی! حالا چرا یک مرتبه این همه رئوف شدهای آن هم از جانب علما!؟
این چه مصداقی است یا بهتر است بگویم این چه عذر بدتر از گناهی است که فرمودهاید علما (ورود مستقیم و جزیی به مسائل) مستقیما وارد مسائل جزیی نمیشوند!؟ منظورتان از مسائل جزیی چیست!؟ کشتار مردم در مقابل دیدگان جهانیان یا به سخره گرفتن اراده ملی یک ملت!؟ شاید هم تجاوز به زندانیان مد نظرتان بوده! عاقلان دانند!
چطور است که علما در مسائلی مثل ورود به بیت الخلا با پای چپ یا راست وارد میشوند! ولی در مسائلی که جان انسانها به آن بستگی دارد خیر!؟
یقینا این نوع افکار را هم شما از تربیت اسلامی همین علما یاد گرفتهاید و پرورش یافته همان مکتب هستید وگرنه در آن نوع تفکر و سیستم تربیتی که حقیر پرورش یافتهام کشتار مردم بیگناه یکی از بزرگترین گناهان محسوب میشود.
ایشان در ادامه دلیل تراشی برای علما میفرمایند:
-دلیل دیگر می تواند این باشد که بخشی از روحانیت و مراجع،اصولا حوادث اخیر را یک حادثه گذرا و مقطعی و نه چندان مهم و حیاتی ارزیابی می کنند که می گذرد و نباید بی گدار در مورد آن هزینه کرد.
حوادث نه چندان مهم نه چندان حیاتی!؟ مهم از چه نظر!؟ شما که متخصص علما و اولویت های آنها هستید میتوانید بفرمایید، چرا برای علما جان این همه انسان اهمیت ندارد!؟ بر ما که پوشیده نیست که علما فعلا سرشان در آخور خوبی فرو رفته و تا در کیسه ملت بیچاره باز است و علما از این کیسه ارتزاق میکنند یقینا هم نباید منتظر عکس العملی از سوی ایشان بود. یقین بدانید روزی که ملت بیدار شد و سر کیسه را سفت کرد، آن وقت همین علما که این مسائل برایشان پیش پا افتاده و بی اهمیت جلوه میکند، چنان به تکاپو بیفتند که بیا و ببین! برعکس نظر شما و علمای گرانقدر(!) اسلام، حقیر بر این نظرم که برای زندگی بهتر باید هر چه زودتر کل اسلام متعفن علما را به بیت الخلا بریزیم و برویم دنبال یک زندگی انسانی تر و شرافتمندانه تر!
در بخش: اسلام و مسلمین, جنایات رژیم