24
Dec
2002
امامزاده طاقچه!!
همونطوری که توی نظرخواهی پریروز قول داده بودم یکی از دوستان شیرازی عکسهایی را از مکان مربوطه (امامزاده طاقچه!!) فرستاده با یک مطلب کوتاه درمورد این مکان که تقدیم حضورتان خواهد شد. قبل از هرچیز باید مژده بدهم که این دوست گرامی علاقهی خواصی به اینکونه امامزاده های ریز و درشت دارد و قول داده که در آینده نیز از اینکونه گزارشها را برایم ارسال کند. اینهم مطلب دوستم و عکسهایی که فرستاده:
این امامزاده!! (دیوار نذر و نیاز) قبلآ طاقچه خانهی بدبخت صاحب خانه بوده که هنگام عقب نشینی خانه بخاطر عریض کردن خیابان قصرالدشت تبدیل شده به دیوار بیرونی خانه، همین موضوع باعث شده که ملت از دنیا بیخبر گمان کنند که این دو طاقچه مربوط می شود به یک امامزاده و از آن تاریخ به بعد ملت شروع به روشن کردن شمع در دوطرف در ورودی اطاق (داخل طاقچهها) کردهاند. بعد از آن صاحب خانه در نوبتهای مختلف سعی در خراب و ساختن دیوار کرده تا شاید مردم بیعقل را به عقل آورد و گویا تا امروز موفق که نشده هیچ کار هم خرابتر شده و امروز کل دیوار را ملت بعنوان دیوار نذر و نیاز انتخاب کرده و روزانه بر روی دیوار شمع روشن میکنند. همانطوری که مشاهده می کنید صاحب خانه بیچاره درحال حاضر مشغول ساختن دیوار جدیدی در پشت دیوار اصلی است و کمی از دیوار قدیمی را هم خراب کرده، البته بیچاره نمیداند که با این خراب و ساختن ها کار درست نخواهد شد و تنها درصورتی که او بتواند افکار ملت عقب افتاده را خراب و ترمیم کنند امکان توقف اینگونه اعمال میباشد.
درضمن شبح هم گویا چند عکس فرستاده بود که آقای بیل گیت بخاطر ترس از ویروس همه را دلیت کرده بود. در اینجا هم عکسهای بیشتری را میتوانید ببینید.
عکس 1 ، عکس 2 ، عکس 3، عکس 4، عکس 5
در بخش: بدون دسته بندی
22
Dec
2002
شب یلدا
دیشب شب یلدا بود، ما خارج نشینها که از بیخ عرب شدهایم نه این جور روزهارو یادمون هست نه هم که معمولا دل و حوصلهای برامون مونده که اینجور روزهارو ارج بگذاریم. دیشب از قرار معلوم ملت توی ایران شب یلدا رو با شکوه برگذارکردند. خمینی روزی که بر اون مملکت مسلط شد تصمیم داشت هرچه که آثاری از ایرانیت داشت رو از بین ببره، مردک بیچاره گمان نمیکرد که همین مقوله همهی هستی رژیمش را به باد فنا خواهد داد. از روزی که او شروع به منع و تخریب اینگونه روزها و اعیاد ایرانی رو شروع کرد وجدان ایرانی رو از خواب بیدار کرد و باعث شد که اعیادی را هم که مردم سالهابود از یاد برده بودند دوباره زنده شوند و مردم هر سال بیشتر بر اجرای چنین روزهایی پافشاری کنند. از مهرگان گرفته تا شب یلدا و از چهارشنبه سوری تا عیدنوروز که دیگر جای خود را دارد. حالا امسال عید نوروز درست برابر شده با دههی آشورا، امسال ملت نشان خواهد داد تا چه اندازه ایرانی است و تا چه اندازه اسلام و حکومت خمینی توانسته از ایرانیت این ملت بکاهد و بر عربیت او بیفزاید! امسال بگمانم جنگی در خواهد گرفت و پیروزی ایرانیت بر اسلام را از پیش می توان حدس زد، امسال برعکس سالهای قبل که رژیم هنوز توانی برای مقابله با مردم را داشت میتواند نقطه پایان این رژیم منحوس باشد.
عجب جنگ زیبایی خواهیم داشت امسال.
در بخش: بدون دسته بندی
20
Dec
2002
نذر و نیاز
میدونید ما ملت از قدیم و ندیم توی این مملکت از کون کیج بودیم! نه خیر این موضوع چیزی نیست که من امروز کشف کرده باشم! این موضوع را سالهاست میدونستم ولی این مطلب رو امروز مینویسم چونکه یکی از رفقای اهل بخیه نامهای نوشته بود و در مورد یک دیواری که ما ملت کس خول توی شیراز داریم توضیح داده بود یک دفعه رفتم به دنیای جوانی و خاطرات زنده شد!
این دیوار توی خیابون قصرالدشت شیراز هست کسایی که بچهی شیراز باشند شاید این دیوار رو بشناسن از طرف مرکزشهر که به طرف قصرالدشت میرید نرسیده به باشگاه افسران روبروی باغ عفت جنده خونهی سابق، یک دیوار سفید هست البته سفید که میگم از اول سفید نبود، یه دیوار کاه گلی بود با دوتا طاقچه که ملت روشون شمع روشن میکردن بعد از بس که تعداد خر زیاد شده بود و طاقچه ها جا نداشتند میرفتن روی حاشیه دیوار شمع روشن میکردندکه تمام دیوار رو کرده بود سیاه مثل ذغال.
صاحب ملک یک روز تصمیم گرفت برای ایکه ملت رو یک کمی از رو ببره رنگ سفیدش کنه بعد دید نه خیر ملت الاغ دست بردار نیستند! یک روز عاقبت تصمیم گرفت که طاقچه ها رو هم پر بکنه، بیچاره خبر نداشت که ملکش به فنا رفته و این ملت خر همیشه در صحنه ول کن بیضهی اسلام نیستند امروز که من این مطلب رو مینویسم هنوز ملت خر در صحنه درحال روشن کردن شمع وگرفتن حاجت از دیوار کزایی هستند!!!
تا کور شود هر آنکه نتواند دید!
در بخش: بدون دسته بندی
17
Dec
2002
خایه لیسان مقام معظم رهبری
دوستان گرامی این مطلب دیروز را درمورد نبوی با عجله و مشغلهی زیاد فکری نوشتم وگرنه او سزاوار فحاشی بیشتری میبود، در این مورد حقش را کف دستش نگذاشتم و همانطور که قبلآ هم نوشتم اینترنت من امروز قطع خواهد شد بخاطر همین هم این مطلب را امروز با عجله نوشتم تا بلکه قبل از قطع شدن اینترنتام روی نت بگذارمش.
من نه تنها از شعله سعدی که همشهری من هست انتقاد دارم بلکه انتقداد من شامل حال تمام کسانی که در این 24 سال خایه لیس مقام ملوکانه بودهاند نیز میشود، ولی در این شرایط هر کسی که ضربهای به مقام معظم! بزند بایستی مورد حمایت قرار گیرد.
نبوی با اینکارش درحقیقت راه انتقاد را بر تمام کسانی که با رژیم بودهاند سد میکند و او آگاهانه یا نا آگاهانه!! خدمت بزرگی به این رژیم میکند پس مستحق عقوبت ملت است.
او با اینکارش نشان داد که شایعههایی که در مورد او ورابطهی تنگاتنگش با رژیم گفته میشود صحیح است و با این کار مهر تایید به شایعههای گذشته میزند.
در بخش: بدون دسته بندی
17
Dec
2002
آقای ابراهیم خان نبوی خایه لیسی رهبر بس است! از این رهبر دیگر چیزی باقی نمانده که شما به مالش خایه ایشان متوصل می شوید، آقای نبوی ایکاش شما کمی خوشمزه تر می بودید تا شاید میدادیم شما را سگ بخورد! ولی افسوس با این بی مزگی شما سگ هم حاضر به خوردن شما نیست. این کشتی در حال فرورفتن نه در آب بلکه در فاضل آب است، اگر این امامزاده مراد میداد به سید علی گدا میداد، پس خوشمزگی را کنار بگذارید شاید یک سگ بدبخت گرسنه پیدا کردیم که حاضر شه شما را از زور گرسنگی ببخوره.
در بخش: بدون دسته بندی
15
Dec
2002
دادگاه “ناصر واعظ طبسي” که قرار بود روز يکشنبه در شعبه 41 دادگاه ويژه جرايم اقتصادي برگزار شود دو هفته عقب افتاد.
به گزارش خبرنگار “رويداد” در پي بيماري دو تن از متهمان پرونده المکاسب و تقاضاي يکي از وکلاي پرونده براي به تعويق افتادن دادگاه، قاضي پرونده اعلام کرد دادگاه يکشنبه چهارم دي ماه برگزار خواهد شد.
متهم اصلي اين پرونده “ناصر واعظ طبسي” است. وي متهم است که در پي خريد شرکت المکاسب از بانک ملي نتوانسته تعهدات مالي خود را پرداخت کند.
خُسن آقا:
آخی بیمیرم برای تو پسر بیچاره که بی پولی بد دردی هست والله گفته بودی از این ملت مفتخور بی چشم و رو یک مقدار 8 – 9 میلیارد قرضالحسنه میگرفتیم تا یک نون چایی گیر شما بیاد.
آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، بانک ملی بی چشم و رو هم غلط زیادی کرده اینقدر به فرزند علما فشار آورده، این آقازادهها ستون اسلام هستند!!
امام خمینی
در بخش: بدون دسته بندی
15
Dec
2002
مسالهی ضایه!! و یک پاسخ
ای کاش می تونستم بهمین سادگی که افشین زند در مطلبش نوشته حرفش رو قبول کنم، دوست گرامی حداقل خود تو باید این برخورد من رو درک کنی، اگر از رژیم خمینی شناخت کافی داشته باشی میدونی که این رژیم برای سربنیست کردن مخالفیناش از هر وسیلهای استفاده میکند در ضمن این نکته رو هم بایستی درنظر بگیری که برعکس من و تو که در خارج از مرزهای ایران زندگی میکنیم، عدهی زیادی از کسانی که از طریق اینترنت فعالیت سیاسی انجام میدهند با کمی اشتباه هزینهی زیادی را بایستی پرداخت کنند. پس قبول کن این سخت گیری من در مورد امنیت روی نت نه برای خودم و نه برای تو ست بلکه برای جوان دانشجویی ست که در ایران هزینه میپردازد.
همانطوری که خودت هم نوشتی و با آگاهی که از امکانات دنیای کامپیوتر داری، کسب اطلاعات از کاربران بسیار آسان است بهمین خاطر و برای حفظ جان کسانی که با رژیم دد منش جمهوری اسلامی در مبارزه هستند بایستی یک حداقلهایی از ایمنی رعایت شود تا اینکه رژیم در این آخرین روزهای زندگیاش نتواند به جوانان بی تجربه آسیب برساند.
دوست عزیز مگر عکسالعملی را که در مورد پرشین بلاگ نشان داده شد ندیدی؟ پس این صیغهی سورپرایز را با چه منطقی میخواهی توجیه کنی!؟ در شرایط امروز تنها چیزی که قابل اعتماد است شفافیت و با آگاهی دادن می توان کار کرد درغیر اینصورت مورد سوءظن قرار خواهی گرفت.
از قراری که نوشتی این کار را تنهایی انجام دادهای خیلی کار خوبی است در آن هیچگونه شکی نیست و به طبع هم مخارجی را تحمل کردهای چه اقتصادی چه کاری را که برای درست کردن صفحات گذاشتی، همهی اینها چیزی نیست که کسی بتواند انکارش کند ولی خودت را بجای یک قاضی عادل قرار بده و مرا هم بجای خودت، آیا اگر من اینکار را میکردم خود تو درجایگاه یک قاضی همین شک را به من نمیکردی!؟ آیا این شک بی مورد بوده!؟ من همانگونه هم که در مطلب دیروزم هم نوشتم هیچگونه مدرکی برای نوشتههایم ندارم ولی از شواهد استفاده کردم. شما یک روز ضایه را روی نت فیرم میبینی روز بعد با یک دومین مستقل و روز سوم بعنوان یک پدیده دیگر بنام society.zayeh.com خوب شما خودت قاضی چه حکمی میدهی، هر حکمی دادی من چشم بسته قبول میکنم البته بشرطی که قضاوتت مثل قاضی مرتضوی نباشد.
در بخش: بدون دسته بندی