09 Jan 2003
این مطلب را بعد از
این مطلب را بعد از نوشتن مطلب قبلی خواندم، دیدم شاید بد نباشد که آقای بهنود بعد از خواندن این مطلب باز هم بگویند آیا بر نوشتهی خود پافشاری میکنند یا نه!
09 Jan 2003
این مطلب را بعد از نوشتن مطلب قبلی خواندم، دیدم شاید بد نباشد که آقای بهنود بعد از خواندن این مطلب باز هم بگویند آیا بر نوشتهی خود پافشاری میکنند یا نه!
09 Jan 2003
اگر عموی من کس میداشت عمهام میشد!
مثل اینکه امروز من از دندهی چپ از خواب بیدار شدهام! اول مجبور شدم چند کلمهای به آقای نگاهی پند و اندرز بدهم و حالا هم به این آقای بهنود دیگر. ایشان با بافتن آسمان و ریسمان به هم میخواهند به خوانندگان خود القاء کنند که بهتر این است که پا از پا خطا نکنیم و به کس و ناکس اجازه دهیم هر غلطی دلشان خواست بسر ما بیاورند وگرنه چنین و چنان می شود، و کسانی دیگر همچون فروهرها و پویندهها و … کشانده خواهند شد.
باور بفرمایید آقای “بهنود دیگر” من همهی عمر طالب یک عمهی زیبا روی بودهام و اگر خدا بجای کیر ترکی لایپای عموی من قرار میداد! من هم عمهدار می شدم!.
حضرت بهنود اگر بنابود که ما به نصایح شما گوش کنیم! که حتی شاه را هم به دیار دیگر نمیفرستادیم و شاید اکنون احمدشاه یا بچه و نوادهی او بر ما حکومت میکردند. وشاید حتی در دوران بربریت می ماندیم بهتر میبود در آنصورت هیچ کس از کسانمان را از دست نمیدادیم.
خلاصهی مطلب آقای “بهنود دیگر” شما هم ترکمان زدید با این استدلالتان.
09 Jan 2003
ترکمان زدید آقای نگاهی
ای کاش بجای جر و بحثهای بی مورد میتوانستیم تمام نیروی خود را صرف مقابله با جمهوری لجن کنیم تا بتوانیم هرچه زودتر این حکومت ننگین را به تاریخ پر رنج ایرانزمین بسپاریم و هرچه زودتر به احیای فرهنگ کهن آن مشغول شویم.
ایکاش کسانی که ادعای دموکرات بودن را دارند کمی کمتر ادعا میکردند و کمی بیشتر عمل میکردند. آقای نگاهی، من مطلب SAM را که شما پاک کردید نخواندم چون شما آن را پاک کرده بودید پس نمی توانم درمورد آن مطلب قضاوت کنم ولی کار شما را “پاک کردن مطلب”، را می توانم محکوم کنم چون این کار را سانسور مینامم.
مطلب شما را هم در این مورد خواندم، متاسفم برای ملتی که کسی مثل شما را نویسنده مینامد! چون شما حتی در مطلبتان همان مطلبی را که برای دفاع از این سانسور نوشته بودید بقدری گنگ و گیج کننده نوشته بودید که من “بیسوات” را هم نتوانست قانع کند، چه رسد به “سوات” داران را و در ضمن روضه خوانی شما را هم که از ساعدی قرض گرفته بودید متاسفانه باید بگویم که مثل ضرب المثل “گوز چه ربطی به شقیقه دارد!” بود.
خلاصه بگویم “ترکمان” زدید با این دلایلتان برای دفاع از سانسور.
راستی آقای نگاهی اگر شما انسان شفاهی نیستید چرا از مردگان نقل قول میکنید!؟
08 Jan 2003
تابلویی توی یکی از اتوبانهای تهران هست برای مشخص کردن مسیر، همانهایی که به راننده مسیرش را نشان می دهد. این جمله رویش نوشته شده: “یادبود امام، میدان آزادی، اوین”
این جمله را پریشب که در تهران بودم توی تاکسی خواندمُ، از من نپرسید که توی کدام اتوبان بود چون نمیدانم، فقط می دانم که داشتیم از میدان آزادی میرفتیم به طرف دربند، بیچاره من، گمان میکردم دربند رژیم خمینی هم مثل دربند زمان شاه است! که البته زود رفع ابهام شد!
با این نوشته، نوشتن مرتب را دوباره آغاز می کنم با خبرهای داغ و حیرت انگیز!
04 Jan 2003
صندوقهای صدقه و حقهبازی رژیم
دیروز داشتم اخبار یکی از تلوزیونهای جمهوری اسلامی رو میدیدم خبری داشت درمورد صندوقهایی که حکومت برای بیشتر چاپیدن ملت در گوشه و کنار مملکت فقرزده قرار داده تا اگر پولی از دستتشان دررفته باشد بتوانند از این طریق جمع آوری کنند. مبلغ جمع آوری شده در یک سال را که شنیدم کلهام سوت کشید با یک حساب سرانگشتی دیدم ملت از همه جا بیخبر روزانه چیزی برابر 88 ملیون تومان به حساب این دزدان واریز می کنند. این مبلغ بطور متوسط چیزی بیشتر از 1 تومان برای هر ایرانی است، با دانستن این موضوع که در مملکت ایران اکثریت شهروندان در سنین پایین قرار دارند و امکان پرداخت این مبلغ برایشان وجود ندارد، میتوان نتیجه گرفت که اشخاصی که پولی در این صندوقها میریزند خیلی بیشتر از 1 تومان میباشد. البته ممکن است این خبر را در این شرایط داده باشند تا بخواهند بطور غیر مستقیم یک نوع مشروعیت برای خود دست و پا کنند و به این وسیله به جهانیان بگویند که “ببینید ما تا چه اندازه مهبوبیت داریم!” چون شاید همانطور که می دانید تلویزیونهای برون مرزی در این اواخر تبلیقات زیادی برعلیه این صندوقها راه انداخته اند و همان طور که می دانیم این رژیم آنچنان مکار است که روباه بدبخت پیشش لنگ می اندازد و بگمان من ارائه ی اینگونه آمارها را هم باید از این نوع مکاری دانست، تا نظر شما چه باشد!
31 Dec 2002
شک بین دونماز و حسابداری حضرت حقتعالی
بحث مجازی با مادر بزرگ خوبم مرا بران داشت تا این مطلب را بنویسم، همانطوری که میدانید خُسنآقا گاهی اوقات آیتالله میشود و طراوشات مغزی خود را تقدیم حضور خوانندگان خود میکند این هم از همان بحثهای علمی حضرت آیتالله خُسنآقا است که میخوانید. امروز در این مساله شک بین دونماز کمی باریک شدم دیدم عجب مسالهی بغرنجی است! حالا قبل از اینکه مطلب را بنویسم به همه پیشنهاد میکنم اگر توالت نرفتهاند حتمآ قبل از خواندن این مسالهی فقهی، قضای حاجت نمایند چون در غیر این صورت حضرت آیتالله خُسنآقا هیچ مسولیتی را بابت عواقب اینکار نمیپذیرد.
حالا که به امید حق تعالی همگی قضای حاجت کردند میرویم سر مسالهی شک بین دونماز.
فکرش را بکنید که مثلآ شما در حال نماز خواندن هستید، یکمرتبه به این صرافت می افتید که آیا 2 رکعت خواندهاید یا سه رکعت بعدهم مجبور میشوید در همان هیر و ویریی که در حال راز و نیاز با حضرت حقتعالی هستید تصمیم بگیرید که آیا باید ادامه بدهید یا اینکه خلاصه این مسالهی شک را به بیضه مبارک حضرت حق تعالی واگذار کنید یا نه خیر شک را جدی بگیرید و برای رفع مشکل کاری انجام دهید. یا اینکه برعکس مثل من فکر کنید! می پرسید من چگونه فکر میکنم!؟ خوب معلوم است اصلآ مگر خدا چنتا حسابدار دارد که حساب و کتاب تمام این مضخرفات را ثبت کند.
فکرش را بکنید مثلآ همین مادر بزرگ من را که 92 یا 3 سالی سن دارد، او روزانه 17 رکعت نماز میخواند ماهیانه می شود 510 رکعت و در یک سال 6120 و تا حالا در طول عمرش با کسر 9 سال اول زندگی مبارکش که نماز بر او واجب نبوده میشود یک چیزی حدود 507960 رکعت.
خوب اگر حساب و کتاب را کمی ادامه دهیم میبینیم که فقط توی اون مملکت خراب شده که حالا 70 میلیون جمعیت داره و هزاران سال هم میلیونها آدم آمدهاند و رفتهاند و بدون در نظر گرفتن باقیمانده دنیای اسلام من که سرگیجه میگیرم شما را نمیدانم و بالتبع حسابدار حضرت حقتعالی هم مثل من و شما به همین مرض گیجی سر دچار خواهد شد. باز هم خدا را شکر که ما توی مسایلی مثل فرق بین نماز سنی و شیعه و گبر و کوفت و زهر مار وارد نمی شویم وگرنه حتی دیتا بیس Oracle هم گمان نمیکنم میتوانست حساب و کتاب اینهمه رکعت نماز را ثبت کند، البته حالا تازهگیها مسلمانان یک دستگاهی به مهر نمازشان اضافه کردند که رکعتهای نماز را شمارش میکند، دروغ چرا ما که خودمان به چشم خودمان که ندیدیم ولی از همان مادر بزرگ گرامی شنیدیم که همچین چیزهایی ساختهاند البته معلوم نیست که در بلاد اسلامی ساخته شده باشد ممکن هست که حتی در کشورهای کفر و الحادی مثل دولت فخیمهی انگلیس ساخته شده باشد که خوب یک شک دیگه هم پیش میآید که آیا این مهری که به دست کفار نجس ساخته شده نماز دارد یا اینکه نماز از اصل باطل خواهد بود. ولی خوب تا آنجا که ما میدانیم دولت فخیمه همیشه از نظر مسلمین یک دولت کفر و الحادی بحساب نمیآید و تا آنجا که ما بخاطر داریم و در یک جایی سالها پیش خواندیم خود ملکه هم بطریقی اصل و نسبش به حضرت محمد مصطفی میرسد، پس از این نظر هم هیچ جای شک و شبهه نیست. خدا عاقبت همهی ما را بخیر کند اگر گندش در بیاید که مثلآ دولت فخیمه هم جزو دول کفر قرار گیرد، آنگاه است که نماز و روزهی خیلی از این علما باطل خواهد شد و شاید هم نطفهی آقازادهها هم حراملقمه از آب در بیاید چون هرچه باشد علما اکثرشان بطریقی مواجب بگیر دولت فخیمه هستند، البته به بخاطر همان اصل و نصب ملکه که گفتمها بیخودی فکرهای بد نکنید. خلاصه از این جور شکها نکنید که ممکن است خدای ناکرده اصل اسلام زیر سوال برود و دین و ایمان مردم را خراب اندر خراب کند، بهتر است به حرف علما گوش داد و بیخودی مثل این آقاجری فکرش را هم به کلهی مبارک خود راه نداد که مثلآ مگر ما میمونیم که از آقایون تقلید کنیم.
27 Dec 2002
آقای علیزاده را هم که گرفتند! آن هم به جرم جاسوسی برای آمریکا، اوضاع عجیب مثل آخرین روزهای دوران شاه شده، عزیز ترین کسان رژیم را میگیرند و بجرمهای رنگ و وارنگ به همان سوراخهایی میاندازند که تا کنون اینها خودشان عزیزترین فرزندان ملت را میانداختند.
مثل اینکه بعد ازاین آقا نوبت حاج آقا رفسنجانی باشد! مگر نخواندهاید که این یکی هم این اواخر بدجوری واداده و به التماس افتاده که بابا ما هرچی ملک و املاک داریم از پدر به ارث بردهایم.
یادام میاد دوران شاه زمانی که هویدا را انداختن توی زندان حتمآ به او هم قول داده بودند که بی خیال بابا تا چشم بهمزنی اوضاع آرام خواهد شد و تو را هم به پست وزارت و وکالتت باز خواهیم گرداند! حتمآ بچاره هویدا هم باور کرده بود.
خلاصه روزهای خوبی خواهیم داشت و همین روزهاست که یکییکی کلهگندههای رژیم را به سوراخ دانی اوین بدرقه کنند تا اینکه آخرسرهم خود رژیم با کل بارگاه خلافتش به زندان اوین منتقل شود. خوب دیگه از قدیم گفتهاند “گهی پشت زین و گهی زین به پشت” این هم از خواص دنیاست دیگه!