15
Dec
2002
دوست عزیزی توی کامنت دیروز نوشتن:
“خسن آقا جون! خواهش می کنم کليک راست رو برای لينک های دو طرف فعال کن. متشکرم.”
باور کنید خیلی دلم میخواست ولی این از قدرت من خارج هست چون این دوتا قسمت دوتا File هستند که بصورت Object اونجا گذاشته شدهاند و همچون چیزهای دیگه مجازی این دنیا این دوتا قسمت هم مجازیاند، البته ممکن آقای بیلگیت بتواند از این کارها سر Object بیاورد ولی متاسفانه بنده خیر. ولی شما درصورتی که یک توسری توی سر خُسنآقای چپ (آبی رنگ) بزنید آن لینکهای مبارک میرند توی پنجرهی جستجو و برای لینکهای دست راست هم روی اون گلوله رنگابرنگ تقه بزنید اون هم میره توی پنجرهی جستجو و در آن صورت میتوانید کلیک راست را هم استفاده کنید.
در بخش: بدون دسته بندی
14
Dec
2002
بشتابيد بشتابيد كه اوضاع خراب است!
حسن آقا جان بعد از اينكه ايالات متحده بهانه اي مبني بر وجود سلاحهاي هسته اي براي حمله به عراق پيدا نكرد و پس از اينكه ايران ورود بازرسان بين المللي را براي بازنگري به تاسيسات برق هسته اي خود در ماه فوريه سال آتي بلامنازع اعلام كرد و بدينوسيله اين بهانه را هم از دست آمريكائيها گرفت، دوستي كه همكاري بسيار نزديك با سازمانهاي مخفي و علني آمريكا دارد به من هشدار داد كه نقشه هايي در دست است كه گويا آمريكا قصد دارد به بهانه توليد دوغ آبعلي به ايران حمله نمايد. دوغ آبعلي به علت توليد گاز در معده از ديد آمريكاي مترصد بهانه در زمره توليد انبوه سلاحهاي شيميايي قرار گرفته كه كشور ايران با برنامه اي منسجم از قرنها پيش به توليد و تكميل آن پرداخته و همزمان ملت خويش را در مقابل آن مقاوم نموده است بطوري كه نه تنها ايرانيان در برابر اين سلاح پيچيده و پيشرفته شيميايي مقاوم گشته اند بلكه از آن نيز استقبال بينظيري نيز ميكنند. از ديد آمريكا از مصائب بيشمار اين سلاح دهشت انگيز شيميايي (دوغ آبعلي ) اسهال مزمن (گلاب به روي آقاي جرج بوش) و خستگي و بيحالي بعد از آشاميدن آن ميباشد.
من راستش را بخواهي حسن آقا از همان اول به دوغ آبعلي بد گمان بودم و تازه بايد اذعان كنم كه آمريكا ان يكي ديگر سلاح شيميايي ما را كه همانا آلبالو خشكه باشد، نديده است وگرنه اينچنان براي ما شاخ شانه نميكشيد.
بيغرض
در بخش: بدون دسته بندی
14
Dec
2002
آقاجان ضایه!! کردین!!
چند روز هست میخواستم این مطلب رو بنویسم ولی بخودم نهیب میزدم که دست نگهدار، چند بار هم به خودم گفتم دست نگهدار فضول متخصص اینجور کارهاست او این کنجکاوی را بخرج خواهد داد. ولی دیدم که خیر خبری نشد، آخر مگر فضول چند بار میتواند در اینجورکارها پا پیش بگذارد، در این شهر بی درو پیکر ما همگی مسولیتی داریم!. بعدش هم چند بار به خودم گفتم شاید خودبخود مشخص بشه چه کاسهای زیر نیم کاسه هست، درست خوندید، کاسهای زیر نیم کاسه. ما ملت بیخود نیست زیر هر کاسهای یک نیم کاسه میبینیم! برای اینکه هربار خودمون رو دور یک آلترناتیوی جمع و جور کردیم یک مرتبه کاشف به عمل اومد که ایدل قافل یک دستهایی پشت اینکار بوده بدون اینکه ما بدونیم. درست فهمیدید مثل داییجان ناپولئون. آن کسانی که پشت وبلاگ ضایه!! بودند یا هستند اهدافی داشتند و دارند که روشن و شفاف نبوده و نیست، اشتباه نکنید من هیچ مدرکی برای این مدعا ندارم و فقط از روی شواهد و قرائن به این نتیجه رسیدهام. شواهد و قرائنی که بمن میگه هیچ دودی بدون آتش بوجود نمیآید. این وبلاگ یا سایت یا مرکز یا چمی دانم Society یک شبه از یک وبلاگ مجانی مفلوک netfirms.com تبدیل میشه به یک سایت با دروپیکر و با کلی اتیکت وامکانات مگر میشه یک شبه یک نهال با دوبرگ و دوشاخه تبدیل بشه به یک درخت تنومند!؟ یا اینکه دنیای امروز آنقدر هورمونی شده که خُسنآقای بدبخت از آن بیخبر است یا اینکه هرمونهایی که به این نهال نیم متری تزريق شده از هورمونهای خطرناک است که باعث رشدهایی به این عظمت میشود. اگر اینگونه رشدها در دنیای امروزی طبیعی است و خُسنآقا بیخودی داییجان شده خوب مشکلی نیست دست اندرکاران این نهال یک شبه ره صدساله پیموده ما را با چند جمله زیبا قانع میکنند و یا اینکه حدث خُسنآقا درست بوده و این نهال هورمونی است، پس در آن صورت تکلیف همگی مشخص است.
همانطور که در اول مطلب نوشتم در نوشتن این مطلب چندروزی را دندان روی جگر گذاشتم تا شاید بزرگان و ریش سفیدانی که خودرا درگیر این نهال کردهاند خود توضیحی بدهند ولی افسوس که هیچ کدام یا نخواستند یا نتوانستند توضیحی بدهند. من حداقل از کسانی مثل محمد خلبان و امید میلانی این توقع را داشتم که توضیحی در این مورد بدهند وحتی پاگنده، چون هرچه باشد این سروران خود همه چیز را با دلیل و منطق میخواهند پس باید قبول کنند که در این مقوله هم بایستی به همان روش عمل کنند.
درهرصورت من باز هم در خاتمه می نویسم من هیچ گونه مدرکی برای اثبات ادعایم ندارم فقط شواهدی را که میبینم دلیل این نوشته هست و بایک پاسخ قانع کننده حاضر به هر گونه عذرخواهی هم هستم.
یقینآ این بحث ادامه خواهد داشت!
در بخش: بدون دسته بندی
14
Dec
2002
از قرار معلوم طبق نامهای که امروز دریافت کردم ISP خُسنآقا تصمیم گرفته سیستمهای اینترنت رسانی رو در منطقهی ما بروز کنه (مدرنیزاسیون)، بهمین خاطر از تاریخ 17 دسامبر بمدت سه یا چهار روز دسترسی به اینترنت نخواهم داشت، متاسفانه سرکارم هم که بخاطر تعطیلات زودرس کریسمس نخواهم رفت، پس اینترنت اونجا هم مالیده.
در بخش: بدون دسته بندی
14
Dec
2002
یکی از وبلاگهایی که من هر کلمهاش رو میخونم و مخصوصآ وقتی که می بینم بروز شده اولین وبلاگی هست که میخونم فضولک هست. او همیشه به من یک شوکی میده، برای اینکه همیشه یک چیز خارقالعاده داره برای گفتن، مهم نیست که من باهاش موافقم یا نه گرچه بیشتر مواقع بهاش موافقم ولی این انسان برای من خیلی انسان جالبی هست، چون ترس در وجودش نیست و رودربایسی هم با کسی نداره حرفشو میزنه. این کار خیلی خوبی هست، چون بنظر من این گونه خصوصیات در ایران کم پیدا میشه. مطلب امشبش رو که خوندم به این جمله “واقعا که جای تاسف است که اين همه خر هست و ما پياده ميرويم.” که رسیدم مثل میخ سر جام میخ کوب شدم، چون این جملهای بود که من مدتها فکرش رو میکردم هوساش رو میکردم، دلم میخواست که بنویسمش ولی افسوس، جراتش رو نداشتم، او نه زیر می گذارد نه رو، بدون دردسر میگویداش .
در بخش: بدون دسته بندی
13
Dec
2002
باز هم در مورد انرژی اتمی ایران

از قرار معلوم آقای جورج بوش جونیور تا جهان رو به خاک و خون نکشه راحت نخواهد نشست، ملت آمریکا هم که قربونش برم مثل اینکه دست کمی از رهبر عظیم الشان شان ندارد، حالا یا اینها فشارهایی است برای گرفتن آوانتاژهای بیشتر از رژیم بی خاصیت جمهوری مثلآ اسلامی یا اینکه واقعآ آقای بوش تصمیم داره بعد از صدام به سراغ ایران بره.
این هم یک مطلب دیگه از یک روزنامه نروژی در مورد درخواست سازمان انرژی اتمی برای بازرسی از تاسیسات اتمی ایران درماه فوریه 2003، البته با فشار آمریکای جهان خوار. از اینکه از آخوند جماعت هر حرامزادگی بر میاد حرفی درش نیست ولی یک چیزی رو هم که من درک نمی کنم این هست که در این دنیایی که ما زندگی میکنیم، آقای جرج بوش جونیور که واقعآ باید به سلامت عقلش شک کرد، میتونه هر سلاحی رو از اتمی و غیر اتمی رو بسازه همین که یک کشور دیگه خواست همون رو بسازه باید به آمریکا و دنیا کفاره پس بده، به این میگن دنیای برابری و برادری البته از نوع آمریکایی و آخوندی آن چون اینجوری که ما فهمیدیم این جورج بوش جونیور و سیدعلی گدای خودمون آنقدر به هم شباهت دارن که میتوان بستشون به یک درشکه.
در بخش: بدون دسته بندی
13
Dec
2002
آقوی CNN ، مارو گرفتی!!؟
ازقرار معلوم این آمریکاییها چشمهاشون هم از ما بهتر میبینه!! اینطور که بنظر میاد CNN اینا، منظورم دستگاه سخنپراکنی جرج بوش و کمپانی است، عکسی رو در این خبر بنمایش گذاشتن و ادعا میکنن که توی این عکس، ملاهایی که به زور چوققپان شاید بتونن چهارتا نعلین مونتاژ کنن، موفق به کشفیات بزرگی مثل اتم و اینجور چیزا که ما خُسنآقا ازش سر در نمیآریم شدند!! حتمآ یک چیزهایی دیدند!! وگرنه بیخود که ادعا نمیکردند که! میکردند!؟خوب بیخود نیست که بهشون میگن کلانتر دنیا!! حداقل خودشون به خودشون این لقب رو دادن، ما هم که به تخممون هست!! که این آمریکاییها تصمیم گرفتن با این کسشعر* گفتنهاشون و خر فرض کردن همهی خلق دنیا! بزنن مملکت بیارزشی رو مثل ایران با خاک یکسان کنن و درضمن آخوندها و غیره آخوندهایی هم که قدرت رو در ایران دردست دارند که به یاری حق تعالی همگی هم دلسوز ِ بیضهی اسلام هستند، هم بیضهی ایران زمین!!
پس از قرار معلوم یک سر خری مثل من بیخودی ترس میاندازه توی تنبان خلقالله و بیخود فقط برای تشویش اذهان و بهم ریختن این نظم بی عیب!! این همه سروصدا بپا میکنه. اصلآ بیخیال بابا شتر دیدی ندی، مگر شتر هم توی قرن اتم پیدا میشه که ما ببینیم!
* ببخشید از قرار معلوم از دستم در رفت از این ببعد قول میدم ننویسم کسشعر چون خانمها دوباره گیر میدن به ما! ازاین ببعد بجای کسشعر مینویسم کیرشعر
در بخش: بدون دسته بندی