28
Aug
2006
وقتی میلوسویچ در یوگسلاوی سابق جولان میداد، گفتم که این مردک را نمیتوان با گفتگو و دیپلماسی به راه راست آورد و دیدیم که عاقبت تا زور سلاح گرم وارد میدان مبارزه نشد آن چموش کوتاه نیامد.
وقتی هم که حزب الله دو سربازان اسرائیلی را به گروگان گرفت نوشتم که آقای حسن نصرالله جای سفتی شاشیده و همین روزها ست که عواقب این شاشیدن بی جا را خواهد دید و مجبور به عقب نشینی خواهد شد. در عوض آقایان حکومت چی در ایران در بوق و کرنا کردن و سعی کردن از نصرالله یک چهرهای بسازند و به خیال خودشان ملت عرب و عجم را به نفع خود بسیج کنند، غافل از اینکه این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست و اینبار آقایان جای سفتی شاشیدهاند و باید هزینه بپردازند. بعد از اینکه اسرائیل لبنان را تقریبا با خاک یکسان کرد باز آقایان از پرررویی دست برنداشتند و حزب الله را برنده این جنگ اعلام کردند. تنها آخوندهای بی شرم و حیا قادر هستند وقتی که کشور لبنان با خاک یکسان شده ادعای پیروزی کنند وگرنه از هر انسان نادانی هم که میپرسیدی میتوانست نتیجه جنگ را ببیند و نتیجه بگیرد که نه تنها حزب الله شکست خورد بلکه این جنگ باعث خواهد شد که حزب الله بطور کلی خلع سلاح و در نتیجه تبدیل به یک نیروی بی اثر شود و حتی بطور کلی نابود شود، یا در بهترین حالت تبدیل شود به یک نیروی سیاسی بی تاثیر.
حالا امروز نتیجه این جنگ بطور غیر مستقیم از طرف خود حسن نصرالله اعلام شد. او امروز قبل از ملاقات با کوفی عنان گفت که اگر رهبران حزب الله میدانستند که عکسالعمل اسرائیل در مقابل به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائیلی به این شدت خواهد بود به هیچ عنوان دست به چنین عملی نمی زدند. اگر بخواهیم به زبان ساده حرفهای او را ترجمه و تفسیر کنیم یعنی: اگر حزب الله میدانست که اسارت دو سرباز اسرائیلی چنین ضربهای به لبنان و حزب الله خواهد زد هرگز چنین غلطی را حزب الله نمیکرد.
شفاف تر از این نمیتوان شکست را پذیرفت. حداقل از این سخنان نصر الله میتوان به این نتیجه رسید که او هر چه باشد شعورش بیشتر از ملاهای خودمان است.
نتیجه این جنگ مشخص است یک نیروی سازمان ملل به لبنان اعزام و حزب الله خلع سلاح خواهد شد. حزب الله و چماق دار وقتی سلاحی در دست نداشته باشد برابر خواهد بود با عدد صفر.
در بخش: سیاسی
27
Aug
2006

آقا چفیه خود را به امام جمعه حسینیه اهل بیت اكراین هدیه کرد
اول که تیتر این خبر را خواندم خوشحال شدم! چرا؟ برای اینکه اول این فکر مسخره در مغز من شکل گرفت که ممکن است در ایران هم شوخی با مقام شامخ رهبری شروع شده و این خبر یک طنز است نه یک خبر جدی! حالا میفهمید چرا خوشحال شدم!؟
خیر قربان در ایران طنز زده ما اوباش و دلغکهایی حکومت میکنند که در دیگر کشورها نمونههایشان را حتی در باغ وحشها هم نمیتوانید پیدا کنید.
فکرش را بکنید آقا برداشته چفیه خود را که معمولا هنگام جلوس پای منقل دور گردن دارد و هر از گاهی هنگام فوت کردن و تقلا برای فرو بردن دود تریاک ناب محمدی، وقتی که حضرت شامخ مقام معظم رهبری دامن افاضاته مف متبرکشان سرازیر میشود، گوشه این چفیه متبرک را به دماغ مبارک شامخ شان نزدیک میکنند و با یک فین محکم و استوار و رهبر گونه! محتویات متبرک داخل بینی خود را به داخل چفیه متبرک تخلیه میکنند. یا مثلا هنگام تابستان کنار همان منقل کذایی وقتی گرمای طاقت فرسای در حین عملیات مبارزه جان کاه با خماری، عرق جبین ملوکانه جاری میشود، باز به کمک همان چفیه مبارک و متبرک عرق جاری شده ناب محمدی را پاک میکنند. حالا فکرش را بکنید چنین چفیه پر ارزشی را رهبر معظم بدون چشم داشت سیاسی یا حتی عبادی به همتای مفتی خود از اكراین هدیه کردهاند.
خاک بر سر بوش ملعون! اگر او هم مثل این امام جمعه آمده بود و در مقابل مقام شامخ رهبری در جماران دو زانو چمباتمه زده بود و به فرمایشات گه هر بار ایشان در باره راهکارهای اداره جهان گوش داده بود! حتما مقام شامخ معظم رهبری این چفیه متبرک به مف و عرق ملوکانه را یا اگر نه حداقل یدکی آنرا به آن ملعون هدیه میکردند! فکرش را بکنید چه سعادتی نصیب ملت آمریکا میشد! که امام امت و رهبر فرزانه شامخ معظم ملوکانه، چفیه حاوی مف و عرق جبین محمدی خود را به آن ملعون هدیه میکردند. خاک بر سرت بکند بوش ملعون.
ما همه سرباز تویم خامنهای!!
گوش به فرمان توییم خامنهای!!
برای مطالعه این خبر دشمن شکن و همچنین فرمایشات مهم ملوکانه رهبر فرزانه را در این مراسم در این آدرس مطالعه فرماید.
در بخش: طنز
26
Aug
2006
تصویری که در مطلب دیروز گذاشتم دخالتی بود در خصوصی ترین گوشه زندگی یک انسان، کاری بسیار زشت و غیر قابل بخشش ولی متاسفانه گاهی اوقات باید از این متدها برای گفتن حقایق استفاده کرد تا شاید شوکی وارد کرد و تاثیری گذاشت. حالا در این نوشته این توضیح را لازم میبینم.
تولد و مرگ از اتفاقات بسیار خصوصی زندگی هر انسانی است. در مورد اولی خواست ما در چگونگی آن هیچ تاثیری ندارد گرچه دومی هم از کنترل ما خارج است ولی حداقل در این یکی میتوان با یک وصیت نامه خواسته خود را تا حدودی به اجرا بگذاریم، البته اگر اطرافیان از شعور و معرفت کافی برخوردار باشند.
اتفاقاتی که در تصویر مطلب روز پیش در حال رخ دادن است را گمان نمیکنم مرده بیچاره در آن هیچ دخالتی داشته باشد، یا حداقل اگر هم خواسته خودش بوده باشد گمان نمیکنم که توقع داشته که از آن شویی بسازند برای دکانداران دینی، حتی اگر خودش یکی از آنها بوده باشد.
در ایران ما، مرگ انسان هم همراه با بی حرمتی است، بی حرمتی به آن که میمیرد، بی حرمتی به آنهایی که نظاره گر این شو چندش آور هستند.
آن کسی که با تلفن همراه در حال عکس گرفتن از جنازه است را باید به روانشناس معرفی کرد تا روانکاوی شود. آن یکی که از همه ماجرا عکس میگیرد را باید مدال کثیف ترین خبرنگار سال را به او داد که فیلمبردار شعبده بازی است و آن دیگر معرکه گیری که در گور خم شده را واقعا نمیدانم چه بنامم.
مراسم مرگ خمینی را به خاطر دارید؟ دیدید فرهنگ مرده پرستی این دیوانگان چگونه او را نزدیک بود روی دوش مرده کشان تکه تکه کند؟ آیا این همان ملتی است که ادعا دارد تاریخ و تمدن چند هزار ساله دارد!؟
در بخش: نقد اسلام
25
Aug
2006

ملت را اول جو گیر میکنند بعد سوارشان میشوند. کالبد شکافی شیعیسم نیازی به کنکاش زیاد ندارد. ترسی را در وجودت کشت میکنند (ترس از مرگ، ترس از روز جزا، ترس از آتش جهنم، ترس از سرازیری قبر!! این یکی آخری از همه خنده دارتر است، انگاری ماشین بدون ترمزی را انداخته باشن توی سرازیری!!) بعد بوسیله شاخ و برگهایی این ترس کاشته شده را آبیاری میکنند و وقتی کاملا جو گیر شدی دیگر برای خروج از این مدار بسته باید خیلی زحمت بکشی تا موفق شوی، البته اگر اصلا امکانش باشد، مخصوصا اگر از هوش بالایی برخوردار نباشی، آنگاه برای ابد بدامشان افتادهای. بی خود نبود که بیچاره مارکس میگفت دین افیون است.
در طول عمرم، یعنی از اون روزهایی که اعتقادم رو از مذهب از دست دادم تقریبا سنین 15 تا 16 سالگی، از همان زمان وارد مبارزه با مذهب شدم. هر کسی را که توانستم به چالش کشیدم.
جالب است که بدانید قوی ترین ارادههای مذهبی را میتوان با کار مداوم در هم شکست و ضربه آخر را وارد کرد.
درست به همین دلیل است که رژیم اجازه توقف در پروسه مغز شویی را به کسی نمیدهد. وقتی چند کیلو استخوان را به عنوان شهید میبرند و در دانشگاه زیر خاک میکنند درست پیگیر همین پروسه هستند. حتی به جوانان آن مملکت اجازه نمیدهند یک محیط دانشگاهی آسوده داشته باشند و چند ساعت روز را بدون لمس این پدیده و زنجیرها سپری کنند، زیرا میدانند که اگر وقفهای در این پروسه بوجود آید امکان این پدید خواهد آمد که فکر کرد و کنکاش کرد، به جستجوی حقایق رفت و شاید از این زنجیر رهایی پیدا کرد.
عاقبت سخن اینکه، در این شعبده بازی عدهای مثل این یکی و آن یکی بازیگرانی هستند که جماعت از همه جا بی خبر را به بازی میگیرند و این نهال بد قواره را آبیاری میکنند تا زنده بمایند.
اگر خواستید سری هم به لانه زنبورها بزنید. اینجا لانه بازیگران است، همانها که نادانان را به بازی میگیرند و تحمیق میکنند تا آنها را آماده سواری دادن کنند. خنده دار است درست مثل رام کردن اسب وحشی است که اول باید آن را رام کرد و بعد سواری گرفت.
در بخش: ملای حیله گر, نقد اسلام
24
Aug
2006
قدرت های پوشالی یا باید خود را جمع و جور کنند و جمهوری اسلامی را هر چه زودتر سرنگون کنند یا سقوط تمدن و دنیای غرب حتمی خواهد بود. این را که مینویسم عقیده من است گرچه هنوز به آن مرحله غیر قابل بازگشت نرسیدهایم ولی تا آن مرحله هم فاصله زیادی باقی نمانده است.
دلایل این مدعا را به اختصار ذکر میکنم.
3 سال است که جمهوری اسلامی برسر مساله اتمی اول با اروپا کلنجار رفت و گربه رقصاند (این گربه رقصاندن دقیقا نوع سیاستی است که ایران در مقابل غربیها به اجرا گذاشته). حالا هم که هر دری را این قدرتهای پوشالی میزنند به بنبست بر میخورند. بنبستی که تنها یک کلید دارد و آن هم چیزی نیست بجز توجه به منافع بلند مدت و نه کوتاه مدت. اینکه اروپاییها 3 سال با جمهوری اسلامی لاس میزند از همین مساله سرچشمه گرفته است که حضرات اروپایی و حتی روسیه و چین منافع کوتاه مدت سرشاری در این پدیده جمهوری اسلامی دارند که به سادگی نمیتوانند از آن چشم پوشی کنند در نتیجه مجبور هستند در این بازی موش و گربه جمهوری اسلامی و سیاست گربه رقصاندن آن شرکت کنند، بدون اینکه بتوانند تاثیری بر روند تحولات بگذارند.
جنگ لبنان هم نه تنها نتوانست گرهی از کار این قدرتهای پوشالی بگشاید بلکه برعکس کار را به مراتب خراب تر از قبل نیز کرد، حالا نه تنها حزب الله خلع سلاح نشده بلکه هم حزب الله لبنان در بین اعراب و خصوصا قشرهای فقیر و نا آگاه آن جایگاه و نفوذی پیدا کرده که به این سادگی نمی توان آنرا ازبین برد و هم ایران به قدرتی منطقه ای ارتقاء پیدا کرده.
حداقل یک چیز را باید در باره جمهوری اسلامی پذیرفت و آن اینکه این حرامزادگان سیاستمداران مکار و زرنگی هستند و هم اروپاییها و آمریکا و هم چین و روسیه را به بازی گرفتهاند حتی اگر با باج دادن و به نابودی کشیدن کل منابع مالی ایران باشد.
جنگ لبنان را با مکاری به مرحلهای رساندند که نه اسرائیل توانست به اهدافش برسد و همچنین بعد از جنگ چنین به نظر میرسد که خلع سلاح حزب الله به نتیجه نخواهد رسید، باز هم بخاطر منافع کوتاه مدت کشورهای غربی در خاورمیانه.
فقط تیترهای خبری امروز و دیروز را که بخوانید خواهید دید که ادعایی که در بالا مطرح کردم چندان هم از واقعیات دور نیست.
پاسخ ایران به بسته پیشنهادی طولانی و پیچیده است (اگر نام این سیاست گربه رقصاندن نیست چیست!؟)
نفوذ ایران در عراق بیش از آمریکا ست (مگر توقع دیگری هم داریم، وقتی آمریکا در عراق بجای برخورد با مقتدا صدر به بازی خطرناک کجدار مریض در مقابل او روی میآورد نتیجهای جز این به همراه نخواهد داشت)
حمله نظامی ایران به دکل نفتی در خلیج فارس (اوباش بازی را میبینید؟ هر کاری که دلشان بخواهد میکنند بدون اینکه کسی بتواند عملی انجام دهد)
سخن کوتاه کنم. جمهوری اسلامی مثل فاحشهای میماند که در مقابل یک انسان آبرومند قرار گرفته و چنین فاحشهای هر کاری که بخواهد و هر شانتاژی را که اراده کند میتواند در مقابل یک انسان آبرودار به اجرا بگذارد، هیچ نیرویی هم نمیتواند چنین فاحشهای را تهدید کند. آخه فاحشه آبرویی ندارد که از دست بدهد. درصورتی که یک انسان آبرو دار میتواند همه آبروی داشته و نداشته خود را در چنین درگیری از دست بدهد. مقابله با کسی که به سیم آخر زده است کار بسیار دشواری است.
جمهوری اسلامی دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد نه آبرویی برای آن باقی مانده که سردمدارانش نگران آن باشند و نه بقول معروف تل نریدهای گذاشته. میبینید که هر که را هم که بخواهد میگیرد و زندان میکند، اعدام میکند، چشم در میآورد، گروگان میگیرد، اگر مخالفیناش در دسترسش در داخل کشور نباشند تروریست میفرستد طرف را آنطرف دنیا ترور کنند. بعد هم همین قدرتهای پوشالی با یک قرار داد چند میلیون دلاری همه چیز را با وقاهت برای جمهوری اسلامی ماست مالی میکنند. همه این بدبختیها بر سر این است که این قدرتهای پوشالی تنها پیگیر منافع کوتاه مدت خود هستند و غافلاند از اینکه اگر روزی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی دست پیدا کرد آنگاه این فاحشه نه تنها میتواند آبروی جهان را برباد دهد بلکه این فاحشه اینبار به سلاح گرم نیز مجهز شده و میتواند به سادگی دنیای غرب را تهدید کند و حتی این تهدید را عملی نیز بکند
در این درگیری عملا نباید توقعی از ملت ایران داشت وقتی همه قدرت های جهانی دست به دست هم در مقابل چنین فاحشهای چنین واماندهاند چه توقعی میتوان از ملت دربند ایران داشت.
پ.ن.: تایید از غیب رسید. این خبر را همین چند دقیقه پیش بهروز لینکش رو در پیامگیر گذاشته بود:
خبر غیر منتظره از موفقیت جدید دانشمندان هسته ای کشور
در بخش: ملای حیله گر
23
Aug
2006
واقعه ای این چند روز برایم اتفاق افتاده است که هم خندهام گرفته و هم تا حدودی باعث غرورم شده! البته اینکه میگویم باعث غرورم شده زیاد جدی نگیرید ها!! منظورم این هست که تا حدودی باورم شده که علی آباد کتول هم دهی است. حالا واقعه را برایتان تعریف میکنم خودتان قضاوت کنید.
از روزی که حضرت رئیس جمهور منتخب و محبوب!! وبلاق دار شدند، حقیر چندبار سعی کردم به وبلاق ایشان هم سربزنم و کمی تفریح کنم و یک کمی هم فضولی کنم و شاید هم اگر فلانم بلند شد یکی دوتا فحش خواهر مادر هم نثار ایشان کنم. روزهای اول گمان میکردم بخاطر ترافیک صفحه ایشان است که حقیر موفق به دیدار این سایت وزین!! نمیشوم ولی کم کم شک برم داشت که نکند خدای ناکرده حاج آقا احمدی نژاد وبلاق خودشان را برروی کفار بستهاند و فقط به دینداران اجازه رخصت میدهند! توضیح بدهم برای آنهایی که فنی نیستند و آن اینکه سانسور را میتوان دوطرفه اهمال کرد یعنی هم رژیم میتواند دیدن ملت داخل ایران از سایت های ضد انقلاب!! جلوگیری کند و هم میتواند جلو ضد انقلاب را بگیرد که از سایتهای داخلی دیدن کنند یعنی این درست مثل در میماند شما میتوانید یک نگهبان بگمارید و جلو هر ورود و خروجی را که مایل هستید بگیرید.
پس از اینکه چند مرتبه از اینترنت منزل موفق به دیدار حضرت رئیس جمهور مهرورز نشدم یک روز سرکار رفتم و از اینترنت سرکار وبلاق ایشان را رویت کردم. بعد دوباره آمدم خانه و مجددا از خانه سعی کردم دیدم ای دل غافل باز نشد که نشد! فلانم راست شد و تصمیم گرفتم حتما وبلاق ایشان را در منزل (بله!).
اینترنت من در منزل بی سیم است خط خودم را قطع کردم و از طریق همسایه وصل شدم (آره میشه بابا شما چقدر ساده هستید!) وقتی از اینترنت همسایه سعی کردم دیدم ای شانس بسوزی رئیس جمهور مهرورزی همسایه کافر خارجی مو بور خُسن آقا را به وبلاق خودش راه میدهد ولی حقیر را خیر، بیشتر زورم گرفت به همین خاطر چندتا فحش خواهر مادر در نظرات مردمي (آخه رئیس جمهور محبوب بجای پیام گیر نوشته نظرات مردمي) وبلاق نوشتم تا هم دلم خنک شود و هم حال آقای رئیس جمهور مهرورز را گرفته باشم. حالا حتما آقایان مسئول وبلاق مهرورزی، همسایه کافر خُسن آقا را هم از دیدن وبلاق آقای رئیس جمهوری مهرورز محروم خواهند کرد.
این همه را نوشتم تا به اطلاع شما برسانم که آقایان بدجوری از ما وبلاگ نویسها میترسند و اینها که برای آمریکا شاخ و شانه میکشند وقتی پای این چند خط نوشتههای ما در میان باشد شدیدا میترسند.
امشب دوباره با اینترنت خودم سعی کردم باز هم نشد که نشد، رفتم روتر (Router) بی سیم را از آن یکی روتر جدا کردم و یک IP جدید برای این یکی دست و پا کردم و دوباره سعی کردم دیدم بعله آقاجان گویا فقط IP سرور خُسن آقا (193.217.154.244) را در این محدوده مسدود کردهاند. عجب خیال باطلی! آخه احمقها مگر اینجا ایران است که شما بتوانید به همین راحتی راه ملت را صد کنید!؟ اینجا سه سوت میشود یک آی پی جدید دست و پا کرد و وارد محدوده پوشالی شما شد.
در بخش: کامپیوتر و اینترنت
22
Aug
2006
توی ایران رسم بر این است که سر سفره عقد عروس خانم دو مرتبه ناز می کند تا عاقبت مرتبه سوم بله را بگوید و قال قضیه را بکند.
در سیاست ایران هم گویا آخوندها همین روش را پیاده میکنند هم در رابطه با جنگ ایران و عراق عاقبت بله را گفتند و هم اینبار در رابطه با مساله اتمی مطمئن هستم عاقبت بله را خواهند گفت فقط ناز و ادا اطوارهای آقایان است که مرا کشته.
از قرار معلوم آقایان امروز جواب بسته پیشنهادی اروپا را دادهاند البته این پاسخ ربطی به قطعنامه شورای امنیت ندارد این پاسخی است که حضرات در جواب بسته پیشنهادی اروپا مطرح کردهاند و چنین که از اخبار به نظر میرسد مشکل تعلیق هنوز حل نشده باقی مانده است ولی یقین بدانید که با عواقبی که در پس این گستاخی وجود دارد و رژیم را تهدید می کند اینها همه نازهای عروس خانم دم در حجله است و وقتی دوبار گفتند نه یقین بدانید مرتبه سوم بله را خواهند گفت.
در بخش: بحران اتمی، جنگ