پ.ن.:
به علت مهم بودن این خبر و همچنین ربط آن به مطلب امروز این خبر را اینجا میگذارم.
درگيري خونين پليس با زنان در ميدان هفت تير تهران

ادامه خبر.
این برخورد من و آنهایی که مثل من با رفتارهای اخیر نیروهای انتضامی (افتضاحی) مخالفت میکنند همگی از یک زاویه است و همگی از یک پدیده دفاع میکنیم و آن حقوق شهروندی است. البته نباید توقع داشت که حزب الله و قشریهای مذهبی و عقب افتاده ایرانی این مسائل را درک کنند و یقینا در گوش بعضی از جمله
این پیام گذار مطلب دیروز، گفتهها و نوشتههای ما مثل یاسین میماند در گوش خر.
بحث اصلی ما در این زمینه به این ربطی ندارد که کسانی را که در خیابان گرداندند و تحقیر کردند، گناه کار هستند یا نه، مساله این است که این روش و رفتار حتی با مجرمین و تبه کاران هم کار غلط ، و مشمعز کنندهای است. با این روش نمیشود جامعهای را و خصوصا جامعه تحقیر شده ایران را اصلاح کرد.
تازه مگر برخورد نیروهای فاشیست انتظامی جمهوری اسلامی تنها با اراذل و اوباش این چنین بوده!؟ آیا فراموش کردهاید برخورد نیروهای سرکوبگر رژیم در دانشگاهها را(
Youtube)!؟ آیا فراموش کردهاید برخورد با زنان را (
Youtube)(
Youtube)!؟ آیا فراموش کردهاید برخورد با کارگران را(
Youtube)!؟ خیر فراموش نکردهاید، مشکل آنجاست که شما که از این برخوردها حمایت میکنید، خود حقوق بگیر همین رژیم هستید و منافع تان در این سیستم تامین میشود و در نتیجه بدون در نظر گرفتن درست یا غلط بودن این رفتارها از آن دفاع و حمایت میکنید.
اگر کسی قمه کشید او را با جمع آوری مدارک و دلایل حقوقی باید تحویل دادگاه داد. دادگاه هم بر اساس قوانین موجود محاکمه و بعد اگر متهم محکوم شد، آنگاه باز هم بر اساس قوانین موجود، برای مجرم جرمی را تعیین و بعد تازه موقع اجرای حکم میرسد. فراموش نکردهایم گفته خمینی را که دستور داد “هر که را که منافق بود در همان خیابان حکماش را اجرا کنید، نیازی به دادگاه نیست” (نقل به مضمون).
البته همان گونه که بارها نوشتهام من و امثال من توقع نداریم که شما که منافعتان در بودن این سیستم و رژیم است این قواعد بازی را بپذیرید، آخر هرچه باشد شما خود اراذل و اوباش واقعی هستید که با زور، ترور و وحشت میخواهید به حکومت ننگین خود ادامه دهید، وگرنه روش اداره جامعه که پیشتر گفته شد در تمام ممالک متمدن دنیا پذیرفته شده و به همین روش هم اکثر کشورها اداره میشوند.
تازه مگر گناه سیستم عقب افتاده فاشیست جمهوری اسلامی همین برخوردها ست. مشکل از آنجا سر چشمه میگیرد که همین نیروهای فاشیست موقعی که منافعشان اقتضا کند، از هر نوع جرم و جنایتی تنها با گرفتن رشوه چشم پوشی میکنند و بعد که مشکل بزرگ و حاد شد و دیگر قابل کنترل نبود، میریزند توی خیابان و میخواهند کارشکنیهای پیشین خود را با این روشهای فاشیستی جبران کنند.
مشکل از آنجا سرچشمه میگیرد که قانونی در کار نیست و قوانین جنگل حکم فرماست، افرادی مثل *پسر آقای فلاحیان مثل هفتتیرکشهای تکزاس در خیابان در روز روشن مامور انتظامی بی گناهی را میکشد و بدون هیچ هزینهای از مکافات میگریزد، بعد در عوض یک بدبخت بیچاره برای کمترین گناه باید مکافات کلان بپردازد. وقتی فرزندان هاشمی و دیگر آقازادهها میلیاردها دزدی می کنند، هیچ قانونی نیست که آنها را برای جرمهایی که مرتکب شدهاند مجازات کند، ولی همین که یک بدبخت از روی گرسنگی و احتیاج یک آفتابه دزدید یا یک دزدی ناقابل کرد، بلافاصله بیضه اسلام ورم می کند و به خطر میافتد و حکومت آخوندی بگیر و ببند راه میاندازد.
مملکتی که قانون نداشته باشد و همه چیز کترهای اداره شود، همین است که میبینید و هیچ گاه هم درست نخواهد شد. مملکت باید قانون داشته باشد و همه هم در مقابل آن قانون یکسان باشند. یک بام و دو هوا که نمیشود.
*) پسر فلاحیان چند سال پیش در یک درگیری مصلحانه با یک مامور انتظامی او را کشت و دستگاه انتظامی/قضایی جمهوری اسلامی هیچگاه او را مجرم و حتی متهم هم نشناخت و هیچ مجازاتی هم برای او تعیین نشد.
در بخش: حقوق بشر