11 Aug 2002

تغیرات در وبلاگ حُسن آقا

نوشته:     :::       Comments Off on تغیرات در وبلاگ حُسن آقا

تغیرات در وبلاگ حُسن آقا
این دو سه روز گذشته سعی کردم یک برنامه جستجو برای وبلاگهای فارسی درست کنم تا شاید یک کمی از وبگردی بیخود کاسته شده و وقت خود را برای مطالعه صرف کنم. حاصل کار بد نشد. یک جستجوگر که به خانه های (وبلاگهای شما) البته آنها که توی لیست من هستند سر میزند و آخرین تاریخ بروز شدن وبلاگ را در لیست قرار میدهد با تاریخ بروز شدن. البته چنانچه این کار زمان نمیگرفت (تقریبآ یک دقیقه برای هر وبلاگ) شاید اینکار را برای همه ی وبلاگها میکردم و فعلآ فقط وبلاگهایی که در blogspot.com خانه دارند و اکسرآ سیاسی مینویسند در این لست هستند. تا ببینیم بعد چه میشود.

Comments Off on تغیرات در وبلاگ حُسن آقا   |    |     |     

11 Aug 2002

البعثت الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه (قسمت هشتم)

نوشته:     :::       Comments Off on البعثت الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه (قسمت هشتم)

قسمت هفتمقسمت نهم
آقاي تاج همينطور كه با زيرشلواري و شبكلاه مشغول فوت كردن در سماور حلبي بود كه در آن گل گاوزبان ميجوشيد از ما پرسيد :
” آقاي سكان الشريعه كجاست ؟ .
سنت گفت : ” يك ضعيفهء كافر را دارد به دين حنيف اسلام تبليغ ميكند .
تاج : ” آفرين بشير پاكي كه خورده ! خوب چقدر مانده كه برسيم ؟ .
سنت : ” نيمساعت ديگر ما در شهر برلين خواهيم بود . بايد چمدانها را دم دست بگذاريم و رختهايمان را بپوشيم , اينجا ديگر فرنگستون است .
عندليب الاسلام : ” شهر برلين گفتيد ؟ من اسم اين شهر را در كتاب “المهالك و المخاوف ” ديده ام . مصنف آن كتاب از متبحرين بوده است، شرحي داده و خوب بخاطر دارم كه ميگويد : اسم اصلي آن ” البراللين ” بوده است يعني زمين لمين . زيرا كه لينت مياورد . چون كسره بر ياء ثقيل بوده اعلال شد. الف و لام را هم از اللين برداشتند تا اختصار شده باشد پس الف و لام البر را هم حذف كردند, زيرا كه اسم علم بود برلين شد و از كثرت استعمال برلين گرديد . حتمآ اهالي آنجا عرب هستند و مسلمان بوده اند و شكم روش در آنجا شيوع دارد .
تاج : ” في الواقع زبان عربي يكپارچه منطق است . بعقيدهء ضعيف بمحض ورود به برلين بايد يكنفر را مسلمان كنيم و بهمهء بلاد اسلامي از جبال
هندوكش گرفته تا اقصي بلاد جابلقا و جابلسا, جزيرهء وقواق , زنگبار حبشه و سودان و همهء ممالك اسلامي تلگراف بزنيم .
عندليب : ” اگر خودمان به سلامت رسيديم .”
تاج : ” بر پدرشان لعنت ! حالا كه خودمانيم , آيا الاغ بهتر است يا اين نميدانم چه اسمي رويش بگذارم ؟ ازش آب و آتش ميريزد, سوت ميزند, صدا ميدهد, دود ميكند و آدم را سيصد بار ميكشد تا بمقصد برساند : اين همان حمار دجال است . مرحوم ابوي از سامره تا خانقين را با يك الاغ مردني رفت , اگرچه شش مرتبه لختش كردند اما بسلامت رسيد . ما اينجا به جان خودمان اطمينان نداريم .
عندليب : ” آيا صندوق هاي لولهنگ و نعلين را در جاي محفوظ گذاشته اند كه در مجاورت رطوبت كفارنباشد”.؟
سنت : ” الخشگ مع الخشگ لا يتچسبك . نص صريح حديث معتبر است .”
عندليب : ” من نذركرده ام اگر سلامت رسيديم بمحض ورود يك گوسفند با دست خودم ذبح بكنم و به فقرا بدهم . آقاي سنت شما دقت بكنيد بجاي گوسفند بما خوك نفروشند, چون هرچه بگوئيد از كفار برميايد .
تاج : ” من همهء جانم آلوده است , عبايم نجس شده . بمحض ورود استحمام خواهم كرد .
عندليب : ” راستي آقاي تاج ديشب با من چكار داشتيد ؟ من از خجالت آب شدم , گمان كردم از كفارند ميخواهند اسم بد روي ما بگذارند .
تاج : ” ديشب خواب والدهء احمد راميديدم . در عمرم اين اولين بار است كه يكهفته بدون زن هستم . حقيقتة ما جهاد اكبر ميكنيم , خودمان را فدائي
دين مبين كرده ايم , در راه اسلام انتحار كرديم و شهيد شديم ! ( آقاي جرجيس اين مطلب را براي مجلهء المنجلاب يادداشت بكنيد ) من اگر مردم مرا در ال ضياء در شهر الباريس دفن بكنيدو اسم مزارم را ” امامزاده ال تاج ” بگذاريد تا زيارتگاه مسلمين بشود . راستي چه اجري در آن دنيا خواهيم داشت تا بتواند جبران اينهمه دمات و زحمت ما را بكند ! من گمان ميكنم براي رفع خستگي و دفع مضرت مسافرت بد نباشد كه لد الورود هر كدام نفري سه تا زن صيغه بكنيم .

Comments Off on البعثت الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه (قسمت هشتم)   |    |     |     

10 Aug 2002

البعثت الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه (قسمت هفتم)

نوشته:     :::       Comments Off on البعثت الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه (قسمت هفتم)

قسمت ششمقسمت هشتم
در روز ميمون فرخنده فال 25 ماه شوال سال 1346 هجري قمري در شهر مبارك سامره از بلاد عربستان بموجب جلسه ئ مركب از علماء يگانه و دانشمندان فرزانه و نمايندگان محترم ملل كاملة الوداد اسلامي تصميم گرفتند و تصويب شد كه آقايان مفصله الاسامي ذيل . حضرت آقاي تاج المتكلمين بسمت رياست , آقاي عندليب الاسلام نايب رئيس و منشي مخوص , آقاي سكان الشريعه صندقدار و مترجم , آقاي سنت الاقطاب معلم علمي فقهيات براي تبليغ دين مبين بطرف بلاد افرنجيه رهسپار گردند تا كفار را به دين حنيف اسلام دعوت و تبليغ بكنند . ”
آقاي تاج پيشنهاد كردند كه بسلامتي حضار شربت بنوشند ولي نمايندهء اعراب عنيزه شير شتر خواست و هلهله كنان مشگ شير شتر دست بدست و دهن بدهن گشت . سپس هر كدام از نمايندگان محترم ملل اسلامي انگشت خود را در مركب آلوده پاي كاغذ گذاشتند و مجلس به خوبي و خوشي خاتمه يافت .
       السامره في 25 شوال 1346
       الجرجيس يافث بن اسحق اليسوعي

نمــــــايشــــــگاه شــــــــرقـــــــــــي

امروز صبح از صداي نعرهء ناهنجاري از خواب پريدم , ديدم كه همسفر هاي اطاق ما بحالت وحشت زده آقاي سنت الاقطاب را نگاه ميكنند كه شيشهء پنجرهء ترن را پائين كشيده با پيراهن و زير شلواري دست زير چانه اش زده به جنگل نگاه ميكند و با صداي نخراشيده اي ابوعطا ميخواند مرا كه ديد خنديد و گفت :
“صداي من به از اين بود, سر زنم هوو آوردم اونم از لجش سم به خوردم داد صدايم گرفت . خدا بيامرزدش ! پارسال عمرش را به شما داد .
من گفتم : ” از شما قبيح نيست كه با اين ريش و سبيل روبروي كفار آواز ميخوانيد؟.
“اين موهاي سرم را مي بينيد؟ از زور فكر و خيالات است , باد نزله آنها را سفيد كرده . ”
بالاخره بهزار زبان باو حالي كردم تا لباسش را پويشد, چون يكساعت ديگر وارد شهر برلين ميشديم . سنت الاقطاب از من خواهش كرد كه بمحض ورود به برلين او را ببرم بازار تا يك موش خرمائي براي دخترش سكينه سوغات بفرستد . بعد رفتم سراغ آقاي سكان الشريعه كه در سه اطاق دور تر با يخهء باز سينه پشمالو و سر تراشيده سيگار عبدالله ميكشيد و دودش را با تفنن بصورت پير زن جهود لهستاني فوت ميكرد . سكان الشريعه با علم اشاره با آن زن حرف ميزد و هر دو آنها ميخنديدند . بقدري سرش گرم بود كه متوجه ما نشد ما هم مزاحم آنها نشديم بسراغ آقايان تاج و عندليب رفتيم , چون ديشب آقاي تاج اظهار كسالت ميكرد . در اينوقت ترن بسرعت هرچه تمامتر از ميان جنگل ميگذشت . از راهرو لغزنده آن گذشتيم . آقاي تاج و عندليب در اطاقچهء خودشان را بسته بودند تا نفس كفار در آنجا نفوز نكند . چون اين اطاقچه را بقيمت گزاف براي روئساي بعثة الاسلامي خلوت كرده بودند تا با كفار تماس نداشته باشند . وارد كه شديم آقاي عندليب با چشمهاي خمار ترياك پارچهء سفيدي دور كله اش بسته بود, اناانزلنا ميخواند و بدور خودش فوت ميكرد و هر تكاني كه ترن ميخورد ميخواست روح از بدنش مفارقت بكند . ميترسيد مبادا كفار فهميده باشند كه چند نفر مسلمان در ترن هستند و از بدجنسي قطار را بشكنند و يا ببيراهه ببرند براي اينكه مسلمان را تلف بكنند . من را كه ديد گل از گلش شكفت و گفت :
“قربانتان ! دستم بدمنتان , ما در ولايت غريب هستيم , مبادا كفار بما سم بخورانند؟ . تمام شب را من سورهء عنكبوت و اية الكرسي خواندم تا از شر كفار محفوظ باشيم . ”

Comments Off on البعثت الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه (قسمت هفتم)   |    |     |     

09 Aug 2002

پاسخگویی صفت خوبی هست قبل

نوشته:     :::       Comments Off on پاسخگویی صفت خوبی هست قبل

پاسخگویی صفت خوبی هست
قبل از شروع باید مطلبی را گوشزد کنم، من تقریبآ هیچگاه به این وبلاگهای سکسی سر نمیزنم، چون نیازیی به اینجور اطلاعات ندارم، ولی دمکراسی مرا وادار میکند که از اینگونه وبلاگها دفاع کنم، نه بخاطر محتویاتشان بلکه بخاطر آزادی سخن.
دوست عزیز نوید در کامنتی که نوشته توضیح داده که یکی از اعتراض کنندگان ایشان بودند. خوب این حق ایشان هست ولی این موضوع بار مسولیت نورهود رو کم نمیکنه. دوستان، عزیزان مگر کسی جلو شما را گرفته نگاه نکنید، نخونید، از روی مطلب بپرید روی مطلب بعد، اجباری که در کار نیست!؟ هست!. آیا اینکار آنقدر برای شما مشکل است!!؟ که باید سانسور را بروش آقای علیزاده اجراکرد!؟ چون شما میخواهید!؟ وبلاگ عمومی بایستی به نیازهای همه توجه کند وگرنه عمومی نیست. نگاه نکردن یک نیاز نیست درصورتی که خواندن یک نیاز است. امشب برای نمونه یک سر زدم به چنتا وبلاگی که من (حُسن آقا) روشون اسم وبلاگ سکسی گذاشته ام. در اینگونه وبلاگها هیچگونه یا خیلی به ظرافت در مورد سکس صحبت میشود، مامولآ نویسندگانشان دختران جوان! هستند. این را که مینویسم دختران جوان از این نظر مینویسم که نویسنده اینطور الغاء میکند، دروغ چرا تا قبر آ، آ، آ، آ ما که خودمان ندیدیم. بروید و این وبلاگها را ببینید اکثرآ محتوایی ندارند مگر طنازی، ولی بیشترین بیننده را دارند، چرا!!؟؟. اگر دوستان پاسخی به این سوال من دادند آنگاه میتوانیم به یک نتیجه ی درست و حسابی برسیم.
خانم عزیز دیگری هم به نام سلطان بانو کامنتی دیگر نوشته اند تقریبآ با همان دلایل و نیز سوال کرده اند که: “چرا شور همه چيز رو بايد در آورد؟…. همين يه ذره آزادي بيان رو هم ببينيد مي‌تونيد با زياده‌روي از ما بگيريد؟”
خانم عزیز خود سانسوری تا چه حد!؟ مگر کسی ایراد گرفت وقتی یک صفحه را در مورد وب لاگهای حزب الله پر کردند!!، درصورتی که در حقیقت این کمال بی انصافی است که حزب الله با داشتن 5 تا 10 درصد آراء در ایران باید اینهمه امکان خودنمایی داشته باشد ولی دیگران که بیش از 80 درصد جامعه هستند باید دور و بر خود را مراقب باشند قبل از اینکه چند کلمه بطور ملایم انتقاد کنند یا مثل این مورد راجع به سکس صحبت کنند. مگر پرشین وبلاگ نیست بروید و ببینید شده عینهو لانه ی زنبور پر است از حزب الله. اگر کسی مشتاق به خواندن مطالب غیر حزب الله یی نیست خوب برود وبلاگ آنها را بخواند. اگر وب لاگ عمومی هم مثل آن زنبوردانی بنا هست بنویسند که خوب نیازی نیست الحق پرشین بلاگ خیلی زیبا و پراتیک طراحی شده. بروید آنجا جان من.
به همگی پیشنها میکنم این مقاله را از رامين مستقيم بخوانند، خیلی مفید است. دوستان کسانی که اینهمه حرف از اسلام و عفت عمومی میزنند کثیف ترینند خود همینها هستند که فاحشه خانه باز میکنند و اسمش را هم میگذارند خانه ی عفاف!!

Comments Off on پاسخگویی صفت خوبی هست قبل   |    |     |     

09 Aug 2002

به قسمتی از مصاحبه امروز

نوشته:     :::       Comments Off on به قسمتی از مصاحبه امروز

به قسمتی از مصاحبه امروز با سردار طلایی فرمانده كل نيروي انتظامي تهران گوش کنید:
امروز: يعني شما تمامي مديران رستوران‌ها را توجيه و قانع كرديد؟‌
آقای سردار: بله ما سوابق و صورت‌جلسه آن را داريم.
امروز: ولي من با تعدادي از مديران رستوران‌هاي خيابان ولي‌عصر، از ميدان ونك به بالا صحبت كردم و گفتند كه كلانتري محل فقط براي ما ابلاغيه فرستاده و ما تعهد داديم كه ساعت (12) شب تعطيل كنيم
آقای سردار: من همين امشب با شما به برخي از اين رستوران مي‌آيم. من شخصاً با مديران رستوران‌ها صحبت كردم و آنها را توجيه كردم.
حُسن آقا: البته سردارخان مستبدالدوله نمیفرمایند که آیا برای توجیه از چماق هم استفاده کرده اند یا نه!!
این قسمتش هم که شاهکاره:
امروز: اگر مردم پاسخ دهند كه (12) شب به قصد تفريح از خانه خارج مي‌شوند و امكان تفريح از آنها گرفته شده است چطور؟
سردار خان مستبدالدوله: به هر حال وقتي مقررات اجتماعي و قانون، زمان مشخصي را براي فعاليت اصناف تعيين كرده، مردم هم بايد تمكين كنند!
حُسن آقا: یکی نیست به این حضرت قاطر حالی کنه! که کرخز قانون برای مردم آفریده شده نه مردم برای قانون.
بشما توصیه میکنم تمام مصاحبه را بخوانید.
قليان كشيدن ممنوع!
قلیان کشیدن هم ممنوع شد، حاج آقا خودش شیره میکشه یک قلیون ناقابل رو هم از ملت دریغ میکنه. به این میگن دموکراسی بسبک ملا.

Comments Off on به قسمتی از مصاحبه امروز   |    |     |     

09 Aug 2002

این مطلب را از رامين

نوشته:     :::       شما هم چیزی بگو

این مطلب را از رامين مستقيم حتمآ بخوانید پشیمان نمیشوید.

شما هم چیزی بگو   |    |     |     

09 Aug 2002

پاسخی به کامنتهای نورهود مطلبی

نوشته:     :::       Comments Off on پاسخی به کامنتهای نورهود مطلبی

پاسخی به کامنتهای نورهود
مطلبی رو که امروز در مورد وبلاگ عمومی و سانسور نوشتم باعث عکس العمل نورهود شد، البته من منتظر اینجنین عکس العملی بودم وگرنه مطلب رو نمینوشتم.
مطالب رو بترتیبی که نورهود برام کامنت داده پاسخ میدم و نوشته های نورهود رو هم نمینویسم جون میتونید توی کامنت بخونید.
کامنت (Aug 08 2002, 02:34 pm تا Aug 08 2002, 02:49 pm): دوست عزیز من کجانوشتم که شما وابسته به جایی هستید! من نوشتم سانسورچی و ملامنش هستید مگر دروغ گفتم!؟ کسی که مطلب کسی را با وسیله ای مثل قیچی کوتاه میکند اسمش سانسور چی است! اگر اسم دیگری بلدید بمن هم بگویید تا چیز دیگری بنویسم. ملامنش نوشتم چون شما نتوانستید تحمل کنید که کسی راجع به سکس بنویسد، کامنت دومتان را بخوانید، شما حتی قادر نیستید لغتی بنام کیر را تحمل کنید. دوست عزیز شما با دمکراسی مشکل ندارید شما با روابط جنسی مشکل دارید. اگر پدران ما میخواستند کیر را بصورتی که شما نوشتید (ک*ر) بنویسند خوب اینجوری مینوشتند. چرا نباید راجع به سکس نوشت مگر این یک معضل اجتمایی نیست؟؟؟؟ دوست عزیز اکثر کسانی که هیت های بالایی در وبلاگستان دارند آنهایی هستند که راجع به سکس مینویسند پس مرض ما چیست که نمیتوانیم درمورد چیزی بنویسیم که همه میخواهند!؟. اگر حُسن آقا راجع به سکس نمینویسد برای این است که استعدادش را ندارد وگرنه باوربفرمایید من هم دلم میخواهد یک مطلب زیبا در مورد چیزی که واقعآ زیباست بنویسم. سکس زیباست سکس مال آدم زنده است. بخاطر همین هست که انسانها نزدیک مردن که میرسند دیگر قادر به انجامش نیستند. شما مینویسید دل همه را نمیتوانید بدست بیاورد!. جل الخالق! مگر کسی از شما خواسته که دل کسی را بدست بیاورید. بشما گفته اند که دموکراسی را اجرا کنید. آیا این کار سختی است!؟ شما مینویسید تعداد زیادی بشما تلفن زدند و میل زدند و فلان و بهمان، خوب درست بهمین خاطر شما را گذاشتند اونجا که پاسخگو باشید، این که نشد پاسخ که قیچی را بردارید و یا علی مدد جنس آقا را قیچی کنید!!!؟.
شما مینویسید که فقط قسمتهایی رو پاک کردید، عذر بدتر از گناه می آورید دوست عزیز این روش روش علیزاده قاضی القضات است نه یک جوان مثل شما که باید آینده ی اون مملکت رو بسازه. دوست عزیز بجای پاک کردن اگر تمام این جوابهارا که برای من و شاید بعد ها برای دیگران مجبورید بنویسید، میتوانستید منطقتان را بکار بیندازید و چند سطر کنار همون مطلب نظرتان را بنویسید. به این میگویند دمکراسی نه اینکه 90 روزنامه را بطور موقت ببندید بعد بگید که شما پیشگیری! کرده اید. اینگونه عکس العمل متعلق به قرون میانه و آقای خامنه ای و علیزاده است، نه شما که جوانی فهمیده هستید.
آقا جان آناتومی دستگاه تناسلی امروزه توی کتابهای دبستان است، البه مملکت ملازده ی ایران را نمیدانم. ولی جزو لاینفک تمام دبستانهای کشورهای متمدن دنیاست.
شما مینویسید که عده ای گفته اند که بجای نوشتن مطالب مفید!!!! مطالب سکسی مینویسند. مگر مطالب سکسی مفید نیستند؟ جل الخالق گویا من از یک سیاره ی دیگر می آیم و شما از یک سیاره ی دیگر!.
دوست عزیز در کشوری که حجتین اسلام خامنه ای و رفسنجانی چراغ سبز داده اند تا فاحشه خانه دائر شود چرا نباید در مورد مسایل ساده ی جنسی مطلب نوشت!!؟
برای اطلاع شما میگویم در کشورهای اسکاندیناوی که از لحاظ جنسی آزاد ترین کشورهای دنیا بحساب می آیند هنوز دایر کردن فاحشه خانه ممنوع است، در صورتی که در جمهوری اسلامی اگر مخالفت شدید مردم نبود تا چند ماه دیگر برایتان فاحشه خانه هم دائر میکردند.
دوست عزیز نوشته بودید که شما را بجایی وابسته نکنم من هیچگاه این جسارت را بخودم نمیدهم چون این کاری که شما کردید اشتباه بود، نه جنایت.
در پایان امیدوارم که مرا بخاطر گستاخی که کردم ببخشید ولی باور بفرمایید خونم بجوش آمد و میخواستم این بحث را دامن بزنم.
این مطلب رو تموم کرده بودم مطلب نورهود رو خوندم مجبور شدم که دوباره چیزی رو بهش اضافه کنم. دوست عزیز نورهود قصد من این نبود که شما برین یکی دیگه بیاد از کجا معلوم که اون یکی بهتر باشه! ولی دمکراسی برای ایران برای من از نان شب هم مهمتر است، اگر انتقاد کردم برای اصلاح بود نه برای نابود کردن وبلاگ عمومی. وبلاگ عمومی خیلی هم خوب است ولی میتواند بهتر شود.
موفق باشید.

Comments Off on پاسخی به کامنتهای نورهود مطلبی   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی