08
Aug
2002
سانسور شاخ ودم ندارد آقای نور!هود
من 6 Aug وقتی که مطلب نورهود رو درمورد نوشته های مهرداد مظلوم ، (درست خوندید مینویسم مظلوم چون یک شخصی که حتی اجازه دفاع از خودش رو نداره بهش میگن مظلوم) خوندم چون مطالب پاک شده بود میلی به مهرداد نوشتم و ازش خواهش کردم که “مطالب نوشته شده رو برای من پست کنه چون میخوام یک مطلبی در مورد سانسور بنویسم”.
امروز میلش رو دریافت کردم، او درپاسخ من نوشته که “چیزی بجز چند لینک به تعدادی وبلاگهایی نبوده که راجع به سکس مطلب مینویسند”.
در ضمن نوشته بود که “جوابیه ای را در وبلاگ عمومی نوشته”. من پاسخش رو امروز در این لینک خوندم، ولی باید بشتابید شاید که بزودی سانسور شود! اگر بوسیله ی سانسورچی های ملا منش پاک شده باشد من یک کپی از آن را بر روی این وب لاگ خواهم گذاشت.
در این پاسخ همه ی اون چیزی رو که باید گفت، گفته شده. در حقیقت همونطور که مهرداد گفته پاسخ رو هم خودش در وبلاگ عمومی داده. چنانچه پاسخ مهرداد پاک شد باز هم سخنی برای گفتن دارم و باز خواهم گشت آقای نور!هود.
راستی شما آقای نور!هود با این کارتون بهتر نمیبود اسم خودتون رو میگذاشتید تاریک هود!
آقای نور!هود شما مینویسید:
“ايجاد يک ستون ثابت در وبلاگ عمومي درباره سکس به هيچوجه با اطلاع من صورت نگرفته و فقط ايشان درخواست نوشتن در وبلاگ عموي را نموده اند. بنابر وظيفه ای که به خاطر وجهه وبلاگ عمومي ارسال ميکنم، مجبور به حذف برخي مطالب و اخبار هستم. بديهي است ادامه اخبار توسط ايشان به شيوه مطالب حذف شده منجر به حذف آی دی ايشان خواهم شد زيرا اعلام برخي از اخبار را به اين شيوه در جهت اهداف وبلاگ عمومي نميدانم. نکته ديگر اين است که اين حذف به خاطر تماسها و ايميلهای بوده از طرف نويسندگان ديگر و خوانندگان صورت گرفته است.”
خواهش میکنم یک بار دیگه مطلبی رو که خودتون نوشتید بخونید. آیا بیشتر شبیه به تز های آیت الله های خودمان را ندارد؟ مخصوصآ با این سبک نگارش!
این نوشته درست شباهت داره به ستونی در کیهان که مطالب خوانندگان رو منعکس میکنه و آقای شریعتمداری مدام مینویسه که خوانندگان چنین گفتن خوانندگان چنان گفتن. آقای نور!هود خود را پشت سر خوانندگان مخفی نکنید.
اگر بنابر اینه که سانسور ادامه داشته باشه پس رژیم جمهوری اسلامی بهترینش هست، دیگه نیازی به تعویض این رژیم نیست، درنتیجه حُسن آقا هم نیازی به نوشتن نداره. وقتش رو میتونه روی کارهای بهتری متمرکز کنه. مثل رفتن به سایتهای سکسی برای دیدن چیزهایی که در اون مملکت ممنوع هست.
یک نصیحت به دوستانی که اداره کننده ی وبلاگ عمومی هستید: این وبلاگ بنابود یک تمرین دموکراسی باشه، از قرار معلوم شما حتی در تمرین هم مردود شدید (بازی رو قبل از شروع باختید). در صورتی که نیاز باشه میشه یک وب لاگ عمومی دیگه هم باز کرد، فکرنمیکنید خیلی خودتون رو دست بالا گرفتین!؟
آقای نورهود شما یک عذرخواهی به مهرداد و خوانندگان وبلاگ عمومی بدهکارید.
در بخش: بدون دسته بندی
07
Aug
2002
یک نکته دیگه که نمیخواستم بنویسم ولی چون دوباره ویروس فرستادن (ازما بهتران!) مینویسم. حدود دو هفته ای میشه که این حزب الله هی ها شروع کردن برای حُسن آقا ویروس فرستادن(روزانه 20 تا 30 با محتویات فارسی)، این ویروسها اتفاقی نیست چون اون اتفاقی هاش رو کاری باهاشون ندارم و معمولآ به افرادی که کامپیوترشون این ویروسهارو میفرسته گوشزد میکنم ولی اینها اتفاقی نیست. آقایون حزب الله هی این جانب حُسن آقا یک دیوار دفاعی دارم که شما و ولی وقیح تون هنوز کوچیکتر از اون هستید که واردش بشین چه برسد به ویروس شما، پس بیخود به خودتون زحمت ندین.
امضاء
حُسن آقا
در بخش: بدون دسته بندی
07
Aug
2002
Commenting Or NOT Commenting
چند نکته درمورد این حزب الله یی ها که توی پرشین بلاگ خونه کردن (عینهو زمبور). (یک توضیخ تا یادم نرفته، این کلمه بلاگ به فتح لام در زبان فرانسه یعنی شوخی. حالا اگه بگذاریدش بغل اسم پرشین میشه شوخی ایرانی!)
نکته اول اینه که آقایون و خانم ها (منظوزم حزب الله هی ها هست) همگی کامنتینگ گذاشتن، ولی تا یک چیزی توش مینویسی میرن پاکش میکنن. مثلآ این رضوان خانوم، ما یک عالمه دیروز چیز نوشتیم، حتی این جاده نمسار هم شاهد ماست ولی وقتی امروز رفتیم باز با این مطالب رضوان خانوم حال کنیم دیدیم ای بابا همه ی کامنتهای ما رو پاک کرده. یکی نیست به این آبجی بگه یا کامنت نگذار یا اگه میگذاری پای عواقبش هم وایسا مگه تا حالا دیدی ما کامنت پاک کنیم!؟.
نکته دیگه هرکدوم از کامنتها رو که خوندم، یکی هم بنام حبیب کامنت داده بود. البته کامنت که چه عرض کنم مثل صفحه ی سوزن خورده این دو جمله رو توی تمام کامنتها مینویسه.
این هم جملات:
اما هنوز نوبت انتظار است و قيامت غيبت.
مهدي جان بيا حبيب منتظر توست
در بخش: بدون دسته بندی
07
Aug
2002
چند نکته:
اگر این بیانیه رو نخوندید برین بخونید و حتمآ امضاء کنید. نکته دیگه اگر علاقه مند به مساله ی جنگ ایران و عراق هستید برید یک سر به وبلاگ میلانی بزنید چون فاکتها را خیلی شسته و روفته کنار هم گذاشته و تاریخ جنگ را هم خیلی کوتاه و مفید نگارش کرده. حتمآ بخانید چون مفید است برای اون روزی که بناست ملت ایران یقه ی آقای هاشمی را بگیرد. درضمن پاسخ میلانی را هم به منکرات بخوانید اون هم خیلی مفید است.
در بخش: بدون دسته بندی
07
Aug
2002
اختيارات فراقانوني رهبري هم قانوني است
رسالت در مقاله اي به قلم ناصر ايماني زير عنوان “مافوق قانون اساسي” به پرسش محمدرضا خاتمي كه در جواب جبيب الله عسگراولادي عنوان كرده بود پاسخ داد: ناصر ايماني بر اختيارات فراقانوني رهبري صحه مي گذارد و معتقد است اصل ٥٧ قانون اساسي و كاربرد عبارت ولايت مطلقه به رهبري اجازه مي دهد هر وقت لازم ديد راهكارهاي عادي قانون اساسي را رعايت ننمايد.
حُسن آقا : پس حضرت حاج آقا ايماني بفرمایید ولایت وقیح حتمآ کرم دارند که اینهمه از اموال ملت برای انتخابات و تظاهرات خرج میکنند که چه!؟. اگر حضرتش آنقدر معصوم!! تشریف دارند که هیچگاه حتی به افکار پلید خود شک نمیکنند!؟ پس مردم را راحت بگذارند و اینهمه آنها را برای تظاهرات و انتخابات به خیابانها نکشند.
در بخش: بدون دسته بندی
07
Aug
2002
قسمت پنجم … قسمت هفتم
الالولك الجاليزيه : ” كتابخانه هاي كفار را آتش بزنيم عوضش يك نسخه ” زبدة النجاسات ” به آنها بدهيم كه برايشان كافي است و علوم دنيوي و اخروي همه در آنست .
منجنيق العلماء : ” البته , صد البته , كفي بزبدة النجاسات . چون خلاصه مرام اسلام همين است كه يا مسلمان بشويد يعني مطابق نص صريح ” زبدة النجاسات عمل كنيد و گر نه ميكشيمتان و يا خراج به بيت المال مسلمين بدهيد” البته كفار بايد باج سبيل به مسلمين بپردازند . ( كف زدن حضار )
تاج المتكلمين : ” پس از اينقرار راي قطعي و موافقت همه براين شد كه اين جمعيت را به كفار سوق بدهيم و هيچگونه مخالفتي در اين باب نيست . اما بزعم حقير لازم است كه بشيوهء دين نبي رفتار كنيم , چنانكه خود حضرت به ايل و تبار خودش قدر و منزلت گذاشت و نوه هاي خودش را قبل از ولادت امام كرد و طايفهء خود را سادات و احترام آنها را بهمه مسلمانان واجب دانست , چون مخارج اين نهضت از موقوفات است همهء اشخاصيكه انتخاب ميشوند بايد از علماء و سادات باشند .
عندليب الاسلام : ” صحيح است . البته كسي برازنده تر كسي مبرزتر از آقاي تاج نيست . لذا ايشان را برياست اين جمعيت انتخاب ميكنيم .
سكان الشريعه : ” اين حسن انتخاب را از صميم قلب بعموم مسلمين و مسلمات تبريك ميگويم .
سنتت الا قطاب : ” البته به ازين ممكن نميشد . ”
تاج المتكلمين : ” بنده از حسن نيت و مراحم آقايان نمايندگان ملل اسلامي لسانم الكن و نطقم قاصر است . اما آقاي عندليب الاسلام از اساتدُهء فقها است البته وجود شريفشان در چنين جهادي از واجباتست . من پيشنهاد ميكنم ايشان بسمت نايب رئيس انتخاب شوند و آقازادهء ايشان , آقاي سكان الشريعه كه نه سال دراز عمر شريفش را در بلاد كفار بسر برده و از معلوم و مجهول بهره اي كافي و شافي دارد چنانكه كتاب نفيس ” زبدة النجاسات ” بهترين معرف ايشان و شاهد مدعايم است همچنين بزبانهاي عربي , قبطي , شامي , بربري , الجزايري , فلستيني , بغدادي و بره اي و غيره را مثل عندليب تكلم ميكند . ممكن است بر سر جمعيت ما منت گذاشته بعنوان صندوق دار و مترجم ما را سرافراز و از راه لطف بپذيرند . يعني آنهم محض ثواب اخروي چون اين اقدام اجر دنيوي هرگز ندارد .
سكان الشريعه : ” حقيقته بنده نميدانم به چه زبان از اين حسن ظن آقاي تاج تشكر بكنم . البته اگر محض خاطر ايشان و نتايج اخروي اين كار نبود هرگز قبول نميكردم . ( كف زدن ممتد حضار )
عندليب الاسلام : ” من از مراحم آقاي تاج و همهء نمايندگان محترم اسلام كه در اينجا حضور دارند بسيار شرمنده ام . اما اجازه بدهيد , چون يكنفر دلاك مجرب جهت ختنه كردن كفار لازم است , آقاي سنت الاقطاب كه پسرخالهء اين بنده ميباشد و اغلب كفار كه به دين حنيف مشرف ميشوند ايشان ختنه ميكنند علاوه بر اين چندين بار محلل شده و در معركه گرفتن و روضه خواني يد طولائي دارد حتي عقرب جراره را در كف دستش نگهميدارد و براي فروش دعاي نزله و دعاي بيوقتي بهتر از او كسي را خدا نيافريده و از آداب دنيوي و اخروي بهره اي كافي دارد ايشان را بعنوان برفسور فقهيات پيشنهاد ميكنم .
تاج المتكلمين : ” البته , چه از اين بهتر؟ پيداست كه ما يكدسته از جان گذشته هستيم كه براي خير عقبي و اجر اخروي سينه سپر كرده و چنين ماموريت پر خطري را بعده ميگيريم . ( كف زدن حضار )
پس از آن آقاي رئيس صورت مجلسي را كه قبلا” نوشته شده بود , از پر شالشان در آوردند و به آقايان نمايندگان ارائه دادند تا امضاء و تصديق بشود . مفاد آن از اينقرار بود:
باقیش بری دفعه دیگه، حالا برین اینو از لاگ بامداد بخونین تا ببینین مسلمونی تا کجا پیشرفت کرده.
برچسبها: اجتماعی, اسلام, اسلامی, سیاسی, صادق هدایت, طنز, مسلمین
در بخش: اجتماعی, اسلام و مسلمین, سیاسی, طنز, نقد اسلام
06
Aug
2002
آقا جان این پرشین بلاگ چه زنبور دونی شده! اونجارو کردن مثل حسینیه هرچی حزب الله هست جمع!!! شده اونجا، یا اینکه جمعشون کردن اونجا اینو حتمآ بخونین بگمانم خاطرات یک حشیشی باشد نه یک آیت الله، البته فرقی هم نمیکند.
در بخش: بدون دسته بندی