15 Aug 2002

دست مریزاد آ سید امروز

نوشته:     :::       Comments Off on دست مریزاد آ سید امروز

دست مریزاد آ سید
امروز رفتم مطلب قیصر و بخونم دیدم بدجور از سه ی ید دلخوره، خوب حق هم داره مگه آدم چقدر میتونه تحمل کنه!؟ باور بفرمایید نه فقط در این مورد در خیلی موارد دیگه هم من از این سه ی ید آل محمد دلخورم . برید یک سر پیش قیصر مطلبش رو بخونید و بعد خودتون قضاوت بکنین.
باور بفرمایید که دیروز هم من از دست این سید دلخور بودم ، مطلبی رو که دیروز سخنگوی ایشون مطرح کردند رو وقتی خوندم سرم سوت کشید دیدم همینطور همیطور دارن میکنن تو کونمون. میگیت نه! به سخنان گهربار عبدالله رمضان‌زاده، سخنگوی دولت توجه بفرمایید، مطالب داخل پرانتز از حُسن آقا است:
درباره‌ي پذيرش نظارت (بخوانید کنترل ) مجمع تشخيص بر سياستهاي كلي نظام از سوي دولت و ارائه‌ي پيشنهادهايي در اين زمينه گفت: اصل نظارت بر سياستهاي كلي نظام در قانون اساسي بر عهده‌ي مقام معظم رهبري گذاشته شده است ( ولی چون معظم الدوله روزانه 6 مثقال شیره ی ناب مصرف میکنند در نتیجه وقت اینجور کارها رو ندارند) و ايشان اين وظيفه را به مجمع تشخيص مصلحت واگذار كرده (این هم دم خروس، ببخشید دم اکبر شاه)، بنابراين از اين جهت مشكل خاصي وجود ندارد (مبارک است). در مورد آيين‌نامه‌ي نظارتي نيز، دبيرخانه‌ي مجمع (بخوانید خانواده اکبر آقا) آيين‌نامه‌اي را پيش‌بيني كرده بود كه دولت، مجلس و حتي تصور مي‌كنم قوه‌ي قضاييه نسبت به آن نظرات كارشناسي ديگري داشتند كه منتقل شده و در حال بررسي است(یعنی همین روزها اکبر شاه همه ی امور را در دست میگیرد و تاج گذاری میکند) . منبع خبر
با این پاسخ دندان شکن باید از آقای خاتمی پرسید که آقا جان پس شما دسته ی بیل تشریف دارین یا پایه ی صندلی، یا دست بز.
برو آقا جان یک سر بزن به قیصر، دلخوری اونو هم از سید بخون.

Comments Off on دست مریزاد آ سید امروز   |    |     |     

14 Aug 2002

یک مطلب غیر سیاسی امروز

نوشته:     :::       Comments Off on یک مطلب غیر سیاسی امروز

یک مطلب غیر سیاسی
امروز برحسب اتفاق رفتم ببینم چه جور مخلوقاتی میان مطالب حُسن آقا را میخونن. هولی مولی یک آدرسی دیدم عجیب، برام خیلی نا آشنا و غریب بود، پیگیری که کردم سر از یک وبلاگ ایسلندی در آوردم. از خودم سوال کردم مگر این ایسلندی ها هم علاقمندند به سیاست ایران!؟ میگویید نه بروید خودتان ببینید. البته خواندن ش چندان امکانپزیر نیست، ولی من آدرس لیک را میدهم روی صفحه در لابلای مطالبی که بتاریخ Wednesday, August 14, 2002 ، مطلب شماره 2 اینهم لینکش در آنجا لغتی بکار رفته به اینصورت ” þetta ” دروغ چرا ما که نمیدانیم یعنی چه حالا اگه شما کشف کردید بما هم بگویید.

Comments Off on یک مطلب غیر سیاسی امروز   |    |     |     

14 Aug 2002

حقه ای کثیف به کثافت

نوشته:     :::       Comments Off on حقه ای کثیف به کثافت

حقه ای کثیف به کثافت آخوند
دوستان بر حسب عادت روزانه سری هم به وبلاگهای حزب الله میزنم مخصوصآ در قسمت کامنتها چون این کامنتها از نظر من یک نوع آمارگیری هست که نشان میده مردم چقدر به این حزب الله هی ها احترام میگذارند!!.
امروز با مشاهده ی یک کامنت از “کربلائي رهام” در قسمت کامنتهایم سری به ایشان زدم تا ببینم این دعوت بخاطر چه بوده اول کامنت ایشان را بخوانید:
حسن آقا سلام
بنده از انتقاد و منتقد بدم نمي آيد اما وجدانا وبلاگ من هم همرديف همون وبلاگهاي بي محتواي…..ميباشد.
قربون هر چي وجدان بيدار :کربلائي رهام

در کامنتی که یک نفر با نام و آدرس من در وبلاگ كربلائي رهام نوشته مطالبی رو ذکر کرده که کاملآ با اهداف، عقاید و کردار من مغایرت دارد برخوردم. اول مطلب را باهم بخوانیم:
سه شنبه، 15 مرداد 1381، ساعت 15:24
میگما کربلایی مثل اینه که شما خیلی طرفدار داری!!؟ همگی هم دخترای مامانی! هستن میشه مارو هم بهشون معرفی کنی! حالا که خانه های عفاف دارن باز میشن و اینشا الله دیگه اوضاع روبرا میشه! مگه نه!!؟
نویسنده این کامنت سعی کرده از سبک من تقلید کنه و بهمین خاطر نوشته “میگما” بدون اینکه بدونه و بخواد، خود را چند کلمه بعدتر در چاله ای انداخته و از لغت “اینشا الله ” را که اصلآ در فرهنگ لاغاتی که من استفاده میکنم وجود نداره استفاده کرده. من هیچگاه اینگونه لغات را بکار نمیبرم، حتی نوشتن انشا الله برای من مشکل ایجاد میکند چه برسد به استفاده آن و از همه بدتر اعتقاد به آن.
گویا حزب الله چون نمیتواند با منطقهای من و امثال من برخورد منطقی کند، پس از راهی که همیشه جزو شگردهای این رژیم بوده ، همانا بدنام کردن مخالفین استفاده میکنند.
پس بدانید و آگاه باشید اینگونه نوشته جات کار حُسن آقا نیست و همگی دست پخت حزب الله است. راستی چرا کربلایی رهام برای من کامنت میگذارد!؟ ایا این دعوتی نبود برای کشاندن من به آنجا!؟ تاریخها را مقایسه بکنید تا به حقایق پی ببرید.
در ضمن از دیروز میلهایی را دریافت کردم که دال بر این دارد که حزب الله با نام و آدرس میل “حُسن آقا” ویروس به دیگران ارسال میکنند، تا از اینراه نیز مرا بدنام کنند. دوستان، من دوسیستم ویروس یاب جداگانه دارم که هر دو روزانه بطور اتومات بروز میشوند. پس چنانچه ویروسی را با نام و ادرس حُسن آقا دریافت کردید، خواهشمندم (headers) آن را برای من ارسال نمایید تا چنانچه امکان داشته باشد IP فرستنده را ردیابی کنم. در زیر یکی از میلهایی را که در یافت کردم مشاهده میکنید (نام گیرنده را خودم حذف کرده ام).

On 08/13/2002 22:28:04, the attachment (file: bbbbbbbbbbbbb.htm) you emailed to xxxxxx@pobox5.stanford.edu contained a virus called WORM_YAHA.E. It was deleted on leland.Stanford.EDU.

هشیار باشید.

Comments Off on حقه ای کثیف به کثافت   |    |     |     

14 Aug 2002

پاسخی به فضول و میلانی

نوشته:     :::       Comments Off on پاسخی به فضول و میلانی

پاسخی به فضول و میلانی
دیشب مطالبی را در وبلاگ فضول و میلانی خواندم که شباهتهایی با هم داشت و مجبور شدم که پاسخی بدهم.
دوستان با نا امیدی به هیچ کجا نخواهیم رسید. شما که جوانیت و عمری را در پیش رو دارید. من چه بگویم که دوبرابر شما سن دارم!!؟
آقای میلانی در مطلبی بتاریخ 11 اوت در پاراگراف دوم میفرمایند: این تصور که با آمدن حکومتی دیگر در ایران …
فضول عزیز هم در مطلب 12 اوت خود تقریبآ به همین شیوه ناله های نا امیدی سر میدهد. فضول در مطلبش از پیشرفت ایران در زمان شاه حرف میزند و …
این پاراگراف شما را دوست دارم کمی تصحیح کنم: قبل از اتقلاب ایران پا بپای ملل پیشرفته پیش نمیرفت، ایران صنعت منتاژ، آن هم از نوع مستهلک شده اش را داشت. در اواخر دوران شاه، او مدام از وارد کردن ایران به دروازه های تمدن سخن میگفت، مردم مدام شاه را مسخره میکردند و میگفتند: “ایران دم در دروازه تمدن رسیده ولی کلیدی ندارد که در دروازه تمدن را با آن باز کند”.
ولی قسمتهای دیگر را من هم قبول دارم چرا ما نمیتوانیم همچون دیگران به یک حداقل پیشرفت نایل آییم!؟
آقای امید میلانی و فضول گرامی، باور بفرمایید که بیشتر مشکلات بخاطر رژیم است، مگر این ایران با ایران زمان شاه فرقی کرده! بجز رژیمش. ملتش که همان ملت است، تعداد تحصیل کرده هایش هم بر حسب درصد بسیار بالاتراز آن موقع هست، تنها چیزی که با آن موقع فرق میکنید اینست که ما رژیم دزد را بیرون کرده ایم و رژیم دزدان را بجایش گذاشته ایم. رژیم دیکتاتور را برداشتیم و رژیم توتالیتر را بجایش گذاشتیم. یک مادر بخطا را برداشتیم و 1000 مادر بخطا بجایش نشاندیم. وگرنه ملت بهتر شده که بدتر نشده. باور بفرماید، شما یکی از این ملاهارا در ژاپن یا آلمان بر سر کار بگمارید تا ببینید که چه بر سر آن دو مملکت می آورند. همین هاشمی را سه ماه بگذارید راس کار در ژاپن تا ببینید چه آشی از آن بعمل خواهد آمد. پس حرف شما را قبول ندارم، گرچه با این کثافت کاری که ملاها کردند، قبول دارم که سالها طول خواهد کشید تا بتوان ایرانی قابل زندگی ساخت ولی باور بفرمایید من به ملتم ایمان دارم. اگر شما جوانان، ملت را، اتحادش را همبستگی اش را و فداکاریش را در سال 56 و 57 دیده بودید باور بفرمایید با همین اطمینان که من از ملت دفاع میکنم شما هم میکردید. البته من قبول دارم که یاس دارد جایگزین امیدواری میشود ولی باور بفرمایید که در سال 57 درست همین حالت بود چون هیچکس گمان نمیکرد که رژیم شاه رفتنی باشد، ولی دیدیم که رفت. شش ماه قبل از انقلاب حد اقل 40 تا 50 درصد مردم ایران موافق رفتن شاه نبودند. اینها انصار حزب الله دارند شاه گارد سلطنتی داشت تازه باور بفرمایید آنها دیسیپلین بهتری داشتند تا این بزمچه ها. شاه در آن زمان ارتشی داشت که او را ستایش میکردند ولی گمان میکنید که اگر یک روز حتی یک روز جیره و مواجب این پاسداران و انصار قطع شود حاضرند از این ملاها دفاع کنند!!؟ باور بفرمایید پایه های این رژیم سست تر از آن قبلی است، فقط مشکل امروز ما این است که ملت به سادگی سال 57 بکسی اعتماد نمیکند و درنتیجه آلترناتیوی برای جایگزین کردن وجود ندارد. دلیل میخواهید بروید به وبلاگ این بیچاره منکراتی و ببینید هنوز عرقش خشک نشده چنان روی سرش ریخته اند که بیچاره نمیداند به که پاسخ بدهد یک مطلبش بیش از 81 کامنت داشت، حتمآ کامنتها را خوانده اید؟
پس برای پیدا کردن آلترناتیو بایستی کوشا بود.
پیروز و کامیاب باشید.

Comments Off on پاسخی به فضول و میلانی   |    |     |     

13 Aug 2002

* آستان قدس رضوي

نوشته:     :::       Comments Off on * آستان قدس رضوي

* آستان قدس رضوي نياز به بودجه ملي دارد
يك عضو شوراي اسلامي شهر مشهد در جلسه اين شورا اظهار داشت به منظور رفع مشكلات زوار مرقد مطهر حضرت امام رضا(ع ) آستان قدس رضوي نياز به بودجه ملي دارد. آقاي كاشف الحسيني اظهار داشت آستان قدس اقدامات موثري در زمينه توسعه اماكن متبركه انجام داده است ولي با توجه به افزايش روزافزون ورود زائران به مشهد اين نهاد مذهبي نياز به حمايت بيشتري دارد. وي گفت زائراني كه وارد مشهد مي شوند هزينه هايي را بر اين شهر تحميل مي كنند كه بايد دولت در اين خصوص بودجه ويژه اي را اختصاص دهد.
حُسن آقا:
میگم آدم در مورد اینجور خبرها چی میتونه بگه!!! بجز اینکه ایوال، کم آقای واعظ طبسی خورده اند!! بیخود نیست بودجه کم می آید، وقتی آقازاده طبسی نیاز به 5 میلیارد تومان برای وثیقه دارد. خوب معلوم است که شهر مشهد هم نیاز به بودجه اضافه دراد وگرنه زائرین چیزی نیستند جز توریست و همانطور که در همه جا معمول است توریست ایجاد کار و اشتغال میکند و همه ی این کارها برای درآمد است. اگر شهر مشهد نمیتواند از این همه توریست باد آورده چیزی به بودجه خود اضافه کند. پس درش را لجن بزنند. ولی باور بفرمایید آقای طبسی و خانواده آنچنان دزدیده اند که دیگر چیزی در شهر مشهد نمانده.

Comments Off on * آستان قدس رضوي   |    |     |     

13 Aug 2002

البعثت الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه (قسمت نهم)

نوشته:     :::       Comments Off on البعثت الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه (قسمت نهم)

قسمت هشتمقسمت دهم
عندليب : ” من ديشب خواب ديدم يك سيد جليل القدر نوراني مثل مورد سبز, زير جامه سبز, زيرشلواري سبز, كيسه توتون سبز, گيوه سبز,
شارب سبز با دست سبز مباركش دستم را گرفت و برد در باغي كه پر بود از وحوش و طيور از چرنده و پرنده و خزنده و دونده . از خواب كه پريدم بوي عطر وعبير مرا بيهوش كرد.
تاج : ” عجيب , عجيب ! همينكه رسيديم من بكتاب تعبير خواب دانيال نبي و يا تعبيرنامهء حضرت يوسف رجوع خواهم كرد . در اينوقت آقاي سكان
الشريعه وارد شد و گفت :
اينجا كه ديگر عربستان نيست . ما خودمان را كه نبايد گول بزنيم , شماها از بس كه وسواس بخرج داديد نگذاشتيد يك شكم سير غذا بخوريم . من سه قوطي از اين گوشتهائي دارم كه در جعبهء حلبي است . از قراريكه شنيدم مسلمانان آنها را پر ميكنند .
سنت : ” احتياط احوط است . منكه لب نخواهم زد . اگر يك قطره شراب در دريا بيفتد, بعد از آن دريا را بخاك پركنند بطوريكه تپه اي بجاي آن دريا
بشود و بر سر آن تپه علف برويد و گلهء گوسفندي از آن تپه بگذرد و از آن علف بچرد, من از گوشت آن گوسفندها نميخورم .
عندليب : ” غصه اش را نخوريد, عوضش وارد شهر اللبراللين كه شديم يك ديگ بزرگ آش شله قلمكار بار ميگذاريم و همه شكمهايمان را از عزا در مياوريم .
در اينوقت , دورنماي شهر نمايان شد ! بناهاي بلند, باغهاي سبز, واگنهاي برقي كه در آمدوشد بودند و مردم شهر از آنجا ديده ميشدند .
در ايستگاه راه آهن مسافران به جنبش افتادند . هركس چمدان خودش را سركشي ميكرد, دسته اي پياده و گروهي سوار ميشدند . بالاخره جمعيت بعثة الاسلاميه پس از پرداختن مبلغ هنگفتي بعنوان جريمه براي شكستن سه شيشه از ترن . طبخ در اطاقچه آن و سوزانيدن نيمكت و غيره . . . در ايستگاه ” فريد ريشه ستراسه ” پياده شدند . بعد چهار صندوق نعلين و لولهنگ را هم با پرداخت گمرك گزاف تحويل گرفتيم پس از آن صورت مهمان خانه هاي برلين را براي آقاي تاج قرائت كردند و ايشان از ميان آنها “هتل هرمس ” را انتخاب كردند, چون اسم هرمس الهرامسه را در كتاب ” زندقه العتيقه ” خوانده بودند و از اينقرار نزديكتر به عبرانيون و اعراب بود . منهم براي اينكه در جريان گزارش آقايان باشم ناچار در همان مهمان خانه اطاق گرفتم .
آقاي سكان الشريعه ورقهء اعتبار را به امضاي آقاي تاج و عندليب رسانيد تا از بانك براي مدت اقامت در برلين مقداري از وجه آنرا بگيرد . آقاي تاج
بوسيله مترجم از صاحب مهمانخانه پرسيد كه : آيا زمين اين مهمانخانه غصبي است يا نه . بعد از آنكه اطمينان حاصل كرد, فرمان داد برايش حمام
حاضر كنند . در ضمن خطاب به جمعيت بعثة الاسلامي كرده تذكر دادند كه چون ما مظهر اسلام هستيم بايد طوري رفتار كنيم كه سرمشق كفار بشويم باين معني كه بهيچوجه به آب مهمانخانه دست نزنيم و براي استعمال خوراك , وضو و شستشو فقط از آب رودخانه كه نزديك مهمانخانه بود بكارببريم . اگر چه فضولات و مزبلهء شهر در آن ريخته ميشد اما چون روان بود شرعا” پاك خواهد بود .
آقاي تاج با آقاي سنت كه در فن دلاكي بي نظير بود . به حمام رفتند . هر كدام از آقايان اطاقي گرفته , بسليقهء خودشان درست كردند! يعني فرش و تختخواب را جمع كرده گوشهء اطاق گذاشتند وبجاي آن يك تكه زيلو یا گليم انداختند و يك جانماز و يك لولهنگ هم رويش گذاشتند .

Comments Off on البعثت الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه (قسمت نهم)   |    |     |     

12 Aug 2002

منکراتی کارخونه ی ویروس سازی

نوشته:     :::       Comments Off on منکراتی کارخونه ی ویروس سازی

منکراتی کارخونه ی ویروس سازی دایر کرده!!
مطلبی رو که 7 اوت نوشتم درمورد ویروس و اینکه این حزب الله یی ها شروع کرده اند به فرستادن ویروس دیروز هم تکرار شد. گویا دیگر حزب الله چماق نمیزنند ولی مثلآ “جنگ الکترونیکی!!” میکنن! گیرم که مایه ی تمسخر باشد. موضوع از این قرار است که آقای منکراتی، که حتمآ معرف حضورتان هستند، چند روزی است که علاقه ی وافری! به حُسن آقا پیدا کرده و دائمآ بما سرمیزنه!.
دیروز مخصوصآ ایشان در دو نوبت یک بار بوسیله ی میل (البته همراه با ویروس) از ما حال و احوالی پرسیدند. ایشان در میلشان میفرمایند khoda shafat bede حاج آقا همچنین سری زدند به وبلاگ حُسن آقا، البته میل ها را سعی کرده بودند تا حدودی مخفی کاری کنند و مثلآ آدرس تغیر بدهند!. گرچه حاج آقا شما هنوز زوده از این کارا بکنید، هنوز شما باید یک مقدار پابزنید. ایشان در کامنتی که برای بنده حقیر نوشته اند اینچنین احواپرسی میکنند: “سلام چطوري ببينم ادم نشدي خدا شفات بده از اين به بعدم درست لينک بده”. حالا اجازه بدین یک نصیحتی به این منکراتی بکنم. حضرت منکراتی حُسن آقا زمانی که شما هنوز از توی فلان ننت در نیامده بودی اهل بخیه بوده پس زیاد از حد تقلا نکن، این ویروسها دردی رو دوا نمیکنه فقط وقتی مشغول کار هستم این بوق کامپیوتر بوق میزنه ومن فکر میکنم که میلی از کسی رسیده و زمانی که میبینم از ناکسان است افسرده میشوم این تنها خاصیت ویروسهای شماست وگرنه اگه حُسن آقا پاشنه کفش را کشید و شروع به ویروسنگاری کرد هم خودت هم ننت ایدز میگیرید بدبختها پس مواظب باش بچه.

Comments Off on منکراتی کارخونه ی ویروس سازی   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی