29
Jun
2005
اصلاح طلبان نه فقط موفق شدند عدهای را با ترساندن از تحریم منصرف کنند و به نفع خود و در مرحله دوم به نفع هاشمی به میدان بکشند بلکه همزمان باعث شدند عده زیادی از آنهایی که در دور اول به کروبی رای داده بودند را در دور دوم به میدان بکشند و آرای آنها را به حساب احمدی نژاد واریز کنند. اینها همانها بودند که فریب 50 هزار تومانی کروبی را خورده بودند و وقتی که شکست او باعث شد به میدان نیاید رای خود را به حساب آن کسی ریختند که بیشترین قولها را در زمینه اقتصاد و بهبود وضع معیشت طبقه ضعیف جامعه را داده بود.
از همه مهمتر ترسی بود که اصلاح طلبان در بین شرکای اقتصادی اروپایی خود انداختند. این ترس باعث شد که در وهله اول باعث شود قیمت نفت به بالاترین مرز تا امروز برسد و بعد از قیمت نفت بازار بورس اروپا را مختل کند و باعث شود که حداقل برای یک روز هم که شده قیمتها در این بازارها از جمله لندن، فرنکفورت پاریس را پایین بیاورد وضع بازار بورس اسلو از اینها هم بدتر شد و روز دوشنبه تنها در همان روز قیمت سهام (ایندکس اصلی) بیش از 2 درصد سقوط کرد. اینکه روز بعد از پیروزی، احمدی نژاد به میدان آمد و به همه اطمینان داد که تغییری در اوضاع داده نخواهد شد بیشتر برای شرکای اقتصادی ایران بود تا ملت رای دهنده.
آقای احمدی نژاد و یقینا تیم اقتصادی او به وخیم بودن اوضاع پیبردند و بلافاصله به میدان آمدند تا بلکه شایعههای موجود در بازار انتخابات را محدود کنند و از آسیب هر چه بیشتر به اقتصادی ایران پیش گیری کنند. هرچه باشد آقای احمدی نژاد هم مثل اصلاح طلبان نیاز بسیار مبرم به سرمایه گذاری خارجی دارد تا شاید بتواند روند تورم و بازار رو به رشد بیکاری را از وخیمتر شدن اوضاع برهاند.
از اتفاقات جالب روز دوشنبه (اولین روز بورسی بعد از انتخابات) میتوان سقوط ارزش سهام شرکت نروژی گلوبال جئو سرویس GGS را نام برد که بیشتر فعالیتهایش در زمینه نفت و اکتشاف نفت در ایران است. سقوط ارزش این شرکت 10 درصدی بود و وضع تا به آن اندازه وخیم شد که مسئولین این شرکت مجبور شدند پا به میدان بگذارند و به بازار و سهامداران اطمینان بدهند که هیچ مشکلی در ایران پیش نخواهد آمد و همه چیز بر روال گذشته ادامه خواهد یافت.
امروز که سه روز از نتیجه انتخابات میگذرد چنین به نظر میرسد که بازار بورس اروپا نه فقط از آن وحشت اولیه رهایی پیدا کرده بلکه گویا اطمینان دادن دست اندرکاران باعث شده که خیالشان از این بابت راحت شود و دوباره بقول معمول “بک تو بیزنس” و کار به شکل سابق ادامه یابد.
در بخش: اقتصادی
28
Jun
2005
بزک نمیر بهار میاد کمبیزه با خیار میاد
در بخش: انتخاباتی
26
Jun
2005
انتخابات تمام شد و حالا باید منتظر ماند تا احمدی نژاد به میدان بیاید و نشان دهد که چند مرده حلاج است.
شعار دادن به جای خود خوب و فریبنده است ولی زمانی که شعار دهند وارد میدان شد بازی شرایط دیگری را ایجاد خواهد کرد. اینکه آقای احمدی نژاد حرفهای زیبا برای طبقه محروم بزنند بسیار ساده است و در یک نبرد مبارزاتی عواقب چندانی نخواهد داشت و حتی برای یک حزب و یا دستهای که در اپوزیسیون قرار دارند فقط عواید مثبت خواهد داشت و اما بعد از پایان دوران شعار دادن و زمانی که فرمان رانندگی یک مملکت 70 میلیونی را در دست گرفتند و هدایت چنین ماشین عظیم الجثهای را مجبور به هدایت کردن شدند آنگاه نیاز به راننده واقعی است، علی و حسین و امام غایب هم در چنین شرایطی هیچ کمکی به این آقایان نخواهد کرد.
از فردای قرار گرفتن در صندلی ریاست جمهوری تک تک آنهایی که به امیدی رای در صندوق انتخابات ریختهاند منتظر نتیجهی مطلوب هستند و این نتایج مطلوب هم با شعار بدست نخواهد آمد. آقای خاتمی قولی را 8 سال پیش به رای دهندگان داد و برعکس شعارهای عوام فریبانهاش راهی را رفت که برخلاف تصور رای دهندگان بود، مخصوصا رای دهندگان جوانی که از حوصله چندانی برخوردار نیستند و دوست دارند نتایج را هر چه زود تر لمس کنند. اگر آقای معین و شرکا حتی به اندازه کروبی هم رای نیاوردند نه بخاطر تنفر مردم از آقای معین بلکه بیشتر برای بدقولیهای آقای خاتمی و شکستن تعهده خود با رای دهندگان بود.
آقای احمدی نژاد فقط دو سال در اختیار دارند تا شرایط را به طریقی تغییر دهند تا رای دهندگان به شخصه تغییرات را لمس کنند در غیر این صورت آقای احمدی نژاد و شرکا نتیجه آن را در انتخابات مجلس هشتم با شدت بسیار زیاد حتی شدیدتر از این دوره انتخابات خواهند دید. البته اگر تا قبل از آن واقعه بخصوصی رخ ندهد و شورشهای کور دامان ایشان را نگیرد.
روندی که در ایران درحال رخ دادن است گرچه به هیچ عنوان با شرایط یک کشور دموکراتیک مطابقت نمیکند ولی تنها به دلیل اینکه مردم را با قولهای واهی به پای صندوقهای رای میکشانند همان کاندیدهای منتصب هم مجبور خواهند بود که حداقلهایی را در مدت نه چندان طولانی برای رای دهندگان فراهم کنند در غیر اینصورت باید منتظر عواقب آن باشند.
آنهایی که شورشهای گوناگونی را در دنیای امروز پیگیری کردهاند به خوبی میدانند که قیامهای مردمی نه رهبر نیاز دارد نه اجازه تظاهرات میگیرد و نه مسیری را برای تظاهرات انتخاب میکند. چنین قیامهایی تنها پتانسیل مورد نیاز را میطلبد و جرقهای که قیام را مشتعل کند.
29 آپریل 1992 رای یک دادگاه در کالیفرنیا با یک رای غیر عادلانه باعث شد که قیامی در بین سیاهان آمریکا بوجود بیاورد، این قیام بدون در نظر گرفتن عواقب مختلف آن تنها در عرض پنج روز 50 کشته 4 هزار مجروح بجا گذاشت بیش از 12 هزار نفر در این درگیریها دستگیر شدند و یک میلیارد دلار خسارت مالی برجای گذاشت.
نمونههای زیادی از این نوع قیامهای خودجوش مردمی و بدون رهبری در دنیای مدرن را میتوان مثال زد شاید به همین خاطر هم بود که رهبر حکومت شب رای گیری قبل از اعلام نتایج با صدایی لرزان از هر دو طرف درگیر انتخابات خواست که هیچ گروهی نباید در هیچ شرایطی طرفداران خود را به خیابان بکشد. متن بیانیه او را بخوانید:
شنيده شد كه ستادهاي دو نامزد رقيب در تدارك جشن پيروزي و اعلام انتخاب شدن هر يك از آقايان ميباشند، موكدا به هر دو ستاد و نيز به وزارت كشور اعلام ميشود كه اولا با اعلام زودرس انتخاب يك نفر جدا مخالفت و از آن ممانعت شود.
ثانيا كشاندن مردم به خيابانها از هر طرف و به هر عنوان خلاف مصالح قطعي كشور است.
وحشت را در کلام رهبر احساس میکنید؟ آقایان به خوبی میدانند که با چه پتانسیل انفجاری در حال کلنجار هستند. در زمانهایی مثل آن شب وقتی عدهای احساس میکنند که با بی عدالتی روبرو شدهاند قدرت انفجار شدیدی را در اینگونه فضا باید منتظر بود و در چنین شرایطی تنها یک اشتباه کوچک میتواند انفجاری را باعث شود که دیگر هیچ کس را یارای کنترل آن نیست.
اینکه گروههای اصلاح طلب برای کسب رای مردم به دروغ آنها را از به روی کار آمدن احمدی نژاد میترساندند تنها یک حقهی انتخاباتی بود و نه بیشتر. آنهایی که کمی از شرایط سیاسی ایران باخبراند به خوبی میدانند که هر کسی در ایران به قدرت برسد باید با مردم با ملایمت رفتار کند در غیر این صورت انفجار اجتناب ناپذیر خواهد شد. یقین بدانید که دولتی را که احمدی نژاد هدایت خواهد کرد بسیار ملایمتر با مردم رفتار خواهد کرد نه به خاطر اینکه اینها انسانتر از قبلیها هستند بلکه این سرخوردگی مردم از رژیم است که شرایطی را بوجود آورده که یک اشتباه میتواند انفجار غیر قابل کنترلی را استارت بزند که هیچ کس عواقب آنرا نمیداند.
از فردای به روی کار آمدن احمدی نژاد باید منتظر اتفاقات زیادی بود صبر و حوصله کردن هم حدی دارد و تا بی نهایت نمیتواند دوام بیاورد.
در بخش: انتخاباتی
25
Jun
2005
تا قبل از این انتخابات در مملکت گل و بلبل دو شجره زندگی میکردند بنامهای خودی و غیر خودی، از فردای شکست اسهال طلبها بخاطر جدایی عدهای از این دسته از امروز یا بهتر است بگوییم از شکست اول ایشان (دور اول انتخابات) یک شجره دیگر به مملکت گل و بلبل افزوده شد. نام این شجره نخودی است.
نخودیها آنهایی هستند که برای یک بار هم که شده پایشان را کردن در یک کفش و به پای صندوقها نرفتند و رای خود را همچون شرف خود انگاشتند و آنرا به ارزانی به این یا آن مفت خر نفروختند.
نخودیها تا قبل از این انتخابات همیشه برای گرم نگاه داشتن انتخابات چند ماهی قبل از انتخابات بوسیله خودیها یا غیر خودیها با چاپلوسی به میدان کشیده میشدند و بعد از انتخابات بر اساس اینکه کدام گروه (خودی یا غیر خودی) برنده شده بودند به طرق مختلف مورد سوء استفاده قرار میگرفتند.
این بار اما این نخودیها فریب نخوردند و تا آخرین لحظه جایگاه خود را بالاتر از دو دسته اول قرار دادند و وارد خیمه شب بازی دیگران نشدند.
تحلیلهای دو گروه خودی و غیر خودی از این پدیده نخودی.
آقایان اسهال طلب از یک سو تحریمیها را عددی به حساب نمیآورند و مدام در بوق و کرنا میکنند و هنوز هم از رو نرفتهاند و باز در بوقهای خود مینوازند که اینها عدهای نیستند و الخ. درست بعد از این تحلیلها وقتی که از آنها تحلیل باخت خودشان را میپرسی با آه و ناله همه چیز را به گردن این گروه نابخرد!! نخودی یعنی همان تحریمیها میاندازند بی آنکه شعور خود را بکار برند و از خود بپرسند که اگر تحریمیها عددی نیستند و فقط بقول شما شکست خوردگانند و بس پس از چه روست که زمانی که موضوع به تحلیل باخت شما میرسد یک مرتبه تحریمیها عدد میشوند و باعث شکست؟
از طرف دیگر آن گروه دیگر یقینا بعد از پیروزی در جشن پیروزی خود شروع به بریدن سر تحریمیها خدا نشناس خواهند کرد تا دل رنجیده برادران غیر خودی! را بدست آورند و طعم تلخ زهر شکست را از دهان این برادران بزدایند.
و این داستان همچنان ادامه دارد.
در بخش: انتخاباتی
25
Jun
2005
انتخابات به این میگویند ناظر صندوق رای انتخابات وسط رای گیری میآید بیرون به نت وصل میشود وبلاگاش را باز میکند و شعار به نفع یکی از کاندیدها میدهد، آن یکی تقلب میکند سومی برای رای گرفتن از مردم با چماق میافتد دنبال رای دهندگان تا از آنها رای بگیرد بعد هم روشنفکر خودش را جر میدهد که چه نشستهاید بروید رای بدهید. از همه بدتر رای دادن ملت تغییری در امر گزینش این یا آن ندارد زیرا همه چیز از قبل برنامه ریزی شده و از طرف قدرتمداران منتصب اصلی انتخاب شده. از همه اینها که بگذریم، گیرم که با رای واقعی مردم هم یکی انتخاب شود تازه بعد از 8 سال مثل خاتمی میآید و خودش به زبان خودش میگوید تدارکاتچی بوده. نام این را عدهای با اصطلاح روشنفکر میگذارند انتخابات.
در بخش: انتخاباتی
24
Jun
2005
ضربالمثلی هست که میگوید: وقتی توی خونه شیشهای زندگی میکنی نباید سنگ بیندازی. متاسفانه بعضیها هم در خانه شیشهای زندگی میکنند و هم سنگ پرانی میکنند.
این هم طنز حقیر خدمت شما:
نامه پر مهر و محبت شما برادر بزرگوار!! و شهید ایستاده را خواندم و از محبت شما نسبت به کردها با خبر شدم با اینکه نزدیک بود از شدت هیجان ذوق زده!! و اشکهایم سرازیر شود!!! جلو خودم را گرفتم و خاطرات گذشته را و محبتهای بیکران!! شما در دوران سپری شده را مرور کردم و همچنین آدرس اتاقهای فکر را بیاد آوردم و در آخر به این نتیجه رسیدم که خر خودتانیت ما شرف داریم.
پ.ن.: با کردهای با شرف تماس گرفته شد، گفتند آقای هاشمی بروند درشان را بگذارند ما گناهی نکردهایم که مورد عفو ملوکانه قرار بگیریم
ادامه… »
در بخش: انتخاباتی
24
Jun
2005
اول از همه پیشگویی کنیم! پیشگویی که چه عرض کنم فقط جهت ثبت در تاریخ و جغرافیا بنویسم که امروز هاشمی سردسته دزدان از صندوق بیرون خواهد آمد، حالا چه ملت بروند پای صندوق چه نروند فرقی در خاتمه داستان (خیمه شب بازی) ندارد. تنها فرق آن در این است که اگر شرکت کنندگان زیاد باشند مشروعیت رژیم بالا خواهد رفت و راه تحریم کنندگان و مخالفین را در سرنگون کردن رژیم سختتر خواهد کرد. دوم ریش عدهای روشنفکرنما در صندوق رای ولایت گیر خواهد کرد و آبروی نداشته را در این کارزار خواهند باخت.
ایسنا: آیتالله العظمی نوری همدانی در هنگام رایدادن: مردم از انداختن تعرفهی سفید به صندوقها خودداری كنند
روش نمیشه بگه رای بدید به هاشمی میگه رای سفید نندازید
پ. ن.: فعالیتهای اتاق فکر برای افزایش آرا شروع شد
پ.ن.: هیشکی نمیتونه مثل مو رای بده!@!، آی مو دشمن می کُشُم
در بخش: انتخاباتی