24
Jun
2005
میخواستم مطلبی در باره هاشمی و کلاه برداری (ببخشید عمامه برداری) دیروزش بنویسم که یکی از امدادهای غیبی امام زمان!! عکسی را برایم توی پیام گیر لینک داد.
گفتم چه بهتر حالا که بناست در باره شعبده بازی بنویسم هر دو شعبده بازی را در یک مطلب مینویسم.
اول برویم سراغ عمامه برداری رهبر جدید اسهالات. خبر اتفاق را در زیر میتوانید از قول سایت اینترنتی حزب توده بخوانید.
توضیحات حقیر: اگر خاطرتان باشد امیرفرشاد ابراهیمی یک جایی توضیح داده بود که. نقل به مضمون: فائزه هاشمی و کرباسچی کسانی را اجیر کرده بودند تا به آنها در یک جلسهای حمله کنند تا آنها بتوانند از این مساله برای مظلوم نمایی سود ببرند.
حالا پدر همان فائزه خانم آمده و از همان متد برای مظلوم نمایی استفاده کرده. به عکسهای یک و دو نگاه کنید.
فرض کنید شما آیت الله هستید. همه میدانند که عمامه یک آیت الله همه چیز او ست اگر آنرا بردارید طرف همه چیزش را از دست میدهد، میشود یک آدم عادی (ببخشید که واژه آدم را استفاده کردم).
اگر شما به جای این آیت الله بودید چه میکردید؟ منظورم عکس العمل فوری و عاجل شما را میگویم. آیا حد اقل دستان خود را برای نگه داشتن عمامه بالا نمیبردید؟ آیا حداقل او نباید دست خود را 10 درجه بالا بیاورد. حداقل عکسالعمل هر انسانی در مقابل اتفاقات غافلگیر کننده برخلاف چیزی است که در تصویر مشاهده میکنیم. خودتان قضاوت کنید.
تازه مگر امکان دارد کسی مثل پدرخوانده به جبهه دشمن برود و بادی گاردهایش را همراهش نبرد و به هر کسی اجازه دهند به او نزدیک شود؟ ما ممکن است ساده انگار باشیم ولی احمق نیستیم. نکته دیگری که در عکس دیده میشود دستی است که در هر دو عکس در پشت خانم نمایان است. از این دست چنین به نظر میرسد که مرد دست چپ میخواهد دخالت کند (زیرا در جریان شعبده بازی نیست) دستی که پشت زن است با خشم میگوید دخالت نکن یا چمی دانم (Everything is under control).
حالا برویم سراغ اینتصویر و شعبده بازی شماره دو. عدهای که بلا نسبت هنرمند و دانشمند و روشن گوز (مخفف جدیدی برای روشنفکر) هستند اطلاعیهای دادهاند که احتیاجی به توضیح ندارد. چیزی که باعث شد مرا به خنده بیندازد این بود که روی تصویر اعلامیه با مداد اعدادی را نوشتهاند با خودم فکر کردم حتما مبلغی است که این روشنفکران (ببخشید روشن گوزها) برای گذاشتن امضای خود زیر این بیانیه دریافت کردهاند، فقط چنان گوزپیچ بودهاند که جمع و تفریق مبلغ را روی سندی جا گذاشتهاند که شده سند آبرو ریزی آنها. هاشمی است دیگه مگه توقع دیگری هم از او دارید.
این هم خبر پیک نت:
آخرین رویداد انتخاباتی که در جنوب تهران روی داد و روحانیت قم را تکان داد، هجوم عوامل ستاد کودتای انتخاباتی به هاشمی رفسنجانی در نازی آباد تهران بود. یک زن وابسته به این ستاد، خود را به هاشمی رساند و ناگهان عمامه را بنام حزب الله از سر او برداشت. عکس این یورش در بیت مراجع در قم به یک رویداد هشدار دهنده، که حمله به آیت الله جوادی آملی را تکمیل می کند تبدیل شده است. رویدادهای این دوره، قطعا کانون اصلی بحث در جلسه آینده مجلس خبرگان رهبری خواهد بود تا معلوم شود نقش مجتبی خامنه ای فرزند رهبر در این ماجراها و اطلاع رهبر از فعالیت های او و نظارتش بر فرماندهان کوتائی سپاه تا چه میزان است. این احتمال که برخی انتصاب ها در آینده شورائی شود و از یکهتازی رهبری جلوگیری شود، روز به روز بیشتر می شود و این یکی از دستآوردهای اصلاحات و این دوره از انتخابات ریاست جمهوری است. رویدادهائی که محافظه کارترین روحانیون را نیز به میدان کشانده تا تکلیف نهائی را با امثال مصباح یزدی، بودجه پنهان و اتباط های مشکوکی که دارد و رهبری بسیج و نمایندگی های رهبری در نیروهای نظامی را روشن کنند. کودتا و ضد کودتائی که ساعت به ساعت علیه هم عمل می کند، سرنوشت همین امر را می خواهد رقم بزند و تشدید عملیات کودتائی از بیم شکست و فردای پس از شکست است.
در بخش: انتخاباتی
23
Jun
2005
کودتای هاشمی با همیاری روشنفکران همیشه در صحنه درحال تکمیل شدن است (اگر در ایران هستید و پیک نت سانسور است میتوانید خبر را اینجا هم بخوانید). آنهایی که عوام فریبی میکردند و احمقی نژاد را خطرناکتر از هاشمی میدانستند حالا یواش یواش باید پاسخ گوی کودتای خزنده هاشمی باشند. البته اگر بخواهند پاسخ بدهند.
آیا کسی خبر بالا را در جای دیگری هم خوانده. من هرچه سعی کردم خبر را در جای دیگری پیدا کنم نتوانستم. دلیل اینکه میخواهم خبر را از منبع دیگری هم بخوانم این است که به منبع خبر نمیتوان اعتماد کرد لطفا اگر خبر را در جای دیگری خوانده اید که منبع خبرش از جای دیگری است مرا بی خبر نگذارید.
تحریم تنها راه نجات ملت ایران است.
در بخش: انتخاباتی
23
Jun
2005
خیر دوست عزیز ناراحت نشوید!! روشنفکر در لباس اصلاح طلبی (از نوع خاتمی و معین) نمیرود. یکی از مختصات روشنفکری شناخت و پیشگیری فاجعه قبل از وقوع است. اگر کسی در دامهایی به این گستردگی و روشنی که ملاها گستردهاند گرفتار آید روشنفکر نیست. اگر من از واژه روشنفکری استفاده میکنم فقط و فقط برای طعنه زدن و تمسخر است و گرنه روشنفکری که هنوز بعد از 26 سال ماهیت رژیم جمهوری اسلامی را درک نکرده باشد و هم خود و هم عامه مردم را بفریبد و به راه فاشیزم بکشاند روشنفکر نیست. او تنها عوام فریب است.
پ.ن. : این مطلب (مراسم پوززنی وبلاگ عباس معروفی) را هم حتما بخوانید اگر در ایران هستید و سانسور شده اید هاله آنرا در وبلاگ خودش منعکس کرده آن را هم می توانید در اینجا بخوانید .
پ.ن.: دوستانی که از ایران می آیند لطفا برایم بنویسید آیا این وبلاگ هم سانسور شده (هاهاها عجب خنگولی هستم من اگر کسی نتواند بیاید اینجا چطور برایم پیام بگذارد) و اگر شده درجه سانسور تا چه اندازه است آیا وبلاگهای آینه ای هم سانسور شده.
در بخش: آزادی بیان
23
Jun
2005
سال 2003 شرکت بزرگ نیمه دولتی نفت نروژ (Statoil) در یک معامله نفتی 15 میلیون دلاری برای چرب کردن سبیل آقازاده سلطان اصلاحات نوین ایران آقای مهدی هاشمی رفسنجانی پرداخت کرد. این سبیل چرب کردنها را روزنامه اقتصادی نروژی داگنس نرینگس لیو (Dagens Næringsliv) برملا کرد و این مساله باجدهی باعث شد که رئیس حیات مدیره شرکت استاد اویل همراه با مدیر عامل آن و چند نفر دیگر را از شرکت نفتی نروژی اخراج کردند.
آن روزها من تمام ماجرا را در نشریات نروژی پیگیری کردم و هر روز اخبار مربوط به آن را ترجمه و در وبلاگم قرار دادم. حالا به برکت پدیده وبلاگ، لینک آن مطالب را برای آنهایی که زیر بیرق آقای هاشمی رفتهاند و میخواهند ایشان را بعنوان رئیس جمهور “محبوب!!” خود انتخاب کنند اینجا قرار میدهم تا دوستان فردا نگویند که ما یادمان رفته بود که ایشان دزد تشریف دارند. گرچه ایشان نه فقط دزد تشریف دارند بلکه در جنایت مربی احمقی نژاد هستند و دستورات را ایشان به روسای احمقی نژاد از جمله فلاحیان دادهاند تا او هم به این بچه پادوها دستور کشتار بدهد.
لینک مطلب را بترتیب تاریخ انتشار در زیر میخوانید:
بطور اتفاقی به خبری برخوردم
تحقیقات در زمینه فساد مالی در رابطه با ایران
ادامه تحقیقات در زمینه فساد مالی در رابطه با ایران
ادامه ماجرای StatOil و مهدی هاشمی رفسنجانی
پیگیری قرارداد مهدی هاشمی با StatOil
پس از اینکه بوی گند خاندان هاشمی در ایران بلند شد
پیگیری قرارداد مهدی هاشمی با StatOil
پرونده نفتی ایران و نروژ
در بخش: انتخاباتی
22
Jun
2005
گفته بودم که سعی خواهم کرد لیست وبلاگهایی که به حمایت از هاشمی برخواستهاند تهیه خواهم کرد. این لیست را که هنوز تکمیل نیست را گذاشتم اینجا نگاهی به آن بیندازید و آنها را بشناسد عدهای از آنها یقینا همانها هستند که با اتیکتهای HASHEMI بر روی قمبلشان و یا پستانهای سیلیکونی شان قبل از دور اول برای پدرخوانده تبلیغ انتخاباتی میکردند، عدهای دیگر هم از لشکر شکست خوردگان معین هستند. اکثرا جوانند، بیتجربه و البته بزرگترهایی هم در بین شان یافت میشود، خوب اگر نمیشد که شاید این جوانترها به این سادگی در دام صیاد بزرگ نمیافتادند که! میافتادند!؟ اکثرا از یک جمله یا چند جمله کلیشهای که از اینجا و آنجا کپی پیست کردهاند به این استدلال رسیدهاند که اگر به هاشمی رای ندهند احمقی نژاد میآید و میخوردشان، درست مثل بچههای هفت هشت ساله که مادران برای ساکت کردنشان و پیروی از اوامر ملوکانه مادر از لولو خورخورک استفاده میکنند.
استراتژیست های هاشمی طراحان خوبی بودهاند، مگر چیز دیگری هم توقع داشتیم. آقا بقول یک خبری که یک جایی خوانده بودم، گمانم فوربز بود نوشته بود چهلمین ثروتمند دنیاست برای چنین ماشین پول سازی تهیه یک استراتژی و فریب چند صد جوان زیر بیست و دوسه سال مثل آب خوردن است سه سوته همگی را به پیروی واخواهند داشت. چرا این جوانان را بترسانند!؟ مگر چند جوان وبلاگ نویس تاثیری بر اوضاع دارند!؟ خامی شما که ساده انگارید در همین است. چه کسانی هستند این وبلاگ نویسها جوان و بیتجربه اکثرا در خانوادههای ثروتمند یا نمیه ثروتمند یا حداقل طبقه متوسط زندگی میکنند اکثر در محیط خود دست بالا را دارند و کافی است تئوریهای خودشان (آقای هاشمی) را برای بچههای دیگر محل یا مدرسه یا چمیدانم رفقای خراباتشان تعریف کنند آخر مگر پیامهایشان را گاهی نخواندهاید اکثرا پیامگیرشان مثل اطاق چت میماند فری برای سَمی پیام میفرستد و نیما برای یاشار یا چمیدانم من زیاد این اسمهای جدید فوفولی را در جمهوری اسلامی نمیدانم شما خودتان بهتر میشناسیدشان. اینها با هم در کوچه و خیابان در مدرسه و سر گذر پیام آوران پیام هاشمی خواهند شد. اینها همانها هستند که وقتی لینکهای کنار وبلاگشان را نگاه میکنی پی به بیتجربگی و بی گناهیشان میبری نیازی به خواندن مطلبشان نیست اکثرا چنان کلیشهها را با دقت کنار هم چیدهاند که خیال میکنی وارد همان وبلاگ قبلی شدهای اکثرا لینک ایدول هایشان، همانها که امروز خطشان میدهند همانها که گفته میشد در اتاقهای کوفت زهر مار هاشمی دارند تعلیم میبینند همانها که برای اهدافشان حاضرند شرق و غرب را طی کنند و پیام آور پدرخوانده باشند همانها که یقینا اگر هاشمی به پست پادشاهی برسد پولهای کلانی خواهند گرفت. همانها که نسل بعد از نسل خود فروخته بدنیا آمدهاند و باید در این برهه هم سهم خود را بپردازند. همانها که با قلمهایشان میتوانند مرده را زنده و زنده را مرده جلوه دهند و توهم بیافرینند. کوتوله ترین خبرنگار دنیا هم منشی صحنهشان شده
روزگار غریبی است ای کاش شاملو زنده بود و با صدای خود بریشان میخواند
خورشيد را گذاشته ،
می خواهد با اتکا به ساعت شماطه دار خويش
بی چاره خلق را متقاعد کند
که شب
از نيمه نيز برنگذشته ست
پ.ن.: گویا یکی از خُسن آقا سریعتر این لیست را تهیه کرده. البته بهتر این بود که به متن حمایت لینک داده می شد تا بعد ها باعث شک وتردید نوشد
در بخش: انتخاباتی
22
Jun
2005
شاید بد نباشد یک نگاهی به این جدول بیندازید. جدول را از این آدرس (کیهان) کپی کرده ام فقط تصویر آنرا برداشتم گفتم شاید کیهانی ها فردا این اثر انگشت را هم پاک کنند در قسمت سهم معین از انتخابات قبل از شمارش آرای تهران این مفلوک هفت میلیون و اندی رای داشته حالا بعد از شمارش آرای تهران آرای او تقلیل هم پیدا کرده.
بیچاره اسهال طلب ها که حتی قادر نیستند حق خودشان را بگیرند می خواهند ادعا کنند که حق مردم را می گیرند؟
در بخش: انتخاباتی
22
Jun
2005
کروبی اعتراض خودش را درباره تقلب پس گرفت. چرا؟ دلیلش خیلی ساده است. اصلا ادعا کرد که تقلب شده تا بعد از برسی شورای نگهبان بگوید که تقلبی درکار نبوده و باعث مشروعیت انتخابات و صحت شمارش آرا شود.
معین از هاشمی حمایت میکند تا همه آنها که تا کنون با اصلاح طلبها بودهاند و هنوز به آنها امید بستهاند باز دوباره رایشان را به دستور اصلاح طلبها به صندوق هاشمی بریزند.
احمدی نژاد را کاندید کردهاند و به دوره دوم رساندند تا مطمئن بشوند مردم برای فرار از دست این شپشوی مفلوک به دامن افعی پناه خواهند ببرند.
تمام جوانب برای یک انتخابات با شکوه برای جلوس پادشاه عمامه به سر فراهم شده، آخر نمیتوان پادشاهی را با رای 30 تا 40 درصدی به سلطنت رساند آرا باید بالا باشد.
از این به بعد رهبر اون بلا مینشیند می شود خدایگان رهبر، هاشمی هم میشود پادشاه و سایه خدا و تماسها را با آمریکا برقرار خواهد کرد بعد هم رهبر فتوا میدهد که جورج بوش را ختنه کردهاند و یک شیعه تمام عیار شده در نتیجه مراوده با آمریکا نه فقط گناه نیست بلکه عین ثواب است. این را که میگویم سابقه تاریخی دارد آن هم نه یکی نه دوتا بلکه صدها بار هر حرامی را ملاها در راستای منافعشان بوده حلال کردهاند و هر حلالی را حرام.
پس از به سلطنت رسیدن هاشمی و شیعه اثنی عشری (هشری) شدن بوش دیگر این رژیم برای سالها بیمه شده (بیمه عمر) و از آن به بعد هاشمی میدزد میدهد شرکا بخورند و فربه شوند ملت ایران هم بروند سماق بمکند.
با این اوصاف باید به عرض حکومت گران جمهوری اسلامی برسانم:
متاسفانه با اینکه من خود را مدافع حقوق بشر میدانم (گرچه اینها را بشر نمیدانم) ولی باور کنید در فردای سقوط رژیم شما، اگر آنهایی که حکومت آینده را به دست گرفتند خواستند پوست از سر شما بکنند من قادر به مخالفت با آنها نخواهم بود چون در آن صورت ملت نجیب ایران مرا بعنوان طرفدار شیاطین به صلابه خواهند کشید.
برای آینده شما شدیدا نگرانم چون که عاقبت تمام جباران و جنایت پیشگان جز این نخواهد بود.
در بخش: انتخاباتی