22
Jun
2005
کروبی اعتراض خودش را درباره تقلب پس گرفت. چرا؟ دلیلش خیلی ساده است. اصلا ادعا کرد که تقلب شده تا بعد از برسی شورای نگهبان بگوید که تقلبی درکار نبوده و باعث مشروعیت انتخابات و صحت شمارش آرا شود.
معین از هاشمی حمایت میکند تا همه آنها که تا کنون با اصلاح طلبها بودهاند و هنوز به آنها امید بستهاند باز دوباره رایشان را به دستور اصلاح طلبها به صندوق هاشمی بریزند.
احمدی نژاد را کاندید کردهاند و به دوره دوم رساندند تا مطمئن بشوند مردم برای فرار از دست این شپشوی مفلوک به دامن افعی پناه خواهند ببرند.
تمام جوانب برای یک انتخابات با شکوه برای جلوس پادشاه عمامه به سر فراهم شده، آخر نمیتوان پادشاهی را با رای 30 تا 40 درصدی به سلطنت رساند آرا باید بالا باشد.
از این به بعد رهبر اون بلا مینشیند می شود خدایگان رهبر، هاشمی هم میشود پادشاه و سایه خدا و تماسها را با آمریکا برقرار خواهد کرد بعد هم رهبر فتوا میدهد که جورج بوش را ختنه کردهاند و یک شیعه تمام عیار شده در نتیجه مراوده با آمریکا نه فقط گناه نیست بلکه عین ثواب است. این را که میگویم سابقه تاریخی دارد آن هم نه یکی نه دوتا بلکه صدها بار هر حرامی را ملاها در راستای منافعشان بوده حلال کردهاند و هر حلالی را حرام.
پس از به سلطنت رسیدن هاشمی و شیعه اثنی عشری (هشری) شدن بوش دیگر این رژیم برای سالها بیمه شده (بیمه عمر) و از آن به بعد هاشمی میدزد میدهد شرکا بخورند و فربه شوند ملت ایران هم بروند سماق بمکند.
با این اوصاف باید به عرض حکومت گران جمهوری اسلامی برسانم:
متاسفانه با اینکه من خود را مدافع حقوق بشر میدانم (گرچه اینها را بشر نمیدانم) ولی باور کنید در فردای سقوط رژیم شما، اگر آنهایی که حکومت آینده را به دست گرفتند خواستند پوست از سر شما بکنند من قادر به مخالفت با آنها نخواهم بود چون در آن صورت ملت نجیب ایران مرا بعنوان طرفدار شیاطین به صلابه خواهند کشید.
برای آینده شما شدیدا نگرانم چون که عاقبت تمام جباران و جنایت پیشگان جز این نخواهد بود.
در بخش: انتخاباتی
21
Jun
2005
دوباره مادر حامله جامعه ايران
حامله دمکراسی
کورتاژ شد
به سر انگشتت نگاه کن
به شناسنامه ات نگاه کن
اون جوهر نيست
لکه خون سقط جنينه
سقط جنين نطفه
نطفه دمکراسی
نطفه مردمسالاری
ادامه در وبلاگ ادشیر دولت
من راستش را بخواهید این مطلب آخر زیتون رو نخونده بودم این روزها هم سرم شلوغ بوده هم یک لنگم توی سایت *ایسنا بوده تا آخرین خبرها رو بگیرم و بعد یک لنگم توی وبلاگهایی بوده که امیدوار بودم خبرهای دست اولی بدون ملاحظات سیاسی از داخل ایران بلا زده منعکس کنند. یک نگاهم به متحصنین دم در زندان بوده تا بتونم خبرهای اونها را منعکس کنم و یک نگاه هم دنبال آنهایی بوده که در اتاقهای شستوشوی مغزی هاشمی کار میکنند.
از این حرفها که بگذریم دوستانی که وبلاگ نویس هستند و مخصوصا آنها که خوانندگان زیادی دارند نمیتوانند از این حربه ساده انگارانه سوء استفاده کنند و بنویسند که “ما نظر خودمان را میهیم” یا “این حق ماست که هر نظری بخواهیم بدهیم” خیر دوستان این چنین نیست وقتی خُسن آقا نظر شخصیاش را می خواهد بدهد و نمی خواهد بر جامعه حتی یک جمعیت 10 نفره تاثیر بگذارد آنرا در وبلاگش نمینویسد وبلاگ با آینکه به گمان عدهای یک دفتر خاطرات است ولی در حقیقت یک رسانه است حالا یا این رسانه 10 خواننده دارد یا 10 هزار فرق چندانی از نظر مسئولیت ندارد گرچه آنکه بیشتر خواننده دارد بیشتر هم مسئولیت دارد.
دیروز در وبلاگ یکی از وبلاگ نویسها که بسیار شناخته شده است و در گویا نیوز روزانه مطلب مینویسد و حتی گاهی اوقات مطالبش را فقط در گویا نیوز میخوانید برداشته چنین ونوشته:
پس آقاي هاشمي در همين جا به صداي بلند اعلام مي کنيم:
“ما به شما و نظام مقدس تان راي نمي دهيم بلکه به ضرر احمدي نژاد راي مي دهيم!”
نحسي اين چهره آن قدر هست تا از روي اکبر گنجي و ناصر زرافشان به خاطر رايي که مي دهم خجالت نکشم.
دوستان و خوانندگان عزيز توجه داشته باشند که اين فقط راي من است و هر کس که بخواهد “به ضرر احمدي نژاد راي دهد” طبيعتا خود تصميم مي گيرد.
دوست عزیزمان گمان میکند با نوشتن این یک خط آخر میتواند از زیر بار مسئولیت فرار کند. آقای عزیز اگر این نظر شماست که یقینا نظر شما محترم است آنرا به این صورت نباید در وبلاگتان منعکس کنید مخصوصا در دیار بلا زده ایران که حکومت مکار بچههای 15 ساله را هم وارد میدان کارزار انتخابات (انتصابات) مسخرهاش کرده تا بتواند میلیونها از این جوانان را با حیلههای ارزان فریب دهد.
شما چه بخواهید چه نخواهید یقین داشته باشید که عدهای را با این کارتان فریب دادهاید مخصوصا آن 15 سالههایی که شما برایشان تبدیل شدهاید به یک سمبل آزادی و برابری آیا این را هم انکار میکنید؟
همین وضع را هم زیتون عزیز دارد او چه بخواهد چه نخواهد با نوشتن عقاید سیاسیاش در وبلاگش عدهای را با خود همراه خواهد کرد. پس لطفا دیگر از این تعارفهای آبکی نفرمایید که این عقیده من است هر کس دلش خواست به هر کس دلش خواست رای بدهد.
من و شما خوب می دانیم که با این کارمان وارد کارزاری شدهایم که عواقبی را برای جامعه دارد که بسیار بیشتر از حق مان (حق یک نفر) خواهد بود ما (وبلاگ نویسها را میگویم) داریم بر جامعه تاثیر میگذاریم. این هم حق شماست نه که گمان کنید من با این تاثیر گذاری مخالفم ولی دیگر بعد از یک موعظه سیاسی حق ندارید عوام فریبی کنید و بنویسید که من فقط نظرم را نوشتم شما هر کار خواستید خودتان بروید تصمیم بگیرید. این ژستها پشیزی ارزش ندارد همگی میدانیم که بر جامعه تاثیر میگذاریم یکی بیشتر یکی کمتر.
گمان میکنید اگر وبلاگها تاثیر گذار نبودند سیاست بازانی همچون کروبی معین و هاشمی و دیگران میآمدند سایت و وبلاگ دایر میکردند؟؟ اگر خودتان ساده انگار هستید لطفا به شعور خوانندگان خود توهین نکنید.
*(ایسنا تقریبا تنها منبع خبررسانی داخلی است که هنوز 10 درصد حقایق را گزارش میکنه)
در بخش: آزادی بیان
21
Jun
2005
شوراي محترم مركزي دفتر تحكيم وحدت
سلام عليكم
احتراما به عرض مي رساند بيانيه اي با امضاء سي و هشت انجمن اسلامي دانشجويان عضو دفتر تحكيم وحدت منتشر گرديده است كه نام انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اصفهان و علوم پزشكي نيز در آن ذكر گرديده است.
به اطلاع مي رساند كه در مرحله دوم انتخابات، هيچ بيانيه يا اطلاعيه اي از طرف اين تشكل صادر نگرديده است و دو نفر عضو داراي حق راي اين واحد نيز در هيچ جلسه اي حضور نداشته اند. بديهي است هيچ كس به جز اعضاي داراي حق راي، كه منتقل كننده نظرات مجموعه انجمن هاي اسلامي دانشگاه هاي اصفهان و علوم پزشكي به شوراي عمومي يا شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت مي باشند، مجاز به موضعگيري از طرف اين مجموعه نمي باشد، چه رسد به كسي كه روزگاري عضو غيرقانوني اين تشكل بوده است و از دو سال پيش نيز دانشجوي اين دانشگاه ها نمي باشد.
لذا با تكذيب امضاي اين واحد در پاي بيانيه منتسب به سي و هشت دانشگاه و همچنين بيانيه مربوط به تشكيل فراكسيون دموكراسي خواه و ملي گرا، از شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت مي خواهيم با اين تخلف آشكار تشكيلاتي كه از سوي فردي شناخته شده در شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت هدايت مي شود واكنش نشان داده و نسبت به توبيخ آن فرد فرصت طلب اقدامي جدي به عمل آوريد.
لزومي به ذكر اين نكته نمي دانيم كه موضع انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي اصفهان و علوم پزشكي جداي از مواضع دفتر تحكيم وحدت نبوده و هيچ برنامه اي از طرف اركان اين انجمن جهت شركت در مرحله دوم انتخابات به تصويب نرسيده است.
انجمن اسلامي دانشجويان
دانشگاه هاي اصفهان و علوم پزشكي
در بخش: انتخاباتی
21
Jun
2005
سیاست، بازی مکاران است، این مسالهای است شناخته شده حتی در دنیای دموکراتیک هم همین مکرها که آقایان بکار میبرند بکار برده میشود فقط فرقاش در این است که در یک سیستم دموکراتیک اگر یکی از بازیگران قواعد بازی را بهم بزند برای همیشه یا حداقل برای مدتی طولانی از مشروعیت خواهد افتاد تا زمانی که حافظه جامعه موضوع را فراموش کند. متاسفانه حافظه جامعه ایرانی بسیار کوتاه است و کمتر از یکی دو هفته همه همه چیز را فراموش میکنند و در دامی میافتند که برایشان پهن کردهاند. این که مینویسم مخصوصا شامل حال روشنفکران ایرانی میشود چه مردم عادی نه فقط حافظهشان بیشتر از طول دماغشان میبیند بلکه گاهی اوقات باید این بیچارگان (ملت را میگویم) کمکی برای حافظه روشنفکر هم باشند.
آقایان تا همین دیروز میگفتند برای رای ندادن به بدتر (هاشمی و جناح راست) بروید و به معین رای بدهید. این بیچارهها حتی یک لحظه در خود فرو نمیروند و تک سلولهای مغزشان را به کار نمیگیرند تا از خود بپرسند چرا معین بهتر از هاشمی یا احمدی نژاد است. مگر نه اینکه معین و دارو دستهاش همانها بودند که در دهه اول انقلاب بازوی بقدرت رسیدن این هیولا که نامش جمهوری اسلامی است شدند؟ مگر نه اینها بودند که خود تیر خلاص زن بودند حالا چطور شده چه واقعهای پیش آمده که آقای معین و خط امامیها بهتر از احمدی نژاد شدهاند. هیچ یک از این روشنفکران کیلوی سه عباسی حتی زحمت این را به خود ندادند تا این سوالها را پاسخ گویند که چرا یک پیرو خط امامی بهتر از تمساح یزدی است یا چرا پیروان جنتی باید بدتر از پیروان خمینی باشند. مگر نه اینکه اینها بودند که پیریزی این بدبختی را مسئولند؟
وقتی که میگویم این حضرات روشنفکرنما حتی نوک دماغ خودشان را هم نمیبینند دلیل دارم.
مگر همین هاشمی نبود که در انتخابات مجلس ششم با تقلب حتی نتوانست مقام 30 تهران را کسب کند. آیا از خود پرسیدهاید چرا؟ مگر همین انتخابات مجلس هفتم نبود که کروبی نتوانست رای کافی برای نمایندگی مجلس بیاورد حالا چطور شد که یک مرتبه همان آدم میآید و در مقام دوم انتخابات ریاست جمهوری قرار میگیرد؟ میدانم سوالهای سخت سخت میکنم نباید توقع ما از روشنفکر ایران تا این اندازه باشد این ملت بدبخت هستند که باید حافظه تاریخی داشته باشند و روشنفکر فلک زده را از خواب خرگوشی بیدار کنند.
حالا اما همان روشنفکران نسخه جدیدی پیچیدهاند و میخواهند شما را به سراط مستقیم!! رهنمون گردانند بخوانید و بخندید:
پس آقاي هاشمي در همين جا به صداي بلند اعلام مي کنيم:
“ما به شما و نظام مقدس تان راي نمي دهيم بلکه به ضرر احمدي نژاد راي مي دهيم!”
این دوستان حتی عربده کشی رهبر را که حتی صبر نکرد جوهر انتخابات خشک شود و بعد شروع به عربده کشی کند نشنیدند یا شنیدند و زیر سبیلی در کردند. اینکه ما مدتهاست میگوییم رای به این رژیم حالا فرق نمیکند کدام جناح آن باشد رای به رهبر و مشروعیت رژیم است برای همین است که میبینیم هرگاه در انتخاباتی یا در تظاهراتی تعداد شرکت کنندگان کم میشود رهبر مثل سگی که از ترس قالب تهی کرده دمش را لای پایش میگیرد و مدتی ساکت میشود و باز دوباره وقتی روشنفکر!! فرمان شرکت در انتخابات را صادر میکند و تعداد رای دهندگان کمی میرود بالای 50 درصد دوباره رهبر مثل سگ هار شروع به پارس کردن میکند.
آقایان حالا تصمیم گرفتهاند بروند به هاشمی دزد جانی مکار و خلاصه هر چه در یک انسان باید باشد این یارو کم دارد رای بدهند. وقتی میگویم آقایان و خانمهای روشنفکر ما حافظهشان تا نوک دماغشان هم نمیرسد برای همین است. اینها به همین زودی یادشان رفته که هاشمی در همین یکی دوهفته گذشته قبل از انتخابات حداقل سه چهار بار تکرار کرد که کابینهاش را با همفکری رهبر تشکیل خواهد داد. حالا باید از این روشنفکران پرسید چه فرقی است بین احمقی نژاد و هاشمی وقتی هر دویشان باید به دست بوس رهبر بروند تا کابینه شان را تعیین کنند؟ تازه بعد از اینکه کابینه تعیین شد باید بروند به پابوس مجلس همان مجلسی که پر است از افرادی از قماش احمقی نژاد تا بلکه آقایان مرحمت کنند و کابینه را تایید کنند. الحق که این روشنفکران ما تا نیمه دماغ شان را هم نمیتوانند ببینند چه رسد به نوک دماغشان.
تحریم تنها ابزاری است که مشروعیت رژیم را از بین میبرد در ضمن باید به آنهایی که از به روی کار آمدن احمقی نژاد میترسند گفت که در دنیای امروز دیگر آقایان احمقی نژاد و دیگران مثل سالهای 60 نخواهند توانست جولان بدهند. حتی میلیتاریست ترین گروههای آنها هم قادر نخواهند بود دیگر آن جنایتهای گذشته را تکرار کنند دنیای امروز با دنیای سالهای 60 تفاوت فراوان دارد دیگر دنیا این گونه جنایات را نمیپذیرد. تازه مگر هاشمی کم جنایت کرده که ملت را از جنایت احمدی نژاد میترسانید. آقایان و خانمهای روشنفکر در دوران همین هاشمی و قبل از آن (دوران اصلاح طلبان امروزی) ما حتی در اروپا هم مصونیت نداشتیم و با پنجه بوکس و کپسول اسپری و چاقو توی اروپا تردد میکردیم تا بتوانیم در مقابل اوباش هاشمی و سازمان امنیتاش از خود دفاع کنیم. چرا راه دور برویم مگر همین اصلاح طلبان امروزی کم در سالهای 60 جنایت کردند اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم جنایاتی که همین اصلاح طلبها در سالهای 60 انجام دادند بیشتر از متحجرین نبوده.
در بخش: انتخاباتی
20
Jun
2005
جنگ قدرت در کلیه ارکان رژیم تا بلاترین نقظه هرم قدرت رسوخ کرده این همان روزهایی بود که 26 سال خواب اش را می دیدم حالا باید نشست و لذت برد، ملا علیه ملا
اعلام جنگ کروبی با رهبر
اعلام اتفاقات بیشتر در روزهای دوشنه و سه شنبه
در بخش: انتخاباتی
19
Jun
2005
شوک؟ کدام شوک آن شوکی که عدهای از آن صحبت میکنند آنها را شوکه کرد نه ما را. ما همین را میخواستیم دفن مرده اصلاحات را تا پس از دفن بتوانیم با خیال راحت بگوییم که اصلاحات میسر نیست. هدف ما مشخص بود امروز هم مشخص است با این تفاوت که امروز یک قدم به هدفمان نزدیکتر شدهایم. چرا همه آرای به صندوق ریخته شده را میبینند آیا قادر نیستید آراء به صندوق ریخته نشده را ببینید نیمه خالی لیوان را میگویم.
از امروز دیگر شعبده بازانی بنام اصلاح طلب راهمان را سد نکردهاند. امروز ما هستیم رو در روی اقتدار ولایت فقیه امروز فقط یک سد باقی مانده و خورده پا ها را به کنار زدهایم. امروز سد واقعی را در برابر خود داریم و پرده ریا را از روی آن کنار زدهایم با کوله باری از تجربه.
امروز آن نیرویی که در 2 خرداد به رژیم نه گفت راه خود را بهتر یافته و آماده است تا از کنار جسد اصلاح طلبی عبور کند و استحاله کامل رژیم را خواستار شود.
عدهای که یقینا از خود رژیم هستند میخواهند چنین القاء کنند که ما شکست خوردهایم پاسخ واضح است این حکومت ولایت است که اولین مرحله شکست را مزه مزه میکند دیگر آن پرده اصلاح طلبی در بین مردم و رژیم وجود ندارد. دیگر آقایان نمیتوانند دموکراسی دینی شان را با حقه بازی به خورد ملت بدهند امروز همه میدانند که دموکراسی هر شکلی داشته باشد یقینا اسلامی نیست.
آنهایی که دارند فریب رژیم را میخورند و میخواهند با دست خود به رسمنجانی دزد رای بدهند فقط یادشان نرود که درست همین استدلال بد در مقابل بدتر را قبل از دوره اول برای معین مطرح میکردند حالا میخواهند به دامان دزد ترین، فاسد ترین و خیانت کارترین آنها “هاشمی بروند وای به حال شما.
از فردا یک بلاگ رولینگز راه میاندازم و اسمش را میگذارم رفقای دزد بغداد و همه موافقان هاشمی را در آن لیست قرار میدهم و آن لیست را تا روز سرنگونی رژیم روی وبلاگم قرار خواهم داد تا همه بدانند که چه کسانی به آنها خیانت کردهاند.
آمدن هاشمی یعنی مذاکره با بوش وشرکا و تخلیه ثروت ایران با همکاری بوش و بلر و نجات رژیم در صورتی که آنهایی که با رهبر همراهاند شهامت مذاکره با آمریکا را نخواهند داشت فراموش کردید که خامنهای در باره مذاکره با آمریکا به نمایندگان مجلس ششم چه گفت.
تحریم انتخابات یعنی خلع سلاح رژیم و مشروعیت زدایی از آن.
در بخش: انتخاباتی
19
Jun
2005
راهیابی احمدینژاد و هاشمی رفسنجانی به دور دوم انتخابات قطعی شد
کروبی : خامنه ای دخالت کند [+]
ابراهیم یزدی : شورای نگهبان به مانند همیشه نشان داد که در یک اقدام یک جانبه آرا مردم را تصرف می کند و قابل اعتماد نیست و این حرکت قابل پیش بینی بود [+]
ایرنا : دکتر معین از نامزدهای نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: “من همچنان که در انتخابات مجلس هفتم شرکت نکردم ، در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری نیز شرکت نخواهم کرد و به نفع هیچ کس هم تبلیغ نخواهم کرد اگر جهتگیری به سمت خاصی کنیم مردم ما را هم از آن جنس خواهند شناخت. [+]
به اینها چه میتوان گفت؟ یا بهتر بگویم چه میتوان خواند شان؟ احمق؟ خیر اینها احمق نیستند، رند؟ خیر اینها رند هم نیستند چه اگر رند بودند باید این وضع را پیشبینی میکردند و می دانستند که اجازه حضور یافتنشان در انتخابات فقط یک بازی بسیار دقیق از پیش طراحی شده بود تا تنور انتخابات را اینها گرم کنند و آنهایی که نانوایان خوبی هستند نان را بچسبانند این آقایان فقط نخودی بودند و موج سوار وقتی کسی خواست موج سواری کند عاقبتاش بهتر از این نخواهد بود. موجسوارانی سوار بر تخته موجسواری که موج سواری نیز نمیدانند.
آقای کروبی مردک گنده خجالت نمیکشد مثل بچههای دوساله وقتی در بازی بازنده میشود میرود پیش پدر خوانده و از او میخواهد که بازی را به سود او بهم بزند بی آنکه بداند که تمام این خیمه شب بازی برای برنده شدن فرزند مورد علاقه و دلبند رهبر “احمدی نژاد” طراحی شده بود. اصل بازی برای او و هاشمی طرح ریزی شده بود و این بیچارگان را بعنوان سیاهی لشکر وارد میدان کردند تا بازی گرم تر شود، که شد.
گفته های آقای معین از همه قشنگتر است او هم که مثل بچههای احمق به بازی گرفته شده حالا پس از گردن نهادن به حکم حکومتی و شرکت در بازی میخواهد مثل بچهها جر بزند و بازی را با قوانین خودش ادامه دهد، غافل از اینکه این بازی اصلا برای او طرح ریزی نشده او فقط بازیچهای بوده برای بازی بزرگترها. باز هم خندهدارتر قهر کردن و پشت چشم نازک کردن ایشان است که حالا پس از مرگ سهراب میخواهد باز عوام فریبی کند و مردم مردم میکند. آقا جان شما یا از مرحله پرت تشریف دارید یا مردم را از مرحله پرت میدانید. شما در شعبده بازی ضد مردمی انتصابات شرکت کردید و بازنده این بازی شدید، حالا میخواهید وارد “بازی مردمی” شوید!؟ الحق که یا خودتان خیلی خر تشریف دارید یا مردم را خیلی خر فرض گرفتهاید. صریح بگویم آقای دکتر شما یک مهره سوخته و یک جنازه سیاسی بیش نیستید.
ابراهیم خان یزدی را که اصلا نباید در بارهاش صحبتی کرد او بیارزشتر از آن است که اصلا بتوان به او پرداخت او بازیچه یکی از این فریب خوردگان است. او بیچارهای است که برای یک پست دست چندم دولتی حاضر است یک روز ریش بگذارد یک روز کراوات بزند یک روز هم با همان دستمال گردن ابریشماش بیضههای ناب محمدی را نوازش دهد تا بلکه در یک بازی رده دهم شرکتاش بدهند. او مرا به یاد آن بی چاره بچههایی میاندازد که در مدرسه هیچ کس آنها را به بازی راه نمیداد.
آقای شاهین رحیمی حیف وقت که تلف اینگونه افراد میکنید وقت خود را صرف کارهای مفیدتر کنید.
پ. ن.: امروز صبح بعد از پست این مطلب امام زمان آمد به دیدنم و در نظرخواهی پیامی گذاشت، دلم نیامد آنرا برای شما ملت همیشه در صحنه اینجا منکعس نکنم. این یپام امام زمان:
تو اين انتخابات تعداد راي دهندگان خيلي کم بود و احتمال تقلب در اعلام شمار راي دهندگان بسيار است و احتمالا در کل کشور کمتر از 15ميليون نفر راي داده اند .
به نظر مي رسد راي کروبي از همه بيشتر بوده و راي کروبي و معين را بين رفسنجاني و احمدي نژاد تقسيم کرده اند چون نفوذ رفسنجاني و طرفداران احمدي نژاد در شوراي نگهبان و امور اجرايي انتخابات بسيار قوي است.
علت اينکه مي گم راي کروبي از همه بيشتر بوده شناختي است که از مردم دارم و دوستي که اخيرا به چند شهر فقير رفته بود مي گفت همه دوست دارن کروبي برنده بشه چون به هر شخص بالغ 50000 تومان ميده.
شما که خواننده يا نويسنده اين وبلاگ هستيد آيا مي دانيد در استان هاي زاهدان، کرمان ، هرمزگان، خوزستان، بوشهر، خراسان، ايلام، لرستان و کهکيلويه و بوير احمد شمار وسيعي از خانوارهاي شهرهاي کوچک و روستاها با ماهي 20000تومان درآمد زندگي ميکنند! مي دانيد اين شهر ها اصلا پولدار نداره که کسي براي کارگري پيش اونها بره؟ مي دانيد هر خانوار فقير از کميته امداد ماهي 5000 تومان ميگيره و از ترس قطع شدن مستمري حتما مي خواهد شناسنامه اش مهر بخوره؟
تازه 50000 تومان براي تهراني ها چيزي نيست ولي براي مردم فقير يعني يک گنج! اگه بگيريم در تهران هر خانواده 6 نفر باشه و سه نفر از آنها بالاي 18 سال و شاغل باشن هرکدام ماهي 120000تومان درآمد داشته باشن درآمد خانوار مي شه 360000تومان. اما اين پيشنهاد در صورت اجرا زندگي فقراي شهرستانها و روستاهاي ياد شده را دگرگون ميکنه. درآمد همان خانوار 6 نفره که 3نفر بالاي 18 سال داره از 20هزار تومان به 150000 تومان تغيير ميکنه! مثل اينکه در آمد آن خانواده تهراني از 360000 تومان به دوميليون ونيم افزايش يابد. شايد اگه تهراني ها هم انتظار داشتن با بردن يک نامزد درآمدشان ماهي 4 تا 7 برابر شود مي گفتن گور باباي دموکراسي و حتي به چنگيز مغول هم راي مي دادن!
من حدس ميزنم مردم شهرها و روستاهاي فقير با رقبت در انتخابات شرکت کرده و به کروبي راي دادن و راي شون به حساب هاشمي واريز شده.
من طرفدار کروبي نيستم ولي مي دونم درد مردم فقير چيست. اونجا فعلا به آزادي اجتماعي و سياسي فکر نميکنن بلکه درد اصلي فقر وحشتناک است.
کروبي حرف مفت زده بود و اين وعده با اقتصاد ايران امکان پذير نيست و مثل وعده هاي آب و برق و مسکن مجاني که خميني به مردم داد يا حکايت از ناداني وعده دهنده دارد يا حکايت از شيادي و جز اين نيست.
در بخش: انتخاباتی