17
Feb
2007
خوش باوران بخوانند
پیک نت: هزینه سفرهای حجت الاسهال والمسهلين سید محمد خاتمی از بیت رهبری تامین میشود
اتل متل توتوله، گاو حسن چه جور؟ نه شیر داره نه پستون! شیرشو بردن هندستون… (آهای ملت این گاو نر است، دوشیدن ندارد!)
بنیاد باران هم از همان دست دکانهایی است که رژیم برای گسترش سلطه خود بر ایران ملا زده دایر کرده تا بوسیله آن ملت بی خبر ایران را بیشتر تحمیق کند، تا بهتر بتوان جیب ملت را ببرد.
این بنیاد هم مثل دیگر بنیادها هزینههایش از پول دزدی شده جیب ملت تامین میشود.
داستان دزد زدن دفتر این بنیاد چند روز پیش منتشر شد و پس از آن هم دیگر خبری از آن نشنیدیم تا اینکه در خبر بالا یک مرتبه فاش میشود که هزینههای سفر خاتمی را بیت رهبری تامین میکند. این خبر یا به قول خودشان افشاگری، چیزی نیست که برای ما خبر غیر منتظرهای باشد (ما همیشه گفتهایم که اینها همگی دستشان در یک کاسه است) حالا چرا خود رژیم یا به قول سایت پیک نت منابع داخلی خبرش را برملا کردهاند!؟ دلیل این عمل یقینا این است که مدارک این بنیاد به دست نامحرمان افتاده و میرفته که در آینده نزدیک برملا شود در نتیجه رژیم علاجی بجز برملا کردن این خبر به دست خود نداشته. به قول معروف “پیش دستی کرده که عقب نیفتد”.
این خبر یا به قول سایت پیک نت افشاگری را باید جوانهای خوش باوری بخوانند که هشت سال خود و مملکت را اسیر، منتر و درگیر شعبده بازانی بنام اصلاحات کردند و بجای سرنگونی به خیال خودشان میخواستند رژیم را از داخل اصلاح کنند!

فکرش را بکنید خامنهای پول می دهد به خاتمی تا برایش رژیم را اصلاح کند!! خنده آور نیست؟
یک عکس جالبی را امروز در ایرنا دیدم، دلم نیامد آنرا با شما تقسیم نکنم. سوالی که باید در رابطه با این عکس مطرح کرد این است: چه دلیلی دارد که یکی از طرفداران قائد اعظم صورت خود را پوشانده!؟ انگاری یکی از مخالفین است! یا شاید هم یکی از طرفداران قائد اعظم چنان ترس برش داشته که مجبور شده صورت خود را برای حفظ جان در آینده نزدیک بپوشانند.
تصویر از گزارش تصویری از دیدار جمعی از مردم تبریز با سید علی چلاق است.
در بخش: ملای حیله گر
16
Feb
2007
باسم الاعذاری، مسئول دفتر مقتدا صدر در نجف، به خبرگزاری فرانسه گفت: «مقتدی صدر در عراق و به طور مشخص در شهر نجف است و احتمالا فردا برای جلوگيری از فتنه و رد شایعات خطبه نماز جمعه را در مسجد کوفه میخواند.» منبع
از اول این هفته شایع شد که مقتدا صدر به ایران فرار کرده است. قبلا هم صدر به بطور علنی در ایران بوده و نه تنها در ایران بوده که با عدهای از سران حکومت آخوندی دیدار و مذاکره کرده، عکس و خبر آن را هم همه خلق الله دیدهاند. مشاور نوری المالکی نخست وزیر عراق دیروز فرمودند که مقتدای صدر در ایران است.
مقتدای صدر در درگیری های نجف نقش اساسی دارد در ضمن همچنین در دولت عراق فعالیت دارد و همزمان مخالف آن دولت است و در عملیات تروریستی بر علیه همان دولت (بر علیه دولتی که خود در آن فعال است) شرکت میکند!؟
دولت آمریکا و خصوصا آقای بوش بارها حکومت آخوندی را به دست داشتن در درگیریهای عراق متهم کرده.
حالا هم مسئول دفتر مقتدا صدر خبر میدهد که صدر فردا (امروز) خطبه نماز را در مسجد کوفه میخواند.
پیدا کنید پرتقال فروش را.
بازیهای سیاسی چنان مسخره شده که آدم مانده که نکند اینها همه یک کمدی است که دارد روزانه در رسانههای مختلف خبری روی صحنه میرود.
سوال: آیا آمریکا تا این اندازه بی دست و پاست که مقتدای صدر “یک ملای یک لا قبا” میتواند بدون هیچ مشکلی بین عراق و ایران رفت و آمد کند همزمان در دولت عراق شرکت داشته باشد و همزمان هم سلاح دست بگیرد و برعلیه آمریکا عملیات انجام دهد!؟ پس کجاست CIA و سیستمهای جاسوسی ابرقدرت جهان!؟
پ.ن: خبر میرسد که برخلاف دروغ مسئول دفتر مقتدی صدر که گفته بود صدر جمعه (دیروز) در کوفه خطبه نماز خواهد خواند خطبهای نخواند، در نتیجه میتوان به این نتیجه رسید که مقتدا صدر در ایران بسر میبرد
در بخش: سیاسی
12
Feb
2007
دوستان عزیز این چه ساده انگاری است که همه چپها این روزها به آن گرفتار شدهاند!؟
همه صحبت از فیلم دادگاه گلسرخی میکنند و اینکه چه شده که جمهوری اسلامی این فیلم را حالا بعد از 28 سال نمایش داده! عدهای که نزدیک است از این اتفاق حتی ذوق مرگ بشوند! ای کاش این فیلم پخش نشده بود. حداقل میتوانستیم نوستالژی مقاومت را هر چند که یک فریب بیش نبود برای خودمان حفظ کنیم.
دوستان با گزینشی که در پخش این فیلم انجام شده، سانسور و بریدن و کنار هم چیدن و خلاصه قسمتهایی که پخش کردهاند، حتی کسانی مثل من هم که توهمی در باره افرادی مثل گلسرخی داشتیم حالا این توهم از بین رفته و به دلسردی و بغض تبدیل شده. من با اینکه خودم این فیلم را آن دوران در تلویزیون دیده بودم ولی راستش را بخواهید هیچ چیز از آن یادم نمانده بود. تازه مگر میتوان یک موضوع تاریخی را از کانتکس آن خارج کرد و بدون توضیح و تشریح اوضاع آن دوران آنرا به خورد ملت داد!؟ این کار را فقط مقرضان میتوانند بکنند و از نظر تاریخی هم هیچ ارزشی ندارد. اتفاقات تاریخی را باید در دادههای زمان خودش دید و بررسی کرد نه اینکه حزب الله بیاید و امروز محاکمه گلسرخی را بعد از 28 سال حکومت آخوندی منتشر کند که چه بشود!؟ مثلا میخواهند بگویند که چپ های ما هم برای حسین سینه میزدند!؟
مگر گلسرخی در این فیلم چه میگوید!؟ آیا از یک فردی که خودش را مارکسیست میدانسته وقتی که به حسین و شهید و مظلوم و و و از این دست چرندیات مذهبی برای حقانیت بخشیدن به آرمانهایش روی میآورد دیگر چیزی از او بعنوان یک مارکسیست باقی میماند!؟ مگر نه اینکه همین حسین شهید و سینه زناناش بودند و هستند که در این 28 سال گذشته کاری کردند که روی شاه را سفید کردند!؟
من یقین دارم اگر گلسرخی امروز زنده بود و این فیلم را میدید خودش برای خودش بخاطر این سخنانش حکم اعدام صادر میکرد.
پس میبینید که جای ذوق زده شدن نیست برعکس باید گریه کرد که این حرامزادگان قادرند بهترین سمبلهای مقاومت ما را هم با حقه بازی و ترفندهای شناخته شده آخوندی در هم بکوبند و نقش بر آب کنند.
اگر کسی خواست از فیلمهای گذشته نمایش بده باید فیلمهای دیگری را هم برای توجیه این سخنان منعکس کند. باید منعکس کنند که در آن زمان هر کسی که با شاه مخالف بود هم سنگر به حساب میآمد و کمونیست و مجاهد و ملا و مفتی همگی تا آنجایی که میتوانستند از یک دیگر واژه، سوژه و حقانیت قرض میکردند با هم مراوده داشتند نه اینکه همدیگر را قبول داشته باشند ولی به ضرورت زمان خودش مجبور بودند با همدیگر کار کنند و به صورتی همسنگر باشند.
اگر رژیم امروز این فیلم یا شاید حتی فیلمهای دیگر را هم پخش کند اینها نه از روی خواست قلبی شان است که بیشتر و پیشتر برای جذب لایههای مختلف اجتماعی است تا بتوانند در برابر دشمن سهمگینی که پشت مرزها منتظرشان نشسته مقاومت کنند. یقین بدانید فردا هم ممکن است کاپیتال مارکس را بجای چرندیات قرآن در مدارس تدریس کنند. توهم زده نشوید و فریب این ریاکاران را نخورید اینها همانهایی هستند که از چپترین تا راستترین را سلاخی کردند، حالا که نوبت خودشان رسیده به دست و پا افتادهاند.
در بخش: ملای حیله گر
11
Feb
2007
واقعا باید سخنان این آقایان را با گوزیدن برابر دانست! میپرسید چرا!؟ دوستان حدسهایی که من و شما در زمینه اقتصاد میزنیم اکثرا از روی آمار ناقصی است که به علت مخفی کاری رژیم در دسترس ما قرار میگیرد، در عوض این آمار کامل و بدون دست کاری و سانسور در اختیار سردمداران رژیم قرار دارد، پس اگر بخواهند و شعورش را داشته باشند میتوانند با دقت وضع آینده کشور را در حوضه اقتصادی به تصویر بکشند. البته ما توقع چندانی از این آقایان نداریم زیرا اینها فقط و فقط برنامه ریزیهایشان برای پر کردن جیب گشاد ملاها و دیگر اعضای مافیای حکومتی است نه رفع مشکلات جامعه فلک زده ایران. سخنان آقای وزیر را بخوانید:
در هر سال صورت میگیرد: افزایش یک میلیونی لشکر بیکاران
آفتاب: محمد جهرمی وزیر کار دولت نهم با اعلام اینکه سالانه یک میلیون نفر به جمعیت بیکار کشور افزوده می شود اعتراف کرد که مشکل بیکاری با شعار حل نخواهد شد. وی با اشاره به میزان تاثیر گذاری بخش غیردولتی در اشتغال زایی، تصریح کرد تا زمانی که سرمایهگذار احساس امنیت نکند و سرمایه گذاری وی سود آور نباشد، مشکل اشتغال و بیکاری حل شدنی نیست.
این از سخنان حضرت وزیر کار.
حالا این هم از سخنان خُسن آقا که در این مدت پنج سال وبلاگ نویسی بارها به آن اشاره کردهام، اینها فقط مشتهایی است از خروارها مطالبی که در این باره نوشتهام:
29 ژانویه 2004
اینکه این رژیم خواهد رفت و خیلی زود هم خواهد رفت را یک اقتصاددان بسادگی به شما خواهد گفت. نیازی به تجزیه تحلیلهای سیاسی ندارد. محاسبه خیلی ساده است.
جمعیت قبل از انقلاب منهای جمعیت امروز ایران چیزی معادل 30 میلیون نفر میشود. این 30 میلیون نفر همگی زیر 25 سال سن دارند. این لشکر بیکاران یکی دو سال است که درحال وارد شدن به بازار کار ایران هستند و سالانه بطور متوسط 1.5 تا دو میلیون بیکار را به بازار کار ایران سرازیر میکنند. حتی ژاپن هم قادر به تولید این همه موقعیت شغلی نیست چه برسد به ملاهای متحجر. سقوط حتمی است قیمت و زمان آن را ما تعیین میکنیم.
30 مارس 2006:
مکانیزمهایی که در اقتصاد برای کنترل تورم و مشکل بیکاری وجود دارد را نمیتوان به شوخی برگزار کرد و از کنارشان گذشت، این مشکلات هر رژیمی را از هم میپاشد چه رسد به حکومتهای خودکامه. من توی همین وبلاگ بارها به این مشکل پرداختهام و حتی نوشتهام که حتی اگر ملت هم نتواند این حکومت را سرنگون کند همین مشکلات اقتصادی باعث از هم پاشیده شدن این رژیم خواهند شد.
13 سپتامبر 2006:
خُسن آقا: جالبه! بد نبود یک خبرنگار با شهامت از این آقا میپرسید: مگر کس دیگری جز شما در این 28 سال گذشته حکومت کرده؟ در ضمن این افزایش بی رویه جمعیت هم از هنرهای همین حکومت اسلامی است، مگر غیر از این هست!؟ گویا آقا فراموش کردند که قاعد اعظم خمینی دیوس تصمیم داشت ارتش 20 میلیونی تولید کنه! حالا کجاشو دیدن باید صبر کنند تا تمام این ارتش 20 میلیونی به سن کار برسه تا اونوقت ببینیم آقای حداد که تصمیم داشتند ایران رو تبدیل کنند به ژاپن اسلامی ببینند یک من آرد چقدر پرسم میبره!
آقای وزیر چرندیات دیگری هم گفتهاند که اگر خواستید بدانید که چقدر اینها باهوش!!! هستند خودتان بروید و در این آدرس بخوانید.
در بخش: اقتصادی
10
Feb
2007
امام آمد
به جای الاغ با هواپیما آمد
امام آمد
به جای رفاه فقر و بدبختی آورد
امام آمد
بجای آزادی زندان آورد
امام آمد
به جای مهر و محبت نفاق آورد
امام آمد
به جای تمدن توحش آورد
امام آمد
بجای انقلاب استفراغ آورد
آن که آمد، نه امام بود که آمد
الاغ بود که با هواپیما آمد
آن که آمد، نه انقلاب بود که آمد
استفراغ بود که هم از بالا و هم از پائین آمد
با پوزش از دوستان و دشمنان، حقیر اصلا در شعر و این جور چیزها استعدادی ندارم ولی به خودم گفتم جهنم! وقتی ملتی استفراغ را بجای انقلاب بپذیرد! یقینا این چرندیات را هم بجای شعر خواهد پذیرفت.
پیشا پیش سالگرد استفراغ بزرگ ملت ایران را به همه تسلیت میگویم.
پ.ن.:
از ثمرات اَنقلاب:
دیروز یک جایی خواندم که سایت شرکت خودرو سازی ایران خودرو هک شده، یادم نمیآید کجا بود، مهم هم نیست کجا خواندم، مساله اصلی این است که بعد از 24 ساعت هنوز مسئولین این شرکت قادر نیستند سایت را بالا بیاورند (منظورم بالا آوردنی نیست که معمولا از معده آغاز میشود ها!). حالا باید از خود پرسید در دنیای امروز که حتی خُسن آقا هم قادر است وبلاگ فکسنی خود را در صورت مشکلات فنی در کمتر از چند ساعت یا حتی چند دقیقه فعال کند. همچنین با دانستن اینکه صنعت خودرو سازی امروزه بیشتر الکترونیک شده تا مکانیک، باید از خود پرسید وقتی چنین شرکتی قادر نیست ایمنی یک سایت اینترنتی را تامین کند، آیا توانایی تامین ایمنی در خودروهای ساخت خود را دارد!؟ یا اصلا میتوان به چنین شرکتی امیدی بست!؟
چند روز پیش رفته بودم یک کنفرانس ایمنی عجایبی را در این کنفرانس دیدم که اگر آقایان مسئول شرکت ایران خودرو دیده بودند شلوار خود را خیس میکردند.
در بخش: طنز
08
Feb
2007
یک بشری برداشته و توی مطلب چند روز پیش پیامی گذاشته آن هم نه یک بار نه دوبار بلکه هفت بار همان پیام را تکرار کرده پیامش رو بخوانید تا یک برخورد درست و حسابی با این بچه مسلمون بکنم که یادش بره از کدوم طرف اومده اینجا.
پیام بچه مسلمون:
با عرض سلام
من تناه چیزی که میتونم براتون بگم و استدلال خودمه در مورد شما و صاحبان این سایت که یقینا و صد در صد استدلالم درسته این است که صاحبان این سایت همه یه مشت عقده ای و تو سری خور بیشتر نیستند و همشون عقده جنسی دارند از اونمطالبوتن و عکسهای وبلاگتون معلومه که همتون عقده جنسی دارید
و برید جقتونو بزنید هر اتفاقی میافته که همه تقصیر رژیم نیست تقصیر زمان و روزگاره وگر نه در زمان رژیم شاه که اوضاع بدتر بوده
((خلاصه ختم کلام همتون عقده جنسی دارید و به جای چرندیات گقتنهای سیاسی برید فکری با حال کیرتون بکنید و اینقدر هم به مقدسات دینی توهین نکنید))
خدانگهدار
اول از همه شما بفرمایید چرا این همه بی صبر تشریف دارید و دکمه را هفت بار فشار دادهاید و باعث شدهاید پیام شما هفت بار به ثبت برسد!؟ (شش عدد از این پیام رو پاک کردم فقط یکی شو نگه داشتم). مگر سواد خواندن و نوشتن ندارید!؟ مگر من زیر قسمت پیام گیر ننوشته بودم که لطفا دکمه را فقط یک بار فشار بدهید!؟ خدا یک عقل درست و حسابی به شما بدهد و یک پول هنگفتی هم به من ندهد، چون به خدا اعتقاد ندارم.
دوم صاحبان این سایت که سایت هم نیست بلکه یک وبلاگ است فقط یک نفر هستند! حالا چرا شما خیال کردید که حقیر چند نفر تشریف دارم!؟ حتما به خاطر پرکاری من هست که شما به این نتیجه رسیدهاید؟ به عرض مبارکتان برسانم که معمولا مسلمانهای کون گشاد هستند و کم کار، یقینا به همین خاطر است که شما مرا هم به همان فرض کم کار بودن چند نفر حساب کردهاید! قربانت گردم آدمهایی مثل من بخاطر اینکه وقت خودشان را به چرندیاتی مثل نماز و روزه و مسجد رفتن و گوش به چرندیات آخوندی دادن تلف نمیکنند وقت کافی برای فعالیت بیشتری دارند و همچنین بخاطر اینکه اعتقادی به جهان دیگری بجز همین جهان هستی ندارند مجبورند هر کاری که دارند در همین جا انجام دهند چون یقین دارند که پس از این زندگی، دیگر وجود خارجی نخواهند داشت در نتیجه سعی می کنند با کار بیشتر اثری مثبت از خود در این جهان برجای بگذارند.
نکته سومی که مطرح کرده بودید بر میگردد به عکسهای وبلاگ بنده. می شود شما بفرمایید منظور شما کدام عکسها بودند چون من عکس چندانی در این وبلاگ نمیبینم. نکند خدای نکرده شما فقط عکسها را نگاه میکنید و از خواندن مطالب عاجز هستید؟
نکته آخر اینکه متوجه نشدم عقدههای جنسی بنده را شما از کدام نوشته من استخراج و کشف فرمودید و بعد اینکه رابطه فلان خُسن آقا را با “مقدسات دینی” دیگر چه صیغهای است!؟ لطفا توضیح دهید چون این یکی را هم درست درک نکردم. البته تا آنجایی که میدانم مسلمین تنها به شکم و زیر شکمشان میپردازند و یقینا شما هم به همین دلیل بوده که اسلام را به فلان بنده متصل فرمودهاید!
در بخش: نقد اسلام
05
Feb
2007
جریان دستگیری و زندانی شدن فرناز سیفی را پیگیری میکنم. آخرین نوشتهاش را از جریان دستگیری و زندانش را که میخوانم تا به این جای مطلب میرسم خونم به جوش میآید، نه برای اینکه او را به زندان بردهاند زیرا به نوشته خودش بیشتر شبیه به هتل میمانده است تا زندان!! بلکه برای این جملاتاش، انگاری خود خود عیسی مسیح است! بخوانید تا بعد توضیح بدهم:
بعد حدود یک ساعت در سلولم باز می شود، زن برایم یک پرتقال آورده است. لبخند بر لب تشکر می کنم، با مهربانی می گوید خواهش می کنم دختر جان. در ذهن حرف دوستی که تجربه زندان دارد را با خود مرور می کنم: « یادت باشد زندان بان دشمن تو نیست. الکی به او پرخاش نباید کرد و انرژی را با پرخاش بیهوده هدر داد.»
زندان بان دشمن تو نیست!؟ مگر زندان بدون زندان بان هم میتواند اداره شود!؟ نکند زندان هم مشکل ما و شما نیست!؟ این است طرز فکر شما مثلا روشنفکران آن دیار!؟ خدا خیرتان بدهد خانم جان! اگر زندان بان دشمن شما نیست پس چه کسی دشمن شماست!؟ آن مردک الدنگ چلاق!؟ او که بدون همیاری همین زندان بانهای مهربان! حتی قادر نیست کون خودش را بشوید چه رسد به اداره سیستمی مخوف مثل سیستم حکومت آخوندی.
شاید بنا به نظر این روشنفکران ما، بد نباشد از این به بعد جوایز حقوق بشر و الخ را هم بدهیم به همین زندان بانها که این همه مهربان تشریف دارند!؟
خدا خیرت بدهد همشیره! همین زندان بانها بودند که زندانیان سالهای 60 را تیرباران میکردند، همینها بودند که ستونهای لرزان حکومت ظلم ملاها را مستحکم کردند و همینها هستند که اگر لازم شد شما و صد تا بی گناه تر از شما را هم شکنجه و اعدام خواهند کرد و شاید قبل از اعدام هم پرتقالی برایشان آوردند و خیلی مهربانانه طناب را هم به گردنشان خواهند انداخت!!
از ما گفتن بود، حالا شما خود دانید که اینها را چه نام بگذارید! ما اینها را مامورین خونریزی و حکومت ترور مینامیم، شما اگر دوست دارید آنها را عیسی مسیح بنامید. اینها برای ما سلولهای هر چند کوچک از بدنه حکومت ترور و وحشت هستند.
ایشان زندان و بطور کلی سیستم امنیتی حکومت آخوندی را چنان به تصویر میکشند که آدم هوس میکند یک مدتی برود زندان تفریح! آدم دلش به حال این هیولا ها زندان بان میسوزد!! من که نمیدانم چه بگویم شما خودتان بروید بخوانید و خود قضاوت کنید.
پ.ن.:
یک نگاهی هم به این قطعه فیلم بکنید تا واقعیات رندانهای جمهوری اسلامی رو کمی بهتر درک کنید.
با سپاس از جی بخاطر لینک فیلم
در بخش: آزادی بیان