Archive for the 'اعتراض و تظاهرات' Category

Jun 17 2009

خُسن آقا به تظاهرات می‌رود!

دیروز رفته بودم تظاهرات وقتی بخش اول آن پایان یافت مجبور شدم بروم، سرکار جلسه‌ای داشتیم که باید می‌رفتم، در عوض امروز تا آخر بودم. وقتی از جلو مجلس نروژ به طرف سفارت ایران رفتیم نزدیک سفارت که رسیدیم دیدم تعداد زیادی گارد ضد شورش پلیس دور و بر سفارت بودند و به ما اجازه […]

18 پیام

Jun 16 2009

جوگیر شده‌ام

همیشه به خودم نهیب زده‌ام که جو گیر نشوم و سعی کنم تحلیل‌هایم از روی منطق باشد و نه جو حاکم. یکی از شاخصه‌های حرکت‌های اجتماعی همین بوده و هست که معمولا همه در مدتی که حرکت ادامه دارد و خصوصا در مراحل جوش و خروش، به شکلی جوگیر می‌شوند و در نتیجه قدرت تحلیل […]

10 پیام

Jun 14 2009

نگران اوضاع

خبرها زیادند و شایعات زیاد تر. آدم در چنین شرایطی نمی‌داند چه اخباری را باور کند، چه اخباری را نه! صحنه‌هایی که اینجا و آنجا فیلم می‌شوند مشمئز کننده هستند. چطور انسانهایی می‌توانند بایستند و مشاهده گر سرکوب همشهری هایشان باشند، بدون اینکه کوچکترین دخالتی بکنند؟ هموطن اگر در مقابل چشمانت شهروندی را سرکوب کردند، […]

20 پیام

Dec 08 2008

پارادوکس جالبی است!

آنها که در دوران اولیه انقلاب جزو نیروهای سرکوب گر بودند و در خط مقدم سرکوبگری رتبه اول داشتند، این روزها سعی می کنند خود را انقلابی های دو آتشه نشان دهند. نیروهای پیرو خط امام و تحکیم وحدت دو نیرویی بودند که در سالهای اولیه انقلاب به بازوی سرکوب رژیم تبدیل شده بودند. این […]

32 پیام

Oct 11 2008

اقتصاد خرکی و متولیان اصلی انقلاب

وقتی امام امت فرمودند “اقتصاد مال خَرَه” زیاد تر از دهانشان شکر خوردند. آنهایی که نگاهی گذرا به تحولات انقلاب ایران کرده‌اند می‌دانند که این حرکت عظیم اول بوسیله روشنفکران شروع شد و بیشتر یک حرکت چپ سیاسی بود تا مذهبی. پس از اینکه حرکت‌های اولیه شکل گرفت و بازگشت غیر قابل اجتناب شد، به […]

14 پیام

Aug 09 2008

وقتی که آخوند با سنگ توالت هم کف می‌شود

عبدالقادر عزیز مطلبی نوشته در دفاع از هموطنان بهایی که در ایران بدون هیچ اتهامی به زندان انداخته شده‌اند. او ما را به نوشتن در این باره دعوت کرده من به سهم خودم زیاد در این باره نوشته ام ولی هر چه بنویسیم باز هم کم است این حداقل کمک است که ما که دستمان […]

15 پیام

Jun 16 2008

وقتی حوادث از کنترل ما خارج می‌شوند

دیشب خواب از چشمان من ربوده شد، امروز هم در تمام مدتی که سر کار بودم انگاری یک مرده متحرک بودم، مدام خودم را جایی می‌دیدم که نباید می‌بودم، درست مثل یک مرغ سر بریده، بی هدف این ور و آنور می‌رفتم. با خودم استدلال می‌کردم، کلنجار می‌رفتم، که آیا می‌شود چند دانشجو یک مرتبه […]

26 پیام

« مطالب جدیدتر - مطالب قدیمی تر »

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر