05
Feb
2009
جناب دکتر سید مهدی خزعلی این روزها خیلی برو بیا بهم زدهاند، آخه حرفهایی میزند که باعث شده عدهای جوگیر شوند که ایشان هم بعله! “جبهه آزادی!” هم تشکیل دادهاند، کنگره هم میروند. از هر طرف هم حملههای گاز عنبری میکنند به ستونهای استوار حکومت آخوندی که بیا و ببین! اگر کسی ایشان را نشناسد و ریشه های فامیلی حضرتاش را نداند، گمان میکند که بلا نسبت بلا نسبت خود منجی عالم است که آمده ایران را در مدت برق و باد از دست حکومت حیوان صفت آخوندی نجات دهد! ولی همین که کمی وبلاگ ایشان را بیشتر زیر و رو میکنی میبینی ایشان هم مثل پدر بزرگوارشان از همان طایفه هستند.
به همگی پیشنهاد میکنم همه نوشتههای او را زیر زره بین بگذارند و بخوانند. اگر برای هیچ چیز مفید نباشد برای خندیدن خوب است!
ایشان بلانسبت مثلا دکتر هم تشریف دارند! آدم خندهاش میگیرد وقتی میبیند کسی که مثلا دکتر است بر میدارد چرندیاتی از این دست مینویسد:
برای نگارش این مقاله استخاره کرده آیه 71 سوره یونس آمد ؛
که خدای به رسولش خطاب می کند که برای این قوم حکایت نوح را بیان کن ، هنگامی که به امتش گفت : « ای قوم اگر اندرزهای من به شما گران آمد ، من تنها به خدا توکل می کنم و از شر شما به او پناه می برم و شما و بتانتان هر مکر و اندیشه باطلی برای من دارید بکار بندید.
منظور ایشان مقاله ایست که در آن ایشان پیشنهاد دادهاند مسئولین نظام از نظر روانی مورد معاینه و تحلیل روانی قرار بگیرند. آدم واقعا خندش میگیرد از این انسان! بابا اگر قرار باشه سران رژیم را از نظر روانی معاینه کنند شما را هم باید همراه آنها معاینه کنند. فکرش را بکنید! یک مریض بدبختی میآید پیش این آقای مثلا دکتر، ایشان هم قبل از نوشتن نسخه استخاره میکنند ببینند خوب میآید یا بد تا برای مریض نسخه بنویسند یا نه!! باور کنید اینها جملگی مجنون هستند، از خودم میپرسم از دست اینها ملت ایران باید به کی پناه ببرد.
در بخش: ملای حیله گر
02
Feb
2009
وقتی در خبرها خواندم که مشعل گامبو باز پاشده رفته ایران برای گرفتن پول و دست بوسی سید علی، با خودم گفتم باز این دوتا حرومزاده چه فکر پلیدی رو در کله پوکشان میپرورانند! که خوشبختانه دیری نپایید که خبر رسید که دوباره حماس چند تا راکت به اسرائیل پرتاب کرده. معلوم نشد این گامبو اول وارد تهران شد یا ترقههای حماس بود که به اسرائیل پرتاب شدند، در هر صورت این دو پدیده بدون هیچ شک و شبههای با هم برنامه ریزی شدهاند، تا به این دو قهرمان پوشالی قدرت پوشالی بدهند. انسان وقتی مثل این دو حقیر بشود همین مسائل پیش میآید که برای خود نشان دادن انسانهای بی گناهی باید آسیب ببینند تا این دو پهلوان پنبهها احساس پهلوانی بکنند.
با این شعبده بازیهای مسخره، سید علی ضحاک به خیال خودش میخواهد به آمریکا و اسرائیل دندان نشان بدهد، چیزی را که این دو دلقک هنوز درک نکردهاند این است که هر حمله متقابلی که اسرائیل انجام دهد هزار برابر خرابیهای ترقههای حماس را در غزه ببار میآورد. به این میگویند معادله سیاسی!! خاک بر سر ها آسیب رساندن به دشمنانشان هم در اندازه همان مغز شان است. یک گرم مغز دارند به اندازه یک گرم هم به دشمنان شان ضربه میزنند، در حالی که وقتی اسرائیل حمله میکند کل غزه را به خاک و خون میکشد و نصف نیروهای حماس را یک شبه به لقا الله پرتاب میکند. تازه رو که نیست که سنگ پای قزوین است، اسرائیل میزند و خورد میکنند اینها ادعای پیروزی میکنند.
وقتی کسی حقیر بشود، میشود مثل این دوتا تهی مغز که یکی شده رهبر حماس و دیگری هم به خیال خودش رهبر جهان اسلام است!
همه میدانند که دولت اسرائیل در ترور سران سیاسی دشمنانش ید طولایی دارد. حال من در این مانده ام که چرا اسرائیل برای این مشعل گامبو هم یک فکر درست و حسابی نمیکند. تا کنون بارها اسرائیل نشان داده است که برای سر به نیست کردن سران فلسطینی در هر کجای دنیا که باشند اسرائیل این قدرت را دارد که آنها را یا دست بسته به اسرائیل ببرد یا در همان گورستانی که مخفی هستند ترتیب شان را بدهد، چیزی که من درک نمیکنم این است که این چه سیاستی است که اسرائیل هنوز این مردک مشعل را زنده گذاشته! شاید هم برای این است که رفتار سیاسی مشعل درست در جهت منافع طویل المدت اسرائیل است در غیر این صورت یقین بدانید اگر اسرائیل اراده کند این مردک متعفن را بلافاصله میتواند سر به نیست کند.
پ.ن.:
این عکسها امروز بعد از نوشتن مطلب به دستم رسید. دیدم بد نیست برای نمایش قدرت حماس و رهبر معنوی آن سید علی چلاق این عکس ها را اینجا بگذارم تا ببینید که ماشاءالله ماشاءالله تکنولوژی مسلمین تا چه اندازه پیش رفته است! بی خودی نیست که یک تنه میخواهند به جنگ جهان بروند که!!
پیشرفت های کشتی سازی حکومت جمهوری اسلامی را مانند سایر اختراعات آن بنام شهاب 3 و موشک امام حسین و خودروی زرهی سکینه و بالگرد (هلیکوپتر) زینب کبری، رزمناو شهید آینده سیدعلی خامنهای ببینید

دو تا عکس دیگه هم هست [
1]، [
2]
در بخش: ملای حیله گر
01
Feb
2009
آقا ما برگشتیم! جای شما خالی عجب جایی بود! حتما شنیده اید که آقای ژان پل سارتر علیه الرحمه میفرمایند بهشت و جهنم روی همین زمین خاکی است و ما خودمان آنرا برای خودمان میسازیم.
باور کنید جایی که رفته بودم اگر بهشت نباشد یقینا بهتر از بهشت است.
جای شما بسیار خالی رفتیم مادیرا. این جزیره درست مثل بهشت میماند، هر نوع گل و گیاه که بخواهید در آن هست. تنها چیزی که ما آنجا ندیدیم حوری بود. از ما به شما نصحیت اگر رفتید آنجا حتما حوری با خودتان ببرید زیرا در آنجا اصلا حوری پیدا نمیشود! خدا زیادش کند زنهایشان بسیار زشت هستند، از فاطی کماندوهای خودمان هم زشت تر هستند.
آنجا وقتی بین گل و گیاه ها پرسه میزدم با خودم فکر کردم اگر یکی از ملاهای خودمان را بگیریم تنبانش را در بیاوریم و وسط بهشت مادیرا رها کنیم، یقینا ملای بدبخت خیال خواهد کرد توی بهشت است.
در بخش: گوناگون
23
Jan
2009
همیشه دلم میخواسته طنزنویس بشوم! ولی گویا طنزنویس شدن هم مثل هنرهای دیگر باید آنرا به ارث برد، طنزنویسی را نمیتوان رفت مدرسه یا دانشگاه یاد گرفت.
سوژه طنز شدن هم مثل طنزنویسی نمیتوان آنرا یاد گرفت، ژنتیک است، بعضیها از بدو تولد این پدیده درشان ظاهر میشود و تا آخر عمر هم آنرا با خودشان یدک میکشند و باعث خنده دیگران میشوند و همچنین خوراکی میشوند برای طنز نویسها.
اگر از احمدی نژاد خودمان بگذریم، بعضی از سران دولتهای جهان هم دست کمی از او ندارند. مثلا همین معمر قذافی ننه مرده! این مردک یک مرتبه میبینی برای سفر به اروپا یک گله شتر را پیشاپیش میفرستد به اروپا تا وقتی معظم اله تشریف شان را بردند اروپا، شیر شتر که هیچ حتی از شیر مرغ تا جان آدمیزاد هم برای ایشان مهیا باشد.
ایشان در آخرین شاهکار هنری خود در مورد بحران اسرائیل و فلسطین فرمودهاند یا بهتر است بگوییم پیشنهاد در کردهاند که کشوری تشکیل شود بنام «اسراطین»! باور کنید نیازی نیست که طنزنویس باشی تا بتوانی از گفتهها و رفتار این مردک مسخره یک طنز جانانه بنویسی، همین که شرح واقع را بنویسی می شود بهترین طنز روزگار! به قول معروف، او خودش طنز سر خود است.
این از طنز امروز
از فردا با اجازه دوستان برای یک هفته می روم مرخصی، یک جایی وسطهای اقیانوس آتلانتیک، یک جایی که خورشید میتابد و گرمایش را میتوان حس کرد، خسته شدم از این زمستان سخت نروژ.
در بخش: طنز
21
Jan
2009
درگیری در غزه درست زمانی شروع شد که بنظر می آمد ابرقدارت آمریکا در خلا قدرت است! جنگ هم درست در آن زمانی که باید متوقف شود متوقف شد! آقای اوباما هم در سخنرانی تحلیف اش از زمین و زمان گفت بجز غزه، حتی یک کلمه هم از درگیر غزه نگفت. آیا این یک علامت و اشاره به بعضی قدرتها در خاورمیانه نیست!؟
گمان نمیکنم اسرائیل بدون توافق با آمریکا، هم دموکرات ها و هم جمهوری خواهان دست به چنین جنگی زده باشد. همزمان عکسالعمل اعراب هم نشان از این داشت که همه مراحل این بازی سیاسی با توافقهای از قبل برنامه ریزی شده انجام شده. چنین به نظر می آید که همه بازیگران خاورمیانه از این بازی خونین با خبر بودند بجز حکومت آخوندی.
این وسط به نظر میرسد که تنها رژیم آخوندی ایران است که در این توافقها دخالت داده نشده و چنین که به نظر میرسد این جنگ هشداری بود به پدرخوانده حماس “جمهوری اسلامی”.
در بخش: روابط خارجی
18
Jan
2009
مطلب قبلی باعث عکس العمل بعضی شد، که دیدم بد نیست این موضوع را روشن تر بیان کنم تا شبهه ای ایجاد نشود.
Razoo زیر مطلب قبلی پیامی گذاشته و نوشته:
خب پس شما هم مثل احمدی نژاد فکر می کنی که تمام رسانه های غربی رو دولتها تحت اختیار کامل خودشون دارن و به عبارتی این رسانه ها همون «بوقهای استکبار» هستن؟ خیلی جالبه! همین چند روز پیش بود که خبرنگار BBC داشت نهایت تلاشش رو می کرد که از مصاحبه شونده اعتراف بگیره که نیک براون به درد اداره مملکت نمی خوره، لابد اینم نقشه انگلیس هاست! سیاست انگلیسها رو هم شما بهتر می دونی دایی جان!!
پاسخ به Razoo و دیگران که ممکن است همین نظر را داشته باشند.
برادر جان این گونه نیست که شما سعی دارید القا کنید.
اگر مواضع من با بعضی گوشههای مواضع احمدی نژاد یا هر کس و ناکس دیگری منطبق شد، دلیل نمیشود که دیدگاه و نظر من با دیدگاه و نظر آنها یکی باشد. به این نوع نگرش شما می گویند مغلطه کاری!
اول از همه نظر شما را به این مساله جلب میکنم که بودجه این رسانه از طرف دولت انگلیس برای این پروژه تخصیص داده شده، در نتیجه در مرحله اول این دولت فخیمه بوده که کلید این پروژه را استارت زده.
نکته دوم که شما باید به آن توجه کنید دولتی بودن یک تلویزیون یا بطور کلی یک رسانه است. وقتی رسانهای دولتی شد، دیگر مستقل نیست یا حداقل آن استقلالی را که از آن رسانه انتظار داریم و در دنیای آزاد مرسوم است وجود ندارد، چونکه سیاستگذاری اصلی را دولتی که پول میدهد ترسیم میکند.
حالا گیرم در یک کشور دموکراتیک یک خبرنگار یا یک کارمند بنگاه خبررسانی مستقل باشد خوب که چه!؟ اگر مدیران اصلی این پروژه از ساسیتهای اصلی که دولت انگلیس برایشان مشخص کرده پیروی کنند خوب مشخص است که این رسانه مجبور خواهد بود خط قرمزهایی را رعایت کند.
یقینا یک رسانهی دولتی در دنیای غرب مثل یک رسانه دولتی در ایران یا هر کشور غیر دموکراتیک نیست و یقینا اینها از آزادی بیشتری برخوردارند، ولی گمان نبرید که سیاستمداران و احزاب درگیر سیاست در انگلیس این پول را همین طوری شکمی پرداختهاند! بدون اینکه اهدافی را پشت این پروژه پیگیری کنند و این پروژه را تنها برای آزادی بیان در ایران اختصاص دادهاند. قربانت گردم شما در کدام دنیای خیالی به دنیا آمدهاید که چنین ساده انگار هستید!؟
همه این حرفها زدم، این را هم بنویسم که من هر رسانه جدیدی که بوجود آید را یک امر مثبت ارزیابی میکنم چه خبررسانی از هر نوع اش به نفع ملت ایران خواهد بود، حتی خبررسانی خبرگزاری های صد در صد دولتی و مغرض دولت ایران.
در بخش: آزادی بیان
17
Jan
2009
هرچه کردم در مقابل این وسوسه مقاومت کنم دروغ چرا به قول مشت قاسم تا قبر آ آ آ، نشد که نشد!
تلهویزیون بیبی سکینه هم رفت روی هوا! قبل از اینکه روی هوا برود گمان میکردم یک چیزی خواهد بود در قد و اندازه دیگر تلویزیونهای خارج از کشور، ولی پس از اینکه دولت فخیمه این فیل را هوا کرد، دیدمای آقا! دروغ چرا این فیل نه از آن فیلها ست که گمان میکردیم! فیلی ست چنان بزرگ که آدم را به وحشت میاندازد. فقط برای اینکه تجسم کنید این فیل چقدر گنده است، کافی است بگویم که حتی در رسانههای نروژی هم هوا شدنش منعکس شد. تازه نیازی نیست که به این گونه استدلالها دست بزنیم تا گندگی این فیل را تجسم کنیم، کافی است تعداد مجریان، خبرنگاران و مسئولین کوچک و بزرگ آنرا بشمارید و این تعداد را ضرب در یک چیزی حدود 50-60 هزار پوند بکنیم بعد هم مخارج دیگر را به آن بیفزایم تا بفهمیم چه بودجه سالانهای پشت این رسانه خوابیده. دروغ چرا گویا حق با دایی جان باشد هر چی میکشیم از دست این انگلیسیها ست. یکی نیست از سیاست گذاران انگلیسی بپرسد چه منافعی پشت این سیاست سنگر گرفته که در وضع اقتصادی بد انگلیس این همه پول را خرج ملت ایران میکنند!
دروغ چرا اگر برای دوستی با ملت ایران این رسانه علم شده، بهترین کار برای دوستی با ملت ایران این است که آخوندها را به لندن راه ندهید، همین یک عمل به تنهایی میتواند روابط بین ملت ایران و دولت فخیمه را بهتر کند، نیازی به این همه پول خرج کردن نیست، ولی وقتی انگلیسیهای خسیس این همه پول خرج میکنند، دروغ چرا یک مرتبه میبینی رگ دایی جان ناپلئونی ما هم ورم میکند و آنتنهای ماهواره مان بالا میرود تا ببینیم چه خبر شده که دولت فخیمه فیلی به این گندگی هوا کرده.
برای خاتمه به این تلهویزیون پیشنهاد میکنم، جهت جذب مخاطب هم که شده در اسرع وقت فیلم دایی جان ناپلئون را در راس برنامه ها قرار دهند و حداقل هفتهای یک بار این فیلم را نمایش دهند، این عمل هم برای باد فتق ملکه خوب است و هم ممکن است روابط ملت ایران را با دولت فخیمه کمی بهبود یابد.
در بخش: آزادی بیان