30 Apr 2002

سام اليکم نامه تازه آقای

نوشته:     :::       Comments Off on سام اليکم نامه تازه آقای

سام اليکم
نامه تازه آقای سازگارا رو ديديد؟ اگر نديديد حتمآ برين اونو بخونين بعد بيايد اينجا اينو بخونين. اين آقا يا خيلی با شهامت هست يا اينکه آنقدر از جون خودش سير شده که دل به دريا زده و داره ميخواد استوره بشه يا اينکه رهبر بهش درگوشی گفته برو اين حرفها رو بنويس تا مردم خيال کنن که تو ايران هم دمکراسی راه افتاده. ميدونيد چيه من اصلآ باور نمی کنم که يکنفر از اين حرفها تو ايرون بزنه و نندازندش زندون، من حق ميدهم به اونهايی که به اينگونه صحبتها شک می کنن. يک روز برای اينکه يک بدبخت به رهبر ميگه بالای چيشت ابرو هست، بايد سالها بره زندون و يکی ديگه هر فحش خواهر و مادری خواست به رهبر ميده آب از آب هم تکون نمی خوره. ماجرای آقای قابل رو که يادتون هست، يارو فقط با کنايه و اشاره آدرس داده بود که اين مشکلات زير سرکی هست، گرفتن بردن معلوم هم نيست چه بسرش آوردند. جلل خالق!! ولی خوب هرچه باشه امثال من از هرگونه فهش و بدو بيراه به رهبر حمايت کامل ميکنيم و اون رو به فال نيک ميگيريم. حالا هم من به شما پيشنهاد ميکنم همه با هم يک مقدار فحش خواهر و مادر به اين رهبر بدين شايد فرجی شد. برای ملت. ای آقا صحبت و گفتگو يا بقول اين بچه آخوندهای امروزی گفتمان که دردی رو از اين ملت بدبخت دوا نمی کنه. در اين روزگار وا نفسا بايد همچون شجريان که اوائل انقلاب ميخوند تفنگم را بده تا ره گشايم سر داد تا بلکه يکنفر با غيرت تفنگ به دست ريشه اين جرسومه های ناپاکی و ضد ايرانی رو از اين آب و خاک برای هميشه پاک کند.
پايند باشيد

Comments Off on سام اليکم نامه تازه آقای   |    |     |     

28 Apr 2002

نهضت آزادی ايران را به

نوشته:     :::       Comments Off on نهضت آزادی ايران را به

نهضت آزادی ايران را به کجا ميبرد؟
چند نکته در مورد نهضت آزادی تامل برانگيز است:
نکته اول اينکه همين ها بودند که در آغاز انقلاب سکاندار کشتی پر تلاطم ايران بودند(دولت موقت) ، چه شد و چه کردند که اين مملکت را بدست آخوندها انداختند جای هيچ گونه بحث و جدلی ندارد. اينک پس از اينهمه مکافات و زجر تازه ملت دوباره شايد به همان نقطه ای رسيده که قبل از انقلاب رسيده بود، ايا در اين شرايط مجددآ به اين نهضت اعتماد کردن درست است؟
نکته دوم اينکه چه چيزی پشت پرده سياست اتفاق افتاد که آقای دکتر يزدی درست چند روز قبل از دستگيری اعضای نهضت آزادی برای مداوا به آمريکا رفتند!؟ و اينک درست بعد از آزاد شدن ملی مذهبی ها با سلام و صلوات به ايران باز گشته اند؟ آيا نه اينکه بعد از مذاکره با آمريکا و قرار و مدارهای پشت پرده به ايران آمدند و درست در همين موقع است که نيروهای معروف به ملی مذهبی آزاد ميشوند!!؟؟ آيا اين مذاکرات پشته پرده ای که همه حرفش را ميزنند و دولتيان سعی در مخفی نگاه داشتن آن را دارند و مرتبآ بغلط به ملت آدرس قبرس و يا جاهای ديگر را ميدهند، بوسيله آقای دکتر ابراهيم يزدی انجام نشده است؟ چه چيزی پشت پرده سياست اتفاق افتاده که ملت بدبخت هميشه در صحنه نامحرم است و نبايد بداند؟
غرض از مطرح کردن اين سوالات نه برای زير سوال بردن آقايان است بله کوششی است برای شفاف سازی جو آلوده سياسی ايران ، باشد که همه مردان سياست ملت را محرم بدانند و قبل از مذاکره از ملت اجازه گرفته و بعد مذاکره کنند.
پيروز باشيد

Comments Off on نهضت آزادی ايران را به   |    |     |     

27 Apr 2002

شعبده بازی اين مذهب اسلام

نوشته:     :::       Comments Off on شعبده بازی اين مذهب اسلام

شعبده بازی
اين مذهب اسلام هم دست همه مذاهب رو از پشت بسته، شايد ميپرسيد چرا، دليل داره جان من گوش کن تا ببينی چرا.
آقا يا خانمی بنام اشکانی از لوسانجلس (چه مرکزی بهتر از لوسانجلس برای مسلمانان) نامه ای برای حضرت آيت الله منتظری نوشته اند و از ايشان استفسار کرده اند:
حضرت آيت الله منتظری باتوجه به اينکه خطبه های نماز جمعه دو رکعت از نماز ظهر به حساب مي آيد، اگر چنانچه خطيب جمعه در خطبه ها مرتکب توهين، دروغ، فحاشی، افترا به مسلمان ديگر، بردن کلمات رکيک، تمسخر و يا امثالهم که در شرع مقدس حرام يا مکروه باشد ) که در بعضی موارد حتی ديه، زندان و يا تعزير واجب است، آيا برای احتياط قضای نماز ظهر جمعه واجب است يا خير؟

نگفتم جان من شعبده بازی از اين بهتر، درست مثل برنامه های گلی شو در تلوزيون جمهوری اسلامی “اگر عمه ای از طبقه دوم به پائين بيفتد و برادر زاده در آن زير خوابيده باشد و بر حسب اتفاق فلان خانم برود سر نيزه برادر زاده، آيا زنا انجام شده يا زنای محسنه. والا از من ميپرسيد ميگويم ” گوشتی به گوشتی خورده آبگوشتی هم پيش کش آشپز” حالا چه فرق ميکند که محسنه باشد يا غير محسنه. ببين ملت بدبخت رو منتر چی چی کردن ها. فلان فانی به فلان جوی فلانی رفت و چه و چه. اولآ اگر خدايی بود که آنقدر “خيلی می بخشيد ها” کسش خل نشده بود که اين همه عراجيف سر هم کنه. اگر هم که خدايی نيست که فبها، بگذاريد هر کس خواست هر کس رو بکنه به من و شما چه ربطی داره.
دليل اينکه اين مطلبل رو آوردم اين هست که اين اواخر بر تعداد اينگونه نامه ها به آيت الله منتظری زياد شده و به يک طريقی ميخوان ما ملت رو به اين باور برسونن که اين مذهبی که آخوندهای رژيم به ما نشون ميدند مذهب واقعی نيست و زمينه سازی کنن تا اين دکان داران دروغ و تزوير بعد از سقوط اين رژيم هم بتوانند به دکان داری سابق ادامه دهند. والا دروغ چرا تا قبر آ آ آ ، از اين مسائل بوی شديد انگليس مياد، البته اميدوارم بعضی از روشن فکرها به ما اين اتحام رو نزنن که ما پارانويا شديم ها.
همه با هم : مرگ بر شعبده باز
شادکام باشيد

Comments Off on شعبده بازی اين مذهب اسلام   |    |     |     

25 Apr 2002

استقلال آزادی جمهوری از قرار

نوشته:     :::       Comments Off on استقلال آزادی جمهوری از قرار

استقلال آزادی جمهوری

از قرار معلوم چنين بنظر ميرسد که گروهای در گير، (چپ و راست) در جمهوری ولايت باهم به رقابت سختی افتاده اند، تا هرچه زود تر با آمريکا که تا امروز جهان خوار ميناميدندش، دست دوستی و مودت بدهند .
بيست و چهار سال پيش ملت ايران تصميم گرفت يک بار ديگر بخت خود را برای استقلال کامل از قدرتهای استعماری آزمايش کند. با شعار آزادی استغلال و جمهوريت به ميدان آمد، تاشايد آن آرزوی ديرينه خود را برآورده کند. دريغا که بازهم در همان چاله ای افتاد که بيست و پنج سال قبل از آن افتاده بود. دوباره در دام همان عنکبوتهائی افتاد که 1300 سال قبل تر از آن بدام افتاده بود. و اينک پس از بيست و سه سال و اندی زجر و فقر و فلاکت مجددآ به همان نقطه ای از استقلال رسيده (اگر نخواهيم بگوئيم عقبتر) که در رژيم گذشته رسيده بود.
چرا!!؟؟
برای اينکه از فرهنگ ايرانيت خود فاصله گرفته و خود را به فرهنگ بيگانه بيشتر مانوس ميبيند تا با فرهنگ ايرانيت. برای اينکه قبل از انکه خود را ايرانی بداند، خود را مسلمان ميداند، برای اينکه در مملکتی که يک سيد ارزشش از يک عامی بيشتر است. باسخنی ديگر سيد (متولد شده از يک عرب) بر يک ايرانی ارجحيت دارد. خب در چنين مملکتی رويای استقلال خواب و خيالی بيش نيست، سرابي است در دور دست، نقطه ايست غير قابل دسترسی.
باشد که روزی ايرانيت ما بر اسلاميتمان ارجح شود.
پيروز باشيد

Comments Off on استقلال آزادی جمهوری از قرار   |    |     |     

21 Apr 2002

امروز برای اولين بار يا

نوشته:     :::       Comments Off on امروز برای اولين بار يا

امروز برای اولين بار يا شايد هم دومين بار است که تصميم به پاسخگوئی و يا جوابيه کسی ميدهم. حسن آقا معمولآ از اين غلت ها نميکند، چون استطاعت (استطاعت با ت بدون دسته هست یا ت با دسته؟ )فارسی نويسی من خوب نيست يا به زبان علمی من dyslectic هستم ولی خوب جهنم اينبار را استثناء قائل ميشوم و اين کار را ميکنم.
دوست عزيز و ارجمند آقا و يا خانم آبريزگاه در وب لاگ آبريزگاه از حسن آقای گل انتقاد، که چه عرض کنم، به در گفتن که تخته بشنود فرمودند. گرچه اين دوست عزيز با انکار و وو… فرموه اند که نظرمبارکشون به اين حقير نيست، ولی با کنايه و اشاره فهمانده اند که بعضِی ها بخوانيد بنده (حسن آقا) استعداد نام گذاری روی وب لاگ خود را نداشته ام. دوست عزيز در دنيای شير تو شير(خرتوخر) امروزی ، چباک که اسم وب لاگ من حسن آقا باشد يا حسين آقا ، گرچه خود را پايبند به اسامی و القاب و اينخور چيزها نميدانم ولی بابت روشن شدن اذهان وب لاگيستها توضيح ميدهم که:
M علت انتخاب اين اسم آن است (آن بود) که يک شباهتی به اسامی اسلامی داشته باشد (چرا؟) بکسی ربطی ندارد.
M مخصوصآ پسوند آقای آن برای اين بود که ما از آقازادهها يک سرگردن که چه عرض کنيم، يک قدوقامت بلندتر هستيم و اينجور وصله هاهم به ما نمی چسبه.
Mدر ضمن اين اسم حسن آقا نيست در حقيقت حسين آقا هست، ولی هنگامی که بصورت لهجه لاتی طهرانی خوانده شود تبديل ميشود به حُسن آقا(حُسن آقا بچه شيراز ) .
Mدر اوان جوانی (زمانی که حسن آقا طهران خدمت وظيفه بود) ما هروقت به کسی تعنه ای ميزديم آخر آنهم بطور اتوماتيک ميگفتيم “حُسن آقا هستم” چرا اين هم بکسی ربطی نداره.
Mدر ضمن من هرچی دنبال اين “او” خودمون گشتم پيدا نکردم، گفتم ال الله نوشتم حسن آقا فکر کردم، خوب مردم ميشناسند اين حُسن آقا رو، ولی از قرار معلوم عده ای نميشناسند.
جوابيه زيادی دراز شد ، شما خودتون باقيماندش رو حدس بزننين.
روزگارتون شاد و خرم باشه
حُسن آقا

Comments Off on امروز برای اولين بار يا   |    |     |     

18 Apr 2002

سعيد حنايی، قاتلی بيمار يا

نوشته:     :::       Comments Off on سعيد حنايی، قاتلی بيمار يا

سعيد حنايی، قاتلی بيمار يا دست پرورده يکی از آخوندهای بيمار؟
سعيد حنايی حتی تا آخرين ساعات زندگيش به اين اميد بود، يا بهتر بگوئيم بر اين باور بود که انگار قرار نيست اعدام شود. از گزارشی که بوسيله خبرنگارانی که در زندان وکيل آباد حضور داشتند، چنين بر ميآيد که نامبرده درست تا روز قبل از اعدام هنوز از اين موضوع که بقرار است اعدام شود بيخبر بوده!! چرا؟ آيا نه برای اينکه او خود را درپناه افرادی ميپنداشته، که قادرند در آخرين لحظه ها او را نجات دهند!؟ شايد از نظر من و شما اين باور احمقانه بنظر آيد، ولی برای کسی که شايد با افرادی از رژيم در تماس بوده اين باورها بی منطق نباشد . به او قول داده بودند که تو در پناه مائی، هيچ کس قادر نيست ترا مواخذه کند، تئوری خوببِست نه؟ اين را هم از يکی از خبرنگارانی که در محل حضور داشته بشنويد:
برای چند لحظه سکوت بر زندان وکيل آباد حکمفرما می شود تا اينکه نعره های مردی سکوت را ميشکند. حنايی فرياد ميکشد، فحش می دهد. زمين و زمان را بباد دشنام ميگيرد. از ميان بريده بريده حرفهايش می شنوم: زنا و سرقت را بمن بستند، آبرويم را بردند … سکوت … ديگر هيچ گاه صدای فرياد او بلند نخواهد شد. در را باز ميکنند. جمعيت هراسان وارد ميشوند. سعيد حنايی با چشمانی باز آويزان بر چوبه دار آرام گرفته است. چرا سعيد حنايی چند روز قبل از اعدام اينهمه آرام است!؟ و حتی حاضر نيست از گناه خود پشيمان باشد! نه برای اينکه پشتش به چيزی يا بهتر بگوئيم کسی محکم است!؟ و درست در لحظه ايکه برای اعدام ميبرندش ناگهان به التماس می افتد و اظهار ندامت ميکند!؟ چون تازه دريافته که فريبش داده اند، و آنهايی که در اولين روزهای دستگيری از او حرف ميزدند و حمايتش ميکردند ديگر حمايتش نميکنند. چون ديگر او مهره ای سوخته است، چون او ديگر تاريخ مصرفش تمام شده. او همچون هزاران هزار سربازگمنام امام زمان، تازمانی سرباز امام خامنه ای و امام زمان هستند که قابل مصرف باشند. حنايی تاريخ مصرفش تمام شده. ولی هنوز آقايان سرخ پوش، سبز پوش و سياه پوش از اينگونه سربازان پياده نظام امام زمانی فراوان دارند که فدای اميال خويش کنند. شايد سوال شود خوب برای چه او را به اينکار واداشتند تا بعد او را اعدام کنند. جواب و تئوری من اينچنين است:
1 . بخاطر وضع نابسامان اجتمائی، فحشاء در مملکت رو به افزون است و ملاها جز اينگونه راه چاره ها راهی را نه بلدند و نه مايلند به انجام آن، پس بهترين راه از نظر آنها اعمال زور و ترور است.
2 . علت دوم ايجاد رعب و وحشت است. در جامعه ای که وحشت حکمفرما باشدهيچ کس جرات نافرمانی را نخواهد داشت.
در پايان سخنی با سربازان امام زمان: بخود آييد تا دير نشده که عاقبت سربازان امام زمان “خامنه ای و شرکا همين است”.

Comments Off on سعيد حنايی، قاتلی بيمار يا   |    |     |     

17 Apr 2002

درود بر همگیميگن تو مملکت

نوشته:     :::       Comments Off on درود بر همگیميگن تو مملکت

درود بر همگی

ميگن تو مملکت داره اصلاحات ميشه، مردم رو رنگ کردن، من از اولش هم ميگفتم اينا امکان نداره آدم بشن، روفقا ميگفتن يک کمی مدارا کن داره درست ميشه. هی رو گفتيم کاکو اينا دستشون کجه دست کج که راست نميشه، هی ميگفتند چرا ملت راستش ميکنه. حالو نگاه کنيد شيش هف سال ملت علاف کردن حالو بفرمائيد. ميپرسن مگه دوباره چطور شده که حسن آقا جوش اوورده ، چطو شده هيچی، کاکو تاحالو خودشون ميدزديدن کم بود حالو دارن با جورج جونيور هم مذاکره ميکنن تا بتونن چند سال ديگه هم بدوزدند، درضمن فراموش نشه که جورچ بوش جونيور نماينده شرکتهای نفتی هست و اين يعنی آقايون آمريکائی که در زمان شاه ميدزديدند يک پولی هم به ملت ميدادن بخور نمير حالو ميان ميدوزدند،اگر چيزی هم بدن به ملت بدبخت نميدن، ميدن به آخوند مفت خور، ميدن به آخوند دزد. ميگين نه ميگم گر صبر کنی حسنی زغوره حلوا سازد، خواهيم ديد. ميگن آقای رسمآ جانی و آقای رهبر يکدست، دوتا مامور فرستادن به آمريکا که با اونا آشتی کنن بگن بابا ناراحت نشين بياين با هم بخوريم. کوفت بخورن اين ملت هم به جيگر آخوندا زهر ميکنه اين پولارو هم به جيگر جورج بوش جونيور و هم دوکون داروی نفتی.
تا فرستی ديگر پيروز و سرفراز باشيد.

Comments Off on درود بر همگیميگن تو مملکت   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی