26 May 2002

اين هم ادامه اعلاميه جهاني

نوشته:     :::       Comments Off on اين هم ادامه اعلاميه جهاني

اين هم ادامه اعلاميه جهاني حقوق بشر بی مرض (ببخشيد بيغرض) همراه با عکس بيغرض وحُسن آقا در حال ورزش صبحگاهی.
اعلاميه جهاني حقوق بشر
ماده 21
هرشخصي حق دارد كه در اداره امور عمومي كشور خود مستقيما يا به وساطت نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند، شركت جويد.
تفسير ماده 21 بند يك
هر نماينده اي هم حق دارد كه آزادانه پس از انتخاب شدن، وظايف خود را در قبال مردم از ياد ببرد، تا زمانيكه مهلت انتخابات بعدي نزديك شده و بخواهد كه دوباره انتخاب شود.
بند (2)
هرشخصي حق دارد با شرايط برابر به مشاغل عمومي كشور خود دست يابد.
تفسير بند (2)
بيچاره يادش رفت كه اعلام كند، كه در تمامي كشورها ، تمامي مشاغل عمومي نيستند و بدينوسيله فقط نصيب از ما بهتران ميشوند و شرايط چندان برابر هم نيستند.
حُس آقا و بیغرض
بند (3)
اراده مردم، اساس قدرت حكومت است. اين اراده بايد در انتخاباتي سالم ابراز شود كه بطور ادواري صورت ميپذيرد. انتخابات عمومي بايد عمومي، با رعايت مساوات و با راي مخفي يا به طريقه اي مشابه برگزار شود كه آزادي راي را تاءمين كند.
تفسير بند (3)
اگر منظورتان اراده مردم ما هست، كه آن بر سر حقه وافور گذاشته شده، ولي قسمت دومش درسته، چونكه اساس قدرت حكومت درست همينجاست و در مورد مخفي بودن جريان هم زياد ناراحت نباشيد، چونكه با وجود اينكه همه كس از همه چيز خبر دارند، ولي با وجود اين در موردش صحبت نميكنند تا مخفي بودن جريان بهم نخورد، ضمن اينكه از نظر سلامتي هم، سالمتر است. حالا هركس كه ميخواهد هر ناسزايي به بيغرض بگويد، بگويد، ولي اين نظر بيغرض است.
ماده 22
هر شخصي بعنوان عضو جامعه، حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز است بياري مساعي ملي و همكاري بين المللي، جقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ضروري براي حفظ حيثيت و كرامت و رشد آزادانه شخصيت خود را با توجه به تشكيلات و منابع هر كشور به دست آورد.
تفسير ماده 22
يعني به عبارتي ديگر اگر ْ توجه به تشكيلات و منابع هر كشور ْ را دقيقتر بخوانيم يعني حيثيت، كرامت، حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي شخص، همه اش پرت است.
بيغرض

Comments Off on اين هم ادامه اعلاميه جهاني   |    |     |     

26 May 2002

در دو روز گذشته نامه

نوشته:     :::       Comments Off on در دو روز گذشته نامه

در دو روز گذشته نامه هايی را دريافت کرده ام(حُسن آقا دريافت کرده) که اکثرآ حکايت از آن دارد که دست رسی به مصاحبه راديو پژواک برای اين عزيزان غيرممکن بوده است بهمين خاطر File مصاحبه را در مکانی که در اختيار دارم download کرده ام و آدرس آن را نيز بر روی صفحه حُسن آقا قرار داده ام ولی از قرار معلوم هنوز کسانی هستند که موفق به شنيدن اين مصاحبه نشده اند. مشکل اين افراد اين است که چنانچه file را از مکان دوم(منزلگاه خودم نه حُسن آقا) ميخواهند دريافت کنند اين مکان امکانات پخش مستقيم ندارد درنتيجه دوستان بايد اين file صوتی را download کرده و بعد از انتقال به PC خود به گوش دادن آن مبادرت ورزند.
در ضمن اين هم آدرس سايت پژوان است و مصاحبه ها در قصمت بايگانی اين سيت قابل دست رسی است(البته اميدوارم، گاهی اوقات هست! گاهی اوقات نيست!).
در زير مجددآ سه آدرس را که دو آدرس آن متعلق به سايت راديو پژواک ميباشد و يکی متعلق به خودم(اين يکی خودم نه حُسن آقا) را در زير مي آورم به اميد اينکه مشکلات رفع شود.
پيروز باشيد
download از پژوان    شنيدن مصاحبه از پژوان    download از خونه خودم

Comments Off on در دو روز گذشته نامه   |    |     |     

25 May 2002

ديروز و امروز دو سه

نوشته:     :::       Comments Off on ديروز و امروز دو سه

ديروز و امروز دو سه مطلب را خواندم که نظرم را جلب کرد. در اين نوشته سعی خواهم کرد که رابطه اين اخبار را باهمديگر بررسی کنم و نتيجه ای را که از آن ميگيرم در آخر عرضه کنم.
اولين خبر مربوط ميشود به ملاقات روز چهارشنبه گنجی، باقی و آيت الله نمازی دادستان كل كشور است قسمتی از اين مطلب را باهم ميخوانيم:
نمازی با اشاره به وضعيت محكوميت گنجي تصريح كرد: به طور كلي، به هر صورت كاري انجام شد كه نبايد مي‌شد اصلا در شما نبود كه در آن فضا و قضايا شركت كنيد شما با اين سوابق درخشان و روشن و مجاهداتتان، اگر مي‌خواستيد مطلبی را در دنيا مطرح كنيد، جا و مكان و ابزار كم نبود كه خود را گره بزنيد به يك هم‌چنان مجموعه‌ای حداقل شما بايد بدانيد هرچه ما چوب مي‌خوريم از اين مراكز جهانی و بين‌المللی است وی هم‌چنين اضافه كرد: اين مراكز و ارگان‌ها وقتی در پوشش دفاع از شما يا آقايان ديگر برمي‌آيند، به دنبال اهداف خود هستند ما در مجموعه‌ی نظام خلائی نداريم اگر واقعا مي‌خواهيد تظلم‌خواهی بكنيد، در مملكت مقام عظمای ولايت داريم ضمن آنكه تمام قوه‌ي قضاييه كه دادگستری تهران نيست آن دادگستری تهران است! كما آنكه خودتان هم مي‌گوييد، حكم در تجديد نظر رد شده بود پس معلوم مي‌شود اين گونه نيست به هر حال برای داوری و تظلم‌خواهي، بهترين مرجع مقام ولايت است پيشنهادم اين است كه، به جای آنكه پناهنده شويد يا چيزی به كفار بنويسيد، كه عمق كينه‌ی ما در دلشان است، به مقام ولايت تظلم‌خواهی كنيد نبايد از اسلام و انقلاب مأيوس شد همه‌ی ما ناراحت هستيم اينكه اينجا هم آمده‌ايم، برای آن است كه بگوييم، اصلا اينجاها نبايد باشند ببينيم چرا اين گونه است! چرا عده‌ای از نيروهای انسانی و سرمايه‌های ملي، اينجا هستند؟ شما كه جای خود را داريد افراد باسواد و باتجربه كه در مهم‌ترين نهاد انقلابي كشور (سپاه)، بوده‌ايد البته حتی راضي نيستيم بي‌سواد‌ها و يا حتی مجرمان هم اينجا باشند موضع نظام و مسؤولان اين است، اما بايد علت‌ها را شناسايی كرد
آيت‌الله نمازی خاطرنشان كرد: بايد علت را جست‌وجو كرد كه چرا از اين فضا خارج شديد، آنجا رفتيد، و اين گونه شد؟! بايد در مجال مناسب، درباره‌ی اينها بحث كنيم البته اگر به طور مكتوب هم پرونده‌تان را ارايه كرديد، آن را مطالعه و بررسی خواهم كرد پرونده‌هاي شما و ديگر افراد، به‌ويژه آنهايی كه در بخش‌های سياسي‌اند را بررسي خواهيم كرد.

از قرار معلوم اين جناب نمازی برای آزاد کردن گنجی، باقی و نوری به زندان آمده و به اشاره و کنايه قروغمزه ميگويد بيايد از رهبر طلب بخشش کنيد تا ما هم شما را از اين سوراخ بيرون بياريم البته بايد منتظر بود و ديد که آيا اين آقايان ميروند به پابوسی حضرت امام زمان جمهوری لجن يا نه. بگمان من نوری و گنجی که اين کار را نخواهند کرد. درضمن اگر يادتان باشد همين قروغمزه ها را هم هنگام آزاد سازی ملی مذهبی ها راه انداختن. اين يک خبر را داشته باشيد تا بعد، اول ميرويم سر خبر دوم. گويا آقای هاشمی (امير کبير جديد) هم به دست و پا افتادند ودر چند مورد نشانه هايی از ياس و نااميدی از آينده در لسسسسسان ايشان هم مشهود است، با هم ميخوانيم:
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: اگر روحانيت در موضع پاسخگويي باشد مشكل خواهد داشت، مردم هر مشكلي داشته باشند از روحانيون مي‌بينند و آنها را تابلوي حكومت مي‌دانند، اما اين نابودي حكومت تلقي مي‌شود، اگر نخواهيم مسووليت كشور را بپذيريم از نظر صنفي براي روحانيت شايد راحت‌تر باشد ولي نتيجه‌ي آن انهدام كشور، دين و روحانيت است.
هاشمي رفسنجاني خاطرنشان كرد: هر دولتي در آينده اپوزيسيونش روحانيت باشد، شكست خواهد خورد، اگر صحبت مردم سالاري و آزادي است و مردم بايد مورد توجه باشند، اگر روحانيت كنار رود چيزي باقي نمي‌ماند، مگر مي‌شود در جايي كه مردم همه چيز خود را از روحانيت مطالبه مي‌كنند و تابع آنها هستند{ روحانيت كناربرود}.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام اظهار داشت: كساني كه مي‌خواهند روحانيت را منزوي كنند كاري را خواهند كرد كه روحانيت نمي‌خواهد و مردم سالاري بدون روحانيت هم نمي‌شود، زيرا چشم مردم به دهان روحانيت خواهد بود.
وي با اشاره به نظريه‌ي جدايي دين از سياست خاطرنشان كرد: اگر روحاني مسووليت دارد بايد جوابگو باشد، كسي نمي‌تواند بگويد مملكت بي‌عيب است. دنيا هم همين‌طور است، جهاد، مبارزه و تلاش همين جا معني پيدا مي‌كنند.
هاشمي رفسنجاني ادامه داد: ولايت فقيه تنها راهي است كه با هماهنگي مردم به جايي مي‌رسد، اشكالاتي مطرح است كه بايد برطرف شود، راه را نبايد خراب كرد، اين تز استعماري است كه وجود دارد و به صورت زشتي مطرح است و جوانان ما را دارد مي‌گيرد.

درست به پاراگراف اول نگاه کنيد آيا از آن چيزی دستگيرتان ميشود؟!! حُسن آقا که خنگ تر از آن است که چيزی دستگيرش شود فقط ميتوان گفت که ايشان به لکنت زبان افتاده اند و لکنت زبان هم معمولآ انسانهايی ميگيرند که از چيزی به وحشت افتاده باشند، درست مثل اين ميماند که حاج آقا جن ديده باشند. در پاراگراف دوم خودشان را کمی جمع وجور کردند و صدايشان را صاف و شروع ميکنند به لاف زدن و قپی آمدن. ودر وسط همين پاراگراف همان شگردی را بکار ميبرد که شاه در روزهای آخرش بکار ميبرد، مردم را از اين ميترسانند که اگر ملاباشی برود چنين و چنان ميشود انگار ملت هيچ شعور و فهمی ندارد و همه شعور و فهم در نزد بزرگان قبيله آدمخواران است. ايشان در پاراگراف سوم کار را خراب تر ميکند و ميگويد اصلآ مردم سالاری بدون آخوند نميشه (اين تو بميری از اون تو بميری ها نيست)، بنازم به اين رو سنگه پای قزوينی هم اگر بود تا حالا صاف شده بود. درضمن اون وسط های پاراگراف يک شيشکی لازم داره موقعی که ميگه ميخواهند روحانيت را منزوی کنند و روحانيت هم نمی خواهد، عمو جان مگر دلبخواه شما هست؟!!!! اگر دلبخواه شما بود که تا روز قيامت تا روز آمدن مهدی ميخواهيد بمونيد. در پارگراف بعدی نزديک هست که از دهن ساحب مرده در بره که آقايون و خانمها صدای انقلاب شما راشنيديم. حضرتش در پاراگراف آخر هم بر همين منوال پيش ميرود ودر سطر آخر هم که مثل همه آخوندها ميزند به صحرای کربوبلا قافل از اينکه ديگر دير است و بقول معروف “ديگر اون ممه رو لولو برد”.
خبر سوم مربوط است به رفتن پادشاه عربستان به سويس و از اونطرف به يک جزيره در اسپانيا و گويی اين سفر آخرت آقا باشد، شايد بپرسيد که گوز چکار به شقيقه داره به حضور محترمتون عرض کنم که در دنيای سياست اکسر اوقات گوز به شقيقه هم وصل ميشه مخصوصآ زمانی که اين گوز توی خاورميانه باشه. از قرار معلوم حضرت پادشاه رفتن تا بلکه سرو صدای آمريکايی ها بيشتر درنيامده و پسر بزرگوار ايشان اوضاع رو سروسامان بدند. اين نشان از تغيرات زيادی در خاورميانه دارد و شايد بی دليل نيست که آقايان ملاباشی به لکنت لسسسسان افتادند و اون يکی آيت الله نمازی به التماس.
پيروز باشيد.

Comments Off on ديروز و امروز دو سه   |    |     |     

25 May 2002

مطلبی رو خانم آزاده سپهری

نوشته:     :::       Comments Off on مطلبی رو خانم آزاده سپهری

مطلبی رو خانم آزاده سپهری برای من فرستادند و از من خواستن که اون رو روی وب لاگ حُسن آقا قرار بدم. در ضمن يادآوری ميکنم که برداشت من از مطلب شما همانطوری که در نوشته خودم در تاريخ Saturday, May 25, 2002 آمده شک را بر اين گذاشته ام که روی سخن شما به من بوده، نوشته من در آن روز در پاين قابل دسترسی است و اين هم شروع مطلب شما که من را به اين باور واداشت:
فحشا
اين حسن آقا ما رو ياد يه بحثی انداخت که يه بار (نوامبر2001) تو ايران کليک با برادران و دوستان و رفقا سر فحشا داشتم. بيجا نديدم که اينجا نقلش کنم:
“ببينين برادرا،
شيوه بحث کردن شما دو اشکال اساسی داره:

باقيمانده مطلب را چنانچه مايل باشيد ميتوانيد در اينجا مطالعه کنيد .
در خاتمه با عذرخواهی از خانم آزاده سپهری به خاطر برداشت غلطم از مطلب ايشان، مطلبشان را در زير ميخوانيد:

,salam dooste aziz
alan weblog-etoon ro khoondam. vaghean 3ajibe. man nemidoonam chetori shoma be chenin bardashti reside-id?????!!!!!!
oon matlab ro man hamoontori oonja gozashtam va hich rabti be shoma nadasht. va hamoontor ke dar weblogam goftam oon yaddasht dar novambre 2001 dar iranclick neveshte shode. pas har harfi ham ke dar oon yaddasht oomade, khatab be kasani boode ke dar oon zaman dar oon bahse moshakhas sherkat dashtand. hala shoma chetori oon ro be khodetoon rabt dadid, vaghean vase man ye soale bozorge!!!! mage aslan shoma harfi zadid, ke man begam mardane boode?
to ro khoda in nameye man ro too weblog-etoon bezarid, ta in soo-e-tafahom hal beshe. be hade kafi moshkel pishe rooye hameye maha hast.
shad bashid
azadeh

Comments Off on مطلبی رو خانم آزاده سپهری   |    |     |     

25 May 2002

سلام خانم آزاده سپهری بگمان

نوشته:     :::       Comments Off on سلام خانم آزاده سپهری بگمان

سلام خانم آزاده سپهری
بگمان من شما برداشت صحيحی از نوشته های ديشب من نکرديد. يا اينکه من برداشت صحيحی از پاسخ شما نکردم، مرا اصلاح کنيد چنانچه در اشتباهم. شما ميفرماييد:
بياييم بحث را از حالت «مردانه» دربياريم و انسانی اش کنيم. باورم کنيد من هدفی جز انسانی رفتار کردن نداشتم. انتقاد من نه از اين خاهر گرامی بود که به تن فروشی روی آورده بود .انتقاد من از رژيم بود که باعث و بانی اين پديده است. من نه به تجربه بلکه با عقل و خرد ميدانم که خود فروشی چه رنجی را به روح و جان انسانی وارد ميکند. من از قبل از شما و از ديگر هموطنان زنم عذر خواهی ميکنم چنانچه چين برداشتی از صحبتهای من شد. حدف من جلب افکار هموطنان به اجحافی است که به ما ميشود. ميگويم ما چون آنچه بر ايران و ايرانی در اين بيست وچند سال گذشته همه گير بوده و فقط به زن ايرانی نشده و شايد اين به بيراهه روی باشد اگر من وشما امروز بحثمان را بر اين گونه مسايل متمرکز کنيم.گرچه به اشکار ميتوان ديد که اجحافی که به زنان در ايران شده بمراتب بيشتر از مردان بوده است. اين طبعيت مذاهب است چون مذاهب مردسلار اند. من تمام نکاتی را که شما در مطلبتان نوشته بوديد به يقين قبول دارم و حتی چند نکته ديگر که شايد در آن ساعات نيمه شب به ذهن شما نرسيد به آن اضافه ميکنم. اجازه دهيد اين مطالب را اول گوشزد کنم و بعد به مسايل ديگر بپردازم.
1 – شما هم حتمآ ميدانيد که در جوامع عقب افتاده و اسلامی بخصوص پدر و مادر سالار والدين برای فرزندان به صلاح ديد خودهمسری انتخاب ميکنند. من حتی اين گونه ازدواج ها را هم خود فروشی مينامم. چون در اينگونه ازدواجها هم نوعی رابطه تجاری برقرار ميشود نه رابطه عاطفی. بطور کلی هرگونه ازدواج يا رابطه جنسی که غير عاطفی يا شهوانی و دو طرفه نباشد از نظر من خود فروشی است، زن يا مرد فرقی نميکند.
2 – دختران زيادی در ايران به خود فروشی کشيده ميشوند چونکه قبل از ازدواج “رابطه نامشروعی” داشته اند واين خود از نظر جامعه مذهبی ايران غير قابل قبول است و آنها را به اين راه ميکشاند.
3 – زنانی که به طريقی شوهر و نان آور ” خود را از دست ميدهند نيز با اين خطر روبو هستند.
دوست عزيز گمان ميکنيد من اين دردهای جامعه ايران را نميدانم!؟ پيداکردن دردها کار آسانيست ولی آيا علاج آن هم به همين سادگيست!؟ گمان نميکنم. اين کار نياز به زمان دارد و آگاهی دادن به نسل جوان. مشکلات جامعه ايران مشکلاتی خيلی پيچيده با رابطه های تو در تو و همچون کلافی سردرگم است. اجازه دهيد با همين چند سطر اين مطلب را خاتمه دهم و فقط گوشزد کنم که اختلافات من و شما و بيشتر ايرانيان بر سر مسايل بس پيچيده تری است.
در خاتمه برای اينکه از اين زندگی پر درد و غم خود و ديگران را برهانم دو بیتی را از شاعر مورد علاقه ام می آورم و شما و ديگران را با دلتنگی هايمان تنها ميگذارم به اميد اينکه روزی من و شما با افتخار از مام وطن صحبت کنيم.
دوران جهان بی می وساقی هيچ است     بی زمـــزمــه ساز عــراقی هــــيچ است
هــرچــــند در احــوال جهان مينگـرم     حاصل همه عشرت است و باقی هيچ است

Comments Off on سلام خانم آزاده سپهری بگمان   |    |     |     

25 May 2002

يک توضيح: اين مطلب رو

نوشته:     :::       شما هم چیزی بگو

يک توضيح: اين مطلب رو از عمد بالا گداشتم . کليه مطلب جديد چند قدم پاين تر.
از قرار معلوم دسترسی به اين مصاحبه برای عده ای غيره ممکن بوده چنانچه با آدرس زير مشلی داشتيد ميتوانيد آن را از اين آدرس download بفرماييد.






چنانچه هنوز وجدانی از شما ايرانی ها باقی است به اين مصاحبه گوش کنيد

شما هم چیزی بگو   |    |     |     

24 May 2002

اين حاج آقا بيغرض هم

نوشته:     :::       Comments Off on اين حاج آقا بيغرض هم

اين حاج آقا بيغرض هم مارو گرفته هی رو ميگه ولمون کن نميدونه اگه ولش کنيم بوی گندش در مياد.
حسن آقا ديگه ولمون كن، ديگه بسه، ديگه مردم، بابا آخه مرد حسابي يكعمر با عزت و آبرو و دين زندگي كرديم و لذت برديم حالا توي آدم يك لا قبا ميخواي همه رو از دستممون بيرون بكشي؟ آخه مرد حسابي فكر ميكني كه بچه هستم؟ فكر ميكني نميفهمم؟ فكر ميكني كه ديگه كلاه سرم ميره؟ آخه عزيز من از چانه زدن مفت چي در مياد؟ ميخواي حرص من رو در بياري كه به سرم بزنه؟ همونطور كه مردم جونشون به لبشون رسيد و حرصشون در آمد رفتند براي خودشون رئيس جمهور انتخاب كردند؟ همونطور كه رئيس جمهور حرصش درآمد و نواي آزادي سرداد؟ همونطور كه روزنامه نگارها حرصشون درآمد و شروع كردند به بد و بيراه گفتن؟ همونطور كه يكعده از اين بد وبيراه گفتنها حرصشون درآمد و شروع كردند به روزنامه نگاركشي و دستگيري آنها؟ نه نخير ، من حرصم در نمياد، من مواظبم كه عصباني نشم، من رو نميتوني با اين حرفها از كوره در كني. ‍حالا هي بشين و بگو كه ارتش بيست ميليوني ما به جاي تفنگ، وافور دستشه، حالا هي فرياد بزن كه نسل جديد از فرط نداشتن آينده روشن و حال درست خون جلوي چشمهاش رو گرفته، حالا هي پوست خربزه زير پاي مردم بگذار كه دشمنان ملت از درون و از بيرون مثل عسل و خربزه با هم دارند ميسازند كه كلك مردم را بكنند. من را ديگه نميتوني با اين حرفهات خام كني، وضع هم خيلي خوبه، زندگي هم خيلي به كامه، بيغرض هم سر بامه. اين اولش ، اينهم آخرش.
اين جهان كوه است و فعل ما ندا        باز ميــگردد نـداها را صـدا
بيغرض

Comments Off on اين حاج آقا بيغرض هم   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی