24
May
2002
يک توضيح: اين مطلب رو از عمد پاين گداشتم تا مطلب ديروز بالا قرار بگيره ، اين مطلب در تاريخ 24 می 2002 نوشته شده.
ديشب شب بدی بود برای حُسن آقا، حُسن آقا نه تونس بخوره و نه تونس بخوابه ، گرچه حُسن آقا آدم پر خوابی نيست ولی پر خور که هست . وقتی حُسن آقا شکم کارد خوردش هم درش تخته ميشه، مطمئنآ حُسن آقا خيلی پکره. درست مثل يک دما سنج که باهاش حرارت رو ميشه اندازه گرفت، شکم کارد خورده حُسن آقا هم دما سنج حُسن آقاست. حُسن آقا معمولآ مثل همه مردهای ايرونی گريه نميکنه چون بهش ياد دادن که مرد که گريه نميکنه. حُسن آقا از وقتی که اين مصاحبه لعنتی رو شنيده دم به دم گريه ميکنه. حُسن آقا سر يک پشه رو هم نميتونه ببره ولی باورکنيد اگر الان آخوندی رو ميديد بدون کوچکترين شکی سرش رو گوش تا گوش ميبريد، بدون اينکه اسم آون آخوند رو بپرسه يا اينکه دادگاهيش کنه. حُسن آقا درد کسانی رو که به ترور رو می آورند درک ميکنه. ای کاش ميتونس مثل اونا باشه . حُسن آقا از حرف زدن خسته شده. از لغاتی که اين اواخر در ايران مد شده گفتمان هست، يا حداقل در زمان ما (اون وقتی که تو ايرون بوديم) يک همچين لغتی وجود نداشت، اين حرام زاده ها اين رو آووردن تا جونارو مسخ اراجيفهای خودشون کنن. کدوم گفتمان!؟ حرام زاده گفتمان دوطرفه هست، گفتمان که يکطرفه نميشه که جوان اون مملکت چماق بخوره و شما گفتمان بکنين. حد اقل زمان حُسن آقا تفنگ بود و بمب دست ساز، حداقل کسی بود که اينجا و آنجا خونی از اين مادر به حرام ها رو بريزه، تا حداقل دل مادران داغ ديده کمی خونک بشه. حالا چی؟
يک چيزی اين وسط منو از همه چيز بيشتر زجر ميده و اون بی تفاوتی بعضی از ايرانی ها هست، چنانچه رقص و پايکوبی ايرونی باشه يک دفعه ميبينی 700 تا 1000 ايرونی ميان، ولی اگه بگی بابا نيم ساعت بياين يک تجمعی هست 30 نفر به زورکی ميات. تا کی ميخواهيم منتظر باشيم که اين يا اون ابر قدرت بياد به نجات ما، (کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من). ما ايرونی ها ضرب المثل فراوون داريم همگی هم پر معنی هستن ولی آيا بهشون عمل ميکنيم؟ نه . هيچ ملتی به اندازه ما قيام نکرده اين رو ديگه همه ميدونن احتياج به توضيح نيست، ولی هميشه يک حرام زاده ای اون رو از ما دزديده، آيا از خودمون پرسيديم چرا؟ ما که نادان نيستيم اگر بوديم که اينهمه قيام نميکرديم، پس چرو هميشه کم مياريم؟ اکثر ايرانی ها مسلمان دو آتشه هستند ميگيت نه برين توی آمريکا ببينين چنتا حسينيه ساختن!! ولی تا نوبت حکومت ميرسه يک بت درست ميکنيم و همگی در پيشگاه بت اعظم به سجده ميريم.
عکس های 2 خرداد که يادتون هست؟ زمانی که انتخابات بود و خاتمی داشت برنده ميشد. همگی بسجده افتاده بوديم، انگار نه انگار که اين آقا سالها با اين رژيم بوده، شيون و زاريمون رو که يادتون هست موقعی که حجاريان گلوله خورده بود!؟ انگار نه انگار که اين مردک همان مامور سابق سازمان امنيت رژيم هست. حرف زياد هست ولی دريغ از عمل.
پيروز باشيد
در بخش: اجتماعی
23
May
2002
عجب دنيايی شده ها، نخر فکر نکنين که چی شده باز حُسن آقا جوش آورده، عرض کنم خدمت خانومها وآقاهای خوبم که شما باشين اگر يادتون باشه يکی از ملاهای بلاد اسلام بنام (محقق داماد ) نامه ای به يکی ديگه از ملاهای گردن کلفت بلاد اسلام فرستاده بود بنام (مشکينی) و نسبت به سخنان اين يکی درمورد”انتخاب رهبر از جانب خدا” اعتراض کرده بود. تازگی ها يکی ديگه از ملاهای گردن کلفت بلاد اسلام بنام (يزدی) جوابيه ای به اون ملای اولی داده و اون ملای اولی يک جوابيه به اين جوابيه داده و خلاسه داريم به اونجايی ميرسيم که حُسن آقا هميشه براش ثانيه شماری ميکرده برای اين چنين روزی، همانا در افتادن آخوند با آخوند. حُسن آقا از اوايل انقلاب بر اين عقيده بوده که کنار زدن ملاها فقط بوسيله خود ملاها يا ملازادگان امکان پذير است. يعنی چه؟ يعنی اينکه ملا را بجان ملا بينداز و از اين آب گلالود ماهی صيد کن.
يعنی اينکه از هر طرف شود کشته بسود ايران است، خواه ملای اصلاح طلب خواه تماميت خواه. در اين معرکه گيريها ملت بدبختی که از لسسسسسسسسان الععععععععربی بهره ای نبرده امکان پيروزی در اين نبرد کم است. اين نبرد نابرابر است زمانی که ميدانيم که حتی با آمارهای خود رژيم %25 اين ملت بی سواد است و %40 درصد ملت زير 20 سال چگونه ميخواهی با اين جانوران از خاندان Tyrannosarus مبارزه کنيد.
پس بيخود نيست که حُسن آقا اينروزها شديدآ به آينده مملکتش خوشبين شده ، چونکه زمانی که ديناسورها بجان هم افتادند ملت ميتواند نفس راحتی بکشد. گرچه اين به آن معنا نيست که همه را خواب ببرد، نه هرکس به سهم خود بايد آتش بيار اين معرکه باشد. هرکس که ميتواند افشاگری کند، نکند خيانت به ملت کرده. امروز روز افشا گريست از هر سوی که باشد مفيد است. Triceratops هم بايد از روی زمين برداشته شود چون دوران اينگونه جانوران بپايان رسيده و زمانه بيشتر با حيوانات اهلی تر همزيستی دارد. در خاتمه نامه کوتاهی از يک دانشجو به مشکينی را هم مياورم تا منظورم از افشاگری بهتر درک شود.
جناب آيت ا… مشکينی
با سلام
احترامآ، با توجه بسخنان اخير حضرتعالی مبنی بر نصب رهبر توسط خدا و کشف او توسط مجلس خبرگان خواهشمند است موارد شبهات زير را پاسخ دهيد.
1- حضرت آيت ا… منتظری که توسط مجلس خبرگان دوره اول به عنوان قائم مقام رهبری کشف شده، منصوب خدا بوده يا خير؟
2- مجلس خبرگان که رهبر منصوب خدا را کشف می کند اختيارآ کشف ميکند يا جبرآ؟
با احترام – يک دانشجو
قومی متفکرند اندر ره دين قومی بگمان فتاده در راه يقين
ميترسم از آن روز که بانک آيد که ای بی خبران راه نه آن است و نه اين
شاد کام باشيد
در بخش: ملای حیله گر
23
May
2002
امشب يا بهتر بگم امروز بعد از ظهر مطلبی رو خوندم در مورد آمدن آقای شمس و بهنود به يک سفر اروپايی. قدمشون به چشم همه ما ايرانيا، ولی يک سوال دارم و چنانچه کسی از کسان که اين مرقومه را ميخواند، سر جدتون قسم از اين دو عزيز سوال کنيد که ايا به دستور آقای هاشمی رسمآ جانی به اين صفر آمده اند يا اينکه خود اقدام به اين سفرکرده اند.
البته ما که نه فضوليم نه بخيل فقط از بحس هايی که شده قبل از اين سفر، مخصوصآ در مورد آقای شمس که بنا هست همکاری مطبوعاتی با کارگذاران داشته باشن و و و … اين يک مقدار سه ميشه برای خود اين عزيزان، هرچی باشه اينها در ايران پيشکسوت در کار مطبوعات و يا حد اقل در کار مطبوعات بعد از دوم خرداد هستند. دوست داشتم ميتوانستم در اين سخنرانی شکت کنم و از آقای شمس سوال کنم ، آيا اين شايعات درست است ؟ من متاسفانه وقت رفتن به اين شهرهايی را که اين عزيزان قرار هست سخنرانی کنن رو ندارم و در ضمن نزديکترين شهر به اسلو محل اقامت من 600 کيلومتر هست و بايد دو روز رو فقط صرف رفت و آمد کرد وگرنه ميرفتم . در ضمن به همه کسانی که اين امکان رو دارن اين جلسه رو پيشنهاد ميکنم. اگر کسی هم گذارشی از اين کار تهيه کنه بد نيست. من از دوست عزيز و گرامی آقای بيغرض هم خواهم خواست که به اين جلسه بره و اگر تونس مطلبی رو سرهم بندی کنه تا ديگرون هم از محتويات اين جلسه باخبر بشن.
در زير تاريخ و ساعات اين جلسات رو مينويسم تا اگر کسی تونس بره:
١.يكشنبه ٢۶ ماه مه جامعه ايرانيان دموكرات كلن
٢. دوشنبه ٢۷ ماه مه جامعه پژوهش هاي اجتماعي ايران در برلن برلن
٣. جمعه ٣١ ماه مه كانون فرهنگي سياسي ايرانيان هامبورگ
۴. شنبه اول ژوئن انجمن ايران و سوئد – كانون دفاع از دموكراسي در ايران مالمو
۵. يكشنبه ٢ ژوئن گروهي از انجمن هاي ايراني در گوتنبرگ گوتنبرگ
۶. جمعه ۷ ژوئن گروهي از انجمن هاي ايراني در استگهلم استكهلم
۷. شنبه ٨ ژوئن انجمن گفتگو پاريس
٨. جمعه ١۴ ژوئن تلاشگران جامعه باز فرانكفورت
۹. جمعه ٢١ ژوئن انجمن فرهنگي ايرانيان اطريش وين
١٠.يكشنبه ٢٣ ژوئن انجمن سخن لندن
در بخش: ملای حیله گر
21
May
2002
اين هم قسمتی از سخنان گهربار معاون نيروی انتظامی ايران و يک کمی هم از حُسن آقا.
روز دوشنبه بيستم می، اميرعلی اميری، معاون نيروی انتظامی ايران زندان های ايران را به هتل تشبيه کرده و خواستار سخت گيری بيشتر و اعمال تنبيه های سخت تر در مورد زندانيان شد. حُسن آقا: پس بگو برای چی چی هست، بيخود نيست توريستها کمتر ميرن ايران.
وی از جمله پيشنهاد کرده است که به زندانيان اجازه داده نشود بيش از چهار ساعت به طور مداوم بخوابند. حُسن آقا: تا اگر قبلآ روانی نبودند، حتمآ بعد از اوامر ملوکانه حضرت مير غضب روانی خواهند شد. در آنصورت جامعه دزد تحويل ميدهد و دزد روانی تحويل ميگيرد. بهتر بود اسم اين آقا رو ميگذاشتن مير غضب.
اين مقام انتظامی گفت: “اگر دست يک دزد قطع شود، او ديگر هيچ وقت دزدی نخواهد کرد.”حسن آقا: يکی نيست از اين امير آقا بپرسه پس چرا رهبر هنوز دزده با اينکه ملت چندسال پيش دستشو چلاق کرد.
خبرنگار حُسن آقا در مورد جواب دندان شکن آخر اين امير محترم از اهالی شهيدپرور يکی از محله های تهران نظر خواهی کرده که در زير ميخوانيد.
حاجی بازاری: والا از ما ميپرسيد، بنظر ما دودول محکومين رو هم اگه ميبريدن بهتر بود، چون در اون صورت ديگه فحشا هم از جامعه برچيده ميشد.
خبرنگار: آقا ميتونم نظر شما رو هم بپرسم
عابر: بفرم داداش
خبرنگار: اسم؟
مرتضی قصاب
خبرنگار: شما قصاب محله هستيد؟
مرتضی قصاب: نه داداش ما از اَن سار حزب الله هستيم به قوه خدا.
خبرنگار: نظرشما در مورد اين موضوع چی هستش؟
مرتضی قصاب: داداش ما مطيع امر رهبريم هرچی امر کنن ما چاکريم.
خبرنگار: خوب اين درست شما امر رهبر رو اطاعت ميکنيد ولی نظر خودتون رو ميخواستم بدونم.
مرتضی قصاب: والا ما که اين چيزا سرمون نميشه هرچی رهبر بگن ما ميکنيم.
خبرنگار: خوب فرض کنيم رهبر از شما خواستن که اينهارو يک گوشمالی بدين، شما چکار ميکننين؟
مرتضی قصاب: به مولا اون روز تيکه بزگشون گوششونه.
خيلی متشکرم.
در بخش: طنز
20
May
2002
ما هنوز يی گُهی نخورديم آقوی بيغرض يک نامه فدايت شوم برمون فرستادن که ای آقا شما هم که درست برعکس تمام پرنسيپهای دمکراسی عمل ميکنی و الله و بل لله. که چي شده، هيچی آقو مارو کشيده به فحش که اين چرت وپرتها چی چی هست که مينويسی، يک روز بند ميکنی به بيضه ی اسلام يک روز مچ پوی اين جوونارو ميگيری که نه سن و سالشون به توميخوره نه هم قد وقوارشون. گفتم ای آقا دلم خونه از بچگی اين هرام زاده ها لقت به بيضه ی ما زدن حالو بيزار ما بزنيم تو بيضه ی اينا.
برش تريف(به لحجه قشنگ شيرازی يعنی تعريف) کردم که کاکو ما اولين دفعه که بااين جور اراذل در افتاديم که تو هنوز کودکستان ميرفتی، ماجراش رو براش تريف کردم، بهش گفتم:
زمانهای خيلی قديم وقتی ما تازه داشت عقل مون به يک چيزهايی ميرسيد به آقوی معلم دينی گفتم آقا معلم جان شما به جوی اي همه توضيح مسايل دينی، اول بری ما ثابت کن که خدا وجود داره، بعد برو سر چمي دونم، نماز و روزه و غسل و از اين اراجيف، تا اگر کسی از ما به خدا ايمان نياورد اينهمه دردسر ياد گيری اينگونه اراجيف را بخودش ندهد.بيخودی نبود بابای بيچاره ما ميگفت “تو کلت بوی خوروش سبزی ميده” منظور همان قرمه سبزی هست. اين آقوی بيغرض هم اون آقا معلم رو ميشناسه و شايد هم عيبی نداشته باشه که بنده اسم اين آقارو اينجا ببرم حتمآ تا حالو اين آقا معلم مرده و به بهشت هم رفته. گفتم کا کو آقوی يزدانی که يادت هست. اين جناب من رو يک سال از زندگی عقب انداخت بری چی چی بری يک سوال. بابوی ما(به لحجه شيرازی يعنی پدر) هميشه به من ميگفت ” که اين زبان سرخ دهد سر سبز به باد ” ماهم هی رو (هی رو به لحجه شيرازی يعنی مرتبآ)مسخره بازی درميوورديم و ميگفتيم زبون ما سرخ نيست و سرمون هم سبز. ديدی که عاقبت يک سال از عمر عزيز و شريفمون رو از ما گرفتن. گرچه شانس آورديم که همش رو ازمون نگرفتن، يک عده بخت برگشته تر از ما بودن همشو ازشون گرفتن (منظورم عمرشون هست). حالو بازم ميگی لقت تو تخم اين هروم زاده ها نزن، بازم ميگی پاچه ی اينارو نگير قربونت برم اگه ما نگيريم اينا ميگيرن، اگه ما نزنيم اينا ميزنن. مگه تو همين مهد دمکراسی نيست مگه به نازی های اروپا اجازه ميدن که هر غلتی دلشون خواست بکنن. قبل از اينکه اينا پرچم يزيدشون رو ور دارن، همه ميريزن سرشون که ديگه از ای هوس ها بسرشون نزنه.
دمه همه گرم
در بخش: اسلام و مسلمین
20
May
2002
سنده سگ
از همونهايی که آقای سردوزامی راجع بهشون نوشته بودند، البته از يک نوع بدبو ترش.
وب لاگيستهايی که اين روزها در مورد hack شدن وب لاگ آزاده سپهری و چنتای ديگه که گويا اين چنتای ديگه خودشون قبلآ ادعا کرده بودند که وب لاگ آزاده سپهری رو hack کردند.
خوب رابطه اين hack کردن و سنده سگ آن هم از نوع بو بدش چيچی هست؟ گوشکنين تا بگم. بقول ما شيرازی ها حالو برتون چوق(به لحجه شيرازی يعنی چوب) ميکنم تو گه تا بو گندش بيشتر دربيات.
اولآ کسی که يک هکر درست وحسابی باشه امکان نداره خودش رو لو بده، اين جوجه هکر ها که اينهمه لاف ميزنن معمولآ همون طوری که از اسمشون پيداست (جوجه)، اينا معمولآ يک کسی که يک چيزی بلده ميارن تا گه کاريی هارو براشون بکنه، بعد اينا بشينن لافشو بزنن، يا بقول حُسن آقا چسناله ميکنن اين يک.
دويوم هکرهای درست و حسابی معمولآ تحصيلات ندارن همگی خود آموخته هستند پس اين آقايی که لاف ميزنه که بنده در رشته کارشناسی ارشد تحصيل ميکنم فکر ميکنم يک کمی زيادی لاف ميزنه.
سيوم تو هيچ دانشگاهی که سرش به تنش بيرزه راهای هکری بکسی ياد نميدند و اگر هم ياد بدن بيشتر برای پيشگيری از هکر ها هست نه برعکس. البته ممکنه يکی از اين تحصيلکرده های دانشگاه هم ناباب از آب دربياد.
حالو برگرديم به اون موضوعی که اول مطرح شد همانا سنده سگ.
همان طوری که همگی مستحضر هستيد، آقايانی که مملکت ما رو اداره ميکنن مثل سگ پاچه ی اين ملت بدبخت رو گرفتن و ول نميکنن، پس ميشه بهشون گفت سگ، گرچه سگ حيوانیيت با شرف و بنده اصلآ قصد توهين به سگ را ندارم. اين جونورا هرجاهم که ميرن از خودشون يک توله سگی جا ميگذارند. اين توله سگ ها هم هر کجا راه ميرن يک سنده ای رد پايی از خود باقی ميگذارند. مايوس نباشيند از قرار کشفياتی که حُسن آقا کرده همين روزهاست که در ايران يک برنامه سگ کشی درست و حسابی راه ميفته که بيا و ببين.
به اميد جشن سگ کشان در ايران
در بخش: دیگران
20
May
2002
فکر کردم قبل از خوابيدن تا يادم نرفته يک جوک از حسنی ملای خرفت براتون تعريف کنم بعد برم بخوابم:
توضيح: بری قشنگی مطلب قسمتهای توضيح که از من هست را برنگ آبی خواهيد خواند.
حسنی مريض ميشه ميره پيش دکتر
حسنی: دکتر جان من اونجاش درد ميکنی. بد ورندارين اين بی زبون منظورش دهنش هست
دکتر: دهنتون رو باز کنين و بگين آآآآ لطفآ.
حسنی: آآآآآ
دکتر: ببنديد
حسنی: خب دکتور چيکار کنی؟ بيچاره ميخواد بگه چيکار کنم
دکتر: مرض شما علاج داره ولی دارو نداره.
دکتر: ولی من يک رژيم غذايی بشما ميدم تا شما خوب بشين.
دکتر: روز شنبه ها هويج نخورين.
حسنی: همين؟ اهرم بگير مرتيکه
دکتر: : نخير.
دکتر: روز دوشنبه ها سيب زمينی نخورين.
حسنی: سيب زمينی دوست نداری.
دکتر: روز سه شنبه و چهار شنبه ها برنج نخورين.
دکتر: روز پنجشنبه ها سالاد نخورين
دکتر: و مخصوصآ روز جمعه ها گه زيادی نخورين.
در بخش: طنز