30
Oct
2003
گویا این هاله خانم دست از سرما بردار نیست و مثل مسابقه بیست سوالی که توی رادیو قدیما بود همین پشت سرهم داره مارو سوال پیچ میکنه. این دفعه هم نوشتهاش رو به صورت تصویر فرستاده و من بیچاره رو که دو انگشتی مینویسم مجبور کرده دوباره نویسی کنم. خانم جان مطلبت را بصورت یونیکد میفرستادی تا کپی پیست کنم کارم راحتتر شود، بماند.
ایشان مینویسند:
… اگر به شما بگویند به هیج عنوان امکان براندازی حکومت و انقلابی دیگر نیست. یا اینکه بگویند تا ده سال دیگه همین حکومت نشسته و سفت و سخت به جای خود پس پنبه هر نوع حرکت رو از گوشت در بیار. ولی بگویند امکان این هست که یه حکومتی داشت اسلامی ولی به مراتب ملایم تر … مثلآ با وجود خاتمی و بقیه (به اصطلاح اصلاح طلبان). خوب … در اونصورت نظر شما چیه؟در فقدان یک حرکت به کل انقلابی که موجب شکست کامل حکومت بشه شما با اصلاحات در چهارچوب حکومت فعلی مخالفید؟ گفتم فقدان … متوجه باشید که بهتر و بهترین اصلآ وجود نداره در این فرضیه من. فقط بد و بدتر. شما حسن آقا چه فکر میکنید و چه ترجیحی دارید؟ آیا باز هم میگید یا همه چیز یا هیچ چیز یا حاضر به تخفیف هستید؟ …
باقیمانده نامه تعارفات معمول است.
اولا عرض کنم خانم جان که ما رو شما بسیار چوبکاری فرمودهاید من دارای این همه صفات زیبا که شما به من نسبت دادید نیستم.
دوم اینکه این من وشما نیستیم که چنین تصمیمهایی را میگیریم این ملت ایران است که چنین میخواهد.
سوم اینکه پنبهای که توی گوش من هست به این راحتیها در نمیآید و اینکه من از اون جانوارانی هستم که میگم کار نشد نداره هر چیزی رو که انسان بخواهد بدست خواهد آورد. در حقیقت کسی که به فلسفهی انسان خدایی باور داشته باشد از این شوخیها سرش نمیشود، مگه اینکه مثل حلاج توی پوستاش کاه بکنند و بر سر دروازه شهر بیاویزاننداش تا دست از سماجت بردارد وگرنه مثل گربه مرتضی علی چهار چنگولی میافته پایین و باز اناالحق گویان ادامه میدهد.
از این شوخیها که بگذریم اگر شما اهداف خُسن آقا را که بر سردر وبلاگ خُسن آقا هست بخوانید میبینید که من انسان سمجی هستم و به این حرفها قانع نمیشوم و حداقلهایم هم مشخص است. فرانسویها یک ضربالمثلی دارند که بسیار زیباست. آنها میگویند که Impossible n’est pas français یعنی غیر ممکن فرانسوی نیست. هاله جان چیزی بنام غیر ممکن وجود خارجی ندارد. این من، تو و ما هستیم که غیر ممکن یا ممکناش میکنیم.
تازه مگر ملت ایران نزدیک به هفت سال به (به اصطلاح اصلاح طلبان) وقت نداد، گمان میکنی، اگر دهسال هم که هیچ صد سال دیگر هم به ملای مفت خور وقت بدهی باز هم به دزدی و ریاکاریاش ادامه خواهد داد. این زالوصفتها سیزده قرن است که دارند از گرده ملت میخورند، فکر میکنی تا ده سال دیگر سیر میشوند!؟ من که گمان نمیکنم.
پس اجازه بدهیم که حداقل هایمان را افزایش دهیم و به مقامی بالاتر برسیم این جایگاهی که ایرانی امروز دارد بسیار نازلتر از آن است که حق مان است.
به امید آنکه پاسخام کافی بوده باشد.
در بخش: بدون دسته بندی
29
Oct
2003
شکوری راد عضو كميسيون اصل 90 مجلس: سايت خبری گويا-آ را دروغ پرداز دانست و گفت: ما از اين سايت شكايت نميكنيم؛ زيرا دستگاه قضايی را صالح برای رسيدگی به شكايتمان نميدانيم. كيهان، رسالت و سياستروز چيزهايی مينويسند كه ما از آنها شكايت هم نميكنيم. تكذيب هم نميكنيم، آخر و عاقبتی هم هست و شيوه عمل و نوشته های اين روزنامهها در افکار عمومی به نفع ما است.
ببین وضع قوه غذاییه چقدر خراب است که خودی ها هم دستگاه قضايی را صالح برای رسيدگی به شكايات نمیدانند. بیچاره ملت درمانده که باید برای احکام قضایی به چنین قوه غذاییهای مراجعه کند.
در بخش: بدون دسته بندی
28
Oct
2003
هاله در نظرخواهی من مینویسد:
حسن آقا سلام. ميدونيد که خيلی دوستتون دارم. فقط ميخوام يک سوال ازتون بکنم و دلم ميخواد با تعمق جوابمو بديد و خواهشا” هم دلخور نشيد. من نميدونم که شما فرزند داريد يا نه ولی مسلما” کسانی هستن تو زندگی شما که براتون تا سر حد جون عزيزن. اگر در ايران بوديد و موقعيت شيرين عبادی … قشنگ خودتون رو در اون موقعيت قرار بديد. شب زنگ خونه تون رو زدند و چهار تا گردن کلفت بسيجی به همراه يه آخوند کله گنده اومدن تو خونه و گفتن فردا ميای مجلس و عين اينکه ما بهت ديکته ميکنيم الان ميگی وگرنه وقتی برگشتی خونه ديگه رنگ خانمتو نميبينی يا اينکه نوه هات سرشون رو گوش تا گوش ميبريم. اگه شما باشين چيکار ميکنين؟ من که جواب خودمو ميدونم. فقط ميخوام بگم که ما از چند و چون پشت پرده بی خبريم. همين. منم نميدونم که شيرين عبادی به زور اينها رو گفته يا خواست و باور قلبيشه ولی جای ترديد ميذارم. بعدم ميدونم که از اين ديو صفتها هرچه بگی بر مياد کما اينکه کردند و شده. قربانت زياد.
این پاسخ را نه تنها به هاله بلکه به بسیاری دیگر که به مواضع من در مورد خانم عبادی اعتراض دارند مدیونم. پس اجازه دهید برای چندمین بار این مساله را بازگو کنم که من معتقدم که سکوت گاهی اوقات با ارزش تر از زیاده گویی است و چنانچه بخواهیم استدلال هاله ودیگران را درمورد اینکه خانم عبادی در زیر فشار رژیم جمهوری اسلامی مجبور به اینگونه ابراز عقاید شدهاند! همین استدلال را میتوانیم برای نوکران رژیم هم استفاده کنیم و مثلآ استدلال کنیم فلان مامور لباس شخصی که با چماق بر سر ملت میزند از ترس رژیم این کار را میکند. باور کنید که مامورین امنیتی چماق بدست رژیم بیشتر از خانم عبادی زیر فشار قرار دارند تا مبادا دست از پا خطا کنند و به دستور بالا دستان عمل نکنند و اگر چنین کردند آنها را زودتر از خانم عبادی از هستی ساقط خواهند کرد.
نکته دیگری که در این مقوله باید درنظر گرفت این است که کسانی مثل دوانی و فروهرها هزینهها را پرداخت کردهاند تا امروز خانم عبادی بسیار راحت چنین جایزهای را نسیب خود کند و نکته دیگر اینکه رژیم امروز دیگر قادر نیست که مثل سالهای 60 فشار بر شهرونداناش وارد کند مخصوصآ کسی که جایزه نوبل را برده. بشما قول میدهم اگر رژیم کمترین فشاری بر خانم عبادی وارد کند فشار جهانی بر رژیم صد برابر آن فشار خواهد بود. تازه اگر کسی نمیتواند نقشی را که به او محول شده ایفا کند خیلی ساده از کنار چنین مسولیت میگذرد ونیازی ندارد در چنین درگیریهایی شرکت کند. حداقل چیزی که از شهروندان در چنین مواقع خواسته میشود این است که از رژیم حمایت نکنند، آیا این توقع زیادی است!؟ سکوت در چنین مواقعی بهتر از هزار حرف چرند است.
درست برعکس شما که فکر میکنید خانم عبادی زیر فشار چنین حرفهایی را میزند من برعکس گمان میکنم که خانم عبادی قصد دارد تا رژیم جمهوری اسلامی را با کمی اصلاح و با همان روشی که خاتمی و دیگر اصلاح طلبان میخواهند بر سر قدرت نگه دارد. حداقل گفتار خانم عبادی چنین برداشتی را موجب می شود.
تا زن (مرد) سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
تا زمانی که خانم عبادی در محدودهای فعالیت میکرد که امکان این را به ایشان میداد تا در گرفتاریهای کلان شرکت نکند ایشان میتوانست مثمر ثمر واقع شود ولی اکنون که محیط عمل وسیعتر شده میتوان واقعیات گفتار و کردار ایشان را بهتر دید و لمس کرد.
متاسفم که این مطلب را مینویسم چون بنظر من امروز چیزی که ایران به آن نیاز مبرم دارد زنان باشهامتی است تا در عرصه سیاست ایران این دستگاه مردسالار را از پای درآورند، ولی متاسفانه خانم عبادی از این قماش نیست. مطمئن باشید اگر خانم عبادی بخواهد، امروز خیلی کارها میتواند بکند، ولی باز متاسفانه باید گفت که خانم عبادی از قماش خاتمی، سحابی و دیگران است (ایشان خواهان اسلام ناب محمدی است)، نه آن کسی که ایران نیاز دارد.
در آخر پاسخی هم به سوال شما که پرسیده بودید “من نميدونم که شما فرزند داريد يا نه …”
دوست عزیز در اوایل سالهای 60 زمانی که رژیم در اروپا سر میبرید خانواده مرا بخاطر فعالیتهای من به اداره امنیت رژیم بردند و یک یک آنها را بازجویی کردن و پدر پیرم را بقدری ترساندند که بعد از آن حادثه … (بماند برای بعد) بعد از آن واقعه دوسال با خانواده هیچ رابطهای نداشتم و با ارسال نامهای به وزارت اطلاعات نوشتم که من رابطهای با خانواده ندارم و اگر سوالی دارید به سراغ خودم بیاید. تا چقدر این نامه مثمر ثمر واقع شد نمیدانم ولی از آن ببعد گرفتاری چندانی برای خانواده بوجود نیامد یا حداقل من باخبر نشدم.
در بخش: بدون دسته بندی
28
Oct
2003
عزتالله سحابي: دوم خرداد شكست خورده بايد فكر ديگري براي آينده كرد
پس تا حالا باید ثابت شده باشد که خُسن آقای کلهپز هم شعورش بیشتر از آقای عزتالله سحابي است. چون کلهپز بیچاره محله وبلاگ شهر این موضوع را زودتر از آقای سحابی درک کرده بود وبارها با پاره کردن گلوی خود سعی در روشن کردن چراغی در این تاریکخانه کرد، ولی کو گوش شنوا کو چشم بینا.
در بخش: بدون دسته بندی
27
Oct
2003
خانم شیرین عبادي با حضور در مجلس فرمودند “اميدوارم مجالس آينده راه اين مجلس را ادامه دهند!”
با این گفتههای خانم شیرین عبادی دیگر گمان نکنم کسی در این سوی دیوار خودیها و غیر خودیها باشد که بتواند از مواضع خانم عبادی دفاع کند.
خانم عبادی در ادامه افاضاتشان ابراز اميدواري كردند كه مجالس آينده نيز از راه و روش مجلس ششم بهره ببرند و همين راه را ادامه دهند!! چرا كه مجلس ششم نويدگر دموكراسي در ايران است!!!!!
گویا این خانم بدجوری به هذیانگویی دچار شدهاند! مجلس ششم چیزی نیست جز یک مرده متحرک که هر از گاهی برای ابراز وجود دستی یا پایی تکان میدهد تا ملت بدانند و آگاه باشند که مجلسیان هنوز در قید حیاتاند. چنین مجلسی را نمیتوان یک مجلس نمونه خواند. این مجلس پیش کش خانم عبادی ودیگر ملی!! مذهبیها.
در بخش: بدون دسته بندی
26
Oct
2003
این یکی رو از دست ندین که خیلی باحاله من که داشتم از خنده تو خودم میشاشیدم
در بخش: بدون دسته بندی