24
Dec
2004
ما عید مسیحی خود را از روز بیست و سوم دسامبر شروع میکنیم. گرچه این عید سعید باستانی از روزها قبل با خریدن هدیه برای بهبود وضع وجدان ناراحت شروع میشود ولی اصل این عید سیاسی عبادی را صبح دیروز شروع کردیم. صبح سحر که از خواب بیدار میشویم مدام در فکر این هستیم که چه چیزی برای خوردن مهیا کنیم. درخت سبز بیچارهای را هم که یک کارگر منفعت طلب از جنگ بریده و ما با پرداخت پول ناقابلی خریدهایم کشان کشان به داخل منزل میآوریم. بعد شروع به آویزان کردن زنبل و زیمبو به آن میکنیم به صورتی که تمام مناطق سبز آن پوشیده شود و دیگر اثری از طبیعت در آن نمایان نباشد، چراغهایی را هم برای گرامیداشت روح ادیسون به آن میآویزانیم.
بعد از خوردن صبحانه ولمی که تا خرخره را پر کند خود را با هزار زجر و مکافات به آشپزخانه میرسانیم تا مهیا گر غذاهای بعدی باشیم. شب روز قبل از 24 دسامبر که میلاد پیامبر عزیز مسیحی هاست “گروت” میخوریم. گروت همان شیربرنج خودمان هست که این نروژیهای نابکار آنرا از ما ایرانیها دزدیدهاند و برای رد گم کردن بجای شیر در آن رومه که یک نوع شیر یا خامه غلیظ است ریختهاند. البته همراه آن انواع نوشابه جات هم برای اینکه بلعیدن گروت آسان شود مینوشیم. برای اینکه خوردن گروت هم از یک حالت روحانی ویژه برخوردار باشد داخل آن یک بادم میاندازند و هر کس که بادام را پیدا کرد یک جایزه نفیس که یک شیرینی به شکل خوک است دریافت میکند. بیچاره خوک اگر میدانست که عید سعید عبادی سیاسی مسیحی چه روزی است حتما در مقابل آن انقلابی بپا میکرد. از روز بیست و سوم که عبور میکنیم از صبح تا شام بجز خوک چیز دیگری نمیخوریم، بیچاره خوک!
صبح روز بیست و چهارم هم مثل بچه آدم سحرگاه از خواب بیدار میشویم و بدون اینکه دست و روی خود را بشوییم به آشپزخانه میرویم و پس از تناول انواع کالباسهای خوکی و پاچه خوک و خلاصه هر جای خوک که خوردنی باشد به اطاق نشیمن میآییم و هدیههای این عید سعید را زیر درخت نوئل بجای چمن میکاریم. معمولا نهار نمیخوریم چون شکم خودمان را باید صابون بزنیم و آنرا برای خوراکهای رنگارنگ خوکی و عرقیجات سگی در شب تولد عیسی مسیح آماده کنیم.
در خانه ما رسم است که غذاهای خوکی را یک مسلمان مکتبی طبخ میکند قدما بر این عقیده بودهاند که اگر خوک بوسیله مسلمین خطنه شده طبخ شود صواباش چند برابر بیشتر است.
گزارش خوراک خوران عید سعید باستانی نوئل را فردا بریتان ادامه میدهیم.
عید شما هم مبارک!
در بخش: بدون دسته بندی
22
Dec
2004
دیروز نوشتم که فشاری را که دولت نروژ و امنستی اینترناسیونال بخش نروژ آن بر رژیم ایران وارد کردهاند قسمت زیادی از آن را مدیون امیری مقدم هستیم که از موقعیت خود مایه گذاشته و از رابطههایی که دارد استفاده کرده تا این مهم را میسر سازد امروز پرتیراژ ترین روزنامه نروژ همین مساله را عنوان کرده و مقالهای یک صفحهای در این باره نوشته است.
فقط جهت ثبت در تاریخ جملات نروژی این روزنامه را در زیر میآورم تا شاهدی باشد برای آنها که قصد آن دارند تا این حرکتهای مردمی را بنام خود ثبت کنند:
Fikk oss til å se. Norsk-iraneren Mahmood Amiry-Moghaddam gjorde Norge og utenverdenen oppmerksom på Leylas skjebne hjemme i Iran. Her under demonststrasjonen utenfor det prestestyrte landets ambassade i Oslo mandag.
اینکه امیری مقدم با موقعیتی که در جامعه نروژ دارد از این موقعیت استفاده میکند مایه امیدواری است ولی متاسفانه از طرف دیگر کسانی که در چنین مواقعی از موقعیت بوجود آمده سعی در مطرح کردن خود را دارند بسیار مایه تاسف است. امیری مقدم هیچ گاه برای فعالیتهای خود تقاضای حقوق و مزایا نکرده در صورتی که عدهای دیگر هنوز دست به کاری نزدهاند حق و حقوقی را طلب میکنند نشان از غیر مردمی بودن شان دارد و نه چیز دیگر. اینها برای منافع خود فعالیت میکنند و نه نجات جان لیلا یا ژیلا یا حاجیه. اینها فقط برای به قدرت رسانده حزب شان و بعد هم کسب مقامی هستند تا بوسیله آن در آینده باقیمانده منابع آن ملت را بدزدند فعالیت میکنند. خانم ریاضی در پاسخ به انتقاد هاله بیانیهای حزبی صادر فرمودهاند که به هیچ عنوان هیچ پاسخی به انتقادهای منطقی هاله نمیدهد و فقط ادامهای از فرافکنی قبلی است.
شاید زمان آن رسیده است که کسانی که واقعا دل برای ایران میسوزانند فعالیت خود را افزایش دهند تا دیگر جایی برای سوء استفاده جوها و منفعت طلبان باقی نماند تا چنین بی پروا دست به چنین حرکتهای مردم فریبانه بزنند.
از طرف دیگر شاید بد نباشد از این فعالیتها همانطور که داریوش نوشته قدردانی کنیم تا تشویقی باشد برای حرکتهای آینده و ملت دنیا بداند که ما آگاهیم و به حرکتهایی که برای نجات ایران انجام میشود ارج میگذاریم. داریوش در نظرخواهی مطلب پریروز مینویسد:
پیشنهاد میکنم ترتیبی بدهید یه جورائی ایرانیان یا حداقل وبلاگ نویسان و یا حداقلترش کانون وبلاگنویسان ایران از بانی این کار در نروژ، وزیر خارجه و یا هر انسان دیگری كه هست، قدردانی شود!
چه باعث دلگرمی ایشان میشود و خواهند دانست كه كارشان خواهان دارد!
من گفتم فرار كنیم! تو بگو چه جوری! 🙂
قربون تو
همچنین شاید زمان آن رسیده که کمی آگاه تر و هدفمندتر عمل کنیم امیر عزیز و نسرین، شبنم و هاله این عزیزان هم در این مدت بی کار ننشستهاند و همین روزها تا فردا یا پس فردا حرکت دیگری را سعی میکنیم عملی کنیم و هدف آن را نامه نگاری و جمع آوری امضا برای ارائه به پارلمان اروپا برای فشار بیشتر بر ایران … و هشدار به اروپا و … حرف زیاد شد عمل مهم تر است باقیمانده را بعدا که صفحات آماده شد به اطلاع تان خواهیم رساند.
پی نوشت:
بنا به نوشته روزنامه VG بخاطر فشارهای امنستی حکم اعدام هاجیه اسمائیلوند که بنا بود دیروز سنگسار شود به تاخیر افتاده و حکومت ایران تایید کرده که پرونده او بازبینی خواهد شد.
تبریک به همه فعالین حقوق بشر! درضمن در همین خبر گفته شده که کیس لیلا هم که به موازات این کیس پیگیری میشده هنوز متوقف نشده و امنستی فشار خود را تا توقف آن ادامه خواهد داد.
در بخش: بدون دسته بندی
21
Dec
2004
حکم اعدام لیلا به بالاترین سطح سیاسی در نروژ رسید! در گزارشی خبری که از اخبار شبکه دوم نروژ امشب ساعت 18:30 بعد از ظهر پخش شد نخست وزیر نروژ اعلام کرد که برای نجات جان لیلا نامهای به خاتمی ارسال کرده و در این نامه از او خواسته تا از اجرای حکم اعدام لیلا جلوگیری کند.
دیگر گمان نمیکنم با این اتفاق حکومت ملاها شهامت اجرای حکم اعدام لیلا را داشته باشند. این اولین باری است که یک حکم اعدام تا این اندازه بر افکار عمومی نروژ تاثیر میگذارد. هر کسی را میبینی در این باره صحبت میکند.
اگر خاطرتون بیاد روز 20 ماه اکتبر مطلبی نوشتم در باره محمود امیری مقدم، چهره او در اخبار این چند روز گذشته مدام در رسانههای نروژ نمایان بود او یکی از کسانی است که برای نجات جان لیلا فعالیت زیادی انجام داد.
در بخش: بدون دسته بندی
20
Dec
2004
امروز برای اولین بار ضعف حکومت آخوندی نمایان شد. یادم میآید 23 سال پیش زمانی که سازمان زنان نروژ تظاهراتی برای اعتراض به تجاوز به دختران قبل از اعدام را مقابل سفارت جمهوری اسلامی ترتیب داده بودند در پایان تظاهرات نیروهای سفارت (تروریستهای خارجی مقیم سفارت عموما فلسطینیها و لبنانیهایی که در داخل سفارت زندگی میکردند) با چماق دنبال عده معدودی ایرانی که جلو سفارت نروژیها را همراهی میکردند را مورد حمله قرار دادند ما آنزمان فقط 3 نفر بودیم با فرار به کوچههای اطراف سفارت خود را از دست چماق داران حزب الله در دل اروپا نجات دادیم. سه روز بعد یکی از بچهها را در خیابان پیدا کرده بودند و چنان او را کتک زده بودند که دست راستاش شکست.
امروز اما سفارت برخلاف آن روزها مثل مرغ به لانه خزیده بود و سفارت را بسته بود. متاسفانه نتوانستم در این تظاهرات شرکت کنم (بد موقع بود وسط روز زمان کار!) درعوض گزارشاش را در روزنامه VG خواندم عجب لذت بخش است وقتی ملاها را خزیده در لانه مثل موش میبینی، چه لذتی دارد.
بنا به نوشته این روزنامه سفارت ایران بخاطر تظاهرات تعطیل بود! این کنار هم عکس تابلو مربوطه رو میتونید ببینید ترجمه متن:
مراجعین عزیز: بخاطر فعالیت های غیر منتظره و اختلال در مقابل دفاتر سفارت، سفارت امروز دوشنبه 20 دسامبر تعطیل است.
ما متاسفانه امروز قادر به تامین ایمنی مراجعین نیستیم.
بر اساس خبری که چند دقیقه پیش از کانال دوم تلوزیون نروژ پخش شد مسوولین سفارت ایران با اینکه امنستی قبلا برای تحویل اعتراض نامه و امضاها وقت گرفته بود در را بر روی آنها باز نکردند و از امنستی خواستند تا نامه اعتراضی خود را بوسیله پلیس به سفارت برساند امنستی هم از این کار خودداری کرد. بعد از ظهر امروز هم وزیر امور خارجه نروژ سفیر ایران را به وزارت خارجه فراخواند تا اعتراض خود را نسبت به حکم اعدام لیلا به سفیر ایران ابلاغ کند.
در بخش: بدون دسته بندی
20
Dec
2004
تحرکهایی در وزارت امور خارجه نروژ شروع شده که مایه امیدواری است. حرکتهایی را که امنستی شاخه نروژ در یکی دو هفته گذشته شروع کرده بود و همچنین فشاری را که امنستی بر دولت نروژ وارد کرده (روز جمعه امنستی با ارسال نامهای به وزارت امور خارجه از این وزارت خانه خواسته تا مسائل حقوق بشر و مخصوصآ مساله لیلا را پیگیری کند) باعث شده که وزارت امور خارجه نروژ به سفیر این کشور در تهران دستور دهد تا حکم لیلا را پیگیری کند و از چند و چون آن باخبر و به وزارت امور خارجه گزارش کند. خانم کاترین آندرسن Cathrine Andersen سخنگوی وزارت امور خارجه در مصاحبهای با NTB خبرگزاری نروژ میگوید پس از تحقیقات و مشخص شدن وضع لیلا تصمیم خواهیم گرفت که چه عملی را در این باره انجام دهیم.
بنا به گفته خانم کاترین آندرسن سفارت نروژ در تهران تحقیقات خود را روز یک شنبه دیروز شروع کرده است. آندرسن در ادامه میگوید این پرونده استثنایی است ولی ما بطور کلی در زمینه موقعیت حقوق بشر در ایران نگرانیم مخصوصا در مورد احکام اعدام برای کودکان. وی در ادامه میگوید نروژ همراه با کشورهای اروپایی مساله حقوق بشر در رابطه با اعدامها و زندانی کردن روزنامه نگاران را مطرح کرده
پتر اَیده Petter Eide مسول امنستی نروژ به NTB میگوید ما درک میکنیم که مسوولین نروژی میخواهند تحقیقات خودشان را انجام بدهند ولی ما از دولت نروژ میخواهیم که تا روز دوشنبه (امروز) پاسخی در این باره بدهد.
امنستی همچنین تصمیم دارد روز دوشنبه 20 دسامبر (امروز) با شرکتهای نروژی که در ایران فعالیت دارند مثل استات اویل و هیدرو تماس برقرار کند (گفته نشده چه مسائلی در این تماسها مطرح خواهد شد).
روز دوشنبه (امروز) همچنین قرار است امنستی نروژ تظاهراتی در مقابل سفارت ایران در نروژ برگزار کند و اعتراض نامه ای را که در این صفحه برای جمع آوری امضا قرار داده بودن به سفیر ایران تحویل دهند. (تا بعد از ظهر یکشنبه 4000 امضا جمع شده است)
منابع خبری : VG و آفتن پُستن
در بخش: بدون دسته بندی
19
Dec
2004
آقایان بد جوری از هاشمی رو دست خوردهاند نمیدانند چگونه از چنگال این اختاپوس نجات آیند هر تلاشی هم که میکنند گندش بیشتر در میآید.
حزب توده هم که با این نوشتهجاتاش بطور غیر مستقیم دارد زمینه را برای هاشمی هموار میکند بلندگوی حزب توده در آخرین پاراگراف این نوشته مینویسد:
هم در جبهه راست و هم درجبهه اصلاحات – بويژه شخص رهبر- خوب میدانند كه مسئله هاشمی رفسنجانی و نشستن او بر کرسی ریاست جمهوری، جلوگيری از تمركز بيش از حد قدرت در دست علی خامنهای و گروهی از فرماندهان سپاه است. بخشی از روحانيون صاحب قدرت ايران مانند آيت الله مهدوی كنی و واعظ طبسی نيز، گفته میشود خواهان اين توازن در تقسيم قدرت در جمهوری اسلامی هستند و نمی خواهند بيت رهبر بيش از اين داير مدار همه امور مملكت باشد.
عجب کلکی هستند اینها ها با این نوشته میخواهند به زبان تودهای بگویند آهای ملت بشتابید برای جلو گیری از تمرکز قدرت در دستان رهبر و به هاشمی رای بدهید. حرامزادگی را ببین.
آخر کسی نیست از این حرامیها بپرسد که مگر امروز آنها (هاشمی و خاندانش) نیستند که تقریبا همه چیز را در آن مملکت فلک زده کنترل میکنند؟ مگر نه این است که هر بار مجلس فکسنی ششم لایحهای را به تصویب میرساند و شورای نگهبان آنرا نمیپذیرفت این حضرت هاشمی بود که حرف آخر را میزد، مگر کسی غیر از او و خاندانش پیدا میشود که بر شریان اقتصاد ایران (صادرات نفت) کنترل داشته باشد؟ و اگر باجی به این خاندان ندهند هیچ قراردادی بسته نمیشود (افشای باج گیری از استات اویل).
مگر کسی بجز او و خاندانش پیدا میشود که بتواند هر چیزی را از شیر مرغ تا جان آدمیزاد بدون کنترل از مرزهای کشور وارد و خارج کند.
رهبر چلاق چنان کونش گوهی است که دیگر کسی برایش تره هم خورد نمیکند ولی این حرامزاده هاشمی است که میخواهد اینبار هم مثل هشت سال پیش ملت را باز برای هشت سال پای صندوقهای رای بکشاند و دوباره روز از نو روزی از نو. تحریم را مردم به آن طرفیها (دار و دسته خامنهای) قبلا نشان دادهاند و اینبار نوبت هر دو جناح رژیم است تا طعم این سلاح کارامد را با هم بچشند.
اگر ملت ایران به آگاهی و بلوغ سیاسی کافی رسیده باشد خود میداند که رای به این یا آن جناح رژیم یعنی ادامه همان روندی که در 25 سال گذشته دیدهایم و باز ملت میداند که با یک تحریم همه جانبه راه را بر ارگانهای بینالمللی برای مذاکر با رژیم دچار چالش جدی خواهد کرد.
این هم توضیح دفتر هاشمی از قول پیک نت:
دفتر هاشمی در توضیح اين ادعا اعلام داشت: همانگونه كه ايشان در سمنان اعلام كرده، – – – حرف مرد يكی است؛ ترجيح میدهم شخص ديگری اين مسووليت را بر عهده بگيرد، اما زمانی كه احساس كنم كسی كه بتواند كشور را اداره كند به صحنه نيامده، ممكن است حضور پيدا كنم.»
در بخش: بدون دسته بندی
18
Dec
2004
امنستی نروژ در یک هفته گذشته تلاش زیادی بر روی مساله ایران کرد، مخصوصا رئیس بخش نروژ خودش شدیدآ در این کار فعال است و دیروز پتیشنی را بر روی سایت شون برای لیلا راه انداخته اند و با مصاحبه با روزنامه های معروف نروژ جمعیت انبوهی را بر سر این موضع بسیج کرده اند و قرار بر این است که امضاهای جمع شده را همراه با یک اعتراض شدید روز دوشنبه تحویل سفارت ایران در نروژ بدهند. همچنین امنستی با زبانی بسیار شدید به دولت نروژ انتقاد کرده و از نخست وزیر خواسته تا مشکل حقوق بشر را در ایران پی گیری کند. از همه شما دوستان خواهش می کنم شما هم به جمع امضا کنندگان نروژی بپیوندید و حجم امضا ها رو بیشتر کنید تا آنجایی که من اطلاعات کسب کرده ام تا امروز بیش از 2000 امضا جمع شده.
پی نوشت:
مرسی نانا عزیز.
متاسفانه فراموش کردم که متن به زبان نروژی است اصل متن به انگلیسی است در این آدرس ولی زیر عکس توی این آدرس قسمت قرمز رنگ آنجایی که نوشته شده Fornavn باید اسم کوچک خود را بنویسید و قسمتی که نوشته شده Etternavn باید نام فامیل را بنویسید و در پست آخر آدرس Epost-adresse میل است.
در بخش: بدون دسته بندی