Archive for the 'سیاسی' Category

Feb 03 2014

تحقیر انسان‌ها بهترین راه برای حفظ حکومت زور

آخوند از روزی که بر سرکار آمده و حتی قبل از آن، ملت ایران را فقیر و تحقیر شده می‌خواسته. به همین دلیل هم هست که همیشه آقایان حتی قبل از انقلاب طرفدار سفره‌های نذری بوده‌اند. بعد از انقلاب هم همین راه و روش را با شدت بیشتری دنبال کرده‌اند. وقتی شما برای کمک به […]

4 پیام

Jan 09 2014

غده‌های سرطانی سپاه قدس

نوشته: در بخش: سیاسی

از روزی که این دو نیرو “دولت اسلامی عراق و شام” یک مرتبه مثل علف هرز در عراق و سوریه پدیدار شدند، نظرم این بوده که این دو گروه هر دو از یک فاضلاب تغذیه می‌شوند و آن فاضلاب هم جایی نیست بجز حزب الله ایران یا همان سپاه قدس به فرماندهی قاسم سلیمانی نیست. […]

7 پیام

Dec 20 2013

سانسور یا حذف یک رقیب

وقتی سیستمی مثل وی چت رو سانسور می‌کنند کاربر ایرانی مثل همیشه به این فکر می‌کند که خوب این هم یک سانسور مثل دیگر سانسور ها ست! خیر عزیزان این یکی نه تنها یک سانسور معمولی است، بلکه همزمان یک دزدی عظیم اقتصادی هم هست. فراموش نکنید که سیستم وی چت که به شکلی ارزان […]

9 پیام

Dec 08 2013

این همه به ملت بیچاره ایران ایراد نگیرید گاگول های تحلیل گر!

نوشته: در بخش: اجتماعی,سیاسی

مگه میشه در باره چنین پدیده‌ای ننوشت!؟ پدیده‌ای که هر از چند گاهی بروز می‌کند و همه تحلیل گرای گاگول ایرانی که از تحلیل آن عاجزاند را گیج می‌کند! جالب اینجاست که این به اصطلاح تحلیل گران همه چیز دان، این رفتار را به همه ملت ایران هم نسبت می‌دهند و آن را گناهی عمومی […]

13 پیام

Nov 21 2013

سگ معترض

سالهای قبل از خروج من از ایران، همان سالهای خوشی که هنوز حکومت آخوندی مستقر نشده بود. توی کوچه ما اول‌های کوچه خانه یکی از رفقا بود. این رفیق ما یک سگ داشت که هر وقت از در آن خانه رد می‌شدی بدون وقفه ,واق واق می‌کرد. ما نامش را گذاشته بودیم سگ معترض چون […]

3 پیام

Nov 06 2013

رئیس شوربای امنیت ملی!

نوشته: در بخش: سیاسی,طنز

در خبری می‌خوانیم که وزیر کشور “رحمانی فضلی، رئیس شورای امنیت کشور شد” کمی با خود فکر می‌کنیم در بایگانی مغز دنبال این نام می‌گردیم ببینیم قبلا جایی خبر چیزی از او نشنیده بودیم که نام او این همه در خاطرمان مانده! گشت و گذار در پستوخانه این مغز معیوب ثمر می‌دهد، پرونده او را […]

7 پیام

Nov 03 2013

اصغری نریده! اصغری نریده!

یکی از رفقا برادر کوچکی داشت بنام اصغر. صبح ها وقتی این اصغر کوچولو از خواب بیدار می‌شد، اگر شب در خواب خودش را خراب کرده بود. از هنگامی که از رختخواب بیرون می‌آمد، یک پشت تکرار می‌کرد اصغری نریده! دلیل این رفتار هم این بود که گویا برو بچه‌ها توی خانواده صبح‌ها از بوی […]

هنوز پیامی ثبت نشده

« مطالب جدیدتر - مطالب قدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی