01
Oct
2002
هر کی رو برق میگیره ما رو هم محسن رضایی
سخنان محسن رضایی در اهواز باید زنگ خطری را برای ما بصدا در آورد. او چنین می گوید: خوزستانی ها باید ایفا کننده نقش اول باشند و اگر همیشه در نقش رده دوم قرار داشته باشند هیچوقت نمیتوانند پا به پای دیگران به منظور توسعه گام بردارند.
حُسن آقا: این اراذل که خود تمام قدرت را دردست گرفته اند اهمیتی نمیدهند که حق چه کسی را پای مال میکنند اگر امروز ایشان از قدرت دادن به خوزستانی ها حرف میزند فقط یک هدف را دنبال میکند و آن هم چیزی نیست جز “اختلاف بینداز و حکومت کن” وگرنه در ایران امروز هیچ کس بجز ملازاده قدرتی ندارد که خوزستانی ها دومی ش باشند.
حضرت متفکر!! قوم ملازاده ادامه میدهد: باید مسولان خوزستانی بطور جدی در قدرت سهم مشخصی داشته باشند.
حُسن آقا: اگر شما لطفی در حق خوزستانی ها دارید اول خانه ها و شهر های ویران شده شان را که شما ویران کردید، ترمیم کنید بعد از قدرت صحبت کنید. اگر کسی در آن دیار حق کسی را خورده باشد این ملا و ملازاده است که حق همه را از پیر و جوان گرفته تا بلوچ و ترک و فارس و خوزستانی ملاخورکرده نه دیگران، وگرنه این ملت قرنها در کنار هم زندگی کرده اند و هیچگاه مشکل قومی با هم نداشته اند. اگر مشکل قومی در ایران بوجود آمده یا بیاید! فقط حکومت های خودکامه بوده اند که مسبب این گونه نابرابری ها بوده اند.
این مفلوک که تا قبل از انقلاب قادر به پاک کردن مف خودش هم نبوده حالا استراتژی ترسیم میکند و تئوری مینویسد خنده دار نیست!؟ باور نمی کنید بفرمایید، عین سخنان گوهربار حضرت موش:
“وی با تاکید بر پرکردن خلاء های (باور بفرمایید خواندم پرکردن خلاب چون کار دیگری از این مفلس بر نمی آید) استراتژیک استانی توسط نخبگان خوزستانی، تاکید کرد: تئوری من عدم تمرکز در اقتصاد و توجه به سیاست و امنیت استوار است.”
حُسن آقا:آخه مگه نشنیدید! که آقا تازگی ها دکتر!! شده. ملا جان اگر کسی بخاد قدرتی توی اون مملکت بدست بیاره فرقی نمیکنه که از کدوم استان یا شهر باشه، تنها خصوصیاتی که باید داشته باشه اینه که باید خایه لیس رهبر باشه که این جور کارها هم از همه کس در ایران برنمی آید بجز ملازاده هایی همچون تو و هزارفامیل. مردک افاضات!! دیگری هم کرده ولی گفتم ملت بالا میارن اگر همه ش را بنویسم.
در بخش: بدون دسته بندی
30
Sep
2002
این را بخوانید
امروز دوباره فضولک از اعماق قلبش سخن میگوید و او واقعآ خواندنیست، وقتی که بر موج افکارش سوار میشود و بیمحابا بر اهریمنان تاخت و تاز میکند.
در بخش: بدون دسته بندی
30
Sep
2002
بچرخ تا بچرخیم
این روزها حُسن آقا یک همزبان پیدا کرده که دور از جان شما مثل اینکه هر روز قبل از شروع روز و خوردن صبحانه هنگام مسواک کردن بجای غرغره کردن آب، از فاضلاب استفاده میکند.حتمآ این آقا یا خانم را شما هم مطالب گهر بارش را خوانده اید. او خود را پشت نامهای مختلفی مخفی میکند و به این وسیله سعی دارد که هویت خود را پنهان نماید زهی خیال باطل.
این مخلوق گاهی خود را بنام رضا و با آدرس وب لاگ ممدسن ظاهر میکند بدون اینکه بداند که در اینترنت برای مخفی کردن خود نیاز به مغزی با گنجایش بیشتر از آنچه در جمجمه ی این مخلوق مفلوک میگنجد نیاز است. این بیچاره گاهی با نام افشین زند ظاهر میشود باز با همان درجه از نادانی بدون اینکه بداند حتی اگر IP خود را عوض کند بیچاره خبر ندارد که باید کل sub net خود را تغییر دهد تا بتواند از دید حُسن آقا کله پز مخفی بماند. بچه جان حُسن آقا شغلش کله پزی است قبل از شما کله خیلی های دیگر را پخته. پس به شما یک پیشنهاد دارم: بیخود به پرو پای کله پزها نپیچ، صنف ما معمولآ وقتی کله کسی را پخت دیگر چیزی ازش باقی نمیماند. برای اینکه دیگران هم متوجه شوند از چه سخن میگویم به این نامه که امروز دریافت کردم توجه فرمایید. با عرض پوزش از گل کو، پاگنده، شمر و لیلای لیلی، من مجبورم اینجور اشخاص را سکه ی یک پول کنم مرا ببخش:
نامه دریافتی از این IP 24.102.127.31 فرستاده شده در ضمن IP شخصی هم که کامنت شماره 5 را گذاشته همین IP است و با نگارنده نامه یکی است. و باقیمانده با یک IP دیگر است ولی sub net ش یکی است.
حسن اقا خدا وکیلی اگه گیرم بیفتی می زنم کیر از پس یخت دربیاد.کس کش بی شعور ما اون ای میل رو واسه خود الاغت فرستادیم اونوخت ورداشتی چاپ زدی که هرکی خوند چهار تا فحش ابدار خار مادر بزاره روش تحویلت بده؟ تو بی خایه وجودشو نداشتی یه کلمه تو بلاگت جواب بدی یا بیای تو بلاگ من «اعتراض» پیام بذاری. اون وخت اون کون کش گل کو ورداشته نوشته اینا چارواداری می نویسن. اره اقا جون ما بچه جنوب شهریم تا ببینیم کی میخواد کیرمونو بخوره. سلام منو به گل کو برسون و بگو : برای سلامتی بدنش کیرم توی دهنش. بچه ها گفتن دمت گرم اقا افشین عجب مادری از این داش حسن گائیدی. گفتم بابا حسن مسن دیگه چه کونیه کیرم توش؟ ولی اگه این یکی ای میل رو چاپ بزنی خداوکیلی ننه ای ازت به خر می کشم که تو اسمونا بنویسن! راستی به شمر سلام منو برسون و بگو چیه هی می ره تو بلاگ کون گنده (پاگنده) و اون لیلا کس گشاد اواره می نویسه؟ بیاد تو بلاگ خودم بنویسه نوکرشم هستم. تا بعدا
اقا افشین زند صفر زن حسن اقا کله پز
کانادا صفر زن نروژEteraz.blogspot.com
قبل از خواندن مطالب زیر گوشزد میکنم که این اسمهایی رو که من توی پرانتز نوشتم به این معنی نیست که نویسندگان مطالب هستند بلکه اینها اسامی است که شخص مجهول الهویه آنها را انتخاب کرده. درمورد ممدسن باید بگویم که من به یقین میدانم که این مطالب بوسیله ی ممدسن نوشته نشده چون sub net ممدسن با این sub net تفاوت دارد و درمورد افشین زند من اورا نمی شناسم و هیچگونه رفرانسی نداشتم تا بتوانم مقایسه کنم.
لیست زیر مواردی است که فرد مجهول با اسامی دیگر به وبلاگ من سر زده و کامنت گذاشته، درضمن گوشزد میکنم که نامه قبلی را هم که نوشته بود با همین IP بالاست:
1. رضا (وبلاگ ممدسن)
Sep 25 2002, 10:27 pm [لینک] IP: 24.102.120.124
2. رضا (وبلاگ ممدسن)
Sep 25 2002, 10:19 pm [لینک] IP: 24.102.120.124
3. رضا (وبلاگ ممدسن)
Sep 25 2002, 10:19 pm [لینک] IP: 24.102.120.124
4. رضا (وبلاگ ممدسن)
Sep 25 2002, 10:42 pm [لینک] IP: 24.102.120.124
5. آق رضا
Sep 30 2002, 01:44 am [لینک] IP: 24.102.127.31
باش تا صبح دولتت بدمد! كاين هنوز از نتايج سحر است
در بخش: بدون دسته بندی
30
Sep
2002
خوش رقصی های رژیم
دیروز با مادرم تلفنی صحبت میکردم، بحث بر سر اوضاع ایران شد، پرسیدم وضع چطوه در پاسخم گفت که چند روزی است در پارک نزدیک خانه هر روز صبح تا عصر موزیک پخش میکنند آن هم نه از نوع سنتی اش بلکه از نوع پاپ اش، خندیدم با خودم گفتم ببین این شپشو ها تا چه درجه ذلیل شدن که مجبور به دست زدن به چنین خوش رقصی هایی هستند تا بتوانند بلکه مردم را برای چند روزی دیگر در کنترل داشته باشند. امروز مطلبی را از روزنامه جمهوری اسلامی خواندم که پی بردم کاخ ظلم از پایبست ویران است، مطلب را خودتان بخوانید:
در مراسم اختتاميه سومين جشنواره فيلم حقيقت كه در يزد برگزار شد در مراسم عمومي , گوهر خيرانديش هنگام دادن جايزه , اقدام به بوسيدن يك كارگردان مرد نمود. اقدام خلاف شرع اين بازيگر سينما باعث شد استاندار يزد واكنش نشان دهد و خواستار رعايت شئون اسلامي شود. گروهي از مردم متدين يزد با تماسهاي مكرر با دفتر روزنامه اظهار داشتند وقتي فريضه امر به معروف و نهي از منكر توسط مردم و مسئولين صورت نمي گيرد و اين فريضه الهي فراموش شده تلقي مي گردد نتيجه اين مي شود كه در شهر دارالعباده آنهم در انظار عمومي اين اقدام زشت صورت گيرد.
چه کسی میگوید ما بت شکن نداریم!؟ پس این خانم گوهر خیراندیش کیست؟ در اواخر دوران شاه، زنده یاد فریدون فرخزاد در برنامه شو هفتگی که در تلوزیون ملی ایران(نه از نوع لوس آنجلسی اش)داشت بنام میخک نقره ای، هنگام روی صحنه آمدن زنان هنرمند دست آنها را میبوسید. در آن زمانها یعنی چیزی حدود 25 یا 26 سال قبل این چنین کارهایی جگر این آقایان شپشو را بدجوری سوراخ میکرد ولی چون در آن روزگاران این حضرات خایه لیس مبارک ملوکانه بودند عکس العملی بجز خون جگر خوردن یا شاید هم در دل لذت بردن کاری نمیتوانستند بکنند. شاید فرخزاد را هم بخاطر همین بود که بعدها او را هم همچون دیگر آزاد اندیشان کشتند. (نامش جاودان باد)
در بخش: بدون دسته بندی
29
Sep
2002
Porno på iransk TV [+]
توی این مملکت یخبندان یک روزنامه تابلوید داریم بنام VG امروز روی نت مطلبی داشت در مورد اعدامهای امروز صبح در تهران رفته بودم بخونم کنار این مطلب دیدم نوشته Porno på iransk TV به زبون فارس یعنی فیلم پورنو در تلوزیون ایران. جل الخالق!! گویان رفتم مطلب رو خوندم دیدم تاریخش قدیمی هست (28.08.02 ساعت 13:36) ولی فکر کردم شاید کسانی باشن که این خبر رو نشنیده باشند . خبر رو NTB (خبرگذاری نروژ) از قول روزنامه جمهوری اسلامی نقل کرده: تلوزیون کانال خبر جمهوری اسلامی یک فیلم پورنو را بر روی آنتن فرستاد. بنا به اظهارات اهالی همدان این فیلم که بطور ناگهانی بر روی آنتن قرار گرفته بسیار غیر اخلاقی و شنیع بوده. تلوزیون خبر این اتفاق رو تایید کرده و قول داده مسببین این عمل رو پیدا کنه.
در بخش: بدون دسته بندی
29
Sep
2002
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
دیروز برای خرید به یک سوپرمارکت رفته بودم. در حال جمع آوری مایحتاج بودم که آقایی در کنار من بدون اینکه بپرسد اهل کجا هستم شروع کرد به صحبت کردن و به فارسی سوال کرد: “چگونه میتوانند کلمی به این بزرگی را تولید کنند و آن را به قیمت یک کرون (یک چیزی حدود 85 تومان)بفروشند!؟” گمان نمیکنم که قصدش از گفتن این جمله واقعآ ابراز عقیده در باره ی قیمت کلم بود! بیشتر میخواست درد دل کند وحتمآ چون پنداشته بود که من ایرانی هستم سر صحبت را باز کرد.
او پس از سوال ش درمورد کلم تقریبآ تمام زندگی اش را برایم تعریف کرد. این انسان زجر کشیده کردی بود که سالها درزندانهای جمهوری اسلامی شکنجه شده بود، حتی مرا تشویق کرد که سرش را لمس کنم تا جای ضرباتی را که به سرش آورده بودند بمن نشان دهد.
از نکات جالبی که از لابلای صحبتهایش بیرون آوردم یکی از همه جالب تر بو او خودش تعریف میکرد که پدرش هم در زندان شاه بوده. او ادامه داد، البته نه بصورت عادی بلکه با وجدی غیر قابل وصف آرزو میکرد که ای کاش شاه می آمد.
به او گفتم ای هم وطن عزیز آیا گمان نمیکنید که بعد از این همه زجر حالا برویم و با سلام و صلوات حضرت پادشاه را بیاوریم و خود به زبان خود بگوییم که شهریارا گوه خوردیم غلط کردیم دیگر از این کارهای بد بد نمیکنیم!؟ گمان میکنید که ملت همچین آلترناتیوی را میپذیرند!؟، وتازه مگر خود شما نمیگویید که شاه پدر شما را به زندان انداخت!؟ در پاسخم گفت:
شاه حق داشت پدر مرا به زندان بیندازد چون او دست به اسلحه برده بود ولی من که هیچگاه دست به اسلحه نبردم چرا اینها به سر من آن آوردند که گفتم؟ پرسیدم به چه جرمی گفت:
بجرم کرد و سنی بودن، ادامه داد در ایران خمینی شیعه نباشی وای به روزت.
در دادن پاسخ کوتاهی کردم چون پاسخی برای دادن نداشتم. افسوس که آن همه جان فشانی ها برباد رفت، افسوس که عمرها برباد رفت ثروتها غارت شد وفرزندانی یتیم شدند پدران و مادرانی بی فرزند شدند تا انقلابی به ثمر برسد و افسوس که آن را مفت و مجانی دودستی تقدیم ملا کردیم و حالا باید ما که در آنروزگاران فعال بودیم با سری افکنده و روحی آزرده و شرمسار به فرزندانما بگوییم عذر میخواهیم اشتباه کردیم، ببخشید که حاصل زندگی خود و شما را ملاخور کردیم.
در بخش: بدون دسته بندی
29
Sep
2002
این مساله ی هک شدن وبلاگ راپورتهای یومیه را من تا آنجایی که بتوانم پیگیری خواهم کرد، میدانید اگر اینکار را نکنیم فردا نوبت خودمان میشود، پس فراموش نشود یکی برای همه، همه برای یکی. اگر این رویه را پیش بگیریم به رژیم خواهیم فهماند که با این حرکات تحرک ما بیشتر میشود و هزینه ی این کار را بالا خواهیم برد و رژیم هم دیگر دست به اینگونه اعمال نخواهد زد.
از کسانی که تا این لحظه در مورد این موضوع نوشته اند اینها هستند: فضول، خلبان کور، پاگنده و فروغ که در وبلاگ عمومی این مساله را منعکس کرد. مطلب پاگنده از همه بهتر بود از این جهت که استمداد طلبیده بود و از کسانی که در امور امنیتی و پیشگیری از اینگونه هک کردن ها تجربه دارند خواسته بود که با آگاهی دادن به دیگران باعث پیشگیری از تکرار مجدد اینگونه مشکلات شوند. او همچنین از نویسنده ی این وبلاگ خواسته تا با نوشتن در یک وبلاگ دیگر به سردمداران رژیم بفهماند که کارشان بیهوده است.
در بخش: بدون دسته بندی