04
Oct
2002
این هم از مجلس اصلاحات
مجلس شوراي اسلامي، در ادامه رسيدگي به مواد طرح اصلاح قانون شوراهاي اسلامي، داوطلبان نمايندگي را موظف به پرداخت سپرده نقدي به عنوان وديعه كرد.
به موجب اين مصوبه، وديعه كساني كه كمتر از دو درصد آراي حوزه انتخابيه را كسب كرده باشند، به حساب شهرداري همان حوزه ضبط مي شود.
تفسیر کله پاچه ای
خوب س دیگه، پس از قرار معلوم منبعد برای شرکت در انتخابات باید مثل عسکر اولادی مسلمان! و هاشمی بهرمانی نامسلمان پولدار بود تا توانایی شرکت در انتخابات را داشت، در ضمن با آماری که از مابقی مخارج انتخابات در دست است، بایستی اینگونه نتیجه گرفت که از این به بعد انتخاب شدن فقط پشت قباله ی اعیان و اشراف نوشته شده و گدا گشنه هایی مثل حُسن آقا و شما شانسی برای حتی شرکت در اینگونه شو ها را هم نخواهیم داشت.
در بخش: بدون دسته بندی
03
Oct
2002
بشتابید سفر هوایی به عتبات عالیات آزاد شد!
درگفت و گویی که روزینامه ی جام جم با معاون لاریجانی انجام داد، قائم مقام صدا وسیما علی آقا محمدی پس از مراجعت از عراق اعلام کرده که از مسولین عراقی قولهای مساعدی گرفته تا موانع سفر هوایی به عتبات عالیات را از پیشروی مسلمانان ایرانی بردارند.
توضیح حُسن آقایی:
1. باور بفرمایید ما ایشان را علی آقا خطاب نکردیم ایشان اصلآ مثل اینکه اسمشون علی آقا هست و حتمآ بسبک حُسن اقا جلو خودشون بلند میشن، که خوب این موضوع از نظر حُسن آقا همونطور که میدونید اشکالی نداره، البته شاید میبایستی یک کربلایی هم به اسم ایشون می افزودند که متاسفانه فراموش شده.
2. درضمن چشمتونم کور هی رو از سران مملکت ایراد نگیرید و بگید که اینا مشکلات ما رو حل نمیکنن! این چه رسمی_ توی اون مملکت! اصلآ شما شهروندان بی چشمو رو لیاقت این سران رو ندارین!. حتی قائم مقام تلویزیون هم کار و زندگی ش ول کرده رفته برای شما کلی خایه مالی_ صدام تکریتی رو کرده تا بلکه براتون اجازه ی شرفیاب شدن به عتبات عالیات رو بگیره. دیگه مرگ میخوید بریت هندسون. چه مرضی تونه آخه!!؟
راستی این عتبات عالیات چی چی هست!؟ اگه کسی میدونه بری ما هم توضیح بده!
در بخش: بدون دسته بندی
03
Oct
2002
عاقبت وبلاگ راپورتهای یومیه
امروز نامه ای از نویسنده ی راپورتهای یومیه دریافت کردم که در زیر رونوشت آن از فنگلیش به فارسی را میخوانید:
حُسن آقا سلام
نمیدونم که در این مدت به من میل هم زده بودید یا نه. ولی به هر حال از اینکه لطف کردی و مشکل منو در وبلاگت مطرح کردی ممنونم.
در این مدت حسابی گرفتار بودم. چون متاسفانه بدنبال هک شدن وبلاگم، میل بکسم هم هک شد و تمامی میلها و اطلاعاتم ازبین رفت!
این درحالی بود که یک روز که مسنجرم باز بود اگر کمی دیر جنبیده بودم هاردم فورمت شده بود اینبود که در این مدت حتی می ترسیدم به اینترنت وصل شوم!
درهر حال الان همه چیز روبراه و قصد دارم بزودی وبلاگ جدیدی راه اندازی کنم و همین روزا دوباره نوشتن رو ازسر بگیرم.
باز هم از لطفت ممنونم!
از همه کسانی که نسبت به این مساله واکنش نشاندادند از قول من تشکر کن
قربانت رپورتچی
در بخش: بدون دسته بندی
03
Oct
2002
هذیان گویی
«امروز كل جهان تشنه افكار و سياستهاي قضايي نظام ماست تا از آنها استفاده كند؛ ولي متاسفانه در اين زمينه زياد كار نشده ما بايد ايدهها و سياستهاي حقوقي و قضايي را بشناسيم و روي آنها كارشناسي كنيم، بعد آنها را تدوين و تنظيم كنيم و اينها را از بطن اسلام بيرون بكشيم و طبق آنها عمل كنيم. آن زمان ميفهميم چقدر ما ثروت علمي و غناي قضايي داريم و چقدر در جهان براي گفتني داريم و از اين راه عظمت نظام قضايي و سياستهاي قضايي ما در همه ابعاد مشخص ميشود و خوشبختانه همه اينها در منابع ما داراي روايت و حديث است .»
بگمان شما این سخنان گوهر بار از کیست؟ من که گمان میکنم گوینده ی این کلمات یا بعلت ضربه ی مغزی به هذیان گویی دچار شده یا اینکه بخاطر لهجه ی عربی ش خبرنگار نافهم بد برداشت کرده و یا اینکه جهانیان بعلت پدیده ای ناشناس به بیماری گوزپیچی دچار شده اند که باید تشنه ی این ویرانه باشند!؟ شما چه فکر میکنید؟ اینکه میگویند سنگ بزرگ نشانه ی نزدن است! اینجا هم مصداق پیدا میکند، حضرت عراقی آنقدر به هذیانگویی گرفتار آمده که سنگی ار به بزرگی جهان برداشته و هم اینک است که بر روی دو پایش بیفتد و چلاقش کند.
در بخش: بدون دسته بندی
02
Oct
2002
بحث بر سر نوع مجازات است
من چهار پنج روز هست مقاومت میکردم برای نوشتن این مطلب حتی دو سه مطلب هم نوشتم ولی پاره کردم (منظورم این هست که پاک کردم) چون بر این عقیده هستم که اینکار روز یکشنبه ی رژیم بیشتر یک نمایش قدرت بود تا یک مجازات و در ضمن گمان من بر این بود که با ننوشتن باعث خواهیم شد که رژیم به هدفی که میخواهد نرسد یا حد اقل ما کمکی به این هدف نکرده باشیم ولی متاسفانه وقتی که تعدادی از کامنتها رو خوندم مجبور شدم که این مطلب رو بنویسم.
البته امیدوار بودم که کسانی مثل شبح و یا قاصدک ویا دیگران که تبحربیشتری در نوشتن دارند این کار رو بکنن چون متاسفانه من تبحر کافی در نوشتن عقایدم رو ندارم ولی چه کنم که مجبورم با همین نوشتار الکن سعی خودم رو بکنم.
مطلب از اینقرار است که در این بحث اعدام ویا بهتر بگویم مجازات یک عده ای فرق بین “متهم”، “محکوم”، “حکم”، “جرم” و “مجازات” رو نمیدونند و این لغات رو شدیدآ قاطی میکنند.
دوستان در این چند روز من ندیدم که حتی یک نفر از کسانی که به این موضوع پرداخته اند(مجازات اعدام) در محکوم بودن این اشخاص شکی و یا حتی بحثی بکنند، در مورد غیر انسانی بودن کارهایی را هم که این باند کرده هیچ بحثی نیست و بیشتر در مورد مجازات و روش مجازات و مقدار مجازات صحبت کرده اند و در این بحث ها نمیدانم جایگاه یک چنین استدلالی کجاست. آیا میتوان چنین استدلال کرد!؟:
“خیلی عجیب نیست، همینهایی که با اعدامِ این افراد مخالفاند را موردِ پرسش قرار دهید که آیا اگر نظام سقوط کند موافق خواهند بود با اعدامِ سردمدارانِ رژیم و آنانها که فرمانِ قتلهایِ دورهیِ جنگ (فرماندههانِ سپاه در جبهه) و نیز قتلهایِ ۶۷ را دادهاند یا در اجرایِشان نقش داشتهاند… نمیدانم اتفاق است یا چه چیزِ دیگر که همین چند روز پیشتر همین بحث را داشتیم… همانقدر که میتوانیم یک قاتلِ جنایتکار را تبرئه کنیم، باید بتوانیم خمیتی و خامنهیی را نیز تبرئه کنیم… ”
دوست عزیز این مساله جرم را من بحثی درش ندارم و اینکه خمینی و خامنه ای متهم هستند و شاید روزی محکوم بشوند هم بحثی در آن نیست ولی اگر محکوم شدند مجازاتشان نباید اعدام باشد چون غیر انسانی است و ما خودمان را بایستی از این دونفر انسانتر بدانیم و مجازاتشان را انسانی تعین کنیم.
یا این یکی:
“agha yani chi ke hey taghsiro mindazi gardane digaran,pas yani in grouhe karkas ye mosht javoone masoomo bi gonah boudan ke ghorbanie sharayete jame’e shodan,pas oon javoonaiee ke too ye roosta kolli ekhtera o ekteshaf mikonan ya rotbehaie khuobe elmi kasb mikonan too in jame’e zendegi nemikonan”
دوستان گرامی بحث بر سر محکوم بودن یا نبودن این افراد نیست، بحث بر سر مجازات اعدام است. ما حتی بحثی در مورد طول مدت زندان هم نمیکنیم که مثلآ مجازات این افراد 100 سال زندان باشد یا 10 سال، ما بحث این را میکنیم که مجازات اعدام عملی است مشابه خود قتل، به سخن ساده شما میتوانید این جوانان را طبق قانون : متهم کنید و بعد یک جرم تعین کنید بعداز آن محکوم کنید و مجازات تعین کنید، کسی بر این اعمال مخالفتی ندارد مخالفت بر نوع مجازات است نه محکومیت این افراد و حرف مخالفین مجازات اعدام همین است و بس که مجازات اعدام غیر انسانی است، یک وسیله ایست از قرون گذشته یک روش بربری است، در هیچ جامعه ی متمدنی کارآمد ندارد. حرف بر سر این است که اگر گروهی بنام کرکس کار غیر انسانی کرد ما که خود را انسان میدانیم نمیتوانیم همان روش را پیاده کنیم بعد خودمان را از اعضای باند کرکس بهتر بدانیم و انسانتر بشماریم.
ایکاش کسانی که در این امور توانائی بیشتری دارند این بحث را دنبال کنند چون گمان نمیکنم که من توانسته باشم این مشکل را خوب و بایسته برسی و استدلال کنم.
در بخش: بدون دسته بندی
01
Oct
2002
این کامنت رو یک رهگذر گذاشته بود برای مطلب زیر دیدم حیف هست دیگران نبینندش:
يك آدم
يك نكته جالب براتون بگم : اسم اصلي محسن رضايي ‹‹ سبزوار رضايي ›› است ! يه روز كه براي سر زدن به فاميلهاش به مسجد سليمان رفته بوده ، پدر پيرش با لهجهي بختياري بهش ميگه : سوزوار !!! خوت و اين آخوندا چنو گشتين من اي مملكت كه اگه چارتا شاه هم بياد نيترن راسس كنن !!!
برگردان فارسي : ‹‹ سبزوار ! تو و اين آخوندها آنچنان اين مملكت را بهم ريختين و خرابش كرديد كه اگه چهار تا شاه هم بيايند نميتونند دوباره درستش كنند ! ››
در بخش: بدون دسته بندی
01
Oct
2002
هر کی رو برق میگیره ما رو هم محسن رضایی
سخنان محسن رضایی در اهواز باید زنگ خطری را برای ما بصدا در آورد. او چنین می گوید: خوزستانی ها باید ایفا کننده نقش اول باشند و اگر همیشه در نقش رده دوم قرار داشته باشند هیچوقت نمیتوانند پا به پای دیگران به منظور توسعه گام بردارند.
حُسن آقا: این اراذل که خود تمام قدرت را دردست گرفته اند اهمیتی نمیدهند که حق چه کسی را پای مال میکنند اگر امروز ایشان از قدرت دادن به خوزستانی ها حرف میزند فقط یک هدف را دنبال میکند و آن هم چیزی نیست جز “اختلاف بینداز و حکومت کن” وگرنه در ایران امروز هیچ کس بجز ملازاده قدرتی ندارد که خوزستانی ها دومی ش باشند.
حضرت متفکر!! قوم ملازاده ادامه میدهد: باید مسولان خوزستانی بطور جدی در قدرت سهم مشخصی داشته باشند.
حُسن آقا: اگر شما لطفی در حق خوزستانی ها دارید اول خانه ها و شهر های ویران شده شان را که شما ویران کردید، ترمیم کنید بعد از قدرت صحبت کنید. اگر کسی در آن دیار حق کسی را خورده باشد این ملا و ملازاده است که حق همه را از پیر و جوان گرفته تا بلوچ و ترک و فارس و خوزستانی ملاخورکرده نه دیگران، وگرنه این ملت قرنها در کنار هم زندگی کرده اند و هیچگاه مشکل قومی با هم نداشته اند. اگر مشکل قومی در ایران بوجود آمده یا بیاید! فقط حکومت های خودکامه بوده اند که مسبب این گونه نابرابری ها بوده اند.
این مفلوک که تا قبل از انقلاب قادر به پاک کردن مف خودش هم نبوده حالا استراتژی ترسیم میکند و تئوری مینویسد خنده دار نیست!؟ باور نمی کنید بفرمایید، عین سخنان گوهربار حضرت موش:
“وی با تاکید بر پرکردن خلاء های (باور بفرمایید خواندم پرکردن خلاب چون کار دیگری از این مفلس بر نمی آید) استراتژیک استانی توسط نخبگان خوزستانی، تاکید کرد: تئوری من عدم تمرکز در اقتصاد و توجه به سیاست و امنیت استوار است.”
حُسن آقا:آخه مگه نشنیدید! که آقا تازگی ها دکتر!! شده. ملا جان اگر کسی بخاد قدرتی توی اون مملکت بدست بیاره فرقی نمیکنه که از کدوم استان یا شهر باشه، تنها خصوصیاتی که باید داشته باشه اینه که باید خایه لیس رهبر باشه که این جور کارها هم از همه کس در ایران برنمی آید بجز ملازاده هایی همچون تو و هزارفامیل. مردک افاضات!! دیگری هم کرده ولی گفتم ملت بالا میارن اگر همه ش را بنویسم.
در بخش: بدون دسته بندی