28
Oct
2002
سراب روشنفکری
بحثی را که من در مورد فمینیسم و اسلام آغاز کردم، بیشتر آرزو داشتم تا بلکه خانمهایی را که در این مقوله درگیرند را ترقیب کنم، تا بتوانیم یک بحث جامع را در مورد اسلام و آزادی زن بطور اخص و اسلام و آزادی را بطور کل بررسی کنیم، ولی متاسفانه همانطور که خلبان در کامنت من نوشته بود و هشدار داده بو، بایستی از این کار پرهیز میکردم، چون از قرار معلوم ما (ایرانی ها) هنوز برای بحثهای بدون انگ زدن آمادگی نداریم و این خوشباوری من هم چیز بی خودی است.
بحث من یک بحث روشن و دقیق بود، بحث من در یک فرمول خلاصه میشد گرچه یک صفحه برایش مکان گذاشتم و فرمولش چیزی نبود جز این (فمینسم + اسلام = کس شعر) همین و همین نه بشتر نه کمتر.
ولی متاسفانه بخاطر این دو روزی که بدون اینترنت بودم، عده ای و مخصوصآ مهشید تنها تنها به قاضی رفته اند و بر من همان انگی را زده بودند که بگمان خودم نه لیاقتش را و نه استحقاقش را داشته باشم. بحثی را که من شروع کردم در یک جاده آسفالته و در روز روشن بود و این عزیزان بحث را به یک جاده ی خاکی و تاریک کشاندند.
در حقیقت بایستی من هم همچون بیشتر مردها خوشحال باشم از اینکه زنها در اثارت اند و مردها حکومت میکنند! نه اینکه بیخودی کاسه از آش داغ تر بشوم و سعی کنم بحثی را آغاز کنم که خود خانمها علاقه ای به آن ندارند.
این جا هم یک بر صفر بنفع خلبان که نوشته بود: “آقا از من به تو نصيحت با آخوندا درميفتی بيفت اما با زن ها نه . سرنگونت می کنن ها! حالا ما گفتيم” .
در بخش: بدون دسته بندی
28
Oct
2002
چسناله های روشنفکری
سعيد رضويفقيه – روزنامهنگار – در پاسخ به سوالی دربارهی قانون اساسی و اجرای آن تاكيد كرد: اكثريت به قانون اساسی و متمم سال 68 آن راي دادهاند و ما بايد به اين قانون احترام بگذاريم، اگر امروز براي خودمان حق تعيين سرنوشت قائليم بايد به رای مردم در سال 58 و 68 هم احترام بگذاريم.
خُسن آقا:
وضع این الاغ که حتی از اسمش هم پید است که چه جانور چهارپایی است، از قبل مشخص است، آخر کسی که اسمش را گذاشته رضويفقيه چگونه میتواند درد ملتی را که هرچه میکشد از دست همین ولایت فقیه است درک کند!؟
مردک جان ملت عراق هم همین هفته ی گذشته 100% رای به ریاست جمهوری صدام دادند، یا شما آنقدر خر تشریف دارید که فرق این رای دادن با رای دادن دموکراتیک را نمی فهمید! که خوب در آن صورت ما هم حرفی با شما نداریم! یا اینکه میفهمید و خود را به کوچه ی علی چپ میزنید! صدبار میگیم نرید خر از قبرس وارد کنید به اندازه ی کافی خر در ایران هست! باز میروند و خر وارد میکنند. ما آنقدر خر توی اون مملکت داریم که حتی میتوانیم صادر کنیم، دلیلی برای واردات نیست.
سعيد رضويفقيه، ادامه میدهد:
وي دربارهی رويكرد سياسی گروهها در زمان انقلاب و علل آن، تصريح كرد: استبداد پهلوی زير پوشش سكولاريسم و ناسيوناليسم پنهان شده بود؛ در حالی كه هيچ نسبت مستقيمی بين سكولاريسم و استبداد نيست.
خُسن آقا:
نگفتم طرف الاغ است! باز بگوید نیست! آخر الاغ جان گوز چه کار به شقیقه دارد!؟ یک الاغی مثل شما هم میتواند سکولار باشد هم مستبد و همزمان الاغ. تا آن مملکت اجازه میدهد همچین الاغ هایی نماینده ی روشنفکریش باشد وضع بر همین منوال خواهد ماند. در ضمن هیچ کس ادعا نکرده که خاندان پهلوی سکولار بود! برعکس همه میگویند که او هم به طریقی از همین توبره مذهب که شما نشخوار میکنید نشخوار میکرد. به این میگویند چسناله از نوع بدش! بوی گندش تا اروپاهم رسید بی چاره!
در بخش: بدون دسته بندی
28
Oct
2002
اشکال در خطوط اینترنت
با عرض پوزش بخاطر تاخیر در به روز کردن این مکان، باور بفرمایید ما در نروژ هم یک شرکت تلفن داریم که شباهت زیادی دارد به شرکت مخابرات ایران! البته تازگی ها خصوصی اش کرده اند ولی هنوز درک نکرده که وقتی یک بدبختی پول میده و یک خط اینترنت اجاره میکنه نیاز به این خط داره وگرنه مرض که نداشت پول بده. جریان از این قرار است که از روز شنبه دیروز صبح این خط اینترنت نروژ گوزپیچ شده بود و ما را از نعمت حضورتان بی بهره . این مطلب را امروز یکشنبه ساعت 9:47 بوقت نروژ مینویسم تا ببینم کی میشه گذاشتش روی نت.
در بخش: بدون دسته بندی
26
Oct
2002
فیلم سمینار مروری بر پدیده زندان که در دانشکده پژوهش های آسایی و آفریقایی دانشگاه لندن اجرا شده رو میتونید از این آدرس در سایت گویا مشاهده کنید. به همه پیشنهاد میکنم این فیلمها را ببینند. در این فیلمها جریان قتل عام زندانیان سیاسی رو در زندانهای جمهوری اسلامی را هم تشریح میکنند.
در بخش: بدون دسته بندی
26
Oct
2002
اسباب کشی ممدسن
ممدسن رو که حتمآ معرف حضورتون هست همونی که با طنز خوبش به ریش آخوندا بند میکنه، همونی که قبلآ توی پرشین بلاگ مینوشت! او هم با سلام و صلوات نقل مکان کرده و رفته یک خونه ی اجاره ای محقر توی blogspot.com گرفتن. چون خودش گرفتار اسباب کشی بود، وقت نداشته دوستان رو شخصآ دعوت کنه به من وکالت دادن که آدرس جدیدشون رو بهتون بدم و بگم که حتمآ برای بازدید از کلبه ی ایشون به این آدرس سر بزننین: خیابون جهان مجتمع آپارتمانی فقرا جنب میدون آزادی پلاک 13 کادو یادتون نره.
درضمن یک خبر دیگه هم اینه که گویا پرشین کار نمیکنه اگه کسی میدونه چی به چی شده به ما هم بگه. میگن گویا ای چچنا وقتی میخواستن تئاتر مسکو رو بگیرن تیر کمونه کرده خورده به سرور پرشین! راسته والو کاکو!!؟
البته ممکنم هست زیر سر همین ممدسن خودمون باشه! قبل از اسباب کشی زده همه چیزو خراب کرده و داره میره! مستاجر بد به ای میگن!.
در بخش: بدون دسته بندی
25
Oct
2002
ضد و نقیض گویی فمینیست ها
این مطلب رو چند وقت هست میخواستم بنویسم ولی همانگونه که پیشتر گفتم میترسیدم از انگ زدنهای خانمها، البته نه فقط خانمها بلکه ما ایرانی ها عادت داریم خیلی زود بدون مطالعه به دیگران انگ بزنیم و در این مورد هم مخصوصآ در میان روشن فکرها این مقوله زن تبدیل شده به یک تابوی بد، اگر به چیزی یا عادتی زنانه اعتراض کردی بلافاصله متهم میشوی به ملامنشی و ضد زن بودن و …
باور کنید از نظر من ایرانی دموکراتیک نخواهیم داست قبل از اینکه این مشکل جامعه را که بنظر من یکی از اساسی ترین مشکلات امروز ماست حل نکنیم و اون هم برابری زن و مرد هست.
نکته دیگری که توی این بحث هست و خیلی هم اساسی است، اینه که حق گرفتنی است نه دادنی به سخنی ساده تر میتوان گفت من حق زنم را نخواهم داد بلکه اوست که باید حقش را بستاند. این درست شباهت به آن دارد که فکر کنیم فلان سرمایه دار بدون مبارزه حق کارگرش را خواهد داد!
حال برگردیم به اصل موضوع: آزادی زن، به گمان نگارند بستگی دارد به آگاهی زن ایرانی و تا زنهای ایرانی خود موقعیت اجتماعی خودشان را بررسی نکنند و مشکلات فراروی خود را نشناسند و راهکارهای رفع این مشکلات را نیابند هیچکس پی گیر این مقوله نخواهد بود و آنها نیز هیچگاه به احدافشان نخواهند رسید.
از اینکه زنها بنشینند و گناه تمام مشکلات خود را به گردن مردان و جامعه ی مردسالار اندازند راه به جایی نخواهند برد بلکه در یک دایره ی بسته به دور خود خواهند چرخید و آخر سر هم برابری مثل چیزی که در غرب میبینیم بدست خواهند آورد چیزی مثل یک شیر بی یال و دم و اشکم .
یکی از اساسی ترین مشکلات زنان ایران که شاید بتوان به جرعت گفت که بزرگترین سد مقابل آنهاست “اسلام” یا به زبان کلی تر مذهب است. زنی که ادعا میکند که فمینیست است و باز مینشیند از خدا و پیغمبر حرف میزند و اراجیفی را که در جامعه ی بدوی عربستان در 1400 سال پیش بهم بافته شده می پذیردبگمان من نه آشنایی با مذهب اسلام دارد نه ساختار اجتماع ایران را می شناسد نه آگاهی کافی که بتوان او را فمینیست نامید.
آخر با کدام عقل سلیم میتوان استدلال کرد که در اسلام و در ساختار و محدوده ی ادیان میتوان به یک جامعه ی مساوی بین زن و مرد دست یافت!؟ این شعار بیشتر شباهت دارد به شعار جامعه ی بی طبقه ی توحیدی و تنها تئوری است که بوسیله ی استثمارگر برای استثمار بیچارگان تئوریزه شده.
مگر میتوان گفت که: می توان در دینی که شهادت دو زن تازه اگر پذیرفته شود به اندازه ی یک مرد است مساوات بین زن و مرد ایجاد کرد.
مگر میتوان گفت که: یک زن مستقل است وقتی که او بایستی برای مسافرت از شوهرش اجازه بگیرد. یادم می آید این بحث مذهب و آزادی زن را یک بار با یکی از فمینیست های! وبلاگ نویس داشتم او که افکاری نیمه مذهبی دارد بگمان خودش میتواند فمینیست باشد! زهی خیال باطل این فمینیسم همان قدر مسخر بنظر می نماید که جامعه ی توحیدی! دموکراتیک! آقای خاتمی، این یک paradox بتمام معنا است و غیر قابل اجرا، گرچه ممکن است که اشخاصی مثل آقای خاتمی برای منافع طبقه ی خود این paradox را تئوریزه کنند ولی آیا میتوان این تئوری را در عمل پیاده کرد!؟ شواهد نشان از چیز دیگری دارد.
ای کاش فمینیست هایی که ادعای آگاهی از مشکلات جامعه ی زن ایران امروز را دارند، می توانستند مرا نیز ارشاد! کنند تا شاید با کمک هم بتوانیم یک جامعه ی آزاد در ایران پی ریزی کنیم، چون همانطور که گفتم دموکراسی واقعی بدون در نظر گرفتن حقوق زنان و اقلیت های قومی ممکن نیست.
پس از شما که این نوشته را میخوانید خواهشمندم، چنانچه راهکاری را سراغ دارید، که بوسیله ی آن میتوان هم اسلام را داشت، هم برابری زن و مرد را و هم آزادی ادیان را، مرا هم ارشاد! نمایید!
در بخش: بدون دسته بندی
25
Oct
2002
معرفی یک وبلاگ
من این بادبادک رو تازه پیدا کردم (توی وبلاگ امید) و هنوز افکارش رو درست نشناختم ولی هرچه بیشتر میخونم بیشتر می بینم که این از اون جوونهایی هست که بایستی روشون سرمایه گذاری کرد بریت بخونید خودتون درک میکنید من چی چی میگم.
در مورد مطلبی رو که دیروز نوشته باید بگم که این سطحی بودن انسانها من رو هم شدیدآ کلافه میکنه مخصوصآ بعضی خانم های ایرانی که شدیدآ سطحی در مورد مذهب و فمینیسم فکر میکنند، مطلبی رو چند روز هست میخواستم بنویسم ولی با خودم میگفتم متهمم میکنند به زن ستیزی ولی چه باک! ما که رسوای جهانیم غم عالم پشم است.
در بخش: بدون دسته بندی