25
Oct
2002
جریان گروگانگیری مسکو را که همه میدانند. امروز با خانمی سرکارم که هنگام نهار اکثرآ بحث سیاسی میکنیم صحبت میکردم از من پرسید که نظرم در مورد این گروگانگیری چیست!؟ او را از مدتها قبل تحت تاثیر افکار دایی جان ناپلئونی خودم قرار داده ام و هر خبری که در دنیا میشود اول می آید سراغ من و اولین چیزی که میپرسد این است که “گمان میکنی کار عمو سام باشد!؟ و من هم پس از کمی تحلیل به نتیجه مطلوب میرسم. امروز برعکس همیشه او خودش پیشقدم شد و گفت این کار، کار آمریکایی هاست و من هم که دیدم که تنور داغ است نان را چسباندم و گفتم چون میخواهند پوتین را که در حال شروع سفر اروپا است تحت فشار قرار دهند تا او هم موافقت کند که بعله اگر رژیم صدام سرنگون نشود حتمآ این تروریستها توی چچنیا اوضاع جنوب روسیه را بهم میزنند و خلاصه نفت اسیای میانه هم می افتد دست مسلمانان. و اینکه آمریکایی ها حالا با علم کردن این گروگانگیری او را هم تضعیف میکنند و هم از او این قول را میگیرند که در سرنگونی صدام همکاری کند بعد هم آنها همکاری خواهند کرد تا چچنیا را از شر مسلمانان تروریست نجات دهند. خلاصه بعد از این تحلیل باخودم فکر کردم طرف اگر وزیر امور خارجه ی نروژ بود حتمآ پست مشاور مخصوص خود را در امور خاور میانه رو دودستی تقدیم خُسن آقای کله پز میکرد. راستی راستی گمان نمیکنید که این آش هم دست پخت بوش جونیور باشد!؟
در بخش: بدون دسته بندی
24
Oct
2002
همان طور که میدانید یک نقطه به اسم ما یعنی من و حُسن آقا اضافه شد و از این ببعد خُسن آقا شدیم. من سعی داشتم این نقطه را اون بالا بگذارم بدون اینکه توضیحی بدهم چون توضیحش غم انگیز است ولی نشد که نشد، عده ای نمی گذارند!
این پاگنده پاهایش را توی کفش همه میکند! از جمله خُسن آقا. داستان از اینقرار است که این نام حُسن آقا را من روی خودم گذاشتم به این صورت که هروقت به کسی تعنه ای میزدم بعد از پراندن تعنه یک حُسن آقا هم به آخر جمله بعنوان امضاء اضافه میکردم. تا اینکه یکی از دوستان خوب فرانسوی من که دختر بسیار مهربان و یک رفیق واقعی بود، این اسم را عوض کرد، چون گفتن ح برایش مشکل بود یک چیزی شد بین خ و ح و آن را بصورت خُسن آقا تلفظ میکرد.
وقتی خبر مرگ او را در 40 سالگی اش به من دادند چند روزی گریستم و هفته ی گذشته عکسی از آخرین روزهای زندگی او بدستم رسید با دیدن این عکس تصمیم گرفتم اسم وبلاگ را به این شکل بنویسم، البته چون از اخبار غم انگیز بیزارم تصمیم گرفتم چیزی ننویسم و بدون اطلاع این اسم را عوض کنم ولی نشد.
در بخش: بدون دسته بندی
24
Oct
2002
بررسى علل انتقال احتمالى ٢ ميليارد و ۵٠٠ ميليون دلار طلاى ايران از بانک هاى اروپا به داخل کشور
گاى دينمور، گزارشگر فايننشال تايمز در تهران در گزارشى هفته گذشته نوشت ايران براى نخستين بار از سال ١٣۵٧ معادل ٢ ميليارد و ۵٠٠ مليون دلار از ذخيره طلاى خود را از اروپا به داخل کشور منتقل خواهد ساخت. احمد علوى، کارشناس اقتصاد در سوئد، در مصاحبه با راديوآزادى مى گويد اگر اين خبر درست باشد، مى توان حدس زد که دولت ايران اين کار را به عنوان يک اقدام احتياطى در برابر مسدودساختن احتمالى دارائى ها انجام مى دهد که ممکن است در نتيجه بروز تنش هاى سياسى ناشى از حمله آمريکا به عراق، ميان ايران و آمريکا، يا ايران و اروپا، پديد آيد.
کارشناس اقتصادی خُسن آقا:
آقا شما هیچی حالیتون نیست! این آخوندهایی که ما میشناسیم هدف دیگری رو دنبال میکنند. اینا هرچی توی ایران بود دزدیدند و از قرار معلوم کفگیر به ته دیگ خورده و دیگه چیزی بری دزدیدن نمونده بخاطر همین هم طلاهارو از بانکهای اروپایی آوردن ایران که دزدیدنش راحت تر باشه، هرچی باشه اونجا دزد و قاضی با هم دست به یکی هستند. معمولا کارشناس اقتصادی خُسن آقا اشتباه نمیکنه!
(¯`·._.·[+]·._.·´¯)
در بخش: بدون دسته بندی
24
Oct
2002
خواهشمندم از تمام خانمها که میان اینجا مخصوصآ فروغ و مهشید یک سر بزنن اینجا و نظرشون رو به اطلاع این حقیر برسونند، البته اونجایی که میرید نظرخواهی نداره ولی شما میتونید نظرخودتون رو همین پایین بنویسید.
اگر ممکن هست فمینیستها مطلب بعدیش رو هم بخونن!
با تشکر بسیار
خُسن آقا کله پز
در بخش: بدون دسته بندی
23
Oct
2002
مافیای حجتيه
کسانی که جامعه ی قبل از انقلاب شیراز را میشناختند و با مسجد صاحب الزمان آشنایی داشتند میدانستند که این مسجد مرکز انجمن حجتيه بود و این لانه ی فساد بعد از انقلاب نیز به راه خود ادامه داد.
در دوران انقلاب مخصوصآ در 6 ماه آخر آن حملات زیادی به بهائیان در این شهر چیز خارق العاده ای نبود کشتار درقریه ی سعدی و کشتار دیگر که مکان ش را بدرستی بخاطر نمی آورم را میتوان از اتفاقات مهم آن زمان نامید.
در آنزمان رسم بر این بود که هر اتفاقی که می افتاد آن را به حساب ساواک و رژیم شاه میگذاشتند و ما جوانان نیز با نا آگاهی از وقایع و تحلیل درست از اوضاع هر آنچه را که آخوندها میگفتند باور میکردیم، وقایعی همچون سینما رکس آبادان که در آن زمان آنرا به ساواک شاه نسبت دادند را همه بخاطر دارند.
در قریه ی سعدی تا آنجایی که بخاطر می آورم حدودآ 18 نفر کشته شدند و اکثر آنها بهائی بودند. در آنزمان کسی به این مساله توجه چندانی نکرد ولی امروز با آشنایی بیشتر با انجمن حجتيه و بطور کلی دیگر مراکز قدرتی را که آخوندهای دیگر با گرایشهای دیگر اداره میکنند آشکارا نشان از یک قدرت متمرکز و مافیایی در ایران دارد.
این مقدمه را نوشتم تا به شما پیشنهاد کنم این مطلب را از پیک نت بخوانید
در بخش: بدون دسته بندی
23
Oct
2002
در گشت و گذاری روی نت توی یک جستجوی گوگل از این مقاله ی کیهان 24 مهرماه سر در آوردم، عنوان مقاله را که دیدم “چه مي كنيم با اين 7 ميليارد دلار ؟ (يادداشت روز)” گفتم ببینم این حسین شریعتمداری برای چه پولی کیسه دوخته دیدم که ای دل قافل کیسه ی آقا برای پول من وشما که درخارجیم دوخته شده! میپرسید چطور مقاله را میتوانیددر این آدرس بخوانید.
چند سالی است تقریبآ از آن زمان که آقای خاتمی شروع کرد به جلب نظر ایرانیان مقیم خارج و سعی کرد آنها را هم تا حدودی در بازی های داخلی سهیم کند میدانستم که این شعبده بازی برای چشم و ابروی زیبای ما خارجه نشینها نیست و بیگمان احداف دیگری را دنبال میکند. یکی از احدافی را که سردمداران جمهوری اسلامی به آن نظر دارند سرمایه ی ایرانیان خارج از کشور است که کم پولی هم نیست مخصوصآ با تنگناهای پولی دولت این سرمایه ها میتواند رشد اقتصادی قابل ملاحضه ای را در پی داشته باشد. ولی چیزی که شاید همه از آن قافل شده باشند بهره های سیاسی است که رژیم ملاها از جلب نظر ایرانیان خارجه نشین میبرد. همه میدانیم که اکثر ایرانیان خارجه نشین مخالفین رژیم هستند این افراد در کشورهای اروپایی و آمریکایی از پتانسیل زیاد تبلیغاتی برخوردارند. فرض بفرمایید حُسن آقای کله پز حتی اگر پولی در بساط نداشته باشد یک زبان دراز که دارد! این زبان دراز میتواند برضد جمهوری اسلامی مثل یک ترمز بکار گرفته شود همانطور که تا کنون گرفته شده.
به شما پیشنهاد میکنم این مقاله راحتمآ بخوانید، چون نه فقط این نکته را میتوان در آن یافت بلکه نکته های جالبتری هم دراین مقاله کنجانده شده که با خواندن آن میتوانید از خیلی چیزها پرده بردارید. در اواخر مقاله بر من واضح شد که این حضرات شدیدآ از این دو لایحه ی پیشنهادی به وحشت افتاده اند و دیری نخواهد پاید که همگی به سکته ی قلبی دچار خواهند شوند.
در بخش: بدون دسته بندی
23
Oct
2002
خبرگزاری خُسن آقا به شما پیشنهاد میکند سرگذشت دیدار محمد رسولالله را با خمینی هندی در شیطان سرا بخوانید
در بخش: بدون دسته بندی