23 Mar 2005

قبل از شروع: دوستان متاسفانه

نوشته:     :::       Comments Off on قبل از شروع: دوستان متاسفانه

قبل از شروع: دوستان متاسفانه این چند روز دسترسی به اینترنت برایم مقدور نبود و امروز هم با یک لپ تاپ توی یک کافی نت دارم این مطلب را پست می کنم بخاطر همین هم دسترسی به میل اصلی ام امکان پذیر نیست. اگر مجبور به تماس با من هستید و نمی توانید تا هفت هشت روز دیگر صبر کنید لطفا به این آدرس تماس بگیرید.
چند روز پیش بر سر مساله مدیار مطلبی نوشتم و تا نمیه‌های شب پس از قرار دادن آن بر روی وبلاگم به ده‌ها وبلاگ مراجعه کردم و همان مطلب را در سیستم نظرخواهی وبلاگ‌ها نوشتم، همان مطلب را هم در نظر خواهی آقای درخشان قرار دادم متاسفانه بخاطر روش سانسوری که ایشان بر نظر خواهی خود اعمال می‌کنند نظر منعکس نشد و بعد هم دیگر حوصله پیگیری نداشتم. در آن مطلب خواستم به گوش وبلاگ شهری‌ها برسانم که اگر می‌خواهید کاری بکنید این بهترین دلیل است زیرا ر‍‍ژیم مجتبا (مدیار) را به ارتداد متهم کرده و اگر مخالفت‌های گسترده‌ای بر علیه این اتهام سامان داده نشود رژیم با خیال راحت صدای وبلاگ نویس‌ها را هم مثل روزنامه نگاران خفه خواهد کرد. حالا گویا آقای درخشان پاسخی نوشته‌اند ایشان در مطلبی از کانون وبلاگ نویسان ایران پن‌لاگ خواسته‌اند که در نشستی اختلافات خود را با بچه‌های کانون حل کنند. این ابراز علاقه خود به خود یک قدم بسیار مثبت است اما چیزی که در این مقوله مرا باز مشوش خاطر می‌کند، یعنی آقای درخشان باعث تشویش اذهان شده‌اند این است که باز خُُسن آقا را (گل سرسبد کانون وبلاگ‌نویسان ایران) خوانده‌اند و این مساله مرا شدیدا نگران می‌کند چه اگر بنا به بحث باشد باید این بحث از اول برپایه‌های غلط سوار نباشد یعنی اینکه طرف صحبت ایشان یا باید خُسن آقا باشد یا پن‌لاگ چون که این دو، دو مقوله جدا از هم هستند. من چند مرتبه این مساله را متذکر شده‌ام ولی متاسفانه ایشان یا از روی عمد یا از روی بی توجهی این دو مساله را باز با هم مخلوط می‌کنند. من هم مجددا باید این مساله را تکرار کنم تا شاید ایشان و دیگران به اشتباه کانون را ملک تلق خُسن آقا به حساب نیاورند. دوستان توجه داشته باشید که پن‌لاگ یک کانون خصوصی نیست و مخصوصا مالک آن نه من و نه هیچ کس دیگری است پن‌لاگ کانونی است که به یاری و کوشش همه دوستان مسئول هدایت و همراهی می‌شود و خُسن آقا هم یکی از اعضای آن است. اگر هدف آقای درخشان حل اختلاف خود با پن‌لاگ است همان بهتر که روی سخن خود را به شورای دبیران آن بکنند و اختلافات خود با این کانون را از راه درست حل و فصل کنند بنده حقیر هم یقینا به عنوان یک عضو عادی در چنین تلاشی هر کاری که از عهده‌ام برآید کوتاهی نخواهم کرد. در هرصورت تا آنجایی که من می‌دانم پن‌لاگ مشکلی با آقای درخشان ندارد و اگر هم داشته باشد دیگران باید در مورد آن اظهار نظر کنند ولی تا آنجایی که به خُسن آقا مربوط می‌شود گمان نمی‌کنم بنده و آقای درخشان چندان نقاط مشترکی داشته باشیم که بتوانیم بر سر اختلافات شور و مشورت کنیم چون تا آنجا که من از نوشته‌های ایشان برداشت کرده‌ام ایشان طالب حفظ جمهوری اسلامی هستند درصورتی که بنده حقیر خواهان سرنگونی آن هستم پس می‌بینید که ما درست در دو جبهه مخالف قرار داریم و تا آنجایی که از نوشته‌های ایشان برداشت می‌شود ایشان متعلق به راست افراطی هستند و بنده حقیر حداقل به گفته ایشان کمونیست مقیم اروپا هستم. خلاصه می‌بینید که فاصله‌ها بسیار هستند و نقاط مشترک تقریبا صفر.
درضمن ایشان یک مقدار شکسته نفسی هم کرده‌اند و فرموده‌اند:

مایلم در آستانه‌ی سال نو با بچه‌های پن‌لاگ آشتی کنم و بخاطر فحش‌هایی که راه به راه ازشان می‌خورم از آنها معذرت خواهی کرده، کینه‌های آنها را به دست فراموشی بسپارم.

گویا آقای درخشان فراموش کرده‌اند که اول ایشان بودند که همه ما را کمونیست و پناهنده و مفت خور و سربار کشورهای اروپایی خواندند و باعث شدند که بنده به ایشان نازک تر از گل بگویم.
نتیجه: آقاجان اگر گمان می‌کنید که بنده در مقابل رژ‍‍‍‍یم ایران مواضعم را تغییر می‌دهم باید مایوستان کنم.

Comments Off on قبل از شروع: دوستان متاسفانه   |    |     |     

19 Mar 2005

هفت سین امسال متاسفانه

نوشته:     :::       Comments Off on هفت سین امسال متاسفانه



هفت سین امسال متاسفانه فقط یک سین دارد “سمیعی” نژاد را آزاد کنید

Comments Off on هفت سین امسال متاسفانه   |    |     |     

18 Mar 2005

اسلام همین است و دیگر

نوشته:     :::       Comments Off on اسلام همین است و دیگر

اسلام همین است و دیگر هیچ: کشت و برداشت خشونت
خشونتها که جمع شد روزی بصورت یک انفجار مهیب و غیر قابل کنترل اسلام را همراه با ملاها به جهنم خواهد فرستاد، این را در تاریخ آینده ایران خواهید خواند.

Comments Off on اسلام همین است و دیگر   |    |     |     

15 Mar 2005

اتهام ارتداد به مجتبی سمیعی

نوشته:     :::       Comments Off on اتهام ارتداد به مجتبی سمیعی

اتهام ارتداد به مجتبی سمیعی نژاد (مدیار)


آقای سیف زاده وکیل مدیار (مجتبی سمیعی نژاد) در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا گفته است که مدیار را به ارتداد متهم کرده اند. همگی حکم چنین اتهامی را می دانیم پس منتظر چه هستیم؟ می خواهیم اجازه بدهیم که رژیم قتل عام های سالهای 60 را دوباره شروع کنید؟
این مساله شوخی بردارد نیست اینکه آقایان می نشینند در کانادا و حکم صادر می کنند باید بدانند که ما همه را در این مساله مسئول می دانیم. این یک وظیفه انسانی است بازی و شوخی بردارد نیست حکم ارتداد برای چی برای نوشته های یک جوان پر شور که چیزی بجز آزادی و سربلندی ملتش را نمی خواهد؟؟
وجدان خود را قاضی کنید آیا اگر حکومت آخوندی موفق شد در برابر سکوت ما دست به چنین عمل زشتی بزند دیگر قادر خواهیم بود در مقابل آیینه خود را نگاه کنیم.
این یک مساله شخصی نیست که عده ای مدیار را پسرخاله من یا ما بخوانند و شانه خود را از زیر بار چنین مسئولیتی خالی کنند.
من دست التماس به طرف همگی دراز می کنم و همزمان به همه هشدار می دهم این شتری است که جلو خانه همه ما خواهد خوابید دیر یا زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد پس بیایید متحد و یک پارچه دست در دست هم این دد منشی رژیم را پاسخ بدهیم.

برای یک بار هم که شده اتحاد خود را نشان بدهید! با استفاده از عکس بلا و لینک به وبلاگ مدیار رژیم را مجبور به عقب نشنی کنید

برای مدیار پتیشنی قبلا درست شده بود که می توانید برای امضا به این آدرس مراجعه کنید
لیست وبلاگهایی که تا امروز در این باره نوشته اند:
کانون وبلاگنویسان ایران ، روزنامه های دخو ، شبنم فکر ، آتش ، سرزمین آفتاب ، آزادی برای ایران ، ایران بان ، Freedom for all ، لندنی ، شادی شاعرانه ، یورش برای آزادی ، بی قرار ، حذف مجازات اعدام ، سوسکی ، فضول ، شبح ، زنانه ها ، زیتون
پ. ن.: پس از دو روز کرشمه و ناز یا بقول نماینده مجلس ولی فقیه (طنازی) بلاگر عاقبت رخسار نمایان کرد، گرچه هنوز معلوم نیست که اجازه دخول بدهد یا نه.
رضا اقبال پس از نوشتن در باره مدیار ارتداد را بررسی کرده خواندن این مطلب را برای مرتدان بسیار واجب می‌دانم.
لندنی ، دادامن ، شرحی بر شبهای بی سحر ، گزارشگران

Comments Off on اتهام ارتداد به مجتبی سمیعی   |    |     |     

14 Mar 2005

امروز داشتم درباره ایران روی

نوشته:     :::       Comments Off on امروز داشتم درباره ایران روی

امروز داشتم درباره ایران روی نت جستجو می‌کردم که سر از یک سایت نروژی در آوردم با اطلاعات بسیار جامع نه تنها در باره ایران بلکه در باره تمام کشورها اطلاعات جامعی را در اختیار می‌گذارد.
این سایت به چند زبان مختلف هم قابل درسترس است. خلاصه گفتم اگر خواستید اطلاعات در باره کشورها بدست بیارید منبع خوبی است.
این هم صفحه مربوط به ایران آن به زبانهای نروژی ، انگلیسی ، سوئدی و دانمارکی

Comments Off on امروز داشتم درباره ایران روی   |    |     |     

14 Mar 2005

اول در باره نشست کمیسیون

نوشته:     :::       Comments Off on اول در باره نشست کمیسیون

اول در باره نشست کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در ژنو که در روز 16 مارس برپا خواهد شد. پن لاگ بیانیه ای برای این نشست نوشته که اون رو می تونید در وبلاگ کانون بخوانید.
خبر زیر را نتوانستم بدون شکافتن زوایای آن از کنارش بگذرم. مسلمانان متعهدی که در جایگاه مجلس شوربای اسلامی تکیه زده اند را باید از این زوایا شناخت. اینها که در دورویی و نیرنگ سرامد هر شارلاتانی هستند چنان گرفتار خود مهوری یا بهتر است بگویم زیر شکم مهوری هستند که برای آن حاضراند تیشه به ریشه خود و حکومتشان بزنند. البته من بر این عقیده نیستم که بنا به خبر زیر خبرنگار زنی آگاهانه از این تاکتیک برای کسب خبر استفاده کرده باشد ولی چه آگاهانه و چه نا آگاهانه ثمره اش همین است که نماینده اصولگرای مجلس تشریح کرده:
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس هفتم: خبرنگاران زن با عشوه و طنازی با نماینده‌‏ها مصاحبه می‌‏کنند و از آنان خبر می‌‏گیرند.
خُسن آقا: با عرض پوزش از خانم های خبرنگار! خوب حاج آقا در دیزی بازه حیای گربه کجا رفته!؟
ماجرای افشای پاداش و عیدی نمایندگان مجلس هفتم در صحن علنی امروز مجلس، اتهام جدیدی را متوجه خبرنگاران پارلمانی ساخت.
به گزارش ” ایلنا” به دنبال انتشار کمک سه میلیون و پانصد هزار تومانی رئیس مجلس به نمایندگان و افشای عیدی و پاداش یک میلیون صد هزار تومانی رئیس مجلس به نمایندگان، برخی از نمایندگان اصول گرای مجلس این گونه اخبار را در راستای تخریب مجلس هفتم خوانده و از سوی دیگر برخی ها به خبرنگاری که فیش حقوقی نماینده را منتشر ساخته بود اتهام” سرقت” و “دستبرد” فیش از کازیوی نمایندگان را نسبت دادند.
در نشست علنی امروز مجلس، یکی دیگر از نمایندگان انتشار چنین اخبار محرمانه ای را از طریق در پیش گرفتن شیوه های طنازی از سوی خبرنگاران نسبت داد و گفت: خبرنگاران زن با عشوه و طنازی و با وضعیتی خارج از شان یک زن مسلمان با نماینده ها مصاحبه می‌‏کنند و از آنان خبر می‌‏گیرند.
خُسن آقا: خوب حاج آقا گیرم خبرنگار عشوه گر و طناز بود شما چرا پناه برخدا فلانتان بلند شد!؟ ترس از خدا کجا رفت!؟ یا شاید فلانتان چنان بلند شد که جلو چشمتان را گرفت و خوف از خداوند را نادیده گرفتید!؟
وی پس از طرح این ادعا گفت: به یاری حق هیچ نماینده‌‏ای در مجلس با حیله های این دسته از خبرنگاران تشویق به ارایه خبر و مصاحبه نمی‌‏شود.
خُسن آقا: چطور شد حاج آقا مگر همین الان شما ادعا نکردید که خبرنگاران عشوه گر و طناز اینگونه خبرها را از فلانجای شما خارج کرده اند، آخه دروغ خناق که نیست جان من!
یحیی‌‏زاده هم چنین از حداد عادل انتقاد کرد که چرا نمایندگان را قابل ندانسته و در دادن عیدی و پاداش با آنان مشورت نکرده است.
وی گفت: اینکه آقای حدادعادل با نامه‌‏ای محرمانه مبالغی را به نمایندگان بدهد کار غلطی است و توضیحات و توجیهات ارائه شده، صحیح نبود.
خُسن آقا: تا آنجا که ما اطلاع داریم در مجالس فقط مسائل امنیت ملی را بطور محرمانه بررسی و شور می کنند و اینگونه مسائل باز باز است درصورتی که در جمهوری اسلامی درست همه چیز بر خلاف این روال است، یعنی مسائل امنیت ملک و ملت بر سر هر زبانی هست ولی چپاول مفت خورانی که بر جایگاه نماینده ملت تکیه زده اند باید جزو رازهای محرمانه باشد.
یحیی زاده به توضیح حدادعادل درمورد اینکه مبلغ یکصدهزار تومان عیدی برای کارکنان دفاتر نمایندگی است، اعتراض کرد و گفت: آیا در این مورد با حیثیت عزیزانی که در دفاتر نماینده به صورت افتخاری کار می‌‏کنند، بازی نشده است؟
خُسن آقا: آقای نماینده نارحت است که چرا آن صد هزار تومان را هم به جیب گشاد و گنده ایشان واریز نکرده اند.
منبع خبر: گویا نیوز

Comments Off on اول در باره نشست کمیسیون   |    |     |     

13 Mar 2005

دیروز لینکی دادم به ایسنا

نوشته:     :::       Comments Off on دیروز لینکی دادم به ایسنا

دیروز لینکی دادم به ایسنا و اون عکس‌های کذایی بتول و اقدس کوماندوها را معرفی کردم بعد یکی از پدیده‌های دوران قبل از حکومت آخوندی بخاطرم آمد بد ندیدم آن پدیده را تشریح کنم.
در بین سال‌های 50 تا 57 گروهی از خانم‌های ماشین سوار در جامعه پدیدار شدند که درست به شکل و شمایل این اقدس کوماندوها لباس می‌پوشیدند و همگی هم سوار بر ماشین‌های گران قیمت بودند، گران قیمت که می‌گویم نه از آن نوع ماشین‌هایی که امروز در ایران گران قیمت خوانده می‌شوند بلکه بسیار گرانقیمت‌تر از ماشین‌های امروزی، مثلا بنزهای بسیار گرانقیمت و یا جاگوارهای نایاب سوار می‌شدند. این اقدس و بتول‌ها را معمولا در خیابان کمتر مشاهده می‌کردیم، حداقل در شیراز چنین بود. لباس هایشان دقیقا به همین شکل اقدس کوماندوهای امروزی بود. آنها به نظر من البته این نظر و عقیده را بعد از انقلاب کشف کردم، فرزندان و زنهای بازاری‌های بسیار ثروتمندی بودند که به هیچ عنوان نمی‌توانستند و اجازه نداشتند در جامعه خود را در معرض دید نامحرم!! قرار بدهند از همین رو هم آقاهایشان!! برایشان چنین وسیله‌های نقلیه گران قیمتی خریده بودند تا بتوانند از این جلسه و سفره امام حسین به آن جلسه قران که آن طرف شهر بود بدون کمک آقایانشان تردد کنند.
خاطرم می‌آید دوستان و هم کلاسی‌ها تا یکی از این جانوران را می‌دیدند آنها را به همدیگر نشان می‌دادند درست به همان طریقی که اگر مثلا کسی شتری در ناف پاریس دیده بودند، خلاصه عجایبی بودند. اینها پدیده‌هایی بودند که بسیار جلب توجه می‌کردند. برای کسانی که در آن دوران یا به دنیا نیامده بودند ویا کم سن و سال بودند و بخاطر ندارند باید توضیح بدهم که در دهه 50 خانم‌ها اکثرا لباس‌های شان فرق چندانی با پاریس و لندن نداشت و مدهای پاریس و لندن حداکثر شش ماه بعد در تهران و دیگر شهرهای بزرگ تولید و مصرف می‌شد. این اقدس کماندوها بعد تر ها کم‌کم پایشان به دانشگاه‌ها و دیگر مراکز هم کشیده شد و همچنین تعدادشان بیشتر و بیشتر شد بطوری که کم‌کم از آن حالت شتر نایاب در ناف پاریس خارج شدند و تبدیل شدند به یک پدیده معمولی. اگر ردپای این عجوزه‌ها را جستجو کنیم یقینا تعدادی از آنها را در لباس خانم‌هایی مثل کدیور و شایق و از این دست می‌توانیم پیدایشان کنیم.
اگر بخواهیم این پدیده را با پدیده‌های مشابه آن در دوران امروز ایران مقایسه کنیم نگاهی باید انداخت به دخترکان زیبا رویی که بعد از پایان جنگ آهسته و کم کم وارد جامعه شدند و مساله حجاب رژیم را زیر سوال بردند و آهسته و خزنده کم کم و قدم قدم حجاب را به عقب راندند و یقینا تا چند سال دیگر کل رژیم را از پا در خواهند آورند، البته اگر رژیم به دلایل دیگری قبل از آن سقوط نکرده باشد. “دقت کنید این مقایسه فقط مقایسه ظاهری است و نه چیز دیگری”

Comments Off on دیروز لینکی دادم به ایسنا   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی