26
Feb
2013
این غازی که منظور نظر بنده است همان قاضی سابق دستگاه خلافت سید علی آقا است.
عدهای خوش باور گمان میبرند که چه خوب شد غازی به آشپزخانه غذایی برده شده و قرار است او را هم در پای رهبر فدا کنند.
چند دلیل ساده برای اثبات اینکه او به این مکافات گرفتار نخواهد شد.
توجه داشته باشید هر حکمی که برای او صادر کنند هر چه این حکم سنگین تر باشد دیگر غازها را بیشتر فراری خواهد داد. منظورم از دیگر غازها آنهایی هستند که هنوز در بارگاه غذایی سید علی آقا گوش و دست و پا و سر می برند، تا بلکه آقا بتوانند چند صباحی دیگر خلافت کنند. همین قضاتی که قرار است غازی مرتضوی را دادگاهی کنند اگر قرار باشد به عدالت رفتار کنند یقینا در قوانین ایران حکم مرتضوی بیشتر از چندین مرتبه اعدام است. خوب شما کلاه خود را قاضی کنید! آیا اگر این غازهای ولایت مدار مجبور شوند به عدالت حکم دهند دیگر حاضرند سر و دست و پا ببرند و بعدا خودشان مثل غازی مرتضوی به دام بیفتند! خیر عزیزان! اگر غازی سعید خان مرتضوی کوچکترین آسیبی ببیند این پایههای حکومت ظلم آسید علی آقا است که آسیب خواهند دید.
پس گمان مبرید که این غاز را هم مثل سعید امامی واجبی خور خواهند کرد. اگر چنین کنند دیگر هیچ یک از این پادوهای دارالخلافه آسد علی آقا حاضر نخواهند شد برای آقا مچ پا بگیرند، چه این سگهای ولایت تنها در صورتی حاضرند پاچه بگیرند یا پاچه خواری کنند که جان و مالشان در امان باشد وگرنه برای ولایت وقیح تره هم خرد نخواهند کرد. دلیل این هم که غازی مرتضوی به زیر چتر حمایتی احمدی نژاد خزید همین بود که احساس نا امنی کرد و دید که ممکن است سرش را زیر آب کنند به همین دلیل خود را به دار و دسته احمدی نژاد فروخت.
خلاصه اینکه اگر بنا باشد غازی مرتضوی و دیگر سگهای ولایت واجبی خور شوند، دیگر کسی دور ولی وقیح باقی نخواهد ماند تا از حکومت او نگاهبانی کند.
غازی سعید را قرار است فقط کمی اخته کنند، تا دیگر جرات نکند بر خلاف خلیفه مسلمین در بارگاه او بی ادبی کند و نمایش فیلم برادران گوش بفرمان دالتون را سکه یک پول کند!
برچسبها: درگیری جناحی, سعید مرتضوی, سیاسی, سیدعلی خامنهای
در بخش: درگیری جناحی, سیاسی
16
Feb
2013

در خبرها آمده بود که صادرات پسته به مدت 6 ماه متوقف میشود اگر دلیلش را در متن خبر بخوانید، خواهید فهمید چرا:
عضو ستاد تنظیم بازار با تأکید بر اینکه در این جلسه یکی از اعضای انجمن پستهکاران حضور داشت، گفت: این عضو اظهار داشت که پسته با قیمت 30 هزار تومان صادر میشود و قرار شد تا در انتهای جلسه تفاهمنامهای در این خصوص امضا شود به قیمت صادرات، پسته در داخل کشور عرضه شود اما در پایان جلسه فرد مذکور جلسه را ترک کرد لذا معاون رئیس جمهور دستور داد تا صادرات پسته به مدت 6 ماه متوقف شود.
منبع بازتاب
عرض نکردم!؟ وقتی “یکی از اعضای انجمن پستهکاران” زورش بر معاون اول رئیس جمهور میچربد و جلسه را ترک میکند، به این معنی است که دولت امام زمان باید برود کشکش را بساید! البته در این جلسات که سخنش رفت، قیمت مرغ را هم میخواستند تنظیم کنند که مشخص نفرمودهاند که آیا معاون مرغ فروش محله آقای رئیس جمهور هم در جلسه حضور داشته یا نه! باز هم معلوم نبود که اگر ایشان (معاون مرغ فروش محله) در جلسه بود مثل پسته فروش او هم قبل از پایان جلسه فلنگ را نمیبست برود! خلاصه اینکه این روزها همه دست به یکی شدهاند تا بلکه دولت امام زمان را بفرستند ته چاه، تا شاید دوباره قیمت ها به قبل از ظهور این دولت برگردد!
حالا متوجه شدید چرا تیتر مطلب را زدم “زنده باد پسته اکبرشاه”. دروغ نگفته باشم به نظر میاید مهدی فرزند اکبر ذلیل مرده باز هم دست بکار شده تا چوب لای چرخ دولت امام زمان بگذارد.
وقتی مناقشات سیاسی در مملکتی تا بدانجا برسد که یک کیلو پسته هم بشود ابزار سیاسی، آنوقت است که باید به حال چنین حکومتی گریست، خصوصا که حکومت امام زمان هم هست!
برچسبها: اقتصاد, سیاسی, صادرات, طنز, پسته, گرانی
در بخش: اقتصادی, سیاسی, طنز
05
Feb
2013
قاضی محبوب دل ولی فقیه که قرار بود در دور قبلی واجبی خور شود با زرنگی از زیر کاسه واجبی در رفت و به دامان احمدی نژاد و شرکا خزید تا بلکه بتواند برای چند صباحی دیگر به زندگی ننگین و نکبت بار خود ادامه دهد. بیچاره این مفلوک به بجز پادویی کاری بلد نیست. او در این جایگاه جدید پادویی، قرار بود برای این هم پیمان جدیدش محلّل یا کاتلیزور چپاول بزرگترین بنیاد مالی ایران یعنی سازمان تامین اجتماعی شود. این دهن کجی به مسئولین واجبی بارگاه آسید علی آقا بر ایشان چنان گران تمام شد که با دخالت همه نیروهای گوش به فرمان رهبر تصمیم گرفتند او را اخته کنند. در نتیجه این رویارویی چیزی نشد جز یک آبرو ریزی کامل برای خاندان لاریجانی و شرکا. البته این داستان تازه شروع شده و به این سادگیها اتمام نخواهد یافت. در این وسط گمان میکنم که رهبر راهی ندارد جز اینکه حداقل یکی دو نفر از این نافرمانان را واجبی خور کند، در غیر این صورت دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.
فراموش نکنید که همین چند مدت پیش بود که رهبر در جمعی گفته بود:
از امروز تا روز انتخابات، هركسی كه بخواهد اختلافها را به میان مردم بكشاند و از احساسات آنها در جهت اختلافات استفاده كند، قطعاً به كشور خیانت كرده است
این یعنی وقتی مریدان او برخلاف هشدارهای مجدد او باز ادامه دادند در نتیجه باید آنها را برای پیشگیر مجازات کرد و مجازات “خیانت” باید شدید باشد وگرنه هیچ اثری نخواهد داشت. خصوصا در مورد احمدی نژاد که لات جلمبری است که رو در روی همگی شان خواهد ایستاد!
گمان میکنم همانگونه که پیشتر نوشتم، آسد علی آقا نیازی به فتنه 92 ندارد، فتنه در راه است و ایچنین که به نظر میآید قبل از 92 قرار است بوقوع بپیوندد
برچسبها: احمدی نژاد, درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنهای
در بخش: درگیری جناحی, سیاسی
01
Feb
2013
رژیم چنان مایوسانه تلاش میکند که با سیلی صورت خود را سرخ کند که گاهی اوقات این سیلیها چنان جانانه میشوند که رنگ از رخسار رژیم و گروههای بد ترکیب اش میرباید.
یقینا این داستان عنتری هوا کردن حکومت هم چیز نبود جز یک نمایش تبلیغاتی، آن هم نه برای دنیای بیرون که بیشتر برای نیروهایی که هنوز دور و بر آسد علی آقا جمع هستند. این هنرنمایی اخیر تنها از این منظر قابل بررسی است و دیگر هیچ.
فراموش نکنیم که آخوندها رمالهایی بیش نیستند و رمال جماعت هم گاهی اوقات مجبور است از داخل کیسه یا قوطی، ماری یا عنتری بیرون بیاورد تا تماشاچی را مجذوب خود کند.
یقینا نه غرب باور دارد که رژیم توانایی چنین کارهایی را دارد، نه حتی بیشتر نیروهای درونی رژیم، این عنتر بازی بیشتر برای ذوب شدگان درگاه ولایت بود بس. نکته طنز آمیز این عنتر بازی در آن است که شباهت این عنتر با آن عنترهای ساندیس خور که دور رهبر را گرفتهاند چندان هم کم نیستند، گرچه حتی عنتر فضایی کذایی بسیار خوش تیپ تر از آن عنترهای ساندیس خور هست.

برچسبها: سیاسی, طنز, ملای حیلهگر
در بخش: سیاسی, طنز, ملای حیلهگر
26
Jan
2013
عده ای گمان می کنند و بعضی حتی مدعی هستند که مواضع اخیر عسگراولادی که گفته “با برادرانم موسوی و کروبی سالها کار کردهام؛ مجرم نیستند” به علت انسانیت یا چمیدانم مواضع مردمی یا از این چرندیات است.
به نظر حقیر اینها همه همان هست که در مطلب قبلی نوشتم! بوی حلوای آسد علی آقا میآید به همین دلیل هم هست که همه حتی نزدیک ترین دست بوسهای او هم یکی یکی دارند به او پشت میکنند.
این خط و این هم نشان حالا خواهید دید خُسن آقا بصیرت بیشتری دارد یا سد علی آقای چلاق!
خبر دیگر اینکه اکثر خبر گزاریهای مهم اعلام کردهاند که این هفته خُسن آقا دامن برکاته تشریف میبرند جزایر قناری یک شکم آفتاب سیر بگیرند و برگردند! به گزارش خبرگزاریها سرمای نروژ بدجوری ملوکانه را کلافه کرده. ایشان به خبرنگارها گفتند بابا مردیم از بس صبح توی سرمای 15 تا 20 درجه زیر صفر رفتیم سرکار!
تا پایان هفته هر کسی خواست به دست بوس ملوکانه شرفیاب شود بیاید جزایر قناری!
برچسبها: سیاسی, سیدعلی خامنهای
در بخش: سیاسی
20
Jan
2013
سی و سه سال پیش یعنی چندین ماه بعد از وقوع انقلاب یکی از معدود کسانی بودم که با ادبیاتی به شکل همین ادبیاتی که در وبلاگ خُسن آقا به کار میبرم، اینجا و آنجا هر چه فحش و بد و بیراه بود نثار خمینی میکردم. آن سالها حتی مجاهدین خلق هم زیر علم و کتل خمینی سینه میزدند. کمونیستهای دو آتشه هم امام امام از دهانشان نمیافتاد و او را علمدار مبارزه با امپریالیسم میدانستند. آن روزها وقتی به اوضاع نگاه میکردم خود را در تونلی تاریک و طولانی میدیدم که هیچ روشنایی در انتهای تونل پیدا نبود. تو گویی انتهای تونل به نیستی میپیوست.
امروز اما نوری بسیار قوی در انتهای تونل نمایان شده و اتمام تونل را نوید میدهد. کار به جایی رسیده که سازندگان تونل هم دارند با تیشههای خود آنرا خراب میکنند.
نزدیک به چهار سال پیش وقتی سید علی خامنهای بعد از انتصابات 88 گفت ” جسم ناقصی دارد و اندک آبرویی …” و الخ. عدهای کاسه لیس برایش اشک تمساح ریختند، او هم جو گیر شد و جو اختناق را بیشتر گسترش داد او در آن روزها گمان نمیکرد که به این زودی نزدیک ترین یاران انقلاب هم از دور و بر او دور شوند.
کار به جایی رسیده که خیمههای انقلاب مثل موتلفه و ستونهای آن مثل هاشمی رفسنجانی هم بطور علنی در برابر سید علی آقا قد علم کردهاند و دارند با تیشههای خود تونل توهم و تاریک آسید علی آقا را خراب میکنند. وقتی ریزش به این شدت باشد من گمان نمیکنم که نیاز به انتصابات 92 برای سرنگونی باشد! چنین که به نظر میرسد هم خیمه انقلاب هم ستون آن تصمیم دارند کاخ استبداد آسید علی آقا را خراب کنند. نه که گمان کنید که این دو که گفتم عاشق چشم و ابروی من و شما شدهاند که باعث شده مواضع خود را عوض کنند ها! خیر این تغییر مواضع از آن جهت است که آخر تونل انقلاب فرا رسیده و این دو بینش آنرا دارند که نور را در انتهای تونل ببینند. آنها که هنوز دور و بر آسید علی باقی ماندهاند کور شدهاند از این تاریکی، وگرنه آنها هم تا حالا خیمه شعبده بازی او را ترک کرده بودند!
وقتی در شرایط امروز عسگراولادی که کنترل بازار دست خانواده او و موتلفه است پشت پا به خامنهای میزند و از موسوی و کروبی حمایت میکند یا این گفته زیباکلام که میگوید: “هاشمی به دنبال صدور انقلاب نیست/ او دیگر به دنبال آرمانهای انقلاب هم نیست” همین جا توضیحی در باره آقای زیباکلام بدهم برای آنها که او را نمی شناسند، او porte-parole آقای هاشمی و خانواده است. این نشانهها همگی دلالت بر یک چیز دارد و آن هم به آخر رسیدن تونل تاریک و طولانی انقلاب.
برچسبها: درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنهای, هاشمی رفسنجانی
در بخش: انتخاباتی, درگیری جناحی, سیاسی, ملای حیلهگر
13
Jan
2013
در خبری میخوانیم که سرهنگ صادق رضادوست معاون اجتماعی پلیس اطلاعات و امنیت ناجا فرمودهاند که ” کسانی که در خارج ولگردی کردهاند ممنوعالخروج هستند”
آدم نمیداند به ریخت و قیافه این مردک بخندد یا گریه کند!
مشکل ما در آن مملکت بی در و پیکر یکی دوتا نیست، ولی باور بفرمایید اگر مشکلات را با روشهای عقلانی یکی یکی حل کنیم به مرور همه مشکلات حل خواهند شد. مثلا این یکی مشکل که هر دسته بیلی توی مملکت یک پست و مقام گرفته و این دسته بیلهای ولایتمدار شروع کردهاند به قانون از خود در کردن!
اگر آن روزی که فرماندههان ریز و درشت پلیس فرمودند “اراذل و اوباش” و عدهای را هم به همین جرم(!!) دستگیر کردند وحتی بعضی را هم به همین جرم نانوشته اعدام کردن! یک شیر پاک خوردهای جلو اینها ایستاده بود و از آنها پرسیده بود: سردار جان میشود ماده و بند قانونی که شامل حال “اراذل و اوباش” میشود را ارائه بفرمایید! امروز یک دسته بیل دیگری نمیآمد بگوید “کسانی که در خارج ولگردی کرده اند ممنوع الخروج هستند”.
ببینید همان روزها که حکومت شروع کرده بود به “اوباش و اراذل گیری” من و عدهای دیگر به این موارد اعتراض کردیم (دو نوشته در همین رابطه 1 ، 2) ولی بودند کسانی که از روی نادانی استدلال میکردند “خوب توقع دارید کسی که به جان و مال مردم تعرض کرده آزاد بگردد” یک گوش شنوا نبود. هرچه گفتیم برادر! خواهر! منظور این نیست که تعرض کننده به جان و مال مردم آزاد بگردد، ولی نمیشود همین طوری شکمی جرم تعیین کرد و مردم را به آن جرم گرفت. مصادیق جرم را قانون تعیین میکند و این مصادیق هم نباید مثل کش تنبان قابل کش دادن باشند. موارد قانون باید بسیار سفت و سخت باشد که هر بز چرانی مثل این آقای سرهنگ صادق رضادوست نتواند آنرا به میل و علاقه خود تغییر و تعبیر کند!
حالا هم دیر نشده اگر یک شیرپاک خوردهای گریبان این یکی دسته بیل (سرهنگ صادق رضادوست) را بگیرد و از او بپرسد آهای بیسواد “ولگردی کردن یا نکردن در کدام قانون تعریف شده” یقینا این دسته بیل خود به خود میرود دنبال بزچرانی و شغل معاونت اجتماعی پلیس اطلاعات و امنیت ناجا را رها میکند برای آنها که سواد و شعور دارند. شما ملاحظه بفرمایید کسی با این شغل و مقام که بیسواد هم هست یقینا مشکلات دیگری حتی بزرگتر میتواند برای آن مملکت درست کند. پس لطفا هر چه زودتر دستبکار شوید و این بزچران را بفرستید دنبال بزچرانی!
برچسبها: اجتماعی, حقوق بشر, سیاسی, قانون
در بخش: اجتماعی, حقوق بشر, سیاسی