10
Feb
2006
لبیک یا حسین
خدمت دوستان وبلاگ نویس عرض کنم که حضرت بلاگ اسپات هم به گروه خمینی و شرکا پیوست.
قبلا شنیده بودیم که یاهو نام مخالفین دولت چین را به دولت چین داده اینبار هم گوگل مالک بلاگر دست به دامن امت همیشه در صحنه شد.
این هم یک وبلاگ سانسور شده گوگل
http://thestudyofrevenge.blogspot.com
از قرار معلوم علت این سانسور هم این تصویر میباشد
امروز صبح در خبری (لینک صورتی) از رادیو کانال 4 نروژ شنیدم که، رئیس انستیتوی سیاست خارجی نروژ *NUPI در مصاحبه با روزنامه VG گفته: آمریکا تا یک ماه دیگر بمباران مراکز اتمی ایران را آغاز خواهد کرد. در این خبر رئیس این انستیتو مدعی شد که آمریکا نه تنها مراکز اتمی را بمباران خواهد کرد بلکه تصمیم دارد مراکز سپاه پاسداران و بطور کلی تمام تاسیسات زیر بنایی و مراکز قدرت را در ایران بمباران کند.
اخباری را که این انستیتو منتشر میکند باید بسیار جدی گرفت به این دلیل که اولا این انستیتو وابسته به وزارت امور خارجه نروژ است و وابستگی نروژیها با آمریکاییها هم بر کسی پوشیده نیست. معمولا قبل از شروع چنین جنگهایی آمریکا با متحدینش مشورت یا حداقل اطلاع رسانی میکند از همین روست که معتقدم باید این خبر را بسیار جدی گرفت.
لوندگُرد رئیس این موسسه مدعی است که مذاکرات ایران با روسیه در آخر همین ماه (ماه فوریه) آخرین تلاشها برای حل صلح آمیز بحران اتمی ایران خواهد بود. او میگوید: چنانچه این مذاکرات با شکست روبرو شود، حملات آمریکا در ماه مارس آغاز خواهد شد.
او همچنین ابراز نگرانی میکند از اینکه عواقب چنین حملهای میتواند خاورمیانه را با چالش بزرگی روبرو کند، چالشی که بحران کاریکاتورهای محمد در مقابل آن بسیار ناچیز خواهد بود.
*: Norwegian Institude of International Affairs
در بخش: روابط خارجی
08
Feb
2006
پ.ن.:
کنجکاو عزیز لینکی رو برام فرستاد از یک خبر در روزنامه یلان پستن (همان روزنامهای که 12 کاریکاتورهای محمد رو برای اولین بار چاپ کرد). در این خبر یلان پستن مینویسد که تلوزیون بیبیسی در گزارشی تصویری که در قسمت چپ میبینید را به بعنوان یکی از کاریکاتورهای محمد معرفی کرده و پس از اینکه نخست وزیر دانمارک به وسیله نامه از بیبیسی درخواست کرده که گزاش مربوطه رو حذف کند بیبیسی مجبور به عذرخواهی شده.
خلاصه مطلب اینکه دستان انگلیسی در هر توطئهای نمایان است. البته اگر دوستان فردا نیایند و ما را متهم به دایی جان ناپلئون شدن بکنند.
——————————
از روزی که سفارتهای دانمارک و نروژ رو در سوریه و بیروت به آتش کشیدند جو به ناگاه تغییر کرد. چه کسانی چه اهدافی را در این قضیه پی گیری میکنند؟
یک ملای احمق (دست نشانده) توی دانمارک حرکتی را شروع میکند، حالا تمام نیروی سیاسی اروپا بسیج شدهاند با این حال قادر نیستند آتش بپا شده را خاموش کنند. (یک دیوانه سنگی را در چاهی میاندازد حالا 40 عاقل نمیتوانند آنرا از چاه در آورند).
احمد آکاری (Ahmed Akkari) یک ملای جوان مقیم دانمارک است. او پس از اینکه اعتراض هایش در دانمارک به نتیجه “مورد نظرش” نمیرسد، بار سفر می بندد و با خود 12 کاریکاتور منتشر شده در یلاند پستن را همراه با 3 کاریکاتور دیگر (سه کاریکاتوری که یقینا رندان برای دامن زدن به این آتش تهیه کرده بودند و هیچ ربطی به کاریکاتورهای منتشره در روزنامه دانمارکی ندارد) را با خود به خاورمیانه میبرد تا با تماس با (علمای!! اسلام) و سیاست مداران آتشی را که بتواند ایشان را ارضاء کند بپا میکند. از قرار معلوم این سه کاریکاتور برخلاف آن دوازده تای دیگر بسیار توهین آمیز هستند. اکنون گویا آتش چنان شعله ور شده که عنقریب است دامن خود این ملای احمق را هم بگیرد در نتیجه تصمیم به عقب نشینی گرفته. بنا به ادعای خبرنگار داگ بلاد (یک روزنامه نروژی) احمد آکاری در حال حاضر با دولت و مسئولین دانمارکی همکاری کامل دارد تا بلکه شعله ای را که روشن کرده خاموش کند.
در تهران رهبر معظم!! انقلاب فریبکاری را آغاز میکند و 200، 300 نفر از اوباش بسیج را برای خودنمایی به میدان میفرستد و از طرفی ادعا میکند که این کاریکاتورها توطئه اسرائیل است برای مقابله با پیروزی حماس (کاریکاتورها 4 ماه پیش کشیده شدهاند، حماس کمتر از دو هفته پیش پیروز شد).
امروز با خانمی که رئیس اداره مان هست صحبت میکردم (شوهرش کارمند عالیرتبه وزارت امور خارجه نروژ است). بدون اینکه بگویم نظرم در باره این مساله چیست از او پرسیدم: نظر شما در باره آتش زدن سفارت نروژ در تهران چیست، خندید و با طعنه گفت: آنهایی که سفارت را به آتش کشیدند دویست نفری بیشتر نبودند در نتیجه نمیتوان زیاد از این مساله نگران بود شرارتهای یک باند دویست 300 نفره را نمیتوان به حساب ملت ایران گذاشت. این یک مساله سیاسی است که مسئولین سیاسی در تهران همین روزها باید پاسخ بدهند. پرسیدم پس شما هم در جریان بازیهای سیاسی هستید. گفت دیگر دست رژیم ایران و سوریه در این جریان چنان رو شده که هیچ شکی وجود ندارد و بعد اشاره کرده به مصاحبه نخست وزیر نروژ و وزیر امور خارجه که هر دو بطور بسیار شفاف دولت ایران و سوریه را مسئول دانستند.
از من پرسید نظر تو در این باره چیست. گفتم نظر من را خود شما بهتر می دانید، مگر چند نفر در تهران به این به اصطلاح توهین وقعی گذاشتند؟ گفت 200 تا 300 نفر، در جوابش گفتم گمان میکنید من در بین این 200 تا 300 نفر می گنجم!؟ خندید و گفت نه، می خواستم بدانم آیا به نظر تو این کاریکاتورها توهین آمیز بوده؟ در پاسخ گفتم، مگر مسلمانان کم به دیگران توهین میکنند!؟ خندید و گفت تو هر سوالی را با یک سوال دیگر پاسخ میدهی. از من پرسید نظرت در باره عکسالعمل دولت نروژ چیست. گفتم به نظر من خیلی ملایم رفتار کردهاند. به نظر من با رژیمهای توتالیتر باید با قدرت بیشتری برخورد کرد و اجازه نداد این چنین جولان بدهند.
گفت کار زیادی نمیتوان کرد. گفتم چرا ! وقتی ایران اعلام کرد که دانمارک را تحریم میکند تمام کشورهای اروپایی باید یک صدا اعلام تحریم یا حداقل حمایت میکردند، هرچه باشد دانمارک یکی از اعضای بازار مشترک است، آنوقت میدیدید چگونه رژیم تهران به التماس میافتاد، حکومتهای زور پرست را باید با زور پاسخ داد نه از موضع انفعال.
این مساله هر چه بود مثل مسائل دیگر خواهد گذشت فقط در جریان این سرو صدا ها تنها دو رژیم در خاورمیانه بیشتر از همه ضرر کردهاند یکی سوریه و دیگری ایران. اینها در این مساله بازنده اصلی شدند حالا چه بخواهند کوتاه بیایند چه نه.
مساله بسیار مهم دیگر اینکه، بعد از این درگیری در اروپا الان جوی برقرار شده که اگر فردا آمریکا وارد جنگ با ایران یا سوریه بشود دیگر حتی یک درصد از آن مخالفتهایی که با جنگ عراق انجام شد اتفاق نخواهد افتاد.
در بخش: ملای حیله گر
05
Feb
2006
این شعاری است که بر روی یکی از پلاکارتهای تظاهر کنندگان تهران برای اعتراض به مساله کاریکاتورهای محمد به نمایش گذاشته شده بود (لینک خبر). همین یک شعار کافی است تا به عمق فلاکتی که گریبان ما را گرفته پی ببریم. این شعارها فقط یک هدف را پیگیری میکند محمد جد مهدی است و آقایان هم که نماینده مهدی هستند، مگر یادتان رفته که برای همه آقایان حکومتی این روزها لیستهایشان را میبرند خدمت امام مهدی امضا کند!! عجب دکان دو نبشی مخصوصا وقتی تظاهر کنندگان این چند روز گذشته را بر صفحه تلویزیونها دیدیم بیشتر با این پدیده آشنا میشویم. عوام جو زده چه کارها که نمیتوانند بکنند.
از عوام بدتر آنهایی هستند که به اصطلاح خود را عوام نمیدانند! ارواح عمه جانشان بعضیشان حتی جو زده شدهاند و خیال میکنند روشن فکر هم هستند باور ندارید!؟ با نگاهی به بیانیه (مثلا هنرمندان کشورمان!!) باورتان خواهد شد. با دیدن این همه عجایب چارهای بجز گریستن برای ایران نداریم:
شنبه، 15 بهمنماه 1384 بیانیه کاریکاتوریست های ایرانی در محکومیت چاپ کاریکاتورهای اهانت آمیز
کاریکاتوریست های ایران با امضای بیانیه ای انتشار مکرر کاریکاتورهایی علیه رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) را محکوم نمودند.
« هنر مقوله ایست که به دنبال زیبایی است هنرمند دنیا را زیبا می خواهد، از این منظر هنر با آموزه های قدسی که به دنبال مهرورزی و ترویج صفات ستوده انسانی و زیبایی معنوی است، تقارن و همخوانی دارد.
پر واضح است که هنر اگر بخواهد ریشه بدواند و شاخه بگستراند باید مجال رویش بیابد. چرا که بیان آزاد با بیان هرزه تضاد دارد. ما کاریکاتوریست های ایرانی اقدام موهن و سخیف تعدادی از کاریکاتوریست ها و ژورنالیست های دانمارکی را که باورها و حریم های قدسی مسلمانان را به سخره گرفته اند، شدیدا تقبیح می کنیم و رسالت خود می دانیم، ضرورت احترام به باورهای دینی را به رسانه های گروهی جهان یادآور شویم و نسبت به این بی مبالاتی ها و غرض ورزیها هشدار دهیم.» منبع
در بیانیه آقایان میخوانیم:
“هنر مقوله ایست که به دنبال زیبایی است هنرمند دنیا را زیبا میخواهد…” (چقدر رمانتیک!!)
چیزی که دوستان هنرمند به آن توجه نمیکنند یا شاید هم منافعشان اجازه نمیدهد توجه کنند، چگونگی دست یافتن به این دنیای زیباست.
آیا برای رسیدن به دنیای زیبا خیالی دوستان هنرمند!! نباید اول زشتیها را شناخت و از میان برداشت تا زیباییها پدیدار گردند؟ یا حداقل با ابزاری که در دست داریم با زشتیها مبارزه کرد؟
شاید بد نبود دوستان (هنرمند!!) در این زمینه هم بیانیه میدادند و در آن روش و ابزار مبارزه با زشتیها را هم به ملت بیچاره نشان میدادند.

مشکل ما از آنجا آغاز میشود که عوام که در تظاهرات تهران شرکت میکنند با (هنرمندان!!) و روشنفکرانی از نمونه کاریکاتوریستهای بیانیه دهنده هستند تفاوت چندانی با هم ندارند.
آیا عاقبتی برای این همه توحش هست؟ اخبار این روزها که نشان از خون ریزی دیگری میدهد.
توحشی که ریشه در اسلام دارد. عکس مقابل علی را در حال گردن زدن نصربن هارت در مقابل محمد نشان می دهد.
عکس مقابل از این سایت برداشت شده. سایت نامبرده کاریکاتورهایی دارد که به مراتب بدتر از کاریکاتورهای دانمارکی است.
در بخش: نقد اسلام
03
Feb
2006
بحث آقایان عربده کش در جریان ماجرای کاریکاتورهای محمد بر این اساس پی ریزی شده که: در اسلام نشان دادن یا ترسیم عکس محمد و شرکا گناه محسوب میشود و هر کس این کار را کرد مستوجب فلان و بهمان است. اگر بخاطر داشته باشید آقایان اوایل انقلاب هم از همین اراجیف زیاد بهم میبافتند ولی همین که منافعشان ایجاب کرد تبصرهای برای آن ساختند.
چیزی را که آقایان در این جریان از بس دروغ گفتهاند فراموش میکنند این است که در هر کوچه و برزن در هر خانه و خلاصه در هر گورستانی از آن دیار فلک زده عکسی از این فسیلهای تاریخ آویزان است و استدلال بر اساس آن بجز باز کردن مشت آقایان نتیجه دیگری ندارد.
سه سال پیش که رفته بودم ایران توی همه دیدنیها یک عکس هم دیدم از حضرتاش، درست فهمیدین همان حضرتی که امروز دارند بر سر کاریکاتورش دنیا رو به آتش میکشند.
دلیل اینکه این عکس نظر مرا جلب کرد این بود که تا آن روز هر عکسی را که از محمد عرب دیده بودم خیلی عادی بودند یا حداقل برای من عادی شده بودند ولی برعکس این یکی چنان او را طناز ترسیم کرده بود که تصمیم گرفتم عکسی از آن بگیرم. همان زمان هم در باره این عکس مطلبی نوشتم. قسمتی از آنرا امروز دوباره نقل میکنم و باقی قضایا را میگذارم به اختیار تخیلات خود شما عزیزان:
نوشته شده به تاریخ 11 ژانویه 2003:
محمد در این عکس با حالت خاصی طناز و زیباروی طراحی شده که سعی دارد با نشان دادن شانهی چپ خود از بیننده دلربایی کند!.
با آگاهی از اینکه در آن دوران محمد پیغمبر خدا نبوده پس در نتیجه از جایگاه بخصوصی بجز چوپانی جوان و دلربا برخوردار نبوده است و با آگاهی از اینکه اعراب در آنزمانها دختران خود را زنده بگور میکردهاند و درنتیجه کمبود زن درجامعهی عربستان بایستی مشکل ساز میبوده و با نگاهی به زیبایی محمد در این عکس میتوانید خود نتیجه بگیرید که حاصل کار چه شوربایی از آب در خواهد آمد. بیخود نیست که در اسلام مجازات لواط سنگسار است! [متن اصلی]
این هم نظر بهروز عزیز و ترجمهای از یک مقاله روزنامه سوئدی که به وسیله ایشان در پیام گیر مطلب قبلی نوشته شده را با هم می خوانیم شاید درکی از آزادی بیان بدست آوریم.
از بس تصوير يك مشت آدمهاي چركوي كوته نظر رو كه هي پرچم آتيش ميزنن و تهديد ميكنن خستم شد، اين مطلب زير رو امروز خوندم و يه قسمتيش رو ترجمه كردم كه ببينيم بابا اين روشنفكري غربي راجع به اين مطلب چطور بحث ميكنه!
سر مقاله روزنامه داگنس نيهتر (ليبرال) سوئد – جمعه 3 فوريه 2006
هنر دفاع از موردي ناخوشايند!
اقدامي كه در اين بعد زماني از اتحاديه اروپا انتظار ميرود اعلام همبستگي با دانمارك است، البته نه همبستگي با عمل چاپ نقاشيهاي روزنامه ييلاندس پوستن (عملي كه بنظر بيل كلينتون ميشود آنرا با تصاوير ضد يهودي كه در دهه 30 انتشار پيدا كرد مقايسه شود) بلكه همبستگي در برابر تهديد و خشونت و اعمال ديپلماتيك كشورها و گروههائي كه توانائي فهميدن فرق حكومت و جامعه مدني آزاد را ندارند!
البته انكار نميشود كرد كه مشاهده اين نوع فرق / اختلاف ميان (جامعه مدني آزاد و حكومت) مقداري قوه تفكر ميخواهد. گفته اي از فيلسوف دوران روشنگري ولترباين شرح ميباشد: “من عقيده ترا ناخوشايند ميدانم ولي با جان و دل از حق تو براي ابراز عقيده ات دفاع ميكنم”. خب گفتن اين مطلب ساده و باجرا گذاشتنش مشكل! شايد كه اين اصل كلا با ابتدائي ترين اصول روانشاسي آدمي تضاد داشته باشد: “اگر من چيزي را ناخوشايند تصور ميكنم خب سعي ميكنم ظهور و پيشرفت آن چيز را متوقف كنم!”
عليرغم اين مطلب درست قوه بالانس كردن احساسات بي اختيار و خرد است كه پايه هاي بنياني يك جامعه آزاد مدني را بوجود ميآورد. آزادي بيان هرگز نميتواند عملا مطلق باشد، اما در يك بعد زماني وسيعتر، آزادي تبادل و بروز عقيده و تعددگرائي (پلوراليسم) كه در اين نوع جامعه بردبار بوجود ميآيد به نفع تمامي شهروندان خواهد بود. باين خاطر ميشود گفت كه كلا عكس العمل نخست وزير دانمارك آندرس فوگ راسموسن غير عقلاني نبوده، چون به بحث گذاشتن مطالبي كه در مطبوعات چاپ ميشود با سردمداران يا نمايندگان دولتهاي خارجي يك تهديد غير مستقيم براي آزادي بيان محسوب ميشود.
لب مطلب از داشتن روابط ديپلماتيك اين هم هست كه امكان مقابله با رژيمهاي دگرگونه وجود داشته باشد. آن انتقاد پلاتوسي داخلي كه به اقدامات دولت دانمارك وارد شده نشان از اين دارد كه دولت دانمارك ميبايستي از قبل سعي ميكرد كه راه گفت و شنود ديگري بدون سازش بر سر موضع اصولي خود پيدا كند.
در بخش: نقد اسلام
02
Feb
2006
جریان کاریکاتور محمد دارد روز به روز جالب تر میشود. حالا باید دید توی این کش و قوسها، کدام طرف زودتر عقب نشینی میکند. این اروپاییهای تیتیش مامانی که با یک نسق گرفتن لات و لوتهای اسلامی جا میزنند یا اون پاپتیهای چاقوكش مسلمان از همه جا بی خبر.
دیروز پس از پیوستن روزنامه فرانس سوار به جمع حمایت کنندگان روزنامه دانمارکی، دست اندرکاران روزنامه فرانس سوار سردبیر شجاع خود را از کار برکنار کردند. چه حماقتی! در زیر ترجمه بخشی از مقاله این روزنامه را میخوانید.
یک توضیح: هرچه روی نت گشتم نتوانستم اصل مقاله روزنامه فرانس سوار را پیدا کنم، این متن از روی وب سایت تلویزیون کانال یک فرانسه ترجمه شده.
روزنامه فرانس سوار (France Soir) در صفحه اول خود می نویسد، ولتر کمک!
تصویری در این روزنامه مسلمانانی را نشان میدهد که در حال آتش زدن پرچم دانمارک هستند. نویسنده روزنامه میپرسد: بخاطر اینکه اسلام مسلمین را از کشیدن تصویر محمد منع میکند آیا دیگران که مسلمان نیستند هم باید از این فرامین پیروی کنند؟
آیا میتوان جامعهای را تصور کرد که در آن هر ممنوعیتی از هر باور و فرقهای را باید به اجرا گذاشت؟ در این صورت دیگر چه چیزی از آزادی بیان باقی خواهد ماند؟ این گونه جوامع را ما خوب میشناسیم، ایران ملاها یک نمونه آن است.
نویسنده در ادامه سوالی را طرح میکند و مینویسد:
همین دیروز بود، فرانسه دوران انکویزیسیو (دوران سیاه تفتیش عقاید کلیسا)، دوران قصابی، دوران سنت بارتلمی.
آزادی مذهب، آزادی باور کردن یا باور نکردن است، عمل به یک باور در آسودگی و آزادی است. آزادی مذهب به این معنا نیست که طرفداران یک باور، قواعد و باورهای خود را بر کل جامعه تحمیل کنند.
از همه این مسائل که بگذریم ما که این وسط داریم از فرط لذت میترکیم. بزار اینها بزنند توی سر کوله همدیگه تا شاید اسلام دست از سر ملت بیچارهی ایران که نه با این کار دارد و نه با اون بردارد. حداقل برای مدتی سرشون گرمه به اینگونه جنگهای زرگری.
همچنین در اخبار آمده بود که یک روزنامه سوئدی هم از خوانندگانش خواسته تا کاریکاتور محمد بکشن. کجاست اون نیک آهنگ که یکی براشون بشکه تا کیف کنن! آز همون نوعی که برای تمساح کشید.
همچنین در اخبار آمده بود که پرونده ایران دارد میرود روی میز شورای امنیت، از آن طرف هم آقایان شدیدا جفت کردهاند، فلانشان چنان پاپیون شده که در سطر سطر نوشتههای نشریات وابسته به رژیم هویداست. از همه با حال تر این موضوع کاریکاتور است و موضع ایران در برابر آن. درست حدس زدید کدام موضع!؟ کسی شنیده که رژیم هم موضعی در مقابل این مساله گرفته باشد؟ خیر قربان، پای آقایان چنان در گل گیر کرده که به سختی میتوانند تنبان و خشتک گه یی خودشان را نگه دارند چه رسد به تنبان محمد رسولشان را. به قول صمد آقا (پرویز صیاد) هیچکی نمیتونه مثل مو کیف بکنه! همچین دارن با انگشت میزنن تو چشم و چار رژیم که دیگه جلو پاشو هم نمیتونه ببینه چه برسه به خشتک محمد.
در بخش: نقد اسلام
01
Feb
2006
در یک هفته گذشته به ترتیب سخنان مرکل، شیراک، بلر و امروز (دیروز) عاقبت بوش، همگی یک صدا یک مساله را مطرح میکنند. همگی به گونهای غیر مستقیم خواستار سرنگونی حکومت آخوندی هستند.
بوش اما در سخنانش نکتهای نهفته بود که باید آنرا جدی گرفت. آنجایی که روی سخنش به “ملت” ایران است در لفافه و غیر مستقیم میگوید:
یا رژیمتان را هر چه زودتر خودتان سرنگون کنید یا مجبور خواهیم بود شما را هم با این رژیم تنبیه کنیم.
گرچه سخنان شیراک که بسیار مستقیم تر بود و رژیم را حتی تا مرحله تحدید حمله اتمی نیز کرد.
بعد از سخنان این چهار کشور که بگذریم جبهه گیری چین و روسیه هم ملایم تر از این چهار کشور نبود تنها فرقی که در موضع گیری این دو دیده شد کمی با اما و اگر بود و آنهم تنها برای بازی های سیاسی پشت پرده طرح ریزی شده بود تا بوسیله آن گاو غرب را بر سر این مساله کمی بدوشند و جیب خود را پر تر کنند.
در بخش: روابط خارجی
31
Jan
2006
پیش زمینه:
زیتون مینویسد:
4- بدترین قسمتهای شبهای برره قسمتهایِ زوری اون بید!
یعنی قسمتهایی که به سفارش آقای ضرغامی نوشته شده!
چند شب پیش مثلا خواسته بود ماجرای اسرائیل و فلسطین رو نشون بده.
مردی به نام مهندس”موشه” به برره میاد و زمینهای روستاییهای سادهدل رو یکی یکی میخره. این قسمتش خیلی مسخره و بیمزه و بیسر وته بود. در جایی مردم اسم ” موشه” را مسخره میکنن. میگن آقا موشه و گربههه و تام و جری و… همه میدونن که موشه یعنی موسی( پیغمبر یهودیها) مثلا موشهکاساب همون موسیقصاب یزدی خودمونه. خوب حالا اگه کسی اسم پیغمبر مسلمونها رو مسخره کنه برخورد امثال ضرغامیها باهاشون چهجوریه؟کفن میپوشن و میریزن تو خیابونا:)
داستان اسلام و شمشیر کشیدن مسلمین بر روی این یا آن برای ما ایرانیها پدیده تازهای نیست سالهاست که از فاضلاب متعفن اسلام رنج میبریم.
داستان این بار از آنجا شروع شد که یک روزنامه دانمارکی به نام یلاند پُستن با چاب دوازده کاریکاتور از محمد پیغمبر مسلمانان باعث میشود که مسلمانان دوباره باد در بیضهها اندازند و شروع به واق واق کنند. بعد از آن یک مجله مذهبی نروژی در حمایت از یلان پُستن اقدام به دوباره چاپ همان کاریکاتورها میکند و اینبار صدای واق واق کشورهای مسلمان بیشتر بلند میشود و شروع به تهدید میکنند و از همه بد تر صحبت از تحریم صادرات این دو کشور میکنند و الخ. این اروپاییهای بی خایه هم که تا دست روی منافع مالیشان بگذاری مثل جن که از بسم الله فرار میکند کک به تنبانشان افتاده و زبونانه نزدیک است که تمام پرنسیپهایشان را از حقوق بشر گرفته تا آزادی بیان و کش و ماست و دوغ را یک شبه فراموش کنند و مخصوصا وقتی گشنه گداهای مسلمان مهاجر مقیم اروپا شروع به شاخ و شانه کشیدن میکنند آقایان سیاست پیشه مقیم اروپا هم یک مرتبه مثل جن زدهها زبونانه حرف از عذرخواهی و الخ میزنند (بخوانید به گه خوردن افتادن). یکی نیست از این گدازادههای مسلمان بپرسد چطور است که دنیای مرفه اروپا برای گشنه گداهایی مثل شما خوب است، ولی همین که پای ساختارهای اساس برپایی این کشورها به پیش می آید بدرد شما نمیخورد؟ و در حقیقت آمدهاید اینجا تا به این کشورها هم مثل کشورهای عقب افتاده خودتان برینید و بروید!؟
اروپایی بی خبر از همه جا هم غافل از اینکه اگر در مقابل مسلمان زبون عقب نشینی کردی تا تو را نابود نکنند دست بردار نیستند.
چیزی را که حضرات اروپایی نمیدانند این است که در مقابل اسلام یا باید با زور شمشیر جنگید تا این حرامزادگان زاده محمد عقب نشینی کنند یا باید مثل دوران محمد پاپتی خراج داد یا کشته شد.
از همه جالب تر آقای کلینتن هم زر یامف زدهاند و بر اساس این خبر، ترسیم کاریکاتور مربوطه را محکوم فرمودهاند (یعنی آزادی بیان غربی ها به گوزی بیشتر بند نیست)
کل ماجرا را از این آدرس به زبان نروژی بخوانید
این قسمت قرار بود مقدمه باشد دیدم مطلب زیتون بیشتر برای مقدمه به دل میچسبد.
یک کسی رفته روی گوگل جستجو کرده (کاریکاتور موهن روزنامه دانمارکی) سر از وبلاگ من دراورده دیدم نباید ملت ایران را از این کاریکاتورها محروم کرد بهمین خاطر با هزار و یک مکافات روی نت این کاریکاتورها را برایتان پیدا کردم و در این آدرس همه را به امت همیشه در صحنه تقدیم میکنم.
—————————–
کاریکاتور از این آدرس
http://www.faithfreedom.org/Gallery/28.htm
آدرسهایی در باره همین موضوع:
http://www.bt.no/meninger/kommentar/article235588.ece
http://www.dagbladet.no/nyheter/2006/01/26/455939.html
http://www.rights.no/islam_gen/hrs_25.20_081205_110.htm
در بخش: نقد اسلام