25
Apr
2006
میلی را امروز از یکی از بچههای داخل کشور در باره سانسور دریافت کردم که گمان میکنم بد نباشد شما هم آنرا بخوانید. اول نامه را بخوانید تا بعد چند توضیح در باره سانسور بدهم.
سلام حسن آقا:ضمن عرض خسته نباشید. فیلترینگ از دیروز با نصب سخت افزاری بشدت تشدید شده و کلیه پروکسی ها رو ازکار انداخته ضمن اینکه دسترسی به سایتهای مجاز نیز با سرعت پائینی میسر است.
وبلاگ ضد فیلترینگ اطلاعات فنی جامعی از نحوه عملکرد این سخت افزار ارائه نموده که حتمن مطلعید لذا ستدعا دارم از
هرطریقی که صلاح میدانید مبارزه بی امانی را در راستای غلبه بر اوضاع جدید شروع نمائیم! چرا که تاکنون با چنین وضعیتی ابدا” مواجه نبده ایم.شاید این موضوع باعث شود انسجام بیشتری در جبهه مبارزه با سانسور در سطح کانون پدید آید.
نام (نام نگارنده نامه را من حذف کردهام)
دوستان عزیز داخل ایران میتوانم با اطمینان بگویم که من از همان روزهای اولی که سانسور را در ایران بعضی از آیاسپیها (سرویس دهندگان اینترنت) برقرار کردند هشدار دادم و این هشدارها را هر از چندگاهی تکرار کردم و همچنین برای مبارزه با این سانسور از همان روزهای اول شروع به راهنماییهای مختلف کردم ولی متاسفانه اکثریت بچهها این مساله را جدی نگرفتند و باز به همان روش همیشگی که عادت ما ایرانیها است گفتیم (این که مشکل من نیست پس چرا باید به خودم زحمت بدهم!) روزهای اول یکی دو تا آیاسپی سانسور را شروع کردند اگر از همان روز اول یک پشت دستی محکم به آنها زده بودیم (تحریم) یقین بدانید این وضع امروز را نداشتیم. من بخاطر اینکه وبلاگم از روزهای اول سانسور بوده میدانم که حتی در بدترین روزهای سانسور هم هنوز بازدید کننده از ایران داشتهام به این معنی که اگر قبل از شروع سانسور 43 درصد بازدید کنندگان من از ایران بود که یک امر طبیعی است منظورم این است که نسبت به کاربران داخل به کاربران خارج و همچنین بیشتر در دسترس بودن اینترنت در خارج از ایران طبیعی است که آمار سایت من در حدود 43 درصد از ایران و 57 درصد از خارج از ایران باشد.
حالا بعد از اینکه سانسور برقرار شده نسبت به شدت و ضعف این سانسور، درصد بازدیدکنندگان وبلاگ من هم به همان نسبت بالا و پایین شده.
حالا برای اینکه به بحث اصلی برسم آمار سه روز گذشته وبلاگ خُسن آقا را منعکس میکنم و بعد میروم سر بحث اصلی.
آمار امروز تا ساعت 19:00 بوقت اروپا از ایران 69 هیت دیروز 89 و پریروز 100 هیت، این آمار مربوط میشود به آنهایی که از پراکسی استفاده نمیکنند و بطور مستقیم به وبلاگ من مراجعه کردهاند، حالا برای اینکه آمار با ارزش تر شود آمار کل همین سه روز را هم مینویسم و بعد میروم سر بحث سانسور. آمار امروز تا ساعت 19:12 بوقت اروپا 504 دیروز 813 و پریروز 865 هیت.
این آمار را من بوسیله یک برنامه پی اچ پی (PHP) که خودم نوشتهام با ثبت IP مراجعه کننده تهیه میکنم در نتیجه به آمار اعتماد کامل دارم، پس همانطور که مشاهده میکنیم حتی در سه روز گذشته که به قول این دوستمان سانسور کامل حکم فرما بوده عهدهای توانستهاند بدون استفاده از پراکسی یا هر وسیله ضد فیلتر دیگری به وبلاگ من که (کاملا!!) سانسور است بیایند. چرا!؟
چرای این امر خیلی ساده است آیاسپی هایی در ایران به این درک رسیدهاند که اگر بخواهند کاسبی کنند باید یک کمی سوراخ توی دیوار سانسور اینترنت ایجاد کنند تا مشتری دلزده نشود و کارت اینترنت بخرد و مصرف کند و الخ. توی همون ایران هم همه روابط بر اساس عرضه و تقاضا برقرار می شود و توازن مییابد. اگر اینها (ISP ها) بخواهند بر عکس این قانون عمل کنند دکان خودشان را تعطیل خواهند کرده.
حدودا یک سال پیش زمانی که سانسور شدید شد با عدهای از بچههای کانون وبلاگ نویسان ایران بحث میکردیم برای پیدا کردن راهکارهایی برای مبارزه با سانسور. در بحث ها من معتقد بودم که باید یکی دوتا از بدترین آیاسپیها را که بیشترین سانسور را اعمال میکنند برخورد کرد و با نامبردن از آنها از کاربران خواست تا آنها را تحریم کنند و البته بدون نام بردن از بهترینها (آنهایی که کمتر سانسور میکنند یا اصلا سانسور نمیکنند) سعی کرد تا موقعیت آنها مستحکم تر شود. با این کار اول یک اعلام موضع میکردیم که ما حاضر به پذیرش سانسور نیستیم و همچنین با این کار کمک میکردیم تا آن آیاسپیهایی که ریسک میپذیرند و کمتر سانسور میکنند را بطور غیر مستقیم حمایت کرده باشیم. متاسفانه بعضی از بچهها با این نظر من مخالف بودند و در نتیجه تصمیمی گرفته نشد.
حالا هم هنوز دیر نشده هرگاه ماهی را از آب بگیریم تازه است. از همین امروز هم میتوانیم با تهیه لیستی از بدترین (بدجنس) ترین آیاسپیها با هم عهد ببندیم که به هیچ عنوان از آنها خرید نمیکنیم و در وبلاگهایمان هم شروع کنیم به تبلیغ منفی بر علیه این گونه آیاسپیها، خواهید دید که بعد از یکی دو ماه وقتی این آیاسپیها آثار سانسورشان را روی اقتصاد شرکتشان دیدند تغییر رویه خواهند داد. راه دیگر باقی نمانده آقایان همه سوراخهای دعا را خواهند بست تا دیر نشده باید دست به کار شد.
پ.ن.:
این شعر هم از غیب رسیده گفتم شما هم بخوانید:
آن شنيدستم که در کاشان شبي
زد به شيخي نيش، جرّار عقربي
صبح، تنها نه که عقرب مرده بود
شيخ او را جاي ميگو خورده بود
در بخش: کامپیوتر و اینترنت
25
Apr
2006
محمود احمدی نژاد رئیس جمهور در اقدامی كم سابقه به سازمان تربیت بدنی دستور داد زمینه حضور بانوان در استادیومها برای تماشای مسابقات فوتبال را فراهم شود. منبع
حتما این جوک رو شنیدید که میگه یک روز یکی از بسیجیها که خیلی دلش میخواست بره بهشت تیر غیب خورد و راهی بهشت شد. وقتی رسید بهشت همین طور که داشت میرفت ته باغ بهشت یک مرتبه دید خمینی روی یک سنگ مثل مجسمه ایستاده و دور سرش هم نورانی هست. بسیجی دوید به طرفش و دستشو گرفت بوسید و گفت، یا امام پس راست میگفتن که معصومین توی بهشت دور سرشون نور قداست هست. پس شما هم از معصومین هستید!؟ خمینی با عصبانیت بهش گفته جاکش کدوم معصوم! کدوم نور قداست! کدوم بهشت! اینجا جهنمه و این نور هم نور مهتابی هست که توی مقعدم کردن.
حالا وقتی نگاه این تصویر احمدی نژاد میکنم و مخصوصا وقتی دستورات مهرورزانه!! اش را در باره زنها میخوانم به این باور میرسم که یقینا مهتابی آمریکاییها داره به مقعد آقایون نزدیک میشه و بهمین خاطر هست که میخوان با این عشوههای مکش مرگ ما ملت رو خر کنند. البته توی این عکس اینجوری که پیداست بجای مهتابی چراغ گرد و قلمبه هستهای توی مقعد آقا کردند و همچین هم چپوندن که از پشت گردنش درومده.
در بخش: طنز
23
Apr
2006
سیدمهدی طباطبایی نماینده مجلس، عضو ائتلاف آبادگران: «در شان نماینده مجلس نیست که در مد و لباس مردم تصمیم بگیرد.» طباطبایی در گفتوگو با آفتاب تصریح کرد: «کار نماینده مجلس خیلی مهم تر از این است که آقایان برای مد و لباس مردم تصمیم بگیرند.» وی افزود: «روش های ارشادی باید در مورد حجاب به کار گرفته شود وگرنه روش های دیگر نتیجه عکس به جای می گذارد.» طباطبایی در عین حال، به کسانی که حاضر نیستند حجاب را رعایت کنند، توصیه کرد که از کشور بیرون روند چون در کشور اسلامی مثل ایران جایی برای آنها نیست.» منبع
مربای اَن! یکی دیگه حدود 30 سال پیش یک همچین گهی خورد کمتر از 3 سال چنان تیپایی ملت در کون مبارکش زد که با گریه ایران را ترک کرد. او هم از نظر هوش هم از نظر قیافه و هم از نظر شعور هم از هر نظر دیگری صد مرتبه بهتر از شما بود با این حال گهی خورد که نباید می خورد و هزینه آنرا ملت مجبورش کرد بپردازد، شما هم روزی هزینه این همه گه خوریهایتان را خواهید پرداخت.
پ.ن.:

آقایون مثل باکتری تولید مثل میکنند، آمریکا را شیطان بزرگ مینامند ولی از کون شیطان بزرگ هم خودشان هم فرزندانشان انگاری عسل میخورند گرین کارت آمریکایی دارند و هفته ای یک بار می رند آمریکا و میآیند، همزمان در مرکز قدرت ایران بعنوان معاون شورای عالی امنیت ملی همه چیز را در کنترل دارند قیافه شان مثل شمپانزه میماند باور ندارید نگاه کنید به تصویر آقا هیچ کس هم نمیتواند به آنها بگوید “حرامزاده جاسوس برو توی آغوش همون عموسام و ملت بیچاره ایران را به حال خود رها کن”
این مطلب را به انگلیسی از توی پیام گیر یک وبلاگ انگلیسی کپی کردم
Your Soources Gave you Wrong Information dude, Here is some facts! (#87508)
by iran.noname on April 22, 2006 at 2:10 PM
Your sources are Incredibely Unrfeliable: just an example would be about the “iran doplomat in Washington” I just want you let you that it had nothing to do with politics and only sick mind made such a relationship. It is not some thing confidencial, and very body knows that Mr. Mohammad Nahavandian
is in US for taking care of his son “Mahdi Nahavandian” who married recently. Nahanvandian and his family have US GreenCard and they visit US frequently. Recently Mehdi could successfully get Green card for his wife “Soodeh”, and they moved to US a few weeks ago, since their did not like to live inside Iran. Please do not make fun of your self by relating this travel to political issues. The Rest of Your article was also based on wrong information and Non-sence analysis.
در بخش: ملای حیله گر
22
Apr
2006
نخست وزیر اسرائیل: ایران و سوریه در بمبگذاری تلآویو دست داشتهاند
عجب مشنگی هست این نخست وزیر اسرائیل! بابا از خواب بیدار بشین! طرف نخست وزیر اسرائیل از قرار معلوم غیب گویی کرده!! بابا هر بچه 5 سالهی هم فهمید که آن 50 میلیون دلار را پرداختند و از حماس خواستند که یک بمبی در اسرائیل در کند تا به این وسیله به اطلاع غرب برسانند که “حواستان باشد، ما هنوز میتوانیم خون راه بیندازیم ها”
حماس هم با این کار به اطلاع غرب رساند که اگر پول نرسد ما ترقه در خواهیم کرد.
حالا اگر این غربیهای بی خایه یک ده گرمی خایه توی تنبانشان باشد یکی دو ماه دیگر کمک مالی به حماس نخواهند پرداخت بعد خواهند دید که همین آقایانی که شهادت طلب!! هستند یکی یکی میروند کلاشینکفها را میفروشند و با پولش نان شب میخرند.
این جاکشها اگر مبارز بودند که خودشان را محتاج پول غرب یا جمهوری اسلامی یا هر خر دیگری نمیکردند که. این جاکشهای حماس هم از همان مادر قحبههای مثل ملازادههای خودمان هستند و همگی به آش و پلو خیراتی زنده هستند، آش و پلو خیراتی را قطع کنید خواهید دید اینها چقدر مبارزند!؟
پ.ن.:
این عکس خارج از موضوع را داشته باشید بعد نروید بگویید آخوند بلد نیست جوک بگوید!! خصوصا به مدرک تحصیلی توجه فرمایید اول اینکه آقایان رشته فوق دکترا را در لیست قرار دادهاند بعد هم چون مدرک آخوندی از همه مدارک بالاتر است بعد از این مدرک قرار دادهاند یقینا چونکه مدرکی به نام فوق دکترا وجود ندارد مدرک آخوندی هم حقه بازی مثل فوق دکتراست.
آدمی که بیسواد میشود از این چرندیات زیاد مینویسد
فرم درخواست عضویت حزب اعتیاد ملی

در بخش: بحران اتمی، جنگ
20
Apr
2006
بهای نفت که بالا میرود مخصوصا به این *شدت باید نگران شد، این ماده سیاه مثل حرارت سنجی درجه حرارت سیاسی را نشان میدهد. کارشناسان نفتی مخصوصا سرمایه گذاران بزرگ نفتی آنهایی که هدایت کننده بازار نفت هستند به خوبی از اتفاقات پشت پرده آگاهند.
کارشناسان نفتی در نروژ پیش بینی کردهاند که بهای بنزین مصرفی در نروژ تا تابستان به بالای 15 کرون خواهد رسید این یعنی 50 درصد بالای قیمت معمول در نروژ.
یکی از روسای اداره هفته پیش گفت که برای ده روز میخواهد به کویت برود، خندیدم و از این خانم پرسیدم جرات میکنی در چنین شرایطی به کویت سفر کنی!؟ با بی خبری پرسید برای چی!؟ گفتم نقشه را نگاه کردهای!؟ گفت نقشه را به خوبی میشناسم، بارها به منطقه سفر کردهام. گفتم پس میدانی کویت کجا قرار دارد! گفت معلومه که میدانم! گفتم پس چرا نمیترسی در چنین شرایطی به آن منطقه سفر کنی؟ گفت کویت که جنگ نیست، رفتم این لینک را روی پیسی اش برایش باز کردم گفتم میدانی اینجا کجاست گفت آره گفتم می دانی اگر جهت باد تغییر کند ممکن است این مواد رادیو اکتیو سر از کویت یا حتی ترکیه در بیاورد!؟ گفت خیال میکنی جنگی در راه است؟ گفتم امکانش روز بروز بیشتر میشود. گفت گمان نمیکنم که مسئولین وزارت آموزش و پرورش که این مسافرت را ترتیب دادهاند همین مسائل را بررسی کرده و میدانند که چه اتفاقاتی قرار است بیفتد!؟ گفتم بعید نیست میدانند ولی به کسی نمیگویند.
امروز همان خانم آمد پیشم و گفت میدونی سفر چی شد!؟ گفتم نه. گفت سفر را لغو کردهاند و دلیل آوردهاند که مخارج پرواز گران شده و ما بودجه آن را پیش بینی نکرده بودیم. گفتم مگر افرادی که این سفر را ترتیب دادهاند معمولا با دوچرخه به کویت مسافرت میکنند که نمیدانستند قیمت بلیط کویت چقدر میشود!؟ خندید و گفت من هم همین را بهشان گفتم.
گفتم اینکه سفر را لغو کردهاند یقینا دستوراتی از بالاترها آمده ولی نمیتوانند دلیلش را به شما بگویند.
خانم رفت و من در فکر فرو رفتم، در افکار وحشتناکی که به من حقنه میکند که ایران شدیدا در خطر است، خطری که از خطرهای پیشین به مراتب وحشتناک تر است، فاجعهای در راه است و همه نشستهاند و دست روی دست نظارهگر اوضاع تا چند دیوانه میلیونها انسان را به خاک خون بکشند.
*بهای نفت خام امروز در بازار لندن به بالای 74 دلار در هر بشکه رسید
در بخش: بحران اتمی، جنگ
19
Apr
2006
دیروز رفته بودم توی زیرزمینی چشمم افتاد به رخت شویی که داشت مثل فش فشه پر میخورد یک مرتبه قوه خلاقیتم گل کرد و پروژه هستهای خُسن آقا استارت خورد.
نظر به اینکه هسته حق مسلم ماست! دیروز بعد از کشفیاتم توی زیرزمینی همه اعضای خونواده رو در یک جلسه اضطراری فراخوندم و در یک بحث کاملا دموقراتیک (دموقراتیک=واژه وطنی شده دموکراتیک است) تصمیم گرفتیم زیر زمینی خونمونو تبدیل کنیم به یک مرکز هستهای، البته کاملا صلح آمیز! ابزار مورد نیاز رو هم از قبل داشتیم و در نتیجه به دخل و خرج خونه هم زیاد لطمه نمیخوره!
به ننه بچهها هم تفهیم کردیم که ما هم برای اسلام و مسلمین باید فداکاری کنیم و وارد کارزار بشیم، بهمین خاطر هم تصمیم گرفتیم ماشین رختشویی و ماشین رخت خشک کن رو که هر دوتاشون سانترفیوژ دارن رو تبدیل کنیم به کارخونه ساخت هسته. مخصوصا خشک کن که 5 هزار دور در دقیقه می زنه رو یقینا میتونه یه P2 از آب در بیاد، یک کمی هم آب بندیش میکنیم به حول قوه خدا اگه P2 نشه حتما P1.5 میشد!
در بحثها ننه بچهها اولش مخالفت میکرد و میگفت رختا رو با چیچی بشورم که به حمدالله با بحثهای دموقراتیک به ایشون حالی کردیم که دندتون نرم با دست بشورید! البته یک کمی بحث طولانی شد ولی باز هم با روش کاملا دموقراتیک (چهارتو توسری و دوازده، سیزده تا فحش) ننه بچهها راضی شد فداکاری کنه!
در بخش: طنز
18
Apr
2006
برای خواندن مطلب به وبلاگ به نام انسان،عدالت و حقیقت مراجعه کنید
در بخش: مبارزه با رژیم