03 Nov 2013

اصغری نریده! اصغری نریده!

نوشته:     :::       شما هم چیزی بگو

یکی از رفقا برادر کوچکی داشت بنام اصغر. صبح ها وقتی این اصغر کوچولو از خواب بیدار می‌شد، اگر شب در خواب خودش را خراب کرده بود. از هنگامی که از رختخواب بیرون می‌آمد، یک پشت تکرار می‌کرد اصغری نریده! دلیل این رفتار هم این بود که گویا برو بچه‌ها توی خانواده صبح‌ها از بوی گند گه اصغری کلافه می‌شدند و به مادر مدام گوشزد می‌کردند که اصغری ریده و باید او را هرچه زودتر شست. این ماجرا باعث شده بود که اصغری بیچاره که می‌دانست آمدن مادر برای شستن همراه خواهد بود با توسری و کمی تنبیه بدنی، برای پیش دستی مدام تکرار کند که اصغری نریده اصغری نریده . حالا گیرم هم که ریده بود باز برای فرار از تو سری و تنبیه این جمله را مدام تکرار می‌کرد.
حکایت اصغری ما حالا شده حکایت این روزهای سید علی خودمان. آسید علی آقا پس از اینکه پشت پرده دولت تدارکاتچی روحانی را دستور داد و فرستاد به دست بوس اوباما. حالا پس از اینکه در جامعه مردم و بعضی سیاسیون شروع کرده‌اند به انتقاد از مذاکرات و الخ. حاج آقا که دیده بدجوری بوی گند گه کاری‌های ملوکانه دارد همه را می‌آزارد. یک مرتبه مثل اصغری خودمان شروع کرده به گفتن و تکرار این جمله که:

هیچ‌کس نباید مذاکره‌کنندگان ایرانی را سازشکار بنامد
منبع: رادیوفردا

این جمله دقیقا از گفته‌های ملوکانه است که شباهت زیادی دارد به “اصغری نریده” برادر رفیق مان!
ایشان که پیشتر فرموده بودند

عده‌ای‌ دم‌ از مذاكره‌ با آمریكا می‌زنند كه‌ این‌ افراد یا با الفبای‌ سیاست‌ و یا با الفبای‌ غیرت‌ آشنایی‌ ندارند
منبع: سایت ملوکانه

بعد یک مرتبه وقتی دیدن زور طرف زیاد است و کم مانده کل حکومت آسید علی آقا چپه بشود یک مرتبه فرمودند:

با مسئله ای که سالهای پیش نرمش قهرمانانه خواندم موافقم چرا که این حرکت در مواقعی بسیار خوب و لازم است.
منبع: سایت مقام مزخرف رهبری


حالا اما وقتی که سید دید خیر این ترفندها اثری در جوک ساختن‌ها و دست انداختن‌ها ندارد و ملت و منتقدین کم مانده ایشان را مسخره خاص و عام کنند. حالا رهبر فرزانه شروع کرده و به سبک اصغری خودمان تکرار می‌کند “اصغری نریده اصغری نریده”!
یکی نیست به او بگوید “خوب سید تو چرا این چیزها را به مجلس و دولت می‌گویی! همه چیز زیر سر خودت است! هم مذاکره نکردن پیشین و هم مذاکره کردن امروز و یقینا می‌توان گفت که هم ریدن اصغری” همه زیر سر خود تو است بیخود آدرس عوضی به کسی نده آسید!

شما هم چیزی بگو   |    |     |     

26 Oct 2013

گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدن گردن مسگری

نوشته:     :::       7 پیام

دولت اعتدال آقایان که اینگونه باشد وای بر احوال ملت ایران اگر دولت غیر اعتدالی بر راس قدرت بیاید!
اینکه نوشتم البته بجز طنز تلخ چیز دیگری نیست. این حکومت برپایه اسلام ناب محمدی اداره می‌شود و در نتیجه از هر زاویه دیگر اگر به این رژیم نگاه کنیم خود را فریب داده‌ایم!
خبر بسیار کوتاه و وحشت انگیز است.

محمد مرزیه، دادستان عمومی و انقلاب زاهدان، روز شنبه، چهارم آبان، از اعدام ۱۶ تن در زندان زاهدان به عنوان «مقابله به مثل» با کشته شدن ۱۷ تن از مرزبانان ایرانی در مرز سراوان خبر داد.
منبع رادیوفردا

فکرش را بکنید پدر برادر یا کسی از اعضای خانواده شما در زندان هستند، حالا به هر جرمی فرق نمی‌کند. یک مرتبه آقای دادستان عمومی شهر می‌آید و خبر می‌دهد که آنها را اعدام کرده‌اند! آن هم نه بخاطر جرمی که خود آنها مرتکب شده‌اند، بلکه بخاطر جرمی که دیگران در جایی دیگر مرتکب شده‌اند. بی شرمی و وقاهت به این حد و مرز تنها از دست این حکومت بر می‌آید. در هیچ کجای دیگر دنیا سراغ نداریم که کسی را بخاطر گناه دیگری اعدام کنند. این درست مثل روزها و سالهای اول انقلاب است که بی‌گناهان را فله‌ای اعدام می‌کردند، حتی آنها که دوران محکومیت خود را پشت سر گذاشته بودند.
حالا هرچه ما برای جماعت رای دهنده به این رژیم توضیح می‌دهیم که بابا این رژیم فرق نمی‌کند کدام جناح اش سرکار بیاید! کل این رژیم جنایتکار است و ربطی هم به این یا آن آخوند ندارد. آخوند خوب، آخوند مرده است تازه آن هم اگر زیر خروارها گل و گه مدفون شده باشد وگرنه بوی تعفن اسلام از او بلند خواهد شد. حال آنهایی که به این رژیم رای دادند مسئولیت این قتل های فجیع را هم مجبورند به گردن بگیرند. بله برادر و خواهر نادان رای دادن شما به این رژیم مسئولیت جنایت‌های این رژیم را هم به گردن شما می‌اندازد.
برادر، خواهر، هموطن تنها یک راه برای نجات ایران باقی مانده آن هم آستین بالا زدند و ریشه کن کردن ریشه آخوندیسم از ایران است.

7 پیام   |    |     |     

20 Oct 2013

داستان غم انگیز یک ان‌قلاب در چهار پاراگراف

نوشته:     :::       5 پیام

زیاد نمی‌خواهم سخنوری کنم همه چیز را خلاصه به عرض می‌رسانیم.
پاراگراف اول: مملکتی بود با یک پادشاهی فکسنی که همه قدرت در دستان بی‌کفایت شخصی بنام پادشاه بود. برای نگاهداشتن قدرت هم عده زیادی دور او جمع شده بودند و می‌خوردند و می‌چاپیدن منابع را به تاراج می دادند و کمی از این لفت ولیس کردن و چپاول هم می‌ریخت توی کوچه و خیابان و ملت از آن بهره مند می‌شد. عمده منابع آن مملکت فلک زده هم کانالیزه می‌شد به جیب غرب.

پاراگراف دوم: انقلابی کردیم! البته این که می‌گویم انقلابی کردیم حرف مفتی است! چونکه نه ما که کف خیابان انقلاب کردیم چیزی از انقلاب می‌فهمیدیم و نه آنها که ادعای روشنفکری و رهبری جامعه را داشتند اندازه یک خر می‌فهمیدند.

پاراگراف سوم: بعد از آن انقلاب کذایی که دیگر نگو! یک شیاد با یک تپه ریش از خارج وارد شد و از روز اول همان یک زره آزادی‌های اجتماعی را هم از مردم گرفت و باقی قضایا را همه می‌دانیم و نیازی به روده درازی نیست!

پاراگراف چهارم: حالا هم تازه برگشتیم سر جای اول. یعنی کشوری داریم که پول و منابع‌اش به فنا رفته و می‌رود. دولتش هم دوباره دست بسوی قدرتهای سابقا سلطه گر دراز کرده و قرار است دوباره روبوسی کنند و همه چیز برگردد به روال قبل از انقلاب و آنها که تا قبل تر شیطان بزرگ و کوچک بودند، از فردا می‌شوند برادر عزیز آمریکای مهربان و انگلیس مهربان تر!

5 پیام   |    |     |     

06 Oct 2013

حکومت گاوی

نوشته:     :::       9 پیام

جمهوری اسلامی در این زمینه هم مثل همه زمینه‌های دیگر مثل گاو شیرده چموش عمل می‌کند. حتی وقتی هم که یک سطل شیر می‌دهد با پایش لگد می‌زند و آن شیر را می‌ریزد.
آخوندها پیش تر هم نشان داده‌اند که در هیچ زمینه‌ای شعور کافی ندارند. شما توجه داشته باشید که ایران تنها کشوری است که چنین پتانسیل توریستی را مفت و مجانی از دست می‌دهد. تنها چهار میلیون ایرانی در خارج از ایران زندگی می‌کنند. اگر اینها تنها دو سال یک بار هم به ایران سفر کنند، می‌شود به قرار 2 میلیون توریست سالیانه و اگر هر کدام از این توریست‌ها حتی هزار دلار هم با خود به ایران ببرند چیز می‌شود حدود 2.000.000.000 دلار! جل الخالق! فقط آخوندهای الاغ قادرند چنین سرمایه‌ای را به فنا بدهند!
من خودم سالیانه چهار تا پنج مسافرت توریستی می‌روم . اگر به خاطر این حکومت آخوندی نبود یقینا نصف آنرا می‌رفتم ایران!

9 پیام   |    |     |     

21 Sep 2013

نگاه دیگرگونه به نرمش قهرمانانه

نوشته:     :::       2 پیام

هشدار! هشدار به آنها که این روزها دارند خوابهای خوش می‌بینند و به خیال اینکه آخوندهای آدمخوار دموکرات شده‌اند و الخ دارند با دم شان گردو می‌شکنند. فراموش نکنید در دوران دولت سید محمد خندان همان روزها که غرب و شرق گمان می‌بردند که حکومت آخوندها به سیاست مدارا و معقول روی آورده، دیدیم که همین مکارها با مذاکره با غرب شروع کردند به قتل عام مخالفین خود، هم در ایران و هم در خارج از ایران. فراموش نکنید که وقتی که فرانسوا اولاند می‌گوید: روحانی می‌خواهد در مورد سوریه با من گفت‌وگو کند. این بدان معنا است که می‌خواهند دوباره پشت پرده بده بستان بکنند و عده‌ای از مخالفین خود را در غرب سر ببرند و در عوض قراردادهای چرب با فرانسه ببندند. فراموش نکنید که وضع بد اقتصادی غرب و خصوصا فرانسه دولتمردان شان را آماده پذیرش هر خفت و خواری کرده و برای یک قرارداد خوب تجاری حاضرند سر هر مخالفی را برای جمهوری اسلامی ببرند، حتی اگر لازم باشد در خود کاخ الیزه. سر بریده بختیار را یادتان هست!؟ مگر نه اینکه آن هم در پس چند توافقنامه انجام شد!
گمان می کنید سلاخان رژیم جمهوری اسلامی می‌توانستند به راحتی و بدون توافق با غرب در عراق بین 52 تا 70 نفر از اعضای سازمان مجاهدین را قتل عام کنند؟

خوش خیالها بدانند که نیروهای سازمان مجاهدین خلق در اشرف زیر چتر حمایتی سازمان ملل بودند و این خود به تنهایی مسئولیت بزرگی برد دوش دولت آمریکا می‌گذارد.
من امروز شک ندارم که کشتار اشرف با توافق با غرب انجام شده وگرنه دولت مالکی سگ کی باشد که بتواند چنین کاری بکند. اگر باور کنیم که دولت مالکی بدون توافق غرب چنین کاری را کرده، باید پاسخ دهیم که چرا این کار را پیشتر و زودتر انجام ندادند!؟ چرا این همه وقت گذاشتند تا امروز بعد از توافق‌های پشت پرده و نامه نگاری های ایران و آمریکا و غرب دست به چنین کاری بزنند. پشت خنده‌های ملیحانه روباه پیر حسن روحانی چیزی بجز خون و خونریزی وجود ندارد!
در فرهنگ ما ایرانی‌ها این یک امر شناخته شده است که وقتی مار را زخمی کردی باید او را بکشی وگرنه مار زخمی زهر ونیش خود را در جایی از بدن تو فرو خواهد کرد.
نرمش قهرمانانه رهبر فرزانه! چیزی نیست جز زخمی شدن ماری که باید سر او را قطع کرد وگرنه باید منتظر خسارات زیادی در آینده بود.
این اژدها‌های هفت سر را باید تا آخرین لحظه حیاط شان زیر نظر داشت وگرنه مثل گذشته غافلگیر خواهیم شد. غرب خوش باور هنوز شناخت درستی از حکومت ایران ندارد وگرنه این همه خوش باورانه وارد مذاکره نمی‌شد و به این راحتی آوانتاژ نمی‌داد!
چرا راه دور برویم از خودی‌های رژیم بپذیرید که همه این نرمش‌ها از روی اجبار و درد است وگرنه این مارها بجز گزیدن و نیش زدن هنر دیگری ندارند.

محمد دهقان: نرمش قهرمانانه تنها یک تغییر تاکتیکی است

2 پیام   |    |     |     

17 Sep 2013

سخنان سید حسن روحانی معروف به حسن کلیدساز

نوشته:     :::       6 پیام

در سیاست دخالت نکنید ولی در عوض هرچه خواستید بدزدید و بچاپید نوش جانتان.
این جمله بالا لب کلام شیخ شیاد حسن کلید ساز است. این مردک آمده تا گه کاری‌های چند سال گذشته حکومتچیان را لاپوشانی و به قول خودش شبهه زدایی کند. وگرنه کیست که نداند از آخوند مفت خور و تنه لش کار مثبت بر نیاید.

گفته‌های شیخ کلید ساز جهت اطلاع:

«سپاه سياست را خوب بفهمد ولی وارد آن نشود چون سپاه به کل ملت ايران تعلق دارد.»
او همچنین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را «محبوب دل‌ها» توصیف کرده و خواستار بر عهده گرفتن چند پروژه‌ بزرگ ملی توسط سپاه شده است.

عرض نکردم لب کلام این سید کلاش همان است که در بالا گفتم: سپاه سیاست را به آخوندها وا بگذارد و در عوض در چپاول ملک و ملت شرکت فعال داشته باشد.
اگر شما چیز دیگری از این سختان برداشت کرده‌اید لطفا بفرمایید ما هم بدانیم!

6 پیام   |    |     |     

30 Aug 2013

وقاحت آخوندی را پایانی نیست!

نوشته:     :::       5 پیام

می دونید هنوز که هنوزه سران جمهوری اسلامی منو شگفت زده می‌کنند با کارهای عجیب و غریب شان!
باور کنید بعد از این همه سال و این همه کارهای عجیب و غریب که این حکومت کرده، باید تا حالا ما عادت کرده باشیم و به شکلی واکسینه شده باشیم و دیگر چیزی ما رو شگفت زده و شوکه نکنه ولی با این همه وقاحت که در این حکومت هست حتی اگر صد سال هم حکومت کنند باز هم جادو جنبل جدید در چنته و آستین دارند این آخوندهای مارمولک نشان.
ببینید در حکومتی که قرار است اسلامی باشد، سخنگوی وزارت خارجه‌اش را یک زن انتخاب می‌کنند. یادم می‌آید ایران که زندگی می‌کردم خانواده یکی از رفقا خیلی مذهبی بودند هر وقت می‌رفتیم در منزلشان در می‌زدم اگر خواهرش در را باز می‌کرد پشت در مخفی می‌شد و یک انگشتش را می‌کرد گوشه دهانش بعد پاسخ مرا می‌داد! من اوایل نمی‌دانستم که موقع حرف زدن انگشت توی دهانش می‌کند. روزی از دوستم پرسیدم این خواهر تو چرا اینجوری حرف می‌زند! پاسخ اش مرا چنان شگفت زده کرد که نزدیک بود شاخ در بیاورم. باور کنید تا آن روز نمی‌دانستم که زنهای مسلمان برای حرف زدن باید انگشت بکنند گوشه لپشان تا صدایشان تغییر کند برای حرف زدن! حالا نگاه کنید حکومت اسلامی ایران سخنگوی وزارت خارجه اش را یک زن انتخاب کرده. من مانده‌ام اگر این خانم سخنگو هم قرار بود به اندازه خواهر دوست من مذهبی باشد چه نمایش طنز گونه‌ای می‌شد هر وقت خانم سخنگو می‌آمد برای رسانه ها سخنگویی کند. شاید مجبور می‌شد بجای پشت میکروفون برود زیر تریبون زیر میکروفون قایم شود بعد انگشت تو دهان سخنوری کند!

جالب تر از این یکی، ماجرای مجسمه ساختن از اکبر شاه است! فکرش را بکنید او یقینا اولین آلت الله ای است که ازش مجسمه می‌سازند!
جل الخالق! از این جانوران دوپا هرچه بگویید بر می‌آید، از یک طرف فتوا می دهند که ساختن مجسمه حرام است و از آن طرف مجسمه خودشان را می‌دهند بسازند! وقاحت که حد و اندازه ندارد که!
عرض کردم که اینها در شگفت زده کردن ما هیچوقت کم نخواهند آورد.

5 پیام   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی