Aug 02 2002

البعثت الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه (قسمت چهارم)

نوشته: خُسن آقا    :::       Comments Off

قسمت سومقسمت پنجم
آقاي تاج المتكلمين : ” صحيح است . اما چون شرح اقدامات و عمليات اين كاروان خيلي مفصل است و بطول انجامد , لذا بذكر چند نكته اكتفا ميكنم تا آقايان عظام بدانند كه وظيفهء اين جمعيت تاچه حد صعب و طاقت فرسا است .
اولآ- اجباري كردن لسان فصيح عربي و صرف و نحو آن بقدريكه كفار قران را با تجويد كامل و قواعد فصل و وصل و علامات سجاوندي بزبان عربي تلاوت بكنند . اما اگر معني آنرا نفهميدند عيبي ندارد , البته بهتر است كه نفهمند .
ثانيآ- خراب كردن همهء ابنيه و عمارات كفار . چون بناهاي آنها بلند وداراي چند طبفه است و دور آن حصار نميباشد , بطوريكه چشم نا محرم از نشيت عورت خواتين را بر فراز بتوان ديد و اين خود كفر و زندقه است .
مطابق مذهب اسلام اطاقها کوتاه و با گل درست شود البته بهتر است، زيرا اين دنياي دون گذرگاه باشد و استحكام و دلبستن را نشايد . البته خراب كردن هر چه تياتر , موزه , تماشاخانه , كليسا , مدرسه , و غيره همت از فرايض اين جمعيت شمرده ميشود .
شيخ خرطوم الخائف : ” احسنت . احسنت .”
آقاي سكان الشريعه : ” البته لازم است كه مطابق نص صريح باشد و بحكم ايات قراني و فريضهء سبحاني و سنت نبوي و حديث مصطفوي عمل نمايند . ولي بزعم حقير همانا ميبايستي يكي از آنها را بمثابه نمونه نگهداشت تا بر عالميان پايهء ضلالت (- -) بنمائيم و در صورت بودجهء كافي من حاضرم بعنوان
متولي در يكي ازين تماشاخانه ها بنام فلي برژر (Folie Bergere) مشغول تبليغ و عبادت بشوم .
آقاي عندليب الاسلام : ” البته , البته چه از اين بهتر؟”
آقاي تاج المتكلمين : ” ثالثآ از فرايض اين جمعيت است ساختن حمامها و بيت الخلاها بطرز اسلامي و چنانكه در كتاب ” زبدة النجاسات ” آمده البته مستحب است كه نجاست بعين ديده شود و چون كفار فاقد از علم طهارت هستند و نعوذبالله با كاغذ استنجا ميكنند, عقيدهء مخلص اينست كه مقداري هم لوله هنگ بفرستيم كه در ضمن مصنوع ممالك اسلامي نيز صادر بشود .
رابعآ- كندن جويها در خيابانها و روان ساختن آب جاري در آنها تا در شارع عام و در دسترس عموم مسلمين بوده باشد و در موقع حاجت دست به آب برسانند .
خاسآ- ترتيب شستشوي اموات و چال كردن آنها در زمين , طرز سوگواري , خرج دادن , روضه خواني , بناي مساجد , احداث امامزاده ها , تكيه ها , نذرها , قرباني ,حج , زكوة , خمس , و كوچ دادن دسته اي از فقراي سامره به بلاد كفار تا طرز تكدي را به آنها بياموزد . چون اسلام مذهب فقر و ذلت است و براي آندنياست .
سادسآ- البته براي نماز و بجا آوردن آداب شرع مبين كفش و موزه و لباس تنگ مكروه است . چون مسلمان بايد لباسي داشته باشد كه وسايل تطهير
و عبادت در هر ساعت و به هر حالت برايش آماده باشد . پس بر عموم مسلمانان لازم است كه نعلين بپوشند و آستين گشاد داشته باشند . براي مردها زير شلواري و عبا بهترين لباس است و با فلسفه شريعت تطبيق ميكند .
آقاي سكان الشريعه : ” البته مستحب است كه عبا بپوشند . اين حقير بياد دارم كه در كتاب ” التاريخ العبا و الشولا ” تاليف اعجوبهء دهر! مقراض النواسير خوانده ام ! كه در موقع حمله عرب به بلاد روميه , اعراب پوست شتر بخود همي پيچيدندي ولي همينكه در انبار غلهء روميان وارد شدندي , جوالهاي بسياري انباشته از كاه و جو در آنجا يافتندي . از فرط گرسنگي ته كيسه هارا سوراخ كرده از محتوي آن با ذوق و شوق مشغول خوردن شدندي . همينكه به بالا رسيدندي , سر آن را سوراخ كرده سرشان را درآوردندي و از دوطرف دستهايشان را . پس از آنوقت عبا مرسوم شد.

نوشته: خُسن آقا در ساعت: 3:22 am در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,طنز,نقد اسلام

Comments Off  |           

Comments are closed.

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر