04
Nov
2014
متنی را پس از مطالعه بخش فارسی آن در فیسبوک شر کردم، سپس با مطالعه بخش انگلیسی آن متوجه نکتهای شدم اینجا آنرا گوشزد میکنم تا بلکه در نگارش اینگونه متنها دقت بیشتری بکنیم.
در این متن آمده است
This photo was taken in Bandar-e Anzali. The wall on which I’m leaning is adjacent wall of Basij resistance force area in Bandar-e Anzali.
بکار گرفتن واژه “resistance” برای نیرویی مثل بسیج اصلا درست نیست، به چند دلیل بسیار ساده.
در مرحله اول بسیج یک نیروی دولتی است و هیچگاه به یک نیروی دولتی نیروی “résistance” گفته نمیشود. نیروی رزیستانس یا مقاومت در جایی بکار برده میشود که مردم(گروهی از ملت) سلطه خود را از دست داده باشد و برای مقابله نیروی مقاومت بوجود آورد، یا شهروندان کشوری برای مقاومت در مقابل دولت سلطه گر با تشکیل نیروی مقاومت یا به قول این نوشته رزیستان برای مقابله با دشمن یا دولت سلطه گر بکار گیرند. پس بطور کلی برای هر نیرویی که متعلق به دولت آخوندی ایران باشد نمیتوان واژه رزیستان یا مقاومت را بکار برد. اینها جملگی نیروهای قهری و تروریست هستند.
در مرتبه دوم اینکه یک نیروی مقاومت مزد نمیگیرد، اینها بیشتر و پیشتر یک نیروی مزدور تروریست هستند تا نیروی مقاومت.
نکته قابل توجه در باره نیروهایی که بوسیله جمهوری آخوندی در ایران بوجود آمده اینکه در ایران آخوندی تقریبا هیچ نیرویی با مشروعیت قانونی وجود ندارد. چه تمام نیروهای داخل یک حکومت باید جایگاه قانونی داشته باشند در صورتی که هیچ کدام از این نیروها بر روال قانونی نه بوجود آمدهاند و نه اداره میشوند.
در ضمن این نیروها همیشه در حاشیه امن قانون بودهاند و نه در متن و بر اساس و مطیع قانون. بسیج و سپاه همیشه با کارهای بی قانونی خود باعث جنایتهایی شدهاند که بیشتر مشخصه نیروهای تروریست است تا نیروهای ارتش منظم یا نیروی مقاومت!
همانگونه که در درگیریهای جناحی رژیم هم مشاهده میشود حتی دولت نیم بند روحانی هم قادر نیست هیچکدام از این نیروها را کنترل کند و جملگی این نیروها در دستان بی کفایت شخص خامنهای است.
برای درک بیشتر از جایگاه نیروهای درون حکومت آخوندی تنها کافی است به واژه تروریسم که یک واژه فرانسوی است مراجعه کنید و رفتار نیروهای درون حکومت را با این تعریف مقایسه کنید.
بسیج نیرویی است شبیه به داعش تنها کمی ملایم تر! دلیل ملایم تر بودن آنها هم این است که بسیج در راس قدرت است و برای کنترل جامعه نیاز به ایجاد ترور به ابعاد داعش را ندارد. اگر روزی نیاز شود یقین بدانید بیسج در بکارگرفتن “ترور” دست داعش را از پشت خواهد بست.
برچسبها: اجتماعی, اسلام, اسلامی, بسیج, ترور, تروریزم, سیاسی, عوامفریبی
در بخش: اجتماعی, تروریزم, سیاسی
17
Oct
2014
صبح داشتم خبرها را میخواندم رسیدم به این خبر اسید پاشی به زنها در ایران و خصوصا در اصفهان!
یادم افتاد که این درگیری “جنگ عقب ماندگی با مدرنیته” مدت زیادی است که در سرزمین فلک زده من جریان دارد. راستش را بخواهید اگر نسل من خریت نکرده بود و گول روشنفکرهای بیسواد را نخورده بود! شاید امروز این نبرد عقب ماندگی با مدرنیته تمام شده بود و ما هم وارد دنیای مدرن شده بودیم. ولی متاسفانه بعد از 35 سال از آن تاریخ نکبتی هنوز اندر خم یک کوچهایم.
هنوز یکی دو ساعت از خواندن خبر اسید پاشی نگذشته بود که یک مرتبه از لینکی به لینکی رسیدم به این عکس.

در حقیقت این عکس زاویه خوبی از مشکلات ما را در این دنیای عقب ماندگی و در راه مدرنیته به تصویر کشیده!
یادم میآید شاه خدا بیامرز(من به خدا اصلا باورمند نیستم! این خدا بیامرز از آن جهت است که او به خدا باورمند بود!) میگفتم! آن شاه بیچاره خدابیامرز هم در آن دوران وانفسا مدام تکیه کلامش شده بود “دروازه تمدن”! او هم در اواخر دوران حکومتاش مدام تکرار میکرد که ما در آستانه ورود به دروازه تمدن هستیم! خدابیامرز اگر زنده بود امروز با شنیدن خبر اسیدپاشی و دیدن این عکس از گفته خود پشیمان میشد و میگفت “تا این حزب الله خر” در ایران جولان میدهد ما را به دوران تمدن و مدرنیته راهی نیست! پس اول باید پاشنهها را کشید و آستینها را بالا زد و حزب الله را به دره بقاع صادر کرد بعد برگشت ایران تا شاید بتوانیم کوشش کنیم ایران را هم ببریم به دنیای مدرن.
عکس نامبرده از یک مجموعه عکس است که می توانید در این لینک مشاهده کنید
برچسبها: اجتماعی, اسلام, اسلامی, سیاسی, مدرنیته, مذهب, مسلمین, ملای حیلهگر
در بخش: اجتماعی, سیاسی, مبارزه با رژیم, ملای حیلهگر
07
Oct
2014
چهارتا و نصفی جهادی که بیشترشان در حقیقت بچه سوسولهایی هستند که به مرور در این دو سه سال گذشته از اروپا جمع کرده آوردهاند توی خاورمیانه میتوانند با دهها نیروی نظامی کشورهای قدرتمندی چون آمریکا فرانسه انگلیس ووو بجنگند!؟
آیا هیچ عقل سالمی چنین استدلالی را میپذیرد!؟
خیر قربان! دستهایی پشت پرده دارند سناریو و نقشهای جدید برای ثروتمند ترین منطقه جهان ترسیم میکند!
برچسبها: آمریکا, اسلام, تروریزم, خاورمیانه, سیاسی
در بخش: اسلام و مسلمین, تروریزم, سیاسی
18
Sep
2014
آقای اوباما در سازمان کنترل و پیشگیری از بیماریها در آتلانتا فرمودهاند:
شیوع ابولا تهدیدی امنیتی برای جهان است
همین آقای اوباما که کم آدمی هم نیست، چند مدت پیش فرموده بودند که داعش یک تهدید جهانی است به همین خاطر هم کشورهای مختلف را به کمک و یاری برای متوقف کردن آن تشویق کردند.
اینکه آقای اوباما نفرمودهاند “اسلام تهدید جهانی است” و تنها داعش را نام بردهاند به این دلیل است که میدانند اگر بگویند اسلام! آنگاه فتواهای علمای زیادی ممکن است صادر شود و آقای اوباما را به دردسر بیندازد. در نتیجه ایشان سیاستمدارانه فرمودند داعش!
خوب حالا خودتان کلاه خود را قاضی کنید و بفرمایید اصلا داعش مگر چیز دیگری میگوید بجز گفتهها و فرامین محمد رسول الله!
باور بفرمایید اسلامی ترین گروه در بین گروههای اسلامی همین داعش است. خصوصا آنجا که مخالفین اسلام را سر میبرد و ایجاد وحشت میکند. واقعا میگویم و اصلا هم در این گفتههایم مبالغهای در کار نیست! اسلام از بدو بوجود آمدنش بجز خونریزی مگر هنر دیگری هم داشته!
اینکه اسلام را با ابولا مقایسه کردم از آن جهت است که هر دو از نظر من یک نوع بیماری هستند. اولی روحی روانی و دومی جسمی و بیولوژیکی. خوب اگر کمی در مسائل علمی که بر روی سلامت انسان دور میزند مطالعه کنید در مییابید که پیش تر از سلامت جسم سلامت روان از اولویت برخوردار است. بطور کلی امروزه اکثرآ بر این نظر توافق دارند که سلامت انسان بیش تر از همه به سلامت روح و روان او بستگی دارد تا در مرحله دوم به سلامت بیولوژیکی بدن.
اینکه امروزه میبینیم که یک جوان روح و روان خود را به “اسلام ناب محمدی” میبازد و دربست برای خدمت به این بیماری جان و مال و زندگی خود را فدا میکند در صورتی که انسانی که بیماری جسمی دارد تنها حاضر است مال خود را فدا کند تا از شر بیماری خلاص شود. حالا شما خود کلاه تان را قاضی کنید و بفرمایید کدام خطرناک تر است بیماری روحی و روانی یا بیماری بیولوژیکی و جسمی! ابولا تنها یک بیماری جسمی است و تعداد کشته های آن تا امروز از مرز دو هزار هنوز نگذشته در صورتی که کشته های اسلام در همین مدت زمان شیوع ابولا بیشتر از این تعداد است. حالا اگر در یک مقطع تاریخی بزرگتر این دو بیماری را با هم مقایسه کنیم خواهیم دید که اسلام به یک اپیدمی بیشتر شباهت دارد تا ابولا!
نظر من در باره تمام ادیان بر همین پایه استوار است. تنها اینکه اسلام بیماری است که تبدیل به اپیدمی شده است! در صورتی که دیگر ادیان بیماریهای خفتهای بیشتر نیستند و خطر بلقوهای ندارند!
برچسبها: اجتماعی, اسلام, اسلامی, بیماری, روحی, سلامت, سیاسی, مذهب, مسلمین, ملای حیلهگر
در بخش: اجتماعی, اسلام و مسلمین, سیاسی, ملای حیلهگر, نقد اسلام
05
Sep
2014

یک توضیح قبل از شروع بحث اصلی.
در دنیای تکنولوژی امروزی دیگر برای جنگیدن نیازی به انسانهای روئین تن برای بردن یک جنگ نیست. در جنگهای مدرن امروزی دیگر حتی نیازی به حضور در محل جنگ هم نیست، زیرا با داشتن ابزار جنگی از راه دور میتوان بیشترین ضربه را به دشمن خود زد و او را تا مرحله نابودی پیش برد. در نتیجه به هیچ عنوان مثل گذشته برای بردن جنگها نیازی به انسانهای روئین تن و مافوق انسان نیست. قهرمانهای جنگی این روزها خلبانهای خوب برای هدایت آن هم نه هواپیماهای با سرنشین بلکه هواپیماهای بدون سرنشین هستند که کار صدها انسان روئین تن دوران عهد بوق را انجام میدهند و کارساز تر هم هستند.
چند روزی است که در شبکههای اجتماعی عکس و فیلمی از قاسم سلمیانی منتشر شده حالا هم بیبیسی فارسی به سبک نمایش عکس امام در ماه در بوق کرده که “‘اجازه آیتالله خامنهای’ برای دیدار مقامهای ایران و آمریکا درباره داعش” چندی پیش نیز مجددا بیبیسی متنی را منتشر کرده بود بسیار غلو آمیز در باره همین شخص “قاسم سلیمانی”.
اگر حتی فرض را بر آن بگذاریم که آقای قاسم سلیمانی یک استراتژیست خوب هست! باز هم نیازی نیست که او برای پیاده کردن استراتژی خود به عراق سفر کند، چه همانگونه که پیشتر استدلال کردم در دنیای مدرن امروز نیازی به جابجا شدن برای جنگیدن نیست! خصوصا که ایشان بیشتر نقش استراتژیست را دارد تا مبارزی در میان میدان.
جالب اینکه یکی از این عکسها که نوشتم، ایشان استینها را هم بالا زدهاند. لابد آسیتن بالا زدن ایشان هم برای نبرد هست و نه خوردن خوشت قیمه!
حالا از همه جالب تر این نکته است که باز همان بیبیسی در یکی دیگر از بزرگ نماییهایش چنین مینویسد:
مدتی پیش حساب کاربری ایمیل این مقام دیپلماتیک(ناظم دباغ) مورد حمله سایبری افرادی ناشناس قرار گرفت و محتوای مکاتبات او با ایران در سالهای گذشته در رسانهها منتشر شد. آقای دباغ بعدها خود نیز صحتِ برخی مطالب منتشر شده را تائید کرد.
در بسیاری از این نامهها از شخص سومی با اسم اختصاری “حاجی” یاد میشود؛ فردی که آقای دباغ در برنامه اخیر تلویزیونی خود، او را اینگونه معرفی کرد: “طبیعتا وقتی اسم سپاه قدس میآید، در رأس آن نام قاسم سلیمانی نیز تداعی میشود؛ او شخصِ اول خاورمیانه است.”
خوب یکی نیست به این آقایان استراتژیست گوشزد کند خدا شما را خفته کند که برای مکاتباتی بسیار امنیتی از این دست، از ایمیل استفاده کردهاید!؟ آن هم یقینا ایمیل جیمیل!! باور بفرمایید این جنگولک بازیهای بچه گانه و خالی بندیهای مسخره بیشتر برای خنده خوب است تا برای باوراندن اینکه این روئین تن برای همکاری با آمریکا به عراق سفر کردن آن هم با آستین بالا و خصوصا با دستور مقام مزخرف رهبری!
خدا عاقبت آدمهای الاغ را به خیر کند!
منبع عکس: دویچهوله
برچسبها: آمریکا, تروریزم, داعش, سیاسی, سیدعلی خامنهای, عراق, قاسم سلیمانی
در بخش: تروریزم, سیاسی, ملای حیلهگر
30
Aug
2014
از وقتی داعش خون و خونریزی راه انداخته خصوصا بخاطر اینکه دو نفر از جنگجویان بالا رتبه این جنایت کاران از نروژ به داعش پیوستهاند. سیاستمداران در نروژ نگران شدهاند که نکند روزی این جنگجوهای وحشی از جنگ فارغ شوند و راهی کشوری شوند که پیش تر مقیم آن بودهاند. مزید بر علت هم اینکه در تابستان امسال سازمان امنیت نروژ پیامی دریافت کرده بود که گروهی تروریستی قصد دارد در نروژ ترور انجام دهد.
همین هفته در برنامه تلویزیون شبکه یک دولتی نروژ برنامه نقد و بررسی بود بر رفتار این گروه های تروریست. نکته جالب اینکه در این برنامه بجز مجری که نروژی بود همه شرکت کنندهها مسلمان کله سیاه بودند. گرچه ریخت و قیافه شان اکثرا مردم پسند شده و به قولی فکل کراواتی شده بودند ولی در پس این پردهها افکار پوسیده اسلامی پنهان بود! زبان نروژی را هم اکثرا خوب حرف میزدنند. یکی دو نفرشان سیاستمدار و یکی دو نفر دیگر هم درگیر این یا آن مسجد هستند و یکی دو نفر هم به علت جایگاه علمی و از این دست دعوت شده بودند.
جالب ترین بخش این داستان این بود که تلویزیون نروژ بدون هیچگونه شناختی از اسلام یک ساعت آنتن تلویزیون را در بهترین زمان تحویل این حضرات داده بود تا تنها با محکوم کردن داعش به تبلیغ اسلام ناب محمدی بپردازند که بابا اسلام دین رحمت و انسانیت است و اله و بله.
کم مانده بود به دلیل عصبانیت از این برنامه سکته کنم.
روز بعد هم مجبور شدم سر کار برای همکارها که تحت تاثیر این برنامه کم مانده بود به اسلام رو بیاورند توضیح بدهم که بابا دین اسلام از اصل با خون و خونریزی بوجود آمده و اینکه این حضرات توی تلویزیون نروژ در بوق کرده بودند دروغی بیش نیست و مجری برنامه هم که اصلا سوادش از اسلام ناب محمدی در حد اکابر هم نبود اجازه داد تا خانم ها و آقایان تلویزیون نروژ را تبدیل کنند به کانال تبلیغاتی اسلامی ناب محمدی!
خدا ذلیل کند این خریت اروپاییها که کم مانده دو دستی اروپا را هم بدهند دست مقام مزخرف رهبری و داعش و شرکا.
از همه جالب تر در این برنامه اینکه یک ایرانی هم جزو افرادی بود که دعوت شده بود. خنده دار ترین بخش آن هم اینکه این آقا که نامش مازیار کشوری است عضو حزب اولترا دست راستی و نژاد پرست نروژ است. یعنی اینکه حضرت کشوری برای مقابله با اسلام ناب محمد از آن طرف بام افتاده به دام نژاد پرستی، بدون اینکه آگاه باشد که حزب اش در اصل برای مبارزه با خارجی ها در نروژ بوجود آمده!
باور بفرمایید وقتی برنامه تلویزیونی خاتمه یافت فکر کردم همین را کم داشتیم که تلویزیون نروژ تبدیل بشود به تلویزیون اسلامی!
برچسبها: اجتماعی, اسلام, اسلامی, تروریزم, خاورمیانه, داعش, سیاسی, نروژ
در بخش: اجتماعی, اسلام و مسلمین, سیاسی