27 Aug 2002

جنگ بلاگستانی امروز درگیری فوق

نوشته:     :::       Comments Off on جنگ بلاگستانی امروز درگیری فوق

جنگ بلاگستانی
امروز درگیری فوق العاده جالبی بین آیت الله کربلایی رهام و عجب!!! درگرفته که حتمآ بایستی خوندش ، بشتابید، از دست ندهید که از نماز شب واجب تر است، نماز شبتان به شما حرام خواهد شد!! اگر این دو مطلب را نخوانید!!.

Comments Off on جنگ بلاگستانی امروز درگیری فوق   |    |     |     

27 Aug 2002

ملا حسنی در بلاگستان گمان

نوشته:     :::       Comments Off on ملا حسنی در بلاگستان گمان

ملا حسنی در بلاگستان
گمان نکنید که فقط در ارومیه ملا حسنی داریم، میگوید نه این مطلب را که یکی از وبلاگ نویسان نوشته بخوانید بعد حدس بزنید که چه کسی است.

“اگر كه مي خواهي دقايق زيادي در كنار خيابان منتظر نايستي و يا كاري داري كه دوست داري سريعا انجام شود بدون معطلي ده صلوات همراه با ( عجّل فرجهم ) تقديم روح پر فتوح امامزاده سيّد محمد
كه يكي از نوادگان امام رضا (ع) مي باشد و مدفن ايشان در بيرون شهر بغداد مي باشد ،مي فرستيد .”

حدس زدید!؟ اگر زدید خواهشمندم آدرس وبلاگ نامبرده را در قسمت نظرخواهی بنویسید، اگر نه منتظر بمانید تا هفته ی دیگر خودم آدرسش را مینویسم.
لول الحُمقا لِخََرَبَة اِلدُنیا

Comments Off on ملا حسنی در بلاگستان گمان   |    |     |     

26 Aug 2002

چه ميكنيم، چه ميخواهيم ،

نوشته:     :::       Comments Off on چه ميكنيم، چه ميخواهيم ،

چه ميكنيم، چه ميخواهيم ، چرا ميخواهيم ،با كه و چگونه؟
خيزشها و جنبشهاي اخير در ايران بيانگر اين واقعيت ميباشند كه چيزي در اين كشور در حال شكل گيري و جهت يابي است ، هر چند كه دستيابي به آزادي چندان هم نزديم نيست و وابستگي كامل به نوع ،واقع بيني، چاره گري، برنامه ريزي،تداوم، سرعت و دقت در عمل اين جنبشهاي اخير دارد.
   در يك طرف قدرت حاكمه مطلقه ميباشد كه از طرفي هيچ گونه وجه مشتركي با تفكر انسان و جامعه آزاد قرن بيست و يكم ندارد و به تمام امور و قضايا از زاويه ديد مخصوص به خود مينگرد كه الزاماْ جوابگوي نيازهاي امروز ملت ايران نيست و برنامه مشخصي براي بهبود وضع مردم در آينده دور و نزديك ارايه نميدهد و تنها منافع دون همتانه و آينده ننگر قشر خاصي را ارج مينهد كه كليه امكانات موجود را وسيله ابزاري براي رسيدن به مقاصد شخصي و گروهي خويش ميكند و اما طي سلطه بيست و سه ساله خويش تا حدودي كمابيش از بازيهاي پيش و پشت پرده فرامرزي ايران آگاه است و با وجوديكه تجربه ثابت كرده است كه از اين آگاهيها بموقع و به سود ملت استفاده نميكند، اما هر از چندي آنها را بميان كشيده تا جاي پاي خود را در اين خاك محكمتر نمايد ، هر چند كه اين جاي پاي محكم نمودن نهايتاْ براي ملت ايران گران تمام شود و از طرف ديگر عناد و دشمني خاصي با ايراني و ايرانيگري دارد. عداوتي كه حتي دشمنان خارجي هم با ايرانيان نداشتند مگر اعراب.
   در طرف ديگر مردمي قرار دارند كه با بازنگري به وضع خود در دو دهه گذشته، نا اميد از روند وقايع و دلسرد و بري از وعده هاي هميشگي رژيم و اصلاح طلبان آنچناني ، در تلاش براي دستيابي به همان آرمانها و ارزشهايي ميباشند كه رژيم وابسته و فاسد پيشين را براي نيل به آنها سرنگون كردند. اين امر و ميل به رسيدن به اين ايده آل چنان انديشمندان ايشان را مشغول نموده كه وقوع سياستهاي فرامرزي جهاني ولي بالقوه پيرامون منطقه ژئوپوليتيك ايران را به هيچ شمرده و هيچ گونه اهميتي به آنها نميدهند. مردم با سرنگون نمودن رژيم مقتدر سلطنتي كه وابسته ، فاسد و براي همين نيز منفور بود و هيچ تلاشي جدي براي جلب افكار عمومي به گونه معقول انجام نميداد، قلباْ خواستار راه يافتن به نوعي حكومت و اشتراك در آن بودند كه مغايرت كامل با ماهيت رژيم فعلي ايران داشت و دارد. اپوزيسيون آن زمان متاءسفانه براي رسيدن به چنين مهمي هيچ گاه برنامه اي منسجم ، معقول و همه شمول را با خطوط كلي ارائه نداد. گروههاي سياسي و خوشنام درون آن هيچ گونه ائتلافي را با يكديگر بر نتابيدند و بهنگام گفتن جدي و نه در حد ناله و گلايه از خطرات احتمالي دم فرو بستند و از مصالح انقلاب سخن گفتند.
دو چيز طيره عقل است دم فرو بستن
         به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي
   به گونه اي ميتوان گفت كه آنها نيز به نوبه خود و به روشي ديگر برقراري روابط را جايگزين به كرسي نشاندن ضوابط نمودند و زماني كه شخصي در هيبت خميني ظاهر گشت، ترجيح دادند تا همگي به گرد او جمع شوند تا با كنار گداشتن اختلافات گروهي و شخصي به ارايه راه حل مناسب پردازند و بدينگونه خلقي را نيز بدنبال خويش كشاندند. اعمال ايشان در ابتدا گنگ و مبهم و فاقد هيچ گونه تحرك و استقلالي بوده و بعدها نيز عمدتاْ محدود به نشان دادن واكنش هاي ضعيف به تصميماتي بود كه از طرف هيئت حاكمه اتخاذ ميگرديد كه آنهم در ابتدا بسيار خفيف بوده و اين امر ايشان را عملاْ هميشه يك يا چند قدم عقبتر از حكومت قرار ميداد و قدرت ابتكار عمل سياسي را از دست ايشان ميگرفت. نتيجه اين بازي خام از دست دادن پايگاههاي مردمي ايشان بود. اين به معناي اين نيست كه رژيم توانست قلوب مردم را تسخير كند، بلكه تنها نمايانگر ندانم كاريهاي اپوزيسيون در مقطع هاي مختلف و حياتي پس از انقلاب ميباشد. چندان بيراهه نرفتيم اگر بنويسيم كه رهبر را خيلي دست كم گرفته بودند و فكر ميكردند كه خود ميتوانند از اين پشم نمدي براي خود درست كرده، ضمن اينكه با اين قيچي سر بقيه را هم اصلاح كرده اند. بعدها هم وضع بهتر از اين نشد و در عوض بدست گرفتن اوضاع و طرح و ارايه راه حل هاي مناسب، ترجيح دادند كه به سردار سازندگي و پس از آن به خاتمي و اصلاح طلبانش دل ببندند.
اين دومين باري بود كه ايرانيان در طول تاريخ خود فريب اتحاد اسلامي را خوردند و نهايتاْ با پل نزدن بر روي اختلافات خويش ،اسير خلفايي گشتند كه هم خود را ارجح بر غم ديگران ميداشتند. اين حالت را ميتوان تا حد بسيار زيادي به گردن شاه انداخت كه در زمان خويش هيچگاه زمينه و فرصتي را فراهم نياورد كه در آن ايرانيان درون ايران بتوانند به تجزيه وتحليل و انتقاد وضع خود به طور مستقل بپردازند و براي ساختن اينده خويش نيز قبول مسئوليت به طور صادقانه نمايند و برنامه ريزي و طراحي سياسي كنند . همچنان نيز ميتوان اين خرده را بر توده ايراني گرفت كه عليرغم اختناق و سركوب دولتي، خود نيز كمتر بر نظرات و عقايد ناصحين و خيرانديشان ( مصدق، اميركبير، قايم مقام و و و و…. ) خويش وقع نهادند و كمتر بر آن گشتند تا با دور زدن معضلات از راه ديگر وارد گود سياسي اجتماعي شده و راه حلي براي مشكلات سياسي و اجتماعي خود بيابند. وضع ايرانيان بيرون از ايران هم چندان بهتر نبود، هر چند كه در فضاي سياسي آزادتري ميزيستند.
   تا اينجا به بيان اوضاع درونمرزي ايران ( به صورت خيلي كلي و اجمالي ) پرداختيم، هر چند هم كه به مذاق خيلي ها خوش نيايد. حالت فعلي ايران و مردم ايران هم به مذاق نويسنده هيچوقت خوش نيامد، نميآيد و تحت اين شرايط نخواهد آمد. اين به آن در. حال ببينيم كه احوال در فرامرز ايران به چه قرار است و چه تاءثيرات مثبت و منفي را ميتواند بر روي روابط دروني ايران داشته باشد.
آريوبرزن

Comments Off on چه ميكنيم، چه ميخواهيم ،   |    |     |     

26 Aug 2002

وردهای مهندس کربلائی رهام این

نوشته:     :::       Comments Off on وردهای مهندس کربلائی رهام این

وردهای مهندس کربلائی رهام
این دوست عزیز مهندس کربلائی رهام مارا چند مدتی است کلافه کرده که پاسخ گوی ایشان باشیم، باور بفرمایید حُسن آقا اصلآ روحش هم خبردار نیست جوابگوی چه باید باشد! درهرصورت، امروز سری زدم به وبلاگ ایشان یک چند مطلب آنجا دیدم که مجبور شدم سر خر را برگردانده به خانه ی خود بازگردم. این مطلب را از ایشان بخوانید بعد خود قضاوت کنید من چه جوابی به ایشان بدهم که قابل درک و قبول باشد!؟ البته میتوانم به سبک خودشان پاسخگو شوم و واگذارشان کنم به “علي بن موسي الرضا” ولی خوب چکنم که به اینگونه اراجیف اعتقادی ندارم.
مطلب کربلائی رهام:
“قابل توجه كساني كه مستاجرند وكساني كه دوست دارند وضعيت اقتصادي آنها بهتر شود : يك راه آسان براي صاحبخانه شدن و بركت دار شدن كسب و كار، متوسل شدن به ذيل عنايت آقاي جود و سخا و كرم دنيا و عقبي ، عزيز دردانه علي بن موسي الرضا، حضرت جوادالائمّه ، ميباشد .
زمزمه كردن ذكر (( يا جواد الائمّه ادركني )) را به طور مستمر توصيه مي كنم .”
چنانچه علاقه مند به اینگونه وردها هستید وردهای دیگری هم ایشان ذکر کرده اند که میتوانید در این آدرس بخوانید، البته نتیجه دادن یا ندادنش را به گردن حُسن آقا نیندازید ها!؟ مسولیتش پای مهندس کربلائی رهام است.

Comments Off on وردهای مهندس کربلائی رهام این   |    |     |     

25 Aug 2002

بکار گل گماشته شدن حُسن

نوشته:     :::       Comments Off on بکار گل گماشته شدن حُسن

بکار گل گماشته شدن حُسن آقا
جریان بکارگل گماشتن سعدی را که بخاطر دارید، دو هفته ای است که ما خودمان را به کار گل گماشته ایم البته در نروژ، جریان از اینقرار است که چند سال پیش به دوستان گفتم: میشود توی این مملکت درخت انگور کاشت و از آن شراب گرفت!؟ خنده ی آقایان و خانمها در آن روز مرا برآن داشت تا بنا به این ضرب المثل فرانسوی که میگوید لغت “غیرممکن” فرانسوی نیست به حضرات ثابت کنم که کار نشو نداره، هر چه را که انسان اراده کند میشود.
داستان اونروز تمام شد، دوسال پیش تابسان که برای تعطیلات به فرانسه رفته بودم 6 عدد درخت انگور قرمز و سفید (2 سفید و 4 قرمز) خریدم با هزار مکافات آنها را تا نروژ (قطب شمال) آوردم. زمستان اول را از ترس، آنها را در خانه و درجای گرم نگاه داشتم،گرچه سه تایشان مردند و عمرشان را دادند به شما.
پارسال همراه با شروع بهار (چه بهاری چه کشکی اینجا تابستانش هوای بهار شیراز را دارد) آنها را به گل خانه ای که متعلق به یکی از آشنا ها بود بردم و گذاشتم زمستان را در آنجا سپری کنند. باور بفرمایید تمام این مدت در ترس و لرز بودم که نکند این زبان بسته ها به رحمت ایزدی بپیوندند.
امسال بهار دیدم که یکی یکی همچون شاخ شمشاد در حال برخاستن از خواب زمستانی هستند.
دردسرتان ندهم از بخت خوش ما امسال دوتایشان یکی یک شوخه انگور هم داده اند، قرمز که نه از رنگ قرمز تیره یعنی همان انگوری که برای درست کردن شراب قرمز بکار میبرند که هنوز همچون فرزند دلبندی ازشان مراقبت میکنم تا ببینم سال دیگر چه میشود.
بخاطر این نوزادان دلبندم امسال تصمیم گرفتم که گل خانه ای برایشان بسازم و آنها را به خانه و کاشانه ی اصلیشان منتقل کنم. همین موضوع شد که ما را دوهفته گرفتار باغچه کنی و سرهم کردن گلخانه کرد، گویا تا فردا یا پس فردا تمام خواهد شد ولی باور بفرمایید که دیگر نه کمر برایم مانده نه شکم، شکمم از این کار کوچک شد و کمرم مهرهایش جابجا ولی انگور بعمل آمد و به یاری خودم و هوای گرم توی گل خانه شاید تا دوسال دیگر شرابش را هم میل کنیم.

Comments Off on بکار گل گماشته شدن حُسن   |    |     |     

25 Aug 2002

ضرورت بیداری یکشنبه ی گذشته

نوشته:     :::       Comments Off on ضرورت بیداری یکشنبه ی گذشته

ضرورت بیداری
یکشنبه ی گذشته مطلبی رو نوشتم درمورد مانور جدید رژیم برای ادامه ی حیات ننگین خود یا بهتر بگویم مانوری که سلطان بهرمان از سالها پیش برای ادامه ی سلطه ی مافیای قدرت بکار میبرد. سلطان بهرمان گرچه در پست ولایت فقیه و یا ریاست جمهوری که دو پست اصلی و پرقدرت رژیم ملاها ست جای ندارد ولی ناگفته همه میدانند که چه کسی نخهای این خیمه شب بازی سیاسی را در دست دارد و هرگاه بخواهد این دو مفلوک را به آن جهتی که میخواهد هدایت میکند.
حزب کارگذاران که بوسیله ی تکنوکراتهای ملازاده اداره میشود بوسیله ی پدرخوانده ی خویش که او نیز کسی جز سلطان بهرمان نیست پایگذاری شد نه برای تکنوکراتها بلکه برای روز مبادا تا بتواند وسیله اعمال قدرت آقای بهرمانی شود. در آخر دوره ی ریاست جمهوری سلطان، زمانی که تمام تلاشهای او برای احراز پست دائمی ریاست جمهوری به نتیجه نرسید هم او بود که خاتمی را به میدان آورد و دیدیم که چگونه او را به این مقام رساند، حال که دوران خاتمی رو به اتمام است تلاشهای او آغاز شده تا بتواند از هم اکنون مهره ی بعدی خود را برای اینکار آماده کند و با این وسیله بتواند دوباره هشت سال دیگر به روش قبل سلطه ی بلامنازع خود را بر مملکت بی صاحب ایران بگستراند.
وظیفه ای که بر دوش دوستداران خاک پاک ایران است، برملاکردن حیله های سلطان بهرمان و افشاگری های ضروری برای جلوگیری از این خیمه شب بازی و از هم پاشیدن کل رژیم منفور ملایان است.
امید است که با یک بسیج همه جانبه ملت، برای تحریم انتخابات آینده به این کوردلان نشان دهیم که با ملتی روشن و آگاه طرفند و راهی بجز تسلیم برایشان نمانده استبه امید پیروزی ملت بر اعراب دد منش
در زیر به چند مطلب که در این مورد نوشته شده اشاره میکنم با امید به اینکه دیگران نیز سلاح قلم را بدست گیرند و بجنگ این کوردلان بروند.
مقاله فضول
مطلب (8/24/2002) شبح
متاسفانه این هم یک روشنفکر ما وطرز فکرش

Comments Off on ضرورت بیداری یکشنبه ی گذشته   |    |     |     

24 Aug 2002

خطوط قرمز بحثی که در

نوشته:     :::       Comments Off on خطوط قرمز بحثی که در

خطوط قرمز
بحثی که در مورد آزادی بیان و عقیده درگرفت مرا بران داشت تا این مطلب را درمورد خطوط قرمز و باید ها و نباید ها بنویسم و نظر خودم را در این مورد بیان کنم امید دارم که دیگران در این بحث شرکت کنند و هم مرا وشاید دیگران را در بیشتر درک کردن اینگونه مسائل یاری دهند.
چرا عنوان مطلب را خطوط قرمز نامیدم به دودلیل، دلیل اول آنکه اگر ما (از ما منظورم ایرانیان است) خطوط قرمزی داشتیم شاید زودتر درمقابل حکومت اسلامی دست به مخالفت میزدیم و شاید بوسیله ی این روش از رفتن انقلاب به بستری که همه میدانیم جلوگیری میشد. دلیل دوم همزیستی با دیگران است.
این امر بديهی است که هیچگاه در هیچ کجای دنیا نمیتوان ملتی را پرورش داد كه بتوانند باهم و بدون داشتن اختلاف سلیقه و نظر زندگی کند. پس راه و چاره چیزی نیست جز همزیستی مسالمت آميز و احترام به حقوق ديگر شهروندان ضمن آمادگي پذيرش نظرات بهتر ديگران و بحث سازنده و پيش برنده با نظرات خود، همان نوع همزیستی که قبل از انقلاب بین گروههای مختلف کم و بیش وجود داشت، گرچه یک همزیستی کامل و واقعيت گرا نبود ولی بمراتب بهتر از چیزی بود که امروز وجود دارد.
برای اجرای پروژه بالا (همزیستی) نیاز به ترسیم خطوط قرمز این همزیستی است تا بوسیله ی این خطوط گروهای مختلف بتوانند بدون اصطکاک با هم زندگی کنند. برای روشن شدن مطلب مثالهایی میزنم: اختلافات در یوگوسلاوی سابق را میتوان یک نمونه از این مشکلات نام برد، یا چرا راه دوری برویم گروه های شدیدآ مذهبی در ایران (حزب الله) را درمقابل باقیمانده ملت در نظر بگیرید، گرچه در ایران امروز گروههای دیگر هم زندگی میکنند ولی بطور مشخص مشکل اصلی بین کل جامعه است با این گروه، حتی بجرات میتوان گفت که گروهای اتنیک در ایران نیز مشکل همزیستی ندارند که در مورد قبل یعنی حزب الله و باقیمانده ی ملت وجود دارد.
همانطور که همه آگاهند گروهای حزب الله با ترسیم خطوط قرمز خود که احتیاج به هیچ توضیحی ندارد، این گروه با ترسیم کردن خط قرمزی پيوسته به حریم تمامی ملت تجاوز میکند و مدام در حال گشادکردن مرزهای خودی و تنگ کردن مرزهای دیگران (دگر اندیشان) است و اینکار باعث بروز تنش های شدیدی در اجتماع ميشود و بگمان نگارنده اگر اینگروه را با صربها در يوگوسلاوی سابق مقایسه کنیم به اغراق نگفته ایم.
این خطوط قرمز باید چنان باشند که همدیگر را قطع نکنند وگرنه همان پیش خواهد آمد که در ایران بوضوح در این 23 سال شاهدش هستیم. چرا مردم با این هجوم حزب الله از روز اول مبارزه نكردند یا اینکه بهتر بگویم چرا گروها بطور همگام با هم اینکار را نکردند، چون همانطور که میدانیم مخالفتهایی بس شدید با رژیم از روز اول شد ولی دریغ که این مخالفت ها هماهنگ نبود، چرا!؟ چون خطوط قرمز مشخس نشده بود چون هر گروهی فقط خطوط قرمز خودش را درنظر میگرفت و به خطوط دیگران اهمیتی نمیداد. اگر خاطرتان باشد (آنهایی که در اوایل انقلاب زیستند) زنان بعنوان یک گروه بخاطر تجاوزاتی که به آزادی هایشان میشد مبارزاتی کردند ولی دریغ که هیچ گروهی با آنان همکاری نکرد و یا حتی در خود اینگروه نیز هماهنگی وجود نداشت. این مثال را میتوان برای همه ی گروها زد، کمونیستها، کردها، لامذهبها ،ملی مذهبی ها و خلاصه همه و همه.
اگر گروهایی که همگی بنحوی با رژیم ملاها درگیری داشتند به عقاید هم احترام میگذاشتند، حداقل مجبور میشدند کمی از حقوق یکدیگر دفاع کنند و این هماهنگی باعث میشد تا حزب الله هیچگاه نتواند با این سرعت گروه گروه را از میدان مبارزه خارج کند و خود جای همه را بگیرد.
این مشکل خطوط در آینده نه چندان دور نیز مشکل ساز خواهد بود، اگر باز به راه گذشته ادامه دهیم.
پس بیاید با ترسیم این مرزها و احترام به آنها و دفاع از تمام مرزها نه فقط مرزهایی که آزادی های ما را تامین میکند، بلکه دفاع از آزادی دیگران را هم بعنوان یک اصل بپذیریم، تا شاید در زمانی که مرزهای ما مورد تجاوز قرار گرفت، دیگران بیاری ما بیایند و این روش باعث کشت و پرورش درخت تن و مند دمکراسی در ایران شود.
به امید آن روز

Comments Off on خطوط قرمز بحثی که در   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی