30
Jul
2003
امامی کاشانی مرگ زیبا کاظمی را یک چیز ساده خواند
آيتالله امامى كاشانى در نماز جمعه اين هفته دانشگاه تهران گفت: “هميشه اينطور مسائل پيش مىآيند. اين آمد و شدها وجود دارد. تا يك نفر گرفتار مىشود و يا يكى فوت مىكند، فورى از حقوق بشر بحث مىكنند.” وى ادامه داد: “مسئولان كشور اين پرونده را بررسى و نتيجهاش را اعلام خواهند كرد، در هر حال اين مسئله، يك چيز ساده است.”
اینکه آقای امامی کاشانی مرگ یک انسان را “یک چیز ساده” قلمداد میکند از این زمینه نشات میگیرد که آقایان علما با خواندن یک صیغه و چند دقیقه کش و قوص در رختخواب یک توله سگ پس میاندازند و این توله سگ هم در دوران رشد میکروبیاش نه چیزی تولید میکند و نه گرهی از کار اجتماع میگشاید و تنها زالووار از پیکر اجتماع تغذیه میکند و با همان روش پدر هم به تولیدمثل میپردازد و این دور بینتیجه تا ابد ادامه پیدا میکند. چیزی که آقای امامی فراموش کردهاند این است که خانم زیبا کاظمی از رشد میکروبی برخوردار نبوده و زندگیاش هم با زالوهای زاده شده از حاج آقا فرق بسیار دارد و درنتیجه قتل این فرهیخته و گرفتن یک انسان والا از اجتماع جهانی به این سادگیها که حاج آقا میفرمایند قابل ماست مالی نیست.
در بخش: بدون دسته بندی
28
Jul
2003
به نكته جالبي اشاره شده است. در داخل ايران حقوق مردم عادي را روزانه و در ملاء عام زير پاي ميگذارند تا به زيست انگلي خويش چند صباحي ادامه دهند و در خارج از كشور ( كانادا ) كه هيچگونه حيثيت و ثبات و حقانيتي ندارند در پي احقاق حقوق شهروندان ايراني آنهم از نوع بزهكارش ميباشند. آيا اينها در آينه هم نگاه ميكنند و اگر ميكنند از اينهمه گستاخي و بيشرمي وحشت زده نميشوند؟ پاسخ آري است و اينهمه جنايت را نيز ميتوان به حساب وحشتشان گذاشت. اگر غير از اين ميبود جواب خواستهاي بحق مردم را چنين نميدادند و نزديكي با اجانب را نميجستند. اين را بايد نيز بخاطر داشته باشند كه همين اجانب زماني كه منافعشان ايجاب كند از كشتن ايشان و فرزندانشان و به معرض ديد عموم گذاشتن اجسادشان ابائي ندارند. بر روي بد زميني خوابيده اند اين سردمداران ايران و نميدانند كه هركسي چند روزه نوبت اوست و قيامت گرچه دير آيد، بيايد. گلوله برفي كه از بالاي كوه به پائين ميغلطد در ابتدا كوچك است و به مرور دوران خانه خراب و ويرانگر ميگردد و اگر جز از اين ميبود عجيب ميبود.
سير نگاه داشتن ايادي چاقوكش و مردم كش بهنگامي كه اكثريت قريب به اتفاق مردم گرسنه و ناراضي باشند، رسم كشور داري و مردم داري هيچگاه نبوده و نيست. سيل ويرانگري خواهد آمد و بساط خيليها را در هم خواهد ريخت و از ديگران را بكلي بر خواهد چيد زيرا كه گندم از گندم برويد جو ز جو.
اگر ميپندارند با ارعاب ديگران به پيش خواهند رفت، خوب اينهم مفكوره ايست و آينده صحت و سقم آنرا نشان خواهد داد.
در بخش: بدون دسته بندی
27
Jul
2003
خبرگزاری جمهوری اسلامی گزارش داد که آقای خرازی با خانواده کيوان تابش، جوان ايرانی که روز 14 ژوئيه در پايان يک تعقيب و گريز پليسی و به ضرب گلوله پليس کشته شد ابراز همدردی کرد و گفت: “وزارت امور خارجه موظف به پيگيری حقوق شهروندان و اتباع ايرانی در نقاط مختلف جهان است.”
آقای خرازی گفت: وزارت خارجه از ظرفيت ها و ابزار ديپلماتيک برای روشن شدن اين حادثه تاسف بار و احقاق حقوق شهروندان ايرانی استفاده خواهد کرد.
مساله قتل خانم کاظمی بدست غاضی مرتضوی نشان داد که حکومتگران در جمهوری جهل و زور تا چه اندازه برای جان شهروندان ایرانی ارزش قائلاند! البته این موضوع تازهای نیست چون ایرانی و مخصوصآ از نوع مخالف آن با جمهوری اسلامی بخوبی میداند که حکومت آخوندی نه برای دفاع از منافع ملت برپا شده که برعکس این حکومت ننگین برای منافع آخوند و به نابودی کشیدن شهروندان است که برپاشده. چیزی که از همه بیشتر اعصاب را خراب و رنگ چهره را سرخ و رگهای گردن را متورمتر میکند این است که روزانه باید شاهد سخنان بی سروته سردمداران این حکومت در تحقیر بیشتر ملت باشیم.
اینکه یک دفعه آقای خرازی برای دفاع از شهروندان بپا میخیزد و اراجیفی از این دست میگوید مخصوصآ برای ما که رانده شده از آن دیاریم و میدانیم که رژیم با چه دیدی به این گونه شهرونداناش نگاه میکند داغمان را تازهتر میکند و خاطرات دورانی را که حتی در دیار غربت هم بایستی همیشه مواظب دوروبرمان میبودیم تا مبادا به دست جلادان رژیمی که آقای خرازی آن را نمایندگی میکند سربنیست شویم. هنوز خونی که از سرهای بریده و گردنهای دریدهی مخالفین رژیم در اینجا و آنجای اروپا بر زمین ریختند خشک نشده که ما فراموش کرده باشیم که به دستور و همکاری همین آقای خرازی ایرانی دوست!! بود که فرخزادها بختیارها قاسملوها و صدها مخالف دیگر یکییکی در اروپا سلاخی شدند. آقای خرازی دیگر کورخواندهاید، حتی فاشیستترین و منفعتطلبترین حکومتهای غربی نیز امروز دیگر قادر به لاپوشانی کارهای شما نخواهند بود.
در بخش: بدون دسته بندی
27
Jul
2003
این کلیپ گل لاله از سیاه سپید دیدنی هست
در بخش: بدون دسته بندی
24
Jul
2003
من این آقای ابوالقاسم گلباف را هم با اینکه سر اش کچل است خیلی دوست میدارم نپرسید چرا این را بخوانید ببینید چقدر جگر دارد این مرد
در بخش: بدون دسته بندی
24
Jul
2003
من این آقای محمد حسين خوشوقت را با اینکه از اقوام رهبری است خیلی دوست دارم. نپرسید چرا جواباش را میتوانید اینجا بخوانید.
در بخش: بدون دسته بندی
24
Jul
2003
هموطنی مطلب زیر را برای من ارسال کردهاند و از من خواستهاند بنام یک خواننده آنرا منتشر کنم:
بالاخره بنا به امر حکومتی پیکر خورد شده زیبا (زهرا) کاظمی علیرغم تلاشهای بینالمللی در زادگاهش شیراز به خاک سپرده شد. تا بار دیگر به جهانیان ثابت شود که ولایت جهل و جور نیازی به تمکین از هیچ قاعده پذیرفته شده انسانی و اخلاقی را در خود نمیبیند، همان ولایتی که برای جلوگیری از “وهن نظام”، مصلحت را بر پیگیری پرونده توسط قاضی قاتل دانست. بله “وهن”! واژه آشنایی که در کنار واژههای “توطئه” و “دشمن” کلیت ادبیات سیاسی نظام ولایی را تشکیل میدهند…. و سلمان (استفان هاشمی) چه زیبا پاسخ میدهد، پاسخ او فقط یک درخواست است: ” میخواهم مادر در کانادا دفن شود!”… آری! سرزمینی که مادر میکشد، دیگر سرزمین مادری نیست!!!
امـا روح زیــبا…. روحی که از کودکی آرام و قرار نداشت، روحیهای که فراتر از فضای کسالت آور درس و مدرسه بود، جسارتی که او را به عکاسی خبری کشاند و قسمت چنین بود که در مأموریتهای افغانستان و جنگ عراق گزندی نبیند تا بدست قضات قصابـیهء خانه پدری چنان شود که همه ما میدانیم…
و چه متفکرانه! و متواضعانه! استدلال میکند، پاسدار حسین شریعتمدار:
” احتمال اینکه زهرا کاظمی، خود سر خود را به میله های زندان کوبیده باشد از همه جوانب قوی تر است.”
در بخش: بدون دسته بندی