20
Nov
2003
یکی از رفقا که در عوض نوشتههایی که من براش میفرستم(سیاسی) هر از گاهی او هم برای من چیزهای بیناموسی میفرسته. این بشر هنوز آدم نشده هرچی بهش میگم نفرست، بخرجش نمیره! شاید با این کارش میخواد منو از رو ببره! عاقلان دانند.
آقا جان قبل از دخول به همگی گوشزد کنم که این ویدئو کمی تا قسمتی سکسی است. البته نه برای اروپا ولی خوب برای جوانان ملا زده میهن اسلامی ممکنه یک کم زیادی سکسی باشه.
این شما و این هم اراجیف دوست بیادب خُسن آقا
در بخش: بدون دسته بندی
19
Nov
2003
گروههای موسوم به اصلاح طلب اخیرآ انرژی زیادی بکار میبرند تا به مردم تلقین کنند که اگر آنها (اصلاح طلبها) بر سر قدرت نباشند وضع از این هم که هست بدتر خواهد شد. دو نمونه از این تلاشها را در زیر بخوانید:
انصاریراد: شرايط اجتماعی جامعه برای كنار گذاشتن مافيای قدرت آماده است. نخبگان در صحنه هستند و بخشی از حاكميت در اختيار اصلاح طلبان است. شرايط منطقهای و جهانی هم آماده است اگر مجلس هفتم حتی با اكثريت نسبی از اصلاحطلبان تشكيل شود توفيق را دور نميبينيم، انشاء الله اصلاحطلبان در دوره بعد عملكرد بهتری خواهند داشت.
بزک نمیر بهار میادکمبیزه با خیار میاد
بهزاد نبوی: در كنار محافظهكاران كه علاقهاي به مشاركت مردم ندارند، مخالفان اصلاحات – كه در داخل و خارج از كشور زندگي ميكنند و تعداد آنها رو به افزايش است – علاقهمند هستند كه با عدم مشاركت مردم پايههاي نظام سست شود و ميگويند بگذاريد پايههاي حكومت و نظام از بين برود. اين دو دسته يعني محافظهكاران و اپوزيسيون خارج از كشور يك كار را انجام ميدهند
آقایان بدجوری به وحشت افتاده اند گویا دوزاریشان تازه افتاده که این تو بمیری از آن تو بمیریها نیست و حتمآ با نظرسنجیهایی که انجام دادهاند مشخص شده که تعداد شرکت کنندگان در انتخابات مجلس هفتم یا کمتر از شوراهای شهری خواهد بود یا چیزی در همان حدود. و بخوبی میدانند که اگر چنین شود همگی حضرات سر از سیاه چالهای رژیم درخواهند آورد و کسی هم نیست که برایشان تره خورد کند.
البته گرچه ممکن است که مخالفان جبهه اصلاحات عنان قدرت را برای مدتی کوتاه بدست بگیرند ولی در عوض آنزمان جهانیان میدانند که جایگاه حکومت کنندگان کجاست و دیری نخواهد پایید که مجبور به کناره گیری خواهند شد.
دیگر کسی با روشهای سالهای شصت نمیتواند بر ایران حکومت کند، آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.
در بخش: بدون دسته بندی
19
Nov
2003
یک کسی گویا در دانشگاه شیراز کامپیوتری دارد که شدیدآ مبتلا به بیماری Sobig.G@mm است مدام روزانه صدتایی میل برای من ارسال میکند. خواهشآ با مراجعه به www.symantec.com در ویروس زدایی PC خود کوشا باشید. پدر من درآمد از بس که میل پاک کردم.
آدرسی که میلها را میفرستد در پایین مشاهده میکنید. البته این آدرس بوسیلهی Sobig.G تغییر داده میشود ولی میتوان دید که همگی از دومین sums.ac.ir فرستاده میشود و نامبرده به این نام شناسه “borzoeem” میلها را ارسال میکند.
آدرس فرستنده میل:
Chdvdinonaol12032-borzoeem.-sums.ac.ir@colonize.com
در بخش: بدون دسته بندی
18
Nov
2003
دوستانی در مورد نامه به کمیته صلح نوبل پرسیده بودند کجا را امضا کنند! باید خدمتون عرض کنم که دیشب تا دیروقت نشستم پتیشنی را درست کنم متاسفانه چندبار سعی کردم نشد یا بخاطر خستگی بود یا من خیلی خنگم یا این سیستم پتیشن خیلی خنگ است در هرصورت من تصمیم داشتم اول ببینم دوستان علاقهمند به اینکار هستند تا بعد پیگیر درست کردن صفحه پتیشن شوم. اگر کسی کمک کند صفحه پتیشن را درست کنیم بد نیست،
چون من درحال درست کردن یک کپی از وبلاگ “کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی” در بلاگ اسپات هستم و آنرا هم بنا به تقاضای این دوستان که خواسته بودند یک کپی از این وبلاگ در جای دیگری درست شود تا احیانآ اگر رژیم آن یکی را تعطیل کرد کپیاش وجود داشته باشد برایشان درست میکنم. متاسفانه شبانه روز 24 ساعت بیشتر ندارد، من هم که اینروزها تنبل شدهام، سابقآ که بیست و چهار پنج ساله بودیم خیلی بیشتر انرژی داشتیم یواش یواش داریم از حال میریم.
معرفی یک وبلاگ:
هموطن عزیزی یک وبلاگ تخصصی پزشکی راه اندازی کرده، سری به آنجا بزنید و به نو رسیده خوش آمدی بگویید.
نام وبلاگاش هايژيا است
در بخش: بدون دسته بندی
18
Nov
2003
دوستان عزیز این آخرین تلاش من خواهد بود برای سرهم کردن یک اتحاد. باور کنید از آن آدمها نیستم که قهر کنم یا بلا نسبت به تریش قبایم بر بخوره، ولی باور کنید زبانم چوبی شد. واقعآ تصمیم داشتم دیگه پیگیری این کار را نکنم ولی جهت احترامی که برای امید قائلم این نوشته را اینجا می گذارم و دیگر در این مورد لام تا کام نخواهم نوشت .
خنده ام از این میگیرد که امید می نویسد “خواستِ تو را جدیتر میگیرند” ای آقا مارا به تخمشان هم حساب نمیکنند چه برسد که جدی بگیرند!
این هم پیغام امید:
سلام خسنآقاجان،
نمیدانم از کمییِ خوانندههایِ وبلاگِ من است یا از تنبلی که برایِ نوشتهیِ دیروزِ من فقط دو تا پیام آمده که یکی هم مالِ تو است. به هر حال نمیدانم، شاید بهتر باشد نوشتهیِ مرا در سایتِ انجمن منعکس کنی (یا فقط آن سه سؤال را) و از تکتکِ افرادی که بحثِشان طرح شده با گذاشتنِ کامنتی در وبلاگِشان بخواهی به آن سه پرسش پاسخ دهند (هم از این نظر میگویم که خواستِ تو را جدیتر میگیرند، و هم از این بابت که خودَم امروز وقتِ این کار را ندارم). من سعی میکنم فرداشب اساسنامهیی بر اساسِ پاسخهایِ تو به پرسشها (که طبقِ نظرِ خودَم هم هست) بنویسم. در ضمن، اسمِ قضیه را هم، فکر میکنم همان که یکی از بچهها در پیامگیرَت پیشنهاد کرده، مثلاً بگذاریم کمیتهیِ سیاسییِ جمعی از وبلاگهایِ فارسی، یا چنین چیزی. رویِ این اسم دیگر به هیچ چیزی نخواهند توانست ایراد بگیرند (باور کن این اسم خودَش کلی مشکل درست میکند، ما هم که کار برایِمان مهم است نه اسمَش).
این هم سه سوالی که امید طرح کرده بود:
بنابراین خوب است همهیِ دوستان پاسخِشان به این چند پرسش را بهصراحت بنویسند:
۱. آیا گذاشتنِ لوگوها (در فضایی حدِاکثر به اندازهیِ دو یا سه لوگو، و بدونِ تحمیلِ هیچ چیزِ دیگر به وبلاگ) اجباری باشد یا نه؟
۲. آیا اگر پاسخِ اکثریت به پرسشِ پیش اجبار بود شما عضو میشوید یا نه؟
۳. آیا به نظرِتان باید هیئتِ مرکزیئی با قدرتِ تصمیمگیری وجود داشته باشد، یا تصمیمها فقط با نظرخواهی در میانِ همهیِ اعضا تصویب شوند؟
این هم آدرس جمع بندی که امید کرده
در بخش: بدون دسته بندی
18
Nov
2003
نوشتن، نوشتن وباز هم نوشتن. مگر فعلآ کار دیگری هم از دست من بر میآید!؟ چند وقت پیش در نظرخواهی مهشید وبلاگ زنانهها نوشتم که بد نبود اگر نامهای به کمیته صلح نوبل مینوشتیم و همزمان با اهدای جایزه صلح به عبادی که حدودآ گمان میکنم 12 دسامبر باشد به کمیته صلح نوبل میفرستادیم و همچنین من سعی خواهم کرد به طریقی نامه را به روزنامههای نروژی چوب چپاناش کنم تا در روزهای نزدیک به اهدای جایزه در نشریات نروژ منعکس شود تا بلکه بتوانیم فشاری بر کمیته صلح و همچنین آنها فشاری بر رژیم ملاها برای آزادی باطبی وارد کنند.
تا چه اندازه این عمل مورد قبول دوستان و هموطنان قرار گیرد نمیدانم. من کاری را شروع کردهام این حداقل کاری است که از دستم بر میآید. ایکاش من هم شهامت باطبی را داشتم. او که حتی در مرخصی چند روزهاش از زندان هم دست از آرمانهای والایاش بر نمیدارد. و با دفاعی که از دیگر زندانیان سیاسی میکند و دوباره خشم رژیم را بر میانگیزد تا آنها هم به نوبه خود مجددآ شکنجههای بیشتری را بر او و خانوادهاش وارد کنند.
افسوس که چنین شهامتی ندارم و نداریم وگرنه تا حالا رژیم هزار مرتبه کفن پوسانده بود.
خواهشآ نظر خودتون رو هرچه زودتر بدید تا بلکه امضاهایی برای این نامه جمع کنم و آن را هرچه زودتر برای کمیته صلح بفرستم.
در بخش: بدون دسته بندی
17
Nov
2003
اگر دلتان میخواهد کمی بخندید، مخصوصآ به ریش خاتمی با این حکومت مردمسالاری دینیاش یک سر به این آدرس بزنید و نوشته یکی از سرداران غیور اسلام ناب محمدی را بخوانید. این یکی را دیگر اصلاح طلبان نمیتوانند به گردن گروه مقابل بیندازند چون تا آنجا که ما میدانیم کلانتری از زیر مجموعههای وزارت کشور است و وزارت کشور هم یکی از زیر مجموعههای “حکومت مردمسالاری دینی” آقای خاتمی است.
در بخش: بدون دسته بندی