03 Jan 2005

این تحلیل حقوقی را آقای

نوشته:     :::       Comments Off on این تحلیل حقوقی را آقای

این تحلیل حقوقی را آقای عطااله مرادی برای من ارسال کرده‌اند به جهت اینکه ممکن است عده‌ای آگاهی از قوانین نداشته باشند خوب است که مروری بر آنها بشود.

عطااله مرادی: ataalah_moradi@yahoo.com

دانشجوی حقوق

با نگاهی کوتاه و گذرا به اعترافاتی که معمولاً برخی از فعالین سیاسی در زندان انجام می‌دهند و به تبع آن نمایش تلویزیونی که پخش می‌شود حاکیت از آن دارد که چه نوع فشاری بر فعالین و روشنفکران در زندان اعمال می‌شود که در بیرون از زندان و در فضای آزاد حاضر به گفتن چنین مطالبی نیستند و یا بعد از آزادی از زندان درصدد تکذیب آن بر می‌آیند و آن را ناشی از فشار روحی روانی ، جسمی محیط زندان می‌دانند.

باید به این نکته اشراف داشت که محبوس نمودن فعالین سیاسی بخصوص دانشجویان که نسل جوان جامعه را تشکیل می‌دهند ؟ در سلولهای انفرادی نه تنها خلاف مقرّرات و قوانین داخل و کنوانسیونهای بین المللی است بلکه از آن می‌توان به عنوان شکنجه‌ای سفید نام برد که دستگاه قضایی با توسل به سیاق فوق و تدوین برنامه‌های هویت درصدد ترور شخصیت سیاسی دانشجویان ، روشنفکران و دگراندیشان است .

در سالهای اخیر و بعد از وقایع تیرماه 1378 این پروژه در رأس برنامه‌های دستگاه قضایی قرار گرفته و دانشجویان را به دلیل اتهامات واهی و بی‌اساس وادار به اظهار ندامت واعتراف نمودند. قابل توجه است که اعتراف و اقرار تحت شرایط خاص و اجبار به اعتراف در محیط زندان بهیچ وجه قابل استناد حقوقی و قانونی نبوده و محاکم دادگستری نمی‌توانند با استناد به این نوع از اقاریر که معمولاً در شرایط تحت سلولهای انفرادی از فعالین سیاسی می‌گیرنداستناد نموده و با تکیه بر آن حکم صادر نمایند.

ماده 5 : حقوق بشر:؟ هیچ کس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظالمانه ، ضد انسانی یا تحقیر آمیز ، قرار گیرد ؟.

بنابراین هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع بوده و اجبار شخص به شهادت ، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرارو سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است

از طرفی در هیچ یک از موارد قوانین عادی و اساسی قاضی مخیر به نگهداشتن متهمان بالخصوص(متهمین سیاسی)در سلولهای انفرادی و شرایط تحت زندان نیست، فقط در ماده 181 آیین نامه زندانها در مورد تخلفات زندانیان شورای مرکب از رئیس زندان یا جانشین او ، معاونین یا مسئولین انتظامی و فرهنگی ، قضایی و؟ تنبیهاتی در نظر گرفته می‌شود. که در بند 4 ماده 182 آیین نامه زندانها یکی از موارد تنبیه انضباطی را زندان انفرادی تا یک ماه تعریف نموده‌اند . بنابراین نگهداشتن متهم در سلول انفرادی فقط در صورتی است که زندانی مرتکب اعمال خلاف مقررات زندان شود ( که این خود جای بحث مفصلی را می‌طلبد ) نه اینکه قاضی قبل از محکوم شدن متهم، خودسرانه با توجه به روحیات و احوالات شخصی ، متهم را در سلول انفرادی محبوس نموده و بعد از مدتی اقاریر و اعترافات مورد دلخواه خود را از فرد زندانی دریافت نماید و آن را مستند صدور حکم قرار دهد.

علیهذا اعترافات حاصله در ایام انفرادی فاقد اعتبار قانونی بوده و از درجه سندیت حقوقی ساقط می‌باشد .

Comments Off on این تحلیل حقوقی را آقای   |    |     |     

02 Jan 2005

بدبختی ما ملت می‌دانید

نوشته:     :::       Comments Off on بدبختی ما ملت می‌دانید

بدبختی ما ملت می‌دانید در چیست؟ اینکه نصف بیشتر مطالب گویا نیور یکی از بزرگترین سایت‌های خبری ما ملت مربوط می‌شود به مانورهای آخری که حضرت تربچه نقلی به راه انداخته وای به روزگار آن ملت!

بجای این همه غوغا فاکت‌ها را کنار هم بگذاریم و بجای دعوا سر لحاف ملا با منطق بررسی کنیم، جر و دعوا که ندارد.

حکومت اسلامی 25 سال است که جنایت می‌کند. این بر هیچ انسان عاقل و بالقی پوشیده نیست، ممکن است عده‌ای ایدالیست بگویند در هیچ دادگاهی ثابت نشده که اینها جنایت کاراند! می‌گویم حتی با احکام دادگاه‌های ایدالیستی هم نمی‌توان چنین اتهامات سنگینی را بی پاسخ گذاشت. باید متهمین را دستگیر کرد چپاند توی زندان تا وضع‌شان مشخص شود. این فاکت را دیگر حتی آنهایی هم که در دنیای خواب و رویا زندگی می‌کنند نمی‌توانند انکار کنند.

پس این جر و دعواهای روشنفکری!! برای چیست که یکی مدال به سینه حضرت تربچه نقلی می‌اندازد یکی دیگر بارک الله و احسنت می‌گوید و آن یکی اسمش را در لیست نظر سنجی می‌گذارد آن سومی او را روشن فکر دینی می‌نامد. گرچه با آن اسامی که در آن لیست کذایی هست شاید بتوان وجود این تربچه نقلی را کمی منطقی‌تر دانست وقتی در لیست نام‌هایی مثل خامنه‌ای و رسمنجانی را می‌توان دید.

آخر الاغ جان اگر گفتی روشنفکر که دیگر نمی‌توانی دینی به پشتش بچسبانی که، کسی که دینی شد روشنفکر نمی‌شود او ذوب در یک ایدئولوژی است آن هم از نوع قرون وسطایی‌اش، مگر اینکه مغز خر هم جزو روشنفکرها شده باشد در غیر این صورت کسانی که از عقاید ماقبل تاریخ پیروی می‌کنند را امروزه روشنفکر نمی‌نامند آنها را در بهترین حالت شارلاتان می‌توان خواند ولی روشن فکر نه.

Comments Off on بدبختی ما ملت می‌دانید   |    |     |     

02 Jan 2005

خُسن آقا: توی این نوشته

نوشته:     :::       Comments Off on خُسن آقا: توی این نوشته

خُسن آقا: توی این نوشته که از پیک نت کپی شده خطوطی را ترسیم و آنها را با خط قرمز مشخص می کنم تا ببینیم چگونه ملت را از این یا آن پدیده می ترسانند تا به اهداف خود برسند. مطالب قرمز رنگ داخل پرانتز از من است مطلب آبی رنگ خطوطی است که اینها سعی در ترسیم دارند و می خواهند به ملت القا کنند که بهترین گزینه است.

ميزگرد مطبوعاتی فراكسيون جديد دفترتحكيم (بخوانید فراکسیون رفسنجانی)

جنبش دانشجوئی بايد با استراتژي حاكميت يكدست “راست” مقابله كند (رای جمع کند برای هاشمی )

منبع: پیک نت

اعضای هيات‌رييسه‌ فراكسيون روشنگری طيف علامه‌ دفتر تحكيم وحدت يك ميزگرد انتخاباتی، درباره انتخابات رياست جمهوری در دانشگاه تربيت مدرس تهران تشكيل دادند. دراين ميزگرد«حسين باقري» دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكی با اشاره به عملكرد شورای نگهبان در انتخابات مجلس هفتم گفت:

اگر روند انتخابات مجلس هفتم در انتخابات رياست‌جمهوری هم ادامه پيدا كند، شاهد انتخاباتی نخواهيم بود و مردم مانند انتخابات مجلس هفتم و شوراها از صندوق‌ها قهر خواهند كرد. (یقینآ برنامه ریزی شده تا هاشمی به میدان بیاید)

باقری گفت: به نظر ما، اكنون مطرح‌كردن بحث تحريم مطلوب نيست و بايد در ابتدا شرايط را بررسی و بعد با توجه به شرايط نتيجه‌گيری كرد. (حتما در آینده این تحریم را مطلوب نمی دانند و در نتیجه “هَمَه با هم” باید بروند پای صندوق!)

«امير پاكزاد» سخنگوی اين فراكسيون نيز دراين ميزگرد گفت: «جناح اقتدارگرا به دنبال يكدست‌ كردن حاكميت است، ما بايد با اين استراتژی مقابله كنيم و در صورتی كه حاكميت

يكدست شود، فعاليت تفكرات ديگر امكان‌پذير نخواهد بود. (یعنی همان طور که قبلا گفته شد باید به رفسنجانی رای بدهیم)

ما سعی در رايزنی و تعامل با كانديداها داريم و سعی مي‌كنيم كه آن‌ها را مورد بررسی قرار دهيم.

دانشجويان به عنوان گروه‌های مرجع جامعه مي‌توانند در اين فضا نقش مهمی را ايفا كنند و با برگزاری تجمعات و برنامه‌ها فضای انتخاباتی را در كشور ايجاد كنند و دوره‌ی هشت ساله‌ی اصلاحات را مورد بازنگری قرار دهند.

جناح اصول‌گرا به دنبال فراهم كردن عدم حضور هاشمی رفسنجانی در صحنه‌ انتخابات است، به علت اين كه وی مي‌تواند برنامه‌ريزي‌های آن‌ها را به هم بزند، ولی بدانيد كه هاشمی رفسنجانی گزينه‌ جنبش دانشجويی نيست. (البته بعدآ حرفمان را عوض می کنیم و می گوییم برای خروج از بنبست باید به رفسنجانی رای داد) اكنون در جريان اصلاحات دو كانديدا مطرح هستند و ما از وجود تكثر در جناح اصلاح‌طلب نگران نيستيم. فكر مي‌كنيم اجماع بر سر يك كانديدای خاص پيش خواهد آمد، البته اين امر زمان مي‌طلبد. (نگفتم اجماع بزودی بوجود خواهد آمد)

پاكزاد با اشاره به مشكلات جنبش دانشجويی گفت:

جنبش دانشجويی همواره برخاسته از مردم بوده ولی امروز مشاهده مي‌كنيم كه برخی از افراد در اين جنبش با طرح مطالبات غير واقعی،‌ از اهداف اوليه‌ خود دور شده‌اند و تا حد گرايش‌های رمانتيك و لمپنيزيم تنزل پيدا كرده‌اند و قصد ندارند آرمان‌گرايی را با واقعيت‌گرايی عوض كنند. اكنون پاشيده شدن جنبش دانشجويی و دفتر تحكيم وحدت را مي‌توان حاصل زحمات عده‌ای دانست كه نمي‌توانستند استقلال جنبش دانشجويی را تحمل كنند.

«مهدی مومني» عضو ديگر اين فراكسيون با اشاره به اهميت مشاركت گسترده‌ مردم در انتخابات گفت: يك جريان خاص به دليل مطالبات شخصی خود در صدد حذف يك جريان ديگر از مجموعه‌ حاكميت است و برای اين امر از تمام ابزارها استفاده مي‌كند. استراتژی آن‌ها مشاركت حداقلی مردم در انتخابات است كه نمونه‌ آن را در انتخابات مجلس هفتم ديديم.(کون لق هر دو جریان به ملت

چه ای کاش هر دو جریان همدیگر را با هم نفله می کردند
)

انتخابات رياست جمهوری در سطح ملی برگزار مي‌شود، بحث قوميت و مسايل اينچنينی در آن مطرح نيست، تمام نگاه‌ها معطوف به اين انتخابات است و تمامی گروه‌ها بايد به صورت فعال در صحنه حضور داشته باشند. (برای حفظ بیضه اسلام ناب محمدی)

من به علت برخی رفتارها و هم‌چنين انتشار نامه‌ رفراندوم از عضويت در اين تشكل استعفا دادم.

(اصلآ چه معنی میده طرح رفراندم یعنی حذف هر دو جناح این هم که نمی شه که ) طرح اين پيشنهاد از طرف دفتر تحكيم وحدت نبوده و امضای چند نفر از اعضا به منزله‌ حمايت دفتر از اين طرح نيست.

وجود فراكسيون در تشكل‌های دانشجويی طبيعی است. در دفتر تحكيم (طيف علامه) نيز فراكسيونی به وجود آمد و اين نشات گرفته از وجود سلايق مختلف است ولی امری نامطلوب نيست و وجود اختلاف سليقه مي‌تواند باعث ادامه فعاليت و بقا شود.

«خوش قلب» عضو ديگر اين فر
اكسيون نيز گفت: در انتخابات رياست‌جمهوری با گزينه‌ آزادی يا عدم آزادی انتخابات روبه‌رو هستيم و گويی برخی قصد دارند با پرداخت هزينه‌ای برای هميشه نفس راحت بكشد.

رييس جمهور آينده‌ ما بايد كسی باشد كه بتواند جايگاه واقعی رياست جمهوری را احيا كند (یعنی اینکه به رفسنجانی رای بدهید تا چپق آن گروه دیگر را چاق کند) و در مقابل اقتدارگرايی بايستد، در آن صورت مردم و دانشجويان پای صندوق‌های رای خواهند آمد و اگر چنين فردی وارد صحنه شود، دلسردي‌ای كه در جنبش دانشجويی وجود دارد و باعث ايجاد ركود شده، از بين خواهد

رفت.

خوش‌قلب با اشاره به ايجاد اجماع در بين گروه‌های دوم خردادی بر سر مهندس موسوی گفت: به نظر من هنوز اميدی هست كه آقای موسوی وارد صحنه شود و من فكر مي‌كنم اگر جنبش دانشجويی و دانشجويان به صورت منسجم از وی درخواست كنند كه وارد صحنه شود، وی دست رد به سينه‌ جنبش دانشجويی نمي‌زند. (البته همانطور که همگی می دانیم مهندس هم که فعلآ ناز کرده پس آخرین گزینه همان رسمنجانی است که خوب ملت به دستور “دانشجویان مردمی” حتمآ باید به او رای بدهند تازه یقینآ پسته هم ارزان خواهد شد و همگی می توانیم از این ببعد نان و پسته ارزان بخوریم!!)

Comments Off on خُسن آقا: توی این نوشته   |    |     |     

02 Jan 2005

متاسفم دیگر نمی توان مثل

نوشته:     :::       Comments Off on متاسفم دیگر نمی توان مثل

متاسفم دیگر نمی توان مثل سابق ساده زیست و همه چیز را باور کرد. جریان CD شاملو را می گویم گویا سی دی قلابی است در نظرخواهی دیروز پولاد می نویسد:



حسن عزیز این شعر از شاملو نیست. این شعریست که شاعری گفته( از آوردن نامش معذورم) و خودش هم با صدای خودش خوانده و کاست آن را به خارج کشور و از قضا به همان نروژ خودتان می فرستد. شخصی به نام عباس شکری برای سودجویی این کار را به صورت سی. دی در می آورد و گویا تعدادی هم می فروشد که صدایش در آمد و در سایت همبستگی و چند سایت دیگر هم منعکس شد. شعر رزمی خوبی است . اما با کارهای شاملو از زمین تا آسمان متفاوت است.

یارباقی. دیدار باقی



حالا فکرش را بکنید اگر کسی مثل من سبک شناس نباشد باید به کجا مراجعه کند تا اصل بودن شعری را پیدا کند. عجب دنیایی شده.

با این همه این مساله هیچ چیز را در باره سانسوری که آقای بهنود انجام دادند را عوض نمی کند.

Comments Off on متاسفم دیگر نمی توان مثل   |    |     |     

01 Jan 2005

فکت (fact): اگر عمه من

نوشته:     :::       Comments Off on فکت (fact): اگر عمه من

فکت (fact): اگر عمه من کیر می‌داشت میشد عموی من! برعکس این هم صادق است!

فکت (fact): حکومت جمهوری اسلامی حکومتی است جنایت کار

فکت (fact): کسانی که با این حکومت همکاری کرده باشند شریک جنایت هستند

فکت (fact): آزادی بیان اما و اگر ندارد

فکت (fact): سانسور، به بریدن یا مخدوش کردن تمام یا قسمتی از یک نوشته (تفکر) گویند

فکت (fact): این شعر (کارون) حقیقتی را بیان می‌کند، حال چه سروده شاملو باشد چه نباشد.

فکت (fact): جمله بالا به این معنی نیست که شعر یاد شده سروده شاملو نیست.

فکت (fact): هر زمان که کسی یکی از پدیده‌های زشت حکومت خمینی را بر حسب اتفاق افشا می‌کند یا به هدف می‌زند یک عده با نامهای بیژن، محمد، مصطفی، تقی یا نقی پیدا می‌شوند و با نظرهای پرت و پلا خود شروع به گل آلود کردن آب می‌کنند.

Comments Off on فکت (fact): اگر عمه من   |    |     |     

31 Dec 2004

چند روز پیش که بحث

نوشته:     :::       Comments Off on چند روز پیش که بحث

چند روز پیش که بحث مجاهدت‌های!! آقای ابطحی نقل مجلس همه شده بود با پیگیری لینک‌ها به صفحه بهنود رسیدم پس از مطالعه مطلب ایشان چنان به خشم آمده بودم که کامپیوتر مبارک را خاموش کردم و رفتم توی هوای سرد اسلو یک ساعتی قدم زدم. توی راه به خودم گفتم خاموش کردن کامپیوتر که نشد عکس‌العمل، باید نظرت را منعکس می‌کردی تا آقای بهنود بداند که چقدر به جاده خاکی زده. برگشتم خانه و پی سی را روشن کردم و رفتم سراغ ایشان صفحه نظر خواهی را یافتم و جملاتی را همراه با قسمتی از شعر شاملو را در آنجا نوشتم بی خبر از اینکه عده‌ای از ما بهتران عادت دارند به سانسور و این عمل زشت در رگ و پوستشان نفوذ کرده. دکمه ارسال را فشار دادم که با صفحه سانسور مواجه شدم، منظورم همان صفحه‌ای است که می‌گوید جهت جلوگیری از … مطلب شما پس از … منعکس خواهد شد.

عصبی تر از قبل بی خیال موضوع شدم تا اینکه دیشب دیر وقت رفتم سراغ صفحه تا ببینم آیا حضرت بهنود نظرم را لایق دانسته یا نه. نتیجه‌اش را در زیر می‌خوانید. متن کامنت من که از زیر تیغ سانسور گذشته، کروشه ها زخم‌های سانسوری است که آقای بهنود ایجاد کرده‌اند و پرانتزها قسمت‌های سانسور شده هستند:



خُسن آقا: خوب است والله! پس از قرار معلوم چیزی هم بدهکار شدیم! مدال هم باید به گردنشان بیندازیم؟ عجب دنیایی شده مدال هم باید به گردن همکاران[…] (جنایت کار ترین) رژیم دنیا بیندازیم!



کارون شاهد بازگو چگونه بود یورش […] (وحشیانه پاسداران) ارتجاع



کارون بگو

جاسم کجاست

شنبه چه شد

جمعه چگونه گمشد

رفیقان کجا شدند

کارون بگو

بگو داستان جسدهای هزار هزار را

بر کرانه‌های خود

در آن چهارشنبه سیاه جمهوری

کارون بفریاد بگو

کجا شدند رزمندگان خلق بخون خفته …

آقای بهنود اینگونه باید گفت که شاملو می گوید.

آقای بهنود حتی سخنان شاملو را هم سانسور می‌کنید؟ پس چه فرقی بین شما و پاسداران ارتجاع است؟ آیا با این کار دیگر ارزشی برای خود حفظ خواهید کرد؟

کارون هدیه‌ای از شاملو با صدای شاملو به آنها که سانسور پیشه نیستند: karon.mp3 5MB

Comments Off on چند روز پیش که بحث   |    |     |     

30 Dec 2004

زین همرهان سست عناصر دلم

نوشته:     :::       Comments Off on زین همرهان سست عناصر دلم

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت        شیر خدا و رستم دستانم آرزو ست

اول برای آن دوستانی که در جریان امور نیستند توضیح کوتاهی می‌دهم و بعد می‌روم سراغ اصل مطلب.

امیر چند مدت پیش هشداری داد و از بچه‌های فعال وبلاگ نویس خواست تا در مقابل بده بستان های جامعه اروپا با حکومت گران ایران کاری انجام دهند و قدرت مانور را هم از حکومت ایران بگیرند و هم به شکلی جلو این حرکت غیر دموکراتیک جامعه اروپا را که بیشتر از همه چیز بر اساس منافع شان تنظیم می‌شود و نه منافع دوطرفه را به طریقی بگیریم.

بر اساس این پیشنهاد خود امیر متنی نوشت و برای بچه‌های کانون از طریق گروه یاهوی کانون ارسال کرد. و از همه خواست تا کاری را بر اساس این پیشنهاد شروع کنند. از همان روز هم همه ما (آنهایی که کار را عاقبت شروع کردند) از همه خواستیم که نظراتشان را ارائه دهند تا قبل از انتشار بیانیه اصلاحات در آن منظور شود.

متاسفانه هیچ کس بجز عده‌ای معدود پا پیش نگذاشتند همان عده معدود که همیشه در همه کار پیش قدم‌اند و همگی می‌شناسیمشان و نیازی به نام بردن نمی‌بینم. همانها که بدور از گروه بندی‌ها فقط و فقط به فکر ایرانند و نه چیز دیگر.

حالا پس از اینکه بیانیه از فارسی به انگلیسی و آلمانی ترجمه شده یا در بعضی از پراگرافها حتی برعکس هم عمل شده یعنی اصل بر متن انگلیسی قرار گرفته و ترجمه فارسی آن ارائه شده عده‌ای شروع به مخالفت کرده‌اند که بیشتر از نظرهایشان چنین برداشت می‌کنم که این یک درگیری حزبی/ایدولوژیک است تا درگیری در محتوای متن بیانیه.

در این میان عده‌ای که ناشناسند و مخصوصا در این مواقع مثل جن ظاهر می‌شوند و کارشان همان است که همگی می‌دانیم و بدون نام و نشان مسائلی را فقط و فقط برای ایجاد اغتشاش و جلوگیری از اتحاد انجام می‌دهند و دوستان هم بدون اینکه به این مسائل اهمیت بدهند به بازی گرفته می‌شوند که فقط این عناصر نامبرده می‌خواهند. یکی از این عناصر را می‌توانید در این دو کامنت با دو نام متفاوت ببینید ( کامنت اول ، کامنت دوم ) . اهداف اینها مشخص است گل آلود کردن میدان و ماهی گرفتن، هشیار باشید. چپ یا راست کمونیست یا کاپیتالیست خوش آمدید بیایید جلو و بجای دور گود نشستن وارد گود شوید ولی لطفا به این اشخاص اجازه ندهید که از این گونه مواقع سوء استفاده‌ای را که می‌خواهند بکنند و باعث جدایی شوند.

اینکه کسی بجای این واژه آن واژه را استفاده کرده بجای انتقاد بعد از مرگ سهراب لطفا قبل از مرگ سهراب نوشدارو بیاورید، بعد از مرگ نوشدارو کارساز نیست.

Comments Off on زین همرهان سست عناصر دلم   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی