22
Jul
2005
رئیس فراکسیون ایرانیان در مجلس جمهوری اسهالی میفرمایند:
همراهی جدیمان را با سرمایهگذاری ایرانیان در کشور اعلام میکنیم و از سرمایهگذاران ایرانی خارج از کشور برای سرمایهگذاری در داخل در قالب اصول و نظام اقتصادی کشور دعوت میکنیم. منبع: ایسنا
باید هم در مجلس رژیم ملایان کمیسیون ایرانیان تشکیل شود! تا آنجا که ما میدانیم این رژیم توسط نوادگان حسین عرب اداره میشود و جهت اجرای عدل علی!! ایشان مرحمت فرمودهاند نیم دانگ از مجلس را هم به امور ایرانیان واگذار کردهاند!!
از این مساله که بگذریم میرسیم به اصل قضیه که آقایان هدفشان از راه اندازی کمیسیون ایرانیان خدمت به ایرانیان خارج از کشور یا داخل کشور نیست، هدف اما از آن جهت است که حالا بعد از اینکه جیب ایرانیان داخل را بریده و هرچه در آن بوده خالی کردهاند تازه به صرافت افتادهاند که چونکه دیگر چیزی برای دزدی در داخل ایران باقی نگذاشتهاند حالا نوبت ایرانیان خارج از کشور است تا جیب آنها را هم ببرند. آخر میدانید که اینها همگی بجز جیب بری و دله دزدی کار دیگری بلد نیستند.
البته باید به آقای رئیس کمیسیون ایرانیان!! گوشزد کنم که ایرانیان معمولا انسانهای الاغی نیستند و همگی از عقل و درایت برخوردارند. مگر ایرانیان مغز خر خوردهاند که سرمایههایشان را از دنیای سرمایهداری که از امنیت سرمایه برخوردار است بردارند و بیاورند در کشور دزد زده ملایان که فقط سالانه 20 تا 30 درصد تورم غیرقابل کنترل در آن وجود دارد و سرمایه آنها را در عرض سه تا چهار سال نابود شود!؟ البته اگر قبل از نابودی از دست تورم، ملاها آنرا ملاخور نکرده باشند. گمان میکنید بیخودی و از روی شکم است که واژه “ملاخور شدن” در زبان فارسی رایج شده است!؟
ایشان بعد از صغرا کبرا چیدنهای بی مورد میروند سر اصل مطلب و ادامه میدهند:
شنیدهام و گاهاٌ آماری هم داشتهایم که ایرانیان مثل همیشه در همه جا چندان توفیقاتی داشتهاند که از نظر سرمایهگذاری و میزان موجودیشان موفقیتهای خیلی جدی داشتهاند به خصوص در کشورهایی که مسایل اقتصادی و سرمایهایشان پیشرفت خوبی داشته است.
فقط جهت اطلاع آقای رئیس کمیسیون ایرانیان مجلس شوربای اسهالی به اطلاع ایشان میرسانم که بر اساس چرتکه اندازی آقای یونسی وزیر اطلاعات دولت مطبوع (مدفوع) ایشان سرمایه ایرانیان خارج از ایران چیزی حدود 800 میلیارد دلار است. منبع: مهر نیوز
نگاهی هم به این عکس که ربطی به موضوع بالا ندارد را از رئیس جمهور منتخب!! در مجلس حکومت شپش بیندازید. منبع عکس: ایسنا
در بخش: اقتصادی
20
Jul
2005
دوست عزیز آقای دخو در نظرخواهی مطلبی که روز 14 جولای نوشته بودند مدعی شدهاند که در صدر اسلام دموکراسی وجود داشته و مسلمین و مخالفین آزادی نقد داشتهاند و جسته و گریخته به تاریخ طبری اشاره کرده بودند و اینکه “ابن ملجم مخالف سیاسی بود حتا از بیت المال مواجبش قطع نشد“
متاسفانه در آن نظرخواهی عدهای اوباش بجای بحثهای سازنده شروع به فحاشی کرده بودن و من هم بخاطر مسافرت دسترسی به اینترنت نداشتم و بعدا این بحثها را و همچنین فحاشیها را خواندم. اول از همه من از جانب اوباش از دخوی عزیز عذرخواهی میکنم و سپس میروم سراغ پاسخ ایشان.
دوست عزیز تمام این ادعای شما در وهله اول از اصل بیاساس است چرا؟ به یک دلیل بسیار واضح و بدون شک، “در اسلام بطور کلی شک در وجود خدا عقوبتی دارد که از دید هیچ کس پوشیده نیست”. حالا شما چگونه مدعی هستید که در صدر اسلام همه حق نقد آنرا داشتهاند و الخ، بر بنده پوشیده است! لطف کنید و مرا از این گمراهی! برهانید!!
دوست عزیز حکومتها و سیستمهای دیکتاتوری همیشه عدهای را خودی تلقی میکنند و عدهای دیگر را غیر خودی و محدودیت این دو گروه هم در آزادیها با هم فرق میکند. اسلام در اوایل و قبل از قدرتمند شدن از کنترل کامل بر اوضاع عاجز بود مخصوصا مینویسم عاجز چون فرق است بین اینکه حکومتی از اجرای احکام شدید عاجز باشد تا اینکه حکومتی که قدرت اجرا داشته باشد و اجرا نکند. در اسلام دوران صدر آن هم وضع مثل حکومت آخوندی اول بخاطر فقدان قدرت با مخالفین با رئوفت!! رفتار میکرد ولی به مرور زمان وقتی قدرت بیشتری گرفت شروع به قتل عام و قلع وقمع کردن مخالفین خود شد. در مورد مشخص افرادی مثل ابن ملجم باید گفت که درست به همان دلیلی که آقای عبدی و دیگر نزدیکان رژیم آخوندی با رئوفت بیشتری از طرف رژیم مواجه هستند تا دیگر مخالفین درست به همین دلیل هم حکومت صدر اسلام از برخورد با معدودی از خودیها خودداری میکرده. این مساله یک مساله عمومی و همیشگی نبوده که بتوان به این نتیجه نادرست رسید که در صدر اسلام آزادی نقد وجود داشته! اگر آزادی بوده بخاطر فقدان قدرت در صدر اسلام بوده و نه نقد پذیری اسلام، این مساله بحث شکاکان را که شما پیش کشیدهاید واقعا جای تعجب دارد. در دینی که حتی شک به وجود خدا کفر محسوب میشود و عقوبت آنرا هم شما بهتر از من میدانید این بحث از پایه و اساس بیمورد است.
در خاتمه باید گوشزد کنم که حکومت اسلام هم مثل همه ایدئولوژیها در شروع با قوانین مردم پسند (پوپولیستی) به فریب مردم بیخبر اقدام کرده و به مرور زمان که قدرت و جایگاه خود را تحکیم بخشیده با قوانین ارتجاعی به شکار مخالفین پرداخت، در این مساله هیچ جای شکی وجود ندارد. برای اینکه به ماهیت اسلام بطور کلی و شخصیت فریبکار محمد بطور اخص پیببرید نگاه کنید به زندگی زناشویی او قبل از فوت همسر اولش و بعد از آن. محمد بخاطر قدرت مالی و جایگاه اجتماعی خدیجه سالها با او که 15 سال از او پیرتر بود زندگی کرد و بعد از فوت او توحش جنسی واقعی خود را به نمایش گذاشت. آیا ازدواج محمد با عایشه چیز دیگری را به اثبات می رساند بجز اینکه او تا زمانی که اسیر دستان پرقدرت خدیجه بود دست از پا خطا نکرد و به کوه پناه برد؟ آیا این خود دلیلی برای اثبات این مدعا نیست که او تنها زمانی طینت واقعی خود را نشان داد که به قدرت کافی دست یافته بود؟
آیا از عجایب نیست که محمدی که در سن ۲۵ سالگی با خدیجهی ۴۰ ساله زن دست سوم ازدواج میکند پس از مرگ او با دختری 8 ساله ازدواج کند؟ چه عاملی باعث شده که یک مرتبه محمد 53 ساله بعد از دست یافتن به بارگاه خدا!!!! (بخوانید قدرت بی حد و حساب) یک مرتبه با دخترکی 8 ساله ازدواج میکند!؟ آیا این هم نشانه دموکرات بودن و انتقاد پذیری محمد و دستگاه تحت امرش میباشد!؟ یا نشان از سوء استفاده از قدرت؟ خواهشمندم توهم را در جامعه پرورش ندهید.
در بخش: نقد اسلام
19
Jul
2005

دو نوجوان بخاطر داشتن رابطه جنسی عملی که در تمام دنیای آزاد جرم تلقی نمی شود به اعدام محکوم و حکم آنها امروز صبح در مشهد به اجرا در آمد. دو نوجوان را قبل از اعدام با احکام شلاق شکنجه کرده اند و سپس احکام اعدام آنها در ملاء عام به اجرا درآمد. منبع خبر
ایسنا تصویر بزرگتر
در بخش: حقوق بشر
14
Jul
2005
مطلبی از ملا حسنی را میخواندم نوشته بود:
شما از يزيد و اين ملجم کثيف تر و درنده خو تريد. کجاست رافت اسلامی؟ کجاست اخلاق محمدی؟ کجاست انسانیت ؟ کجاست مروت و جوانمردی؟
اين عکس اکبر گنجی را که در سايت ايرانيان ديدم بشدت مرا اندوهگين کرد.
ما گير عجب ارتجاع سياهی افتاده ايم. به نام دين بر گرده مردم سوار شدند و مثل سگ دروغ ميگويند (دور از جون سگ. سگ که اصلا از اینکارها نمیکند). ببینید بنام خدا و نمایندگی از طرف خدا با مردم چه میکنند؟
اگر اسلام و دين و خدا و پيغمبر آنچيزی است که شما محصول آنيد، درود بر کفر و بی دينی.
آقا جان! ملا جان! بنا نبود گرفتار توهم بشویم و دنیای رویاهایمان را با اسلام یکی کنیم و بعد از آن توقعهای بیجا داشته باشیم.
اولا باید به عرض مبارک برسانم که به نظر بنده اسلام آقای خمینی و خامنهای بسیار هم رئوفتر و متمدنتر و با مهر تر از اسلام ناب محمدی است.
شما کافی است نگاهی به اسلام و تاریخ اسلام بیندازید، البته نه تاریخ شفاهی که در خانه و خانواده به خورد من و شما داده اند ها! منظورم تاریخ واقعی اسلام است، با یک نگاه سطحی پی خواهید برد که دین اسلامی را که آقایان خمینی و خامنهای نمایندگی میکنند بسیار با تمدنتر از دینی است که محمد و علی به دنیا عرضه کردند. کافی است نگاهی به دین همسایگان ما بیندازید تا گوشی کمی دستتان بیاید دین آقای بن لادن و شرکا نزدیک تر به دین اسلام واقعی است تا این بچه سوسول مسلمانهای ایرانی. این دین با فرهنگ ایرانی ادغام شده و تا حدودی متمدنتر از ریشه اصلی آن عمل میکند.
کجا محمد یا علی به گنجی مانندی اجازه این همه خود رایی و خود سری میدادند باور بفرمایید همان روز اول گردناش را میزدند. در دین اسلام ناب محمدی از این سوسول بازیها وجود ندارد که احکام آبکی صادر کنند و بعد اگر عدهای اعتراض کردند همان احکام آبکی را هم لغو کنند که! قربان گویا شما خواب نما شدهاید!
کجای اسلام به مسلمین اجازه بحث و شک و خلاصه از این گونه سوسول بازیها را میداده که شما از خامنهای بدبخت توقع دارید. اسلام همین هست که میبینید از این آبکیتر میشود خاکشیر و دیگر نمیتوان نام اسلام بر آن نهاد.
خدا خیرات بدهد برادر! مگر ندیدی در روزهای انتخابات چه سوسول بازیهایی را اجازه ظهور میدادند؟ گمان میکنی در دین اسلام محمد و علی هم از این لیبرال منشیها وجود داشته!؟ اصلا چه معنی میدهد که این آقا رفته دراز به دارز خوابیده و اعتصاب غذا کرده!؟ بر اساس شریعت پاک!! محمد و علی، این عمل خودش هزار و یک عقوبت دارد اگر نمیدانستید بروید اسلام را مجددا مطالعه فرمایید.
خلاصه مطلب اینکه مرحمت فرموده لیبرال منشیهای خامنهای را به حساب اسلام ناب محمدی نگذارید که اینها هم بخاطر تاثیر آئین مهرورزی ایرانیان به این درجه از رئوفت دست یافتهاند.
در بخش: نقد اسلام
14
Jul
2005
این اولین باری هست که به پراگ میام به همین خاطر هم چیزهای دیدنی زیاد خواهد بود برای دیدن.
امروز سر راه یک مرتبه چشمم خورد به موزه ابزار شکنجه در دوران قدرت کلیسا. رفتم داخل متاسفانه اجازه عکس گرفتن نمیدادند وگرنه تصمیم داشتم چند تا عکس را در اینجا بگذارم.
این ملاهای کلیساهای اروپا هم دست کمی از ملاهای خودمان نداشتهاند ابزاری را که در این موزه دیدم باعث شد که نهار را اعتصاب غذا کنم چون بعد از دیدن این همه توحش دیگر علاقهای به خوردن برای انسان باقی نمیماند.
برداشت من در این سه روز در پراگ این است که چک ها ملت با فرهنگی هستند.
مرکز شهر پراگ بر قطعه سنگ قبری دو عکس و دو نام خودنمایی می کند این دو همان قهرمانان چک هستند که در روزهای شوم حمله سربازان چکمه پوش پیمان ورشو جان خود را برای مبارزه و اعتراض به تجاوز سربازان پیمان ورشو فدا کردند تا به گوش جهانیان برسانند آنچه که برسر این ملت آوردند.
شب 21 آگوست 1968 چهارصد هزار سرباز پیمان ورشو از زمین و آسمان برسر ملت چک ریختند تا سلطه شوم خود را بگسترانند.
هفته ها و ماه های بعد از حمله مبارزه پراکنده ای هنوز وجود داشت ولی به مرور این مبارزات کمتر و کمتر شد . 16 ژانویه 69 ساعت 3 بعد از ظهر Jan Palach دانشجوی بیست و یک ساله با آتش زدن خود در این محل اعتراض خود را به حضور اشغالگران ابراز داشت. سه روز بعد Jan Palach بر اثر جراحات وارده جان سپرد و نام خود را در تاریخ چک ابدی کرد.
اکبر گنجی را دریابید

در بخش: گوناگون
12
Jul
2005
تصاویر خبرگزاری ها از تجمع اعترای به وضعیت اکبر گنجی تصاویر خبرگزاری
ایسنا از تجمع
عده ای در اعتراض به وضعیت اکبر گنجی

تصاویر خبرگزاری مهر نیوز از تجمع عده ای در اعتراض به وضعیت اکبر گنجی
[1]
[2]
[3]
در بخش: حقوق بشر