10 Sep 2005

خلایق هر چه لایق

نوشته:     :::       12 پیام

بین تاریخ 14 تا 15 آگوست حجم هیت‌ها از ایران درست نصف شده، همین اتفاق هم تقریبا یک ماه قبل تر افتاد، یعنی رژیم در دو مرحله گلوگاه عبور اطلاعات را بست. با این روش چند مرحله‌ای جلو عکس‌العمل‌های شدید را هم گرفت. حالا هم هنوز سانسور بصورت صد درصد اجرا نشده و یقینا بعد از پانزده روز دیگر همه سوراخ‌های دعا را کاملا خواهند بست. حالا دست روی دست بگذارید و باز هم از این قرتی بازی های جشن چهار سالگی وبلاگستان راه بیندازید تا رژیم هم بی سروصدا همگی را سلاخی کند. به این می‌گویند روشنفکری ایرانی!!
شاید به جای جشن چهار سالگی وبلاگستان بهتر می‌بود ختم آنرا می‌گرفتیم! از اوضاع که چنین بنظر می‌رسد.
چند مرتبه در این وبلاگ پیشنهادهایی در زمینه مبارزه با فیلترینگ ارائه داده‌ام که آنهایی که در این امور صاحب نظر هستند می‌توانند تایید کنند که کارساز واقع خواهد شد و سیستم سانسور و فیلترینگ رژیم را اگر به زانو در نیاورد آنرا با چالش بزرگی روبرو خواهد کرد ولی متاسفانه ملت ایران منفعل ترین ملت دنیا هستند و هر کس فقط پیگیر منافع شخصی خودش هست و به جرات می‌توانم بگویم که شاید کمتر از یک درصد ملت ایران به فکر منافع جمع عمل می‌کنند. همین طرز فکر هم باعث شده که رژیم 26 سال با روشهای مختلف سلطه خود را روز به روز بیشتر بگستراند و پایه های خود را علیرغم لرزان بودن مستحکم کند.
باز هم همان گفته‌ها و نوشته‌های قبلی را تکرار می‌کنم شاید گوش شنوایی پیدا شد.
هر کاربر اینترنتی ایرانی خارج از کشور که دارای یک خط ADSL باشد می‌تواند بدون مخارج یا در بدترین حالت با مخارج بسیار نا چیزی مقداری از پهنای باند خود را در اختیار ایرانیان داخل کشور قرار بدهد. برای اینکه این کار ثمر بخش واقع شود باید تعداد کسانی که در چنین پروژه‌ای شرکت می‌کنند زیاد باشد تا موثر واقع شود و رژیم نتواند همه آنها را یک جا ردیابی و سانسور کند. رژیم ممکن است بتواند نام دامین ها را سانسور کند ولی آی پی‌هایی را که هر دو سه روزی یک با تغییر کنند را هیچ گاه نخواهند توانست سانسور کند. این روش همه ملاها را انگشت به کون حیران خواهد کرد.
با در نظر گرفتن نیاز یک پهنای باند کمتر از 32 کیلو بایت برای هر کاربر ایرانی داخل ایران و با در نظر گرفتن پهنای باندی که ADSL های اروپایی و آمریکایی دارند هر ایرانی خارج از ایران می‌تواند حداقل به شانزده تا بیست نفر در داخل خدمات بدهد تا سد سانسور را دور بزنند. هزار ایرانی قادر خواهند بود پهنای باند را در اختیار شانزده تا بیست هزار نفر قرار بدهند. با محاسبه اینکه هر کاربر ایران بطور متوسط سه تا چهار ساعت هم آن لاین باشد این تعداد را می‌توان تا شش برابر افزایش داد یعنی هزار ایرانی خارج از کشور می‌توانند برای پنجاه تا شست هزار ایرانی پهنای باند ارائه دهند.
اگر بخواهیم می‌توانیم سانسور رژیم را در عرض کمتر از یکی دو ماه از کار بیندازیم. البته باید اراده این کار در ما وجود داشته باشد.
آیا این اراده وجود دارد؟ راه کارش موجود است متاسفانه اراده آن را یقین ندارم که وجود داشته باشد.
این پیام را زیتون در نظرخواهی دیروز من نوشته است، بخوانید و به حال خودمان گریه کنید:
حسن آقا جان،‌دستم به دامنت. بیشتر سایت‌ها برام فیلتر شدن. بیشتر فیلتر شکن‌هام برام فیلترم. کلی فیلتر شکن امتحان کردم تا یکیشون جواب داد.
حالا مشکلم اینه که میتونم وارد وبلاگا بشم. تو نظرخواهیا هم می‌تونم بنویسم. اما نمی‌تونم تو ادیتور بلاگ اسپات و ام‌تی خودم مطلب جدید پست کنم…
چه در http://z8unak.blogspot.com
&
http://z8un.com/mt.cgi
هر دو ارور می ده:( شما می‌دونید باید چکار کنم؟
یک راهنمایی: دوستانی که با پست کردن مطلب مواجه هستند می‌توانند با مراجعه به بلاگ اسپات و یک تغییر جزئی(تصویر) به وسیله میل مطالب خود را پست کنند البته این شامل بلاگ اسپات می شود و تا آنجایی که می دانم wordpress هم همین تکنیک را دارد در مورد MT مطمئن نیستم ولی یقین دارم با چند خط Perl یا PHP این مشکل را برای MT می توان حل کرد.
پ.ن.: دوستان با عرض پوزش به علت سرنگون شدن سرور قبلی این مطلب بازسازی شده و متاسفانه پیامهای شما همراه با سرور قبلی محو شد.

12 پیام   |    |     |     

09 Sep 2005

حاجی نخبگان!

نوشته:     :::       5 پیام

در هواپیمای ایرانی که نزدیک بود بر فراز جده به لقاالله بپیوندد از قرار معلوم پر بوده از نخبگان (!!) کشور. می‌بخشید این علائم تعجب را می‌گذارم کنار واژه نخبگان، آخه از نظر من کسانی که مذهبی هستند مخصوصا از این نوع‌اش که به سفر حج می‌رود را نمی‌توان نخبه نامید. درست مثل واژه (روشنفکران دینی) می‌ماند، این هم واژه درستی نیست، کسی که دینی باشد روشن فکر نیست و کسی هم که روشنفکر باشد دینی نمی‌تواند باشد. فکرش را بکنید انسانی که می‌رود در کشور عقب افتاده‌ای مثل عربستان و دور یک سنگ سیاه می‌چرخد تا چه اندازه می‌تواند نخبه باشد!؟ عمل این حضرات من را که به خنده می‌اندازد شما را نمی‌دانم.
حالا برویم سراغ این حاج آقاهای نوجوان نخبه(!!). یکی از این دانشجویان حاجی نخبه! در مصاحبه‌ای فرموده‌اند:
مسافران هواپيما در تمام مدت اين پرواز در رعب و وحشت بودند مديران شركت هواپيمايي ايران اير را مسئول اين حادثه دانست و نسبت به سوء مديريت در پرواز به شدت انتقاد كرد.
از این تازه حاجی شده ها باید پرسید شما دیگه چرا در رعب و وحشت هستید!؟ مگر پیوستن به لقاالله مخصوصا در راه حج و بویژه با پرواز (شرکت هواپیمایی اسلام نشان هما!) شما را مستقیما به بهشت مشرف نمی‌فرماید!؟ پس دیگر رعب و وحشت از چه جهت است!؟ نکند حوری‌های بهشتی هستند که شما را به رعب و وحشت انداخته‌اند!؟ یا شاید خدای ناکرده خدا بهشت و حوری و اینگونه اراجیف را هم فقط مخصوص ملاها ساخته و بندگان خدا (بندگان ملاها) را به بهشت راهی نیست و در جهنم خواهند سوخت!؟

5 پیام   |    |     |     

08 Sep 2005

نگاهی به چند خبر

نوشته:     :::       6 پیام

اول از همه خودداری سیروس ناصری عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران با اروپا از بازگشت به ایران. بر اساس اخبار منتشره گفته می‌شود که او بخاطر دست داشتن در یک شبکه مافیای نفتی تحت پیگرد است. مساله‌ای که همین دیشب لاریجانی پس از بازگشت از پاکستان آنرا تکذیب کرد و در مصاحبه با خبرنگاران گفت که مکررا با او در تماس است. هر دو خبر دروغ است اینها همه برای سردرگم کردن ملت از تحلیل‌های درست است. به گمان نگارنده یا سیروس ناصری جاسوس اروپا / آمریکا بوده و حالا گندش درآمده یا اینکه از اتفاقات پشت پرده‌ای با خبر است که پایین تر به آن خواهم پرداخت.
بعد از این خبر می‌رسیم به خبر: تلاش اسرائیل و پاکستان برای برقراری روابط دیپلماتیک بین دو کشور.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از اسلام آباد ، منابع رسمی در پاکستان امروز تائید کردند که هم اکنون وزیر امور خارجه این کشور در حال دیدار با همتای اسرائیلی خود در ترکیه است.
در همین خبر گفته می‌شود که مشرف و شارون هم بناست در آینده نزدیک با هم ملاقات داشته باشند. پس از این خبر می‌رسیم به سفر با عجله لاریجانی به پاکستان که یقینا برای جلوگیری از اقدام پاکستان در متحد شدن با اسرائیل است. این تحرکات همه نشان از یک اتفاق در روزها و هفته‌های آینده دارد.
حالا انگار این همه خبر کم بود که یک مرتبه در تهران اعلام می‌شود که بنزین جیره بندی خواهد شد. جیره بندی بنزین را آنهایی که در سالهای جنگ زندگی کرده‌اند می‌دانند که معنی‌اش یعنی چه. آقایان که تصمیم دارند بنزین را جیره بندی کنند باید پاسخ بدهند که اگر ایران در بحران انرژی بسر می‌برد دلیل بزل و بخشش ایران به شیطان بزرگ از چه جهت است!؟
از این اخبار هم اگر بدون توجه بگذریم از خبر بعدی نمی‌توانیم بدون تعمق گذر کنیم. در این خبر بازتاب می‌نویسد: مهاجرت تعداد قابل توجهی از مقامات سابق جمهوری اسلامی و خانواده‌های مقامات و مدیران فعلی کشور به امارات، اروپا و آمریکا، یادآور سیل مهاجرت وابستگان رژیم سابق و براندازان در ابتدای انقلاب است.
نتیجه گیری این اخبار برای من معنی دیگری بجز نشانه های یک بحران همه جانبه برای حکومت ایران ندارد. بحرانی که یا به سقوط رژیم ختم خواهد شد یا باید منتظر یک جنگ فرسایشی با آمریکا و اروپا بود.
خودداری بازگشت ناصری به ایران هم باید از همین مساله سرچشمه گرفته باشد وگرنه دزدی و مافیاگری که در جمهوری اسلامی مساله‌ای همه گیر است و پدیده جدیدی نیست و هر کدام از دولتمردان در این زمینه تخصص ونقش دارند و هیچ دلیلی ندارد که آقای ناصری را بخواهند بخاطر آن به زندان بیندازند. مگر قبلی ها که دزدیدند و بردند و خوردند را به زندان انداختند که این یکی را به زندان بیندازند!؟ یقینا آقای ناصری بخاطر آگاهی از مسائل پشت پرده‌ای که در جریان آن هست به این نتیجه رسیده است که روزهای آخر این رژیم نزدیک است و همان بهتر که ایشان در روزهای پایانی در داخل نباشند.

6 پیام   |    |     |     

07 Sep 2005

هشدار

نوشته:     :::       5 پیام

شبح کجا رفت؟ فضول هم مدتی است *ناپدید شده است! دیگران هم یکی یکی ناپدید می‌شوند. کسی هست حساب این وبلاگ‌ها را داشته باشد تا مبادا رژیم دوباره شروع به زیر آب کردن سر مخالفین کند؟
در زندان‌ها که شروع به اعدام کرده‌اند، می‌خواهند همان سرکوبی را که در چین بعد از قیام دانشجویان برپا شد برپا کنند. لاس هم که با شیطان بزرگ می‌زنند تا بلکه بتوانند حکومت ننگین خود را چند صباحی تداوم بخشند.
ملت هم که منفعل‌تر از همیشه هر کس دنبال کاسبی خود است.
نباید اجازه داد دوباهر سکوت مرگبار سالهای 60 را حکمفرما کنند این وظیفه هر ایرانی باشرفی است
عاقبت ایران چه خواهد شد؟ کسی می‌داند!؟
* جای واژه “مفقود الثر” ناپدید را استفاده کردم. متاسفانه زبان عربی ما بهتر از فارسی ما است و این هم از دست آوردهای شیعیان و ملاها است

5 پیام   |    |     |     

06 Sep 2005

گلزار خاوران

نوشته:     :::       6 پیام

khavaran.jpgراست می‌گویند وقتی که می‌گویند از خون شهدا لاله می‌روید، در این روزهای وانفسا در این دورانی که سکوت مرگ همه جا را فرا گرفته بر مزار ساکنان خاوران لاله می‌روید.
فیلم گردهم‌آیی خانواده‌های شهدای 67 را از اینجا ببینید
لینک‌ها از طریق وبلاگ خبری پن‌لاگ

6 پیام   |    |     |     

05 Sep 2005

هوای آزاد هم ممنوع شد!

نوشته:     :::       5 پیام

پلیس کوهستان، جمعه این هفته راه را بر کسانی که جهت راهپیمائی به کوههای شمال تهران رفته بودند، در گلوگاه های مختلف بست. این گلوگاه ها در پنج مركز كوهستانى تهران؛ دركه، دربند، ولنجك، جمشيديه و دارآباد و به بهانه تامین امنیت ایجاد شده بود و عملا امنیت و آزادی کوهستانی مردم را سلب کرد.
این خبری است که در سایت پیک نت درج شده (لینک مستقیم ندارد، خبر روی صفحه اول است). جسته و گریخه در باره پلیس کوهستان اینجا و آنجا خوانده بودم فقط با خودم می گفتم این هم از آن پروژه‌هایی است که رژیم مقداری زور می‌زند و بعد در آن شکست می‌خورد و همه چیز به حال اولش باز خواهد گشت.
آیا واقعا چنین خواهد شد!؟ گمان نمی‌کنم. در این چند ماه گذشته مخصوصا بعد از انتخابات یاس در من شدیدا خانه کرده. معمولا یاس در زندگی من هیچ جایگاهی ندارد چونکه در زندگی با چنان مشکلاتی دست و پنجه نرم کرده‌ام که هر مشکل کوچکی مرا به سادگی مایوس نمی‌کند، البته اگر کارزاری باشد که به خودم مربوط شود اینجا اما این کارزار یک نفره نیست و آنهایی که باید در آن شرکت کنند یک نفر و دو نفر نیستند. اینجا اراده ملتی درکار است که گویا در خواب زمستانی عمیقی فرو رفته و خیال از خواب بیدار شدن هم ندارد.
این مساله فقط به پلیس کوهستان مربوط نمی‌شود، این مساله در هر گوشه و کنار جامعه ایران وجود دارد. نگاه کنید به وضع سانسور اینترنت. مدتها بود رژیم به چپ و راست می‌زد تا سانسور را بر اینترنت زور چپان کند، آنها می‌بستند و ما باز دور می‌زدیم در چنین مبارزه‌ای همیشه یکی برنده خواهد شد یکی بازنده. یا رژیم مجبور می‌شد دست از سانسور بردارد یا ملت دست از دور زدن فیلتر بردارند.
این اواخر چنین به نظر می‌رسد که رژیم در این زمینه هم دارد برنده می‌شود. چرا!؟ برای اینکه ملت ایران توقع دارد لقمه را جویده در دهانشان بگذارند. توقع دارند جورج بوش بیاید با بیل و کلنگ جامعه از هم پاشیده ایران را برایشان مرتب کند، خرابی ها را آباد کند و بعد هم مثل یک خانه نوساز کلید را بدهد دست ملت ایران و برود پی کارش.
متاسفانه چنین اتفاقی هیچگاه نخواهد افتاد اگر اتفاقی بناست بیفتد باید از طرف خود ملت عملی شود.
همه می‌دانیم که در این مساله سانسور هیچ نوع هماهنگی وجود ندارد به همین خاطر هم بوده که تا امروز رژیم موفق به سانسور کامل نشده بود. این مشکل را اگر کاربران اینترنت می‌خواستند و اراده‌ای برای از بین بردن آن داشتند تا کنون هیچ اثری از سانسور باقی نمانده بود. همگی می‌دانند که فلان آی‌اس‌پی بیشتر از آن یکی سانسور می‌کند با این حال می‌بینیم عده‌ای می‌روند و از همان آی‌اس‌پی سرویس می‌خرند که بیشتر سانسور می‌کند گاهی اوقات از خودم می‌پرسم که این چه منطقی است که عده‌ای دارند! با یکی چت می‌کردم می‌گفت وبلاگت را آی‌اس‌پی من سانسور کرده سپس ادامه داد بیشتر سایت‌ها و وبلاگ‌ها را این آی‌اس‌پی سانسور کرده. از او پرسیدم مساله این وبلاگ فکسنی من نیست مساله این است که چرا از آی‌اس‌پی سرویس می‌خری که بیشترین سانسور را اجرا می‌کند؟ پاسخی نداشت بدهد. همگی پارس آن‌لاین را به عنوان سردسته سانسورچی‌ها می‌شناسند ولی هنوز این آی‌اس‌پی نه تنها در قید حیات است بلکه رشد قابل توجهی هم کرده! چرا؟ راستی از خودتان پرسیده‌اید چرا چنین آی‌اس‌پی هنوز در قید حیات است!؟ در دنیای غرب چنین آی‌اس‌پی همان هفته اول ورشکسته شده بود و رفته بود پی کارش، در ایران اما ملت بی خیال از همه چیز و همه جا باز هم می‌روند از همان آی‌اس‌پی سرویس می‌گیرند چرا؟ آیا ملت گرفتار مازوخیسم جمعی شده؟ واقعا چگونه است که چنین شرکت‌هایی قادرند دوام بیاورند؟ اگر کسی پاسخی برای این سوال دارد مرا هم مطلع کند. بیشتر از دوسال است که سایت‌هایی را برای مبارزه با سانسور راه انداخته‌ام هر از مدتی یکی از آنها را سانسورچی‌ها پیدا و آنرا فیلتر می‌کنند دریغ از یک میل ناقابل که استفاده کنندگان این سایت‌ها برایم بفرستند و خبر بدهند که سایت سانسور شده! من هم دیگر خسته شده‌ام. راستی چرا من که در دنیای آزاد راحت زندگی می‌کنم باید جوش بخورم برای ملتی که بی خیال از همه این مشکلات به زندگی‌اش ادامه می‌دهد؟
راست‌اش را بگویم!؟ من از تحلیل این وضع عاجزام.

5 پیام   |    |     |     

03 Sep 2005

قوم‌های ایرانی

نوشته:     :::       13 پیام

هموطن کردی با مطالعه بحث‌هایی که بین من و فرانک بر سر قوم‌های ایرانی و مشکلاتی که با آن دست به گریبان هستند درگرفته بود مطلبی را ارسال کرده‌اند نظر ایشان را بدون هیچ گونه بحثی در اختیار شما می‌گذارم، با آرزوی اینکه باعث بحثی سازنده شود
خسن آقای عزیز
با عرص سلام من هدفم از جواب دادن به فرانک نه در حقیقت پاسخ به او ست بلکه بیشتر درد دلی با شماست من بسیار مردد بودم تا اینها را بنویسم ولی با یاد آوری سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۵ و جنایاتی که به چشم خود دیدم کشت و کشتار ما کردها صرفآ به گناه کرد بودن و از همه مهمتر اینکه بسیاری از این جنایات هرگز خبرش به گوش حتی بقیه مردم ایران هم نرسید.
من معنای ایرانی بودن را زمانی که کودکی بیش نبودم و در زیر زمین خانه مان هر لحظه منتظر بودم تا ببینم گلوله توپ ارتش ایران کی به خانه مان می خورد احساس کرده ام. راستی چند ٪ از شما میدانستید که شهر ۱۰۰.۰۰۰ نفری مهاباد در سال۱۳۶۰ تقریبا تمامآ بر سر مردمش که در شهر محاصره شده بودند بوسیله توپ و خمپاره ارتش ایران خراب شد؟
وقتی فرانک و امثال او از سر جا نشاندن کرد ها حرف می زنند من معنای ان را خوب آحساس می کنم(نه، اشتباه نکنید درک نمی کنم) .میدانید اسباب بازی ما چه بود ؟درست حدس زدید پوکه توپ و خمپاره.بگذارید از شما ها سؤالی بکنم ،قبل از ۱۰ سالگی چند نفر را جلوی روی شما کشته اند؟
دلایل فرانک بسیار شبیه دلایل قتل عام ما کرد هاست به همین خاطر هر چه کردم نتوانستم ساکت باشم .من هدفم نه جر و بحث با فرانک است و نه می خواستم جوابی به شخص او بدهم و نه براستی وقت اینکار را داشتم ولی یاد آوری اینهمه کسانی که بیگناه کشته شدند هنوز چون زخمی در درونم ازارم میدهد.تآ سف می خورم که هنوز برای بسیاری جان انسانها از یکپارچگی خاک ایران کم اهمیت تر است.
Nr.: 2023
هجب استدلالی!
۱. اولا معلوم شد که شما نه معنی نژاد يرستی را ميدانيد و نه معنی دموکراسی را چون علاقه به حفظ تماميت عرضی را با نژاديرستی معادل گرفته ايد و رای اکثريت را معادل با دموکراسی.
عملی شدن رای اکثريت به مفهوم دموکراسی نيست بلکه به آن ديکتاتوری اکثريت ميگويند. دموکراسی معادل عملی شدن خواست اکثريت با حفظ حقوق اقليت است. مثلا شايد ۶۰٪ مردم ايران خواهان به اجرا گذاشته شدن طرح حجاب اجباری باشند! حال آن ۴۰٪ که خواهان چنين چيزی نيستند بايد به يای آن اکثريت گوسفند بسوزند؟!
مساله کردستان هم همين است. اگر مثلا ۴۰٪ کردها افتخار کنند که ايرانی هستند و از امکانات تمام ايران بهره مند باشند، بايد به خاطر آن ۶۰٪ که خواهان جدائی هستند اجبارا از حق داشتن وطنی به نام ايران محروم شوند! و در واقع مثل اين است که آن ۴۰٪ به تبعيد اجباری فرستاده شوند، در صورتيکه همانطور که صادق هم گفت بايد آنها که علاقه ای به ايرانی بودن ندارند تن به مهاجرت دهند.
۲. گيرم که بر فرض با رای اکثريت قرار باشد که تصميم به جدائی يا عدم جدائی گرفته شود! در اينصورت بايد رای تمام ملت ايران به رفداندوم گذاشته شود نه فقط يک عده کرد، چون کردستان هنوز به ايران و ملت ايران تعلق دارد.
۳. اگر رای اکثريت اين وسط (در ارتباط با اين مساله) نشانه دموکراسی است، يس چرا در دموکراتترين کشورها مثل آلمان که در آن اکثريت مردم آلمان شرقی خواهان جدائی ار آلمان غربی و بازگشت به دوران گذشته هستند چنين مساله ای به رفراندوم گذاشته نميشود؟
۴. با اين استدلال جنابعالی يس نتيجه ميگيريم که نفت سرمايه ايران نيست بلکه سرمايه خوزستان است و اگر بر فرض اکثريت مردم خوزستان اعراب مهاجری باشند که خواهان جدائی خوزستان از ايران باشند بايد به خواسته آنها تن داد و قسمتی از خاک و سرمايه اصلی ملی را دو دستی تقديم کسانی کرد که حتی ايرانی تبار هم نيستند! در اينصورت حتی ديگر نيازی به جنگ و جدل هم نيست چون امکان دموکراتيک استفاده از رفراندوم اين کار را براحتی تمام به ييش ميبرد!!!
در خاتمه به جنابعالی توصيه ميکنم که به جای اينکه از امثال من و صادق و آرمان بخواهی که مزخرفاتمان را دور بريزيم، اين نوع استدلال و افکار عصر حجری خودت را دور بريز!
Posted by faranak در August 26, 2005 10:17 PM

ادامه… »

13 پیام   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی