01
Dec
2005
اینکه دولت مردان ایرانی بی سواد هستند بر کسی پوشیده نیست ولی اینک که آقایان معنی حرفهایی را هم که میزنند ندانند بعید به نظر میآید. دلیل این ادعا خبری است که امشب در سایت پیک ایران خواندم اصل خبر را بخوانید و اگر شما از این خبر برداشت دیگری نکردید! در تیتر خبر آقای فرمانده کل سپاه میفرمایند “سیاستمداران نادان به امنیتی شدن کشور معتقدند” و بلافاصله در همان خبر ایشان میفرمایند “هرگاه رئیس جمهور، دولت و وزارت کشور از ما کمکی بخواهند ما خود را موظف میدانیم که در حمایت از دولت خدمتگزار به آنان یاری برسانیم.” معنی این جمله ایشان مگر غیر از این است که ایشان با تقاضای دولت حاضرند بلافاصله فضای کشور را امنیتی پلیسی کنند؟ یا بنده حقیر بخاطر دوری از ایران فارسی را خوب درک نمیکنم یا اینکه آقای سردار معنی حرفهایی که میزنند را نمیفهمند. این هم اصل خبر خود قضاوت کنید:
فرمانده کل سپاه : سیاستمداران نادان به امنیتی شدن کشور معتقدند
خبرگزاری آنا : سردار رحیم صفوی در حاشیه معارفه سردار ذوالقدر به عنوان معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور گفت: سیاستمداران احمق به امنیتی شدن فضای کشور اعتقاد دارند.
به گزارش خبرنگار آنا، فرمانده کل سپاه در جمع خبرنگاران اظهار داشت: تا جایی که بتوانیم در امر توسعه امنیت پایدار به وزارت کشور و دولت کمک خواهیم کرد.
رحیم صفوی افزود: هرگاه رئیس جمهور، دولت و وزارت کشور از ما کمکی بخواهند ما خود را موظف می دانیم که در حمایت از دولت خدمتگزار به آنان یاری برسانیم.
در بخش: سیاسی
30
Nov
2005
میدونید آدم ایرونی نمیدونه باید در این روزگار گریه کنه یا بخنده! شاید باید برای اوضاع مخصوص ما ایرونیها یک احساس به احساسهای موجود در بشر افزوده شود. آره درست خوندید باید دنیا و زندگی رو برای ما ایرونیها به شکلی دیگر طراحی و تعریف کرد.
اول داستان سگی بود که به حرم امام رضا پناه برده بود! برای چی!؟ من چمی دونم، خدای احمدی نژاد باید پاسخگو باشه نه من، به من چه! این که مینویسم امام رضا امر برتان مشتبه نشه ها! این یارو امام من نیست ها! خُسن آقا به این اراجیف اعتقادی نداره، فقط خواستم برای اینکه مشکلی به مشکلات ملت بیچاره ایران نیفزایم از همان واژهها و معیارهای شناخته شده استفاده کنم. یا به قول معروف در مثل مناقشه نیست.
داشتم میگفتم، اول سگ به امام رضا پناه میبره، بعد در مرحله بعدی رئیس جمهور به دنیای تخیل پناه میبره، یا همان حالتی که ایشان داخل نور میشود و الخ. نخند آقا! گریه کن! این وضع گریه داره نه خنده! یا شاید باید هرچه زودتر دست به کار شد و یک احساس دیگر برای خودمان تعریف کنیم تا بتونیم در این حالاتی که در چنین شرایطی به ما ایرونیها دست میده به اون حالت دچار شیم! چون در چنین شرایطی گریه آور نه خنده مجاز است و نه گریه. هم زمان از خنده به خودمان میشاشیم چون این وضع همزمان خنده آور است. برگردم به باقی ماجرا تا قطار من هم از خط خارج نشده. میگفتم: اول سگ به حرم پناه میبره، بعد رئیس جمهور به نور پناه میبرد (ببخشید منظورم تخیل بود) و حالا دو روزنامه همراه با دو روزنامه نگار با هم در افتادهاند که آیا سگ به حرم رفته یا نرفته! یکی میگه سگ به حرم نرفته و این کار اینگلیساست اون یکی میگه، جیش داری سگ به حرم رفته و حتی نماز میت هم خونده! زکی! حالا که همچین شد من با استفاده از تخیل خودم بجای سگ رئیس جمهور را میفرستم برود حرم چه فرقی می کنه سگ بره حرم یا رئیس جمهوری تازه با این کار نه سیخ میسوزه نه کباب! خوشتان آمد!؟
راستی چی شد؟ عجب خرتوخری شد به خدا! این خدایی که نوشتم خدای این احمقها هست ها یک وقت خیال برتان ندارد ها! چون خُسن آقا به این کس شعرها باور نداره. آدم باید مشنگ باشه که این جفنگیات را بپذیره، مگه نه؟
در بخش: طنز
29
Nov
2005
زیاد به این بیچاره سخت نگیرید به قول معروف فلانش خُل است وگرنه در مقام ریاست جمهوری چنین اراجیفی را به هم نمیبافت.
دیدم در این باره باید کمی توضیح داد تا یک مرتبه ذوق زده نشویم و توهم ورمان ندارد.
این فیلم به وسیله خود رژیم به بیرون فرستاده شده، دقیقا به وسیله آقای رضایی چون اولین بار در سایت بازتاب منتشر شد.
از خودتان پرسیدهاید چرا؟ پاسخ آن بسیار ساده است آقای رضایی … مجمع تشخیص مصلحت بیضه ناب محمدی … آقای هاشمی.
حالا بماند که این بدبخت هنوز به این درک نرسیده که وقتی رفتی اون بالا بالاها باید مواظب خودت باشی وگرنه از همانها که تا چند مدت پیش حمایتات میکردند ممکن است پشت پا بخوری و با مخ بخوری زمین. این بیچاره مفلوک اگر از این چیزها سرش میشد اینگونه بی محابا به آب و آتش نمیزد، فقط کافی است نگاه کنید چگونه چهار زانو جلو آخوند مافنگی نشسته و مثل بچهها صحبت میکند! این بیچاره عقب افتاده است زیاد بهش سخت نگیرید.
خلاصه گفتم گفته باشم که یک مرتبه امر بر ما مشتبه نشود و خیال برمان ندارد. اینها همگی بازی سیاست است و بس ولی عجب بازی لذت بخشی است! بهمین خاطر هم بنده خودم هم ذوق زده شدم و بلافاصله فیلم را کپی کردم تا مبادا این لذت از دستمان در برود.
در بخش: سیاسی
28
Nov
2005
آقا این مردیکه دیونست باورندارید خودتون نگاه کنید.
احمقی به نیویورک میرود
پ.ن.: عکس العمل رادیو فردا در همین زمینه
در بخش: طنز
27
Nov
2005
اولن شما توی فلان جاتون خندیدیت نام وبلاگ بنده را برای شرکت در چنین مسابقهای معرفی کردید. همه آنهایی که مرا میشناسند، میدانند که من با این قرتی بازیها مخالفم.
دوم اینکه شما با استدلال به کدام نوشته من به این نتیجه رسیدهاید که بنده یک “کمونیست دو آتیشه” هستم!؟ اینکه شما بنده را یک کمونیست دو آتشه میدانید نشان از بیسوادی شما دارد و ربطی به من و مواضع من ندارد.
نکته دیگر اینکه من برخلاف شما برای جایزه یا تشکر این یا آن نیست که مینویسم اگر این هدف را پیگیری میکردم با نام واقعی خودم مینوشتم. هدف من کمک به آزادی وطنم هست و بس و در مرحله بعد کمک به عادلانه تر کردن جهان پیرامونم و ربطی به کمونیسم و دیگر ایدئولوژیها ندارد.
راستی میخواهید برای رسوایتان هم که شده بگویم برای چه نام مرا در کنار دیگران گذاشتید؟ برای اینکه امروز با عنوان کردن آن فخر بفروشید که “حسین درخشان چنان دموکرات است که با مخالفین خودش هم با مدارا رفتار میکند”.
تازه مسابقهای که شما داورش باشید از قبل معلوم است که پیگیر چه اهدافی است و ارزش چنین مسابقهای هم به همان اندازه است و نیازی به توضیح بیشتر نیست.
حالا که زحمت! کشیده اید و دوباره باب سخن گفتن را باز کردید لطف کنید توضیح بدهید که: چه گونه شد که یک مرتبه برای دفاع از پسرخاله کمونیست بنده و دیگران قدم رنجه فرمودید و تا تونس پیاده رفتید!؟
آقای درخشان دیگر کسی در وبلاگستان نیست که شما و اهدافتان را نشناسد. حنای شما دیگر رنگ باخته و بجز بچه کلاس اولیها کس دیگری را نمیتواند بفریبد.
منبع تصویر: خردبیر خودش
در بخش: دیگران
26
Nov
2005
پارسال همین موقعها زمانی که عدهای طرح رفراندم را مطرح کردند آقای حجاریان با تمسخر به آنها حمله کرد و در برابر طرح رفراندم فرمود:
طرح رفراندم اگر مضحکتر از طرح آقای هخا( اهورا) نباشد،دست کمی هم از آن ندارد
همان موقع مطلبی نوشتم و در آن مطلب توضیح دادم که:
آقای حجاریان که با اعلام این نظر (طرح رفراندم اگر مضحکتر از طرح آقای هخا( اهورا) نباشد،دست کمی هم از آن ندارد ) وضع خودش را به خوبی روشن کرد و با آشنایی به نظرات قبلی ایشان میتوان به این نتیجه رسید که وضع موجود برای آقای حجاریان مطلوب ترین است. دو نکته در باره افکار ایشان قابل رویت است.
1. با بودن رژیم کسی نخواهد توانست ایشان را برای کارهای قبلی شان محاکمه کند.
2. حمله ایشان به فراخوان رفراندم و صحبتهایی که ایشان در ماهها قبل انجام دادند و فرمودند که اصلاحات یک امری است که زمان میبرد و اگر درست یادم باشد یک زمان 200 ساله هم برای اصلاحات مورد نظرشان معین کردند. این موضع هم نشان میدهد که آقای حجاریان بدشان نمیآید که این رژیم 200 سال دیگر بر سر کار باشد تا حداقل آینده ایشان به خطر نیفتد.
حالا نظرات جدید آقای حجاریان را در باره اصلاحات و دیگر مسائل سیاسی که در مصاحبهای فرمودهاند را بخوانید تا متوجه شوید که نوشته پارسال من چندان هم بی مورد نبود:
سوال: با روی کار آمدن دولت جدید بسیاری از مدیران تغییر کرده اند، شما موافق تسویه مدیران پس از تغییر هر دولت هستید؟
حجاریان: بله هستم.
سوال: چون زمانی خودتان این کار را کرده اید این موضوع را تأیید می کنید؟
حجاریان: نه. این عادی است. مگر اینکه قانونی تصویب شود که مثل کشورهای اروپایی فقط تا حدی بتواند دست به تغییر مدیران بزنند و آن هم در صورتی که اصل مدیریت جدای ازسیاست درنظر گرفته شود.
سوال: از لحاظ عرفی اشکالی ندارد؟
حجاریان: با قانون فعلی نه.
سوال: آقای بادامچیان گفته اند اصلاح طلبان این کار را کردند، ما هم می کنیم.
حجاریان: خاتمی این کار را نکرد.
سوال: آنها می گویند لیستی 2000 نفره از مدیرانی که خاتمی تسویه کرده در اختیار دارند.
حجاریان: بله ما این کار را کردیم اما دولت فعلی در این تسویه ها تا حد کم کردن اضافه کار محافظ من و میرحسین موسوی و نوری پیش رفته است.
سوال: شما اخیراً تمایل زیادی به اجماع نشان می دهید ممکن است حتی با راست سنتی ها همسنگر شوید؟
حجاریان: وقتی مملکت در خطر بیفتد و بقا در خطر باشد بله. البته ممکن است که عده ای جنگ افروزی کنند تا ناکارآمدی خود را با بحران ماله بکشند. اما وقتی شرایط به سمتی رفت که با هم باشیم من و بادامچیان هم در کنار هم قرار می گیریم. منبع (تاکیدها از من است)
عرض نکرده بودم که برای آقای حجاریان شهید روی صندلی چرخدار تنها یک چیز مهم است “بقا” و آن هم نه بقای هر کس و ناکسی اینها فقط بقای خود و اطرافیانشان را در نظر دارند. اصلاح طلبی هم استراتژی بود برای حفظ همین “بقا”. میبینید که ایشان برای بقا و برسر قدرت ماندن حتی حاضراند با دشمنان دیروزشان (همانهایی که ایشان را صندلی نشین کردند) هم “اجماع” کنند.
از این واژه اجماع چنان بدم می آید که حد و حساب ندارد.
در بخش: ملای حیله گر
25
Nov
2005
صدا و سیما : نخستین گوسفند شبیه سازی شده در ایران تا 2 ماه دیگر به دنیا میآید.
محققان پژوهشکده رویان اعلام کردند: سونوگرافی جنین گوسفند شبیه سازی شده، نشان داده این جنین سه ماه سالم است . منبع خبر
یک کارشناس شبیه سازی به خبرنگار خُسن آقا گفت:
این اولین تلاش شبیه سازی در ایران نیست! بنا به ادعای این کارشناس 27 سال پیش کارشناسان ژنتیک، جنین بز گری را پرورش دادند که در تاریخ 22 بهمن ماه 1357 به دنیا آمد نسل این حیوان در مدت 27 سال آثار هر نوع رشد و نمو و شکوفایی را در ایران به نابودی کشاند. کارشناس نامبرده که نخواست نامش فاش شود از کارشناسان مسائل ژنتیک تقاضا کرد اگر میخواهند در این گونه علوم پیشرفتی در ایران حاصل شود اول باید نسل این بز گر را از ایران برافکنند تا رشد و نمو مجددا در این سرزمین از سر گرفته شود، در غیر این صورت نسل انسان ایرانی تا چند دهه دیگر منقرض خواهد شد.
در بخش: طنز