25 Mar 2007

راه دیگری باقی مانده؟

نوشته:     :::       4 پیام

قطعنامه دوم هم صادر شد، هم سریع تر از اولی و هم پر ملات تر و هم با اکثریت مطلق آراء. این به آن معنی است که آمریکا کم کم و قدم به قدم توانست خواست خود را بر سیاست جهانی سوار کند. البته نباید این را به حساب سیاست هشیار و رفتار هوشمندانه دولتمداران آمریکایی نهاد، این را پیش تر باید به حساب بی عقلی و بی‌کفایتی دولت و سیاست‌های حکومت آخوندی و خصوصا دولت امام زمان آن به رهبری قاعد اعظم سید علی و نوچه دست نشانده او احمدی نژاد گذاشت.
این دو یقینا در تاریخ ایران جایگاهی بهتر و والا تر از شاه سلطان حسین کسب خواهند کرد، که اگر چنین نشود جفا به شاه سلطان حسین شده است. آن بدبخت فلک زده حداقل از زندگی دنیایی خود لذتی برد این دو مفلوک که حتی در این مورد هم هیچ جربزه‌ای نشان نداده‌اند و بجز چرندیات مذهبی بلغور کردن هنر دیگری ندارند، و به قول شیرازی ها تنها در خالی بندی ید طولایی دارند.
گل بود به سبزه نیز آراسته شد! این حکایت گویا پایانی ندارد. حضرات کم کثافت کاری کرده بودند، حالا هم برای کمک به سیاست آمریکا چند ملوان انگلیسی را هم به گروگان گرفتند تا حسابی تنور آمریکا را گرم نگاه دارند. مثلا به خیال خودشان خیلی زرنگی به خرج داده‌اند و قصد دارند این ملوان‌ها را با آن سپاهیان که آمریکا دستگیر کرده طاق بزنند! غافل از اینکه این هم می‌شود یک جرم دیگر و یک عذر بدتر از گناه در پرونده ایران در مراجع بین‌المللی.
این گروگان گیری را هم آمریکا در بوق و کرنا خواهد کرد و از آن داستان و حدیثی خواهد ساخت تا بوسیله آن بتواند مشروعیت یک حمله تمام عیار نظامی به ایران را با آن توجیح کند. وقتی در بالا نوشتم که دلیل پیروزی سیاسی آمریکا بی‌کفایتی آخوندهاست و نه سیاست موثر آمریکا به این خاطر است. این نادان‌ها که بر ایران حکومت می‌کنند هنوز به این درک نرسیده‌اند که سیاست با خریت زمین تا آسمان فرق دارد. این عمل آقایان بجز خریت هیچ چیز دیگری نمی‌توان نامیدش. مگر همین کارها را صدام نکرد؟ مگر پیشتر از او ملا عمر و شرکا همین کارها را نکرده بودند!؟ آیا این گونه عملیات حماقت گونه نتیجه‌ای برای آنها داشت که برای این‌ها داشته باشد!؟ آمریکا دقیقا منتظر همین نوع رفتار شتابزده است تا با استناد به آنها حکومت ایران را در جهان منزوی‌تر از آنچه که هست کند و در خاتمه کارش را تمام کند، گرچه به قول معروف این حکومت دیگر تل نریده باقی نگذاشته.

4 پیام   |    |     |     

24 Mar 2007

در سالی که گذشت پر عده‌ای تکید

نوشته:     :::       1 پیام

حتما اصطلاح پرش ریخت یا پر طرف تکید را شنیده‌اید! اگر نشنیده‌اید توضیحی می‌دهم و بعد می‌روم سر تکیدن پر عده‌ای در سالی که گذشت.
وقتی می‌گویند کسی پرش ریخت یا تکید به این معنی است که مثل پرنده‌ای که پرش می‌ریزد لخت شد و دیگر هیچ پرده‌ای هیکل نحیف و بدقواره طرف را نمی‌پوشاند. ندیده‌اید وقتی پرنده‌ای پرهایش می‌ریزد چه بد ترکیب می‌شود!؟ در ضمن آن هیکل پر ابهت‌اش دیگر ابهت پیش را ندارد. تصورش را بکنید، عقابی که بسیار با ابهت است اگر پرهایش را بکنید چه هیکل نحیفی پیدا می‌کند که دیگر هیچ پرنده‌ای را نمی‌ترساند. همچنین پر وسیله پرواز است و هنگامی که پرنده پر از دست بدهد پرواز را هم از دست خواهد داد.
سالی که گذشت همراه بود با تکیدن پر عده‌ای از ارباب قدرت. این که می‌نویسم ارباب قدرت یک مساله نسبی است هر کدام از این جماعت نسبت به قدرتی که داشتند باید در نظر گرفته شوند، گرچه اکثر آنها در واقع هیچ قدرتی نداشتند، تنها بخاطر پرهایی که آنها را استتار کرده بود، این بی قدرتی آنها را پنهان کرده بود، یک نوع قدرت کاذب را به نمایش می‌گذاشتند که حالا بخاطر ریختن پر دیگر قادر نیستند همان ژست‌های قدرت مدارانه را بگیرند.
اولین کسی که پرش در سال گذشته تکید احمدی نژاد رئیس جمهور محبوب! بود.
آقای رئیس جمهور که با شعار پول نفت سر سفره ملت به قدرت رسیده بود پس از به قدرت رسیدن اشتباها پول را بجای سر سفره ملت به سر سفره حماس و حزب الله برد و زود پرش تکید و ملت از همه جا بی خبری که به او رای داده بودند به همان سرعت هم از دور و برش پرکشیدند.
ایشان که مست از منتخب شدن هر چرندی که می‌توانست گفت و حتی کار به جایی رسید که هاله نور را هم دور سر مبارک مشاهده کرد، زود بی دفاع شد و پرش ریخت. کار به جاهای باریک داشت می‌کشید که حتی خودی‌های رژیم هم فهمیدند که باید به هر قیمت که شده جلو دهان احمدی نژاد را بگیرند و گرنه کار دستشان خواهد داد. از همه بدتر کار به جایی رسید که یک سیاستمدار اسرائیلی مدعی شد که احمدی نژاد خودی است، منظورش این بود که احمدی نژاد مامور اسرائیل است. خلاصه مطلب پر آقای احمدی نزاد چنان تکید که خودی‌های رژیم هم این روزها هرگاه او دهان گشادش را باز می‌کند وحشت وجودشان را می‌لرزاند.
از دیگر کسانی که در سال گذشته کاملا پرشان تکید و لخت و عور شدند اسهال طلب‌ها بودند. این جماعت که توانسته بودند هشت سال با فریب رابطه خود را با هاشمی “پدرخوانده” مخفی نگاه دارند و با حقه بازی خود را امیدی برای ملت جلوه دهند در سالی که گذشت به علت تکیدن کامل پرهایشان لخت و بی دفاع شدند و وابستگی خود را با هاشمی برملا کردند و دیگر مثل سابق قایم موشک باری نمی‌کنند و بطور واضح از مواضع هاشمی دفاع می‌کنند و همگی رفته‌اند پشت سر هاشمی جبهه گرفته‌اند.
پر رهبر هم در این سال ریخت. رهبر که مدام در بوق و کرنا می‌کرد که هیچ گاه با آمریکا مذاکره نخواهد کرد و حتی اسهال طلبانی را هم که می‌خواستند با آمریکا مذاکره کنند را بی غیرت خواند، در سال گذشته با التماس بارها از آمریکا خواست که بلکه او و رژیم‌اش را به رسمیت بشناسند و باب مذاکره را باز کنند ولی مانورهای مکارانه آمریکا که با یک سیاست رژیم را به مذاکره دعوت می‌کند و با سیاستی دیگر آنرا از خود دور می کند چنان رژیم را به بازی گرفتند که دست رژیم رو شد و این ژست‌های رهبر که مدعی بود حاضر به مذاکره با آمریکا نیست را کاملا برملا کرد.
از دیگر کسانی که در سال گذشته پرش کاملا تکید حسین درخشان (خردبیر خودش) بود که بصورت آشکار وابستگی خود را به خامنه‌ای برملا کرد. گرچه این یکی پر چندانی نداشت که از دست بدهد ولی همین یکی دو عدد پری را هم که بر پیکر داشت با نوشتن این جمله کاملا از دست داد:
من اعتراف می‌کنم که: بار اول که در اثر عشق خام و جوانانه در ۲۰ سالگی ازدواج کرده بودم، عقدم را خامنه‌ای خوانده بود. خودم آن موقع خیلی مذهبی بودم، البته به همین سبک کله‌شق الان خودم.[+]
از ایرانی‌ها که بگذریم، از خارجی‌ها هم عده ای پرشان تکید از آن جمله پر آقای بوش بود که دیگر هیچ حفاظ ایمنی برایش باقی نمانده و می‌رود تا پس از خاتمه دوران ریاست جمهوری‌اش بعنوان بی لیاقت ترین رئیس جمهور آمریکا وارد زباله دان تاریخ شود.
آقای بوش و شرکاء پرشان را در عراق چنان تکاندند که دیگر حتی برای بعضی از خودی‌های حزب جمهوری خواه هم قابل دفاع نیست و حتی خود بوش قبول کرد که استراتژی آنها در عراق شکست خورده و وزیر دفاع خود را در همین سال عوض کرد. کار به جایی رسید که کنگره تصویب کرد که آقای بوش تا مارس سال 2008 باید نیروهای آمریکایی را از عراق بازگرداند.
باید منتظر شد و دید چه کسانی در سالی که در پیش است پرشان خواهد تکید.

1 پیام   |    |     |     

21 Mar 2007

سال 86 را با آرزوی سرنگونی حکومت آخوندیسم شادباش می‌گویم

نوشته:     :::       13 پیام

نوروز پیروز

13 پیام   |    |     |     

20 Mar 2007

سویت معروف اوین همین جا ست حتما!

نوشته:     :::       4 پیام

شهرام جزایری عرب در سویت زندان اوین
گویا آقا شهرام جزایری را هم به سویت زندان اوین دعوت و هدایت کرده‌اند و قبل از شام هم یک وعده مشت مال و ماساژ اسلامی به او داده‌اند. روی گونه چپ او، زیر چشم چپ‌اش در عکس حکایت از آن دارد که همان کسی که سخاوتمندانه عواید دزدی از اموال و دارایی‌های ملت ایران را به ملاها پیش کش کرد، امروز باید تقاص پس بدهند.
این‌ها نمونه‌هایی است از خوش رقصی برای ملا جماعت. هنوز عده‌ای بر این گمانند که اگر برای ملاها خوش رقصی کنند، هنگام گرفتاری به کمک شان خواهند آمد. غافل از اینکه ملا فقط منافع خودش را در نظر دارد و در شرایط بحرانی و خطر حتی نزدیک ترین همکاران و هم یاران خود را هم به سلاخ خواهند سپرد. گویا آقای جزایری عرب یادش رفته که سعید اسلامی (امامی) قبل از او بیشتر و بهتر برای ملاها خوش رقصی کرده بود، با این حال نصیب‌اش تنها چند صد گرم واجبی فرد اعلا شد.
یقین بدانید اگر روزی وجود زی وجود شهرام جزایری هم برای ملاها خطرناک شود، او را هم واجبی کشی خواهند کرد، یا اینکه بی سرو صدا با یک آمپول هوا ترتیب‌اش را خواهند داد.
عکس‌های بیشتری را از ایشان در این آدرس مشاهده کنید.

4 پیام   |    |     |     

20 Mar 2007

یاد مصدق و یارانش گرامی باد

نوشته:     :::       4 پیام

در آستانه سال نو و از آن هم مهم تر 29 اسفند روزی که مصدق فرزند وفادار ایران زمین، دست استعمارگر انگلیس را از منابع ایران کوتاه کرد و برای اولین بار در تاریخ مدرن ایران باعث شد تا خودباوری دوباره در قلب ملت ایران جوانه زند.
مصدق نفت را ملی کرد ولی او را از حق مسلم‌اش یعنی هدایت ایران زمین محروم و ملت ایران را بی پدر کردند تا باز بتوانند بوسیله خائنان و نوکران دست به سینه خود، چنگ بر منابع ملی ایران بیندازند.
به یاد مصدق و یارانش

4 پیام   |    |     |     

18 Mar 2007

جدال با دشمنان خیالی

نوشته:     :::       10 پیام

بیش از 1300 سال پس از حمله اعراب با اینکه ملت ایران مقاومت‌های جانانه‌ای با سلطه اعراب انجام داده ولی هنوز و بیشتر از 1300 سال پیش، تاریخ، فرهنگ و هویت ایرانی زیر سلطه اعراب قرار دارد و روز به روز هم بیشتر در باتلاق اسلام عربی فرو می‌رویم.
هر چه از تاریخ حمله اعراب (اسلام) به دوران امروز نزدیکتر می‌شویم مقاومت‌ها کمتر و ضعیف‌تر می‌شوند و حتی در بعضی مقاطع بجای مبارزه دچار یک مسخ تاریخی می‌شویم و خود با دستان خود کمک به ادامه این سلطه می‌کنیم. حکومت آخوندی یکی از این مقاطع است، تا جایی که این مقطع را می‌توان، تیره ترین دوران تاریخی ملت ایران به حساب آورد. وقتی ملتی تاریخ خود را نشناسد و واقعیت‌های تاریخی را وارونه بخواند و تفسیر کند به بیراهه می‌رود. راه ملت ایران هم در پنجاه سال گذشته و خصوصا 30 سال اخیر نشان از همین دارد.
وقتی تاریخ را نشناسیم و فرق بین دشمن و دوست را تشخیص ندهیم، بی اختیار پا به راه اشتباه می‌گذارم و تداوم سلطه اعراب را بر ایران تقویت می‌کنیم.
مبارزات دن‌کیشوت گونه‌ای هم که این اواخر به طرق مختلف شکل گرفته نیز از همین اشتباهات تاریخی سرچشمه می‌گیرد.
وقتی که نیروی خود را باید برای مبارزه با اهریمن داخل ایران متمرکز و بسیج کنیم به اشتباه به بیراهه می‌رویم و دن‌کیشوت وار به مبارزه نشنال جئوگرافیک می‌رویم و بر سر یک تغییر اسم، زمین و آسمان را بهم می‌ریزیم که چه شده؟ یک موسسه جغرافیایی نام خلیج فارس را به خلیج عربی تغییر داده است.
وقتی یک شرکت فیلم سازی یک فیلم تخیلی می‌سازد، باز لشکرکشی می‌کنیم و قیصریه‌ای را به آتش می‌کشیم که چه شده!؟ تاریخ و پیشینه تاریخی ایران را در یک فیلم تخیلی تحریف کرده‌اند و باعث رنجیدن ما شده‌اند!
هیهات! این همه لشکر کشی برای موضوع‌هایی به این مسخره‌گی!؟ خصوصا زمانی که گرگ در خانه در حال دریدن جگر گوشه‌های ماست، همان گرگی که از نژاد اعراب است که 1300 سال ایران را به روز سیاه نشانده‌اند.
آیا حتی برای یک لحظه هم که شده با خود اندیشیده‌ایم که دلیل عقب ماندگی ما از چه چیزی سرچشمه می‌گیرد؟ آیا از خودمان پرسیده ایم که چرا ملتی با این تاریخ کهن به این روز افتاده که یک موسسه جغرافیایی و یا یک موسسه فیلم سازی می‌تواند به خود جرات دهد که واقعیت‌های تاریخی شناخته شده و پذیرفته شده ما را به این راحتی تحریف کند؟
آیا فکر نمی‌کنید که کرم از خود سیب است و اگر سیب پوسیده نباشد کرم در آن نفوذ نخواهد کرد! آیا اگر ما قادر بودیم با اهریمنی که از درون در حال نابودی ایران است مبارزه کنیم هیچ کس به خود اجازه نمی‌داد به ما توهین کند؟ آیا زمان آن نرسیده که تاریخ را بشناسیم و دشمن اصلی را شناسایی کنیم و بجای جدال با دشمنان خیالی به جنگ اهریمن اصلی و واقعی برویم؟ البته اگر ما واقعا مرد مبارزه میدان واقعی باشیم!
دوستان، هموطنان، یاران، جگر گوشه‌های ایران زمین، ایران در خطر است و دشمن در منزل در حال فروریختن پایه‌های میهن است، این همه دن‌کیشوت وار به مبارزه دشمنان خیالی نروید.
پ.ن:
آب در کوزه و ما تشنه لبان می‌گردیم
یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم

10 پیام   |    |     |     

15 Mar 2007

درس‌ها و عبرت‌های عاشورا از زبان رهبری:

نوشته:     :::       شما هم چیزی بگو

http://www.aftabnews.ir/vdcgn79akt97n.html
باید رید
بعد از این بر وطن و بوم و برش باید رید
بچنین مجلس و بر کر و فرش باید رید
بحقیقت در عدل ار در این بام و در است
بچنین عدل و بدیوار و درش باید رید
انکه بگرفته از او تا کمر ایران گه
به مکافات الا تا کمرش باید رید
پدر ملت ایران اگر این بی پدر است
بچنین ملت و گور پدرش باید رید
به مدرس نتوان کرد جسارت اما
انقدر هست که بر ریش خرش باید رید
این حرارت که بخود احمد اذر دارد
تا که خاموش شود بر شررش باید رید
(شفق سرخ) نوشت (اصف کرمانی) مرد
غفرالله کنون بر اثرش باید رید
ان (دهستانی) تحمیلی بی مدرک ولر
بهر این ملک به نفع و ضررش باید رید
گر ندارد ضرر و نفع مشیر الدوله
از نوک پاش الا فرق سرش باید رید
گر رود موتمن الملک به مجلس گاهی
احتراما بسر رهگذرش باید رید
میرزاده عشقی

شما هم چیزی بگو   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی