03 Aug 2007

چهره ترور

نوشته:     :::       8 پیام

chehre_marg.jpgاز فروردین امسال تا این تاریخ بیش از 155 نفر در ایران اعدام شده‌اند. این آماری است که منابع حقوق بشر خارجی به ثبت رسانده‎اند، یقینا تعداد واقعی بسیار بیشتر از اینها است. تنها در دو هفته گذشته بیش از 25 نفر اعدام و یک نفر سنگسار شده‌اند.
جنایاتی که این روزها در ایران انجام می‌شود نه برای مجازات که پیشتر برای ایجاد جو رعب و وحشت به نمایش گذاشته می‌شود تا بدین وسیله مردم را از شورش در آینده نزدیک بترسانند. رژیم از این طریق می‌خواهد به مردم به جان آمده پیغام بفرستد که هر حرکتی را با شدت سرکوب و در نطفه خفه خواهد کرد.
مساله دیگر اینکه این جنایات گرچه به وسیله رژیم انجام می‌شود، ولی مسئولیت آن بر عهده همه کسانی است که به گونه‌ای برای بقای این رژیم تلاش می‌کنند، چه آنها که حقوق بگیر این رژیم هستند، چه آنهایی که با رفتار و اعمال‌شان باعث ادامه حیاط این رژیم می‌شوند.
وقتی در روزهای قبل از انتخابات گلوی خودمان را پاره می‌کنیم و به رای دهنده‌گان هشدار می‌دهیم که از شرکت در نمایش انتخاباتی رژیم خودداری کنند، دلیلش در این نهفته است که این رای دهندگان با شرکت در شوی انتخاباتی به این رژیم وجحه بین‌المللی و مشروعیت حقوقی می‌بخشند تا بتواند به این جنایات ادامه دهد.
وقتی حکومت هیتلر برچیده شد همه آنهایی که از رژیم آلمان نازی آسیب دیده بودند انگشتان اتهام خود را به سوی مردم آلمان نشانه رفتند. یقینا اگر روزی رژیم جنایت پیشه آخوندی هم سرنگون شود انگشتان اتهام مردم آسیب دیده ایران به سوی همه آنهایی نشانه خواهند رفت که به طریقی باعث ادامه بقای این رژیم شدند. مسئولیت این قتل‌ها همه به گردن آنهایی است که باعث بقای این رژیم می‌شوند، نه تنها جلادان رژیم. جلادان اجرا کنندگان این اعمال ضد بشری هستند، آنهایی که ادامه حکومت را میسر می‌سازند مسئولین واقعی این جنایات هستند.
هم وطن اگر در رای گیری‌های قبلی این رژیم شرکت کرده‌اید باید آگاه شوید که مسئولیت این جنایات به گردن شما هم سنگینی می‌کند.
منبع عکس، در همین آدرس ویدئویی از اعدام دیروز موجود است که لینک آن با تیتر “اعدام در تهران” (Video Hinrichtungen in Teheran) مشخص شده. (امکان لینک دادن مستقیم وجود ندارد)

8 پیام   |    |     |     

02 Aug 2007

به کجا می‌رود وطن ام

نوشته:     :::       5 پیام

6aiqudl.gif
دانشجوها را در بند کشیده‌اند، اولین بار نیست که نیروی جوان و محرک را به سیاه چال می‌اندازند، دوران ما هم همین بساط پهن بود ولی این رژیم کجا و آن رژیم کجا. اینها به جلاد درس شقاوت می‌دهند. اینها در نیرنگ بازی شیطان را آموزگاراند، ببخشید اینها خود شیطان‌اند.
در یکی دو ماه گذشته رژیم اسلامی چهره واقعی خود را بیشتر و بیشتر نشان داده. نشان داده که به هیچ قائده‌ای پایبند نیست، حتی قواعد ماقبل تاریخ اسلام و من درآوردی آخوندی.
به گونه‌ای آقایان زده‌اند به سیم آخر. شکست های پی در پی رژیم در رویارویی با جهان بیرون باعث شده که فشار را در درون افزایش دهد. گروهی در جامعه ایران نیست که از این حکومت منحوس ضربه نخورده باشد، حتی مذهبی ترین اقشار جامعه ایران هم از دست اندازی این نکبت که نامش جمهوری اسلامی است در امان نبوده‌اند. وضع دارد به وخامت سالهای 60 شبیه می‌شود. درست مثل زمانی که خمینی ملعون مجبور شد جام زهر را پس از شکست در جنگ عراق نوش جان کند.
کافی است مروری به تیتر اخبار همین امروز و دیروز بیندازید تا ابعاد فاجعه را لمس کنید.
شادی صدر: محکوم به سنگسار تاکستان صیغه نامه شرعی دارد
حکم اعدام یک فعال سیاسی به جرم محاربه با خدا و به بهانه اراذل و اوباش
دانشجویان آزاد شده هم شکنجه شده اند: وادارمان کرده اند سکوت کنیم
هفت نفر دیگر در ایران در ملاء عام به دار آویخته شدند
اعدام دو نفر به اتهام مفسدفي‌الارض بودن در زاهدان
باید کاری کرد! دست روی دست گذاشتن و نظاره کردن بجز تکرار فاجعه ثمری نخواهد داشت.

5 پیام   |    |     |     

31 Jul 2007

حاصل چند دقیقه صحبت با ایران

نوشته:     :::       3 پیام

من: وضع تون چطوره؟
خواهرم: وضع خیلی خرابه. این کمبود بنزین خیلی‌ها را بیکار کرده. برادرم که یک شرکت تولیدی دارد بخاطر کمبود بنزین حمل و نقل شرکت را که خودش انجام می‌داد، حالا حمل نقل‌اش مختل شده و بهمین خاطر تولید را هم متوقف کرده، کارگرهاشو هم مرخص کرده. آن برادر دیگرم که محل کارش آن طرف شهر بوده، حالا برای رفتن به سرکار یا باید تاکسی بگیرد، که قیمت رفت و آمدش گران می‌شود و دیگر نمی‌صرفد، یا باید با اتوبوس برود و روزانه سه چهار ساعت وقت صرف رفت آمد بکند.
دایی که کارش خارج از شهر بوده با مشکل مواجه شده و دیگر یا نمی‌تواند سرکار برود یا باید با کرایه گزاف به سرکار برود یا بنزین لیتری 300 تومانی بخرد تا بتواند خود را به سر کارش برساند.
همسایه خواهرم که با ماشین خود سرویس مدرسه می‌داده و تابستانها هم مسافر کشی می‌کرد بخاطر کمبود بنزین بیکار شده. همین مساله باعث شده که دیگر توانایی پرداخت اجاره منزل را ندارد و حالا باید تا یکی دو ماه دیگر منزل را تخلیه کند.
من: حالا تو مشکلات خودت کمه که غم همسایه رو هم می‌خوری!؟
خواهرم: خانمش دوستم هست، اگر اینها از اینجا برن معلوم نیست چه کسی یاد اینجا همسایه ما بشه!
من: خبر خوش چی داری!؟
خواهرم: زن عمو فوت کرد!
من: این چه خبر خوشی است!؟
خواهرم: خوش به حالش خوب راحت شد، دیگه مجبور نیست این همه مشکل روزانه رو تحمل کنه.
من: خدا خفه کنه اون ملت رو! چرا این ملت با این همه بدبختی باز هم عده‌ای مثل گوسفند می‌روند پای صندوق رای!؟
خواهرم: بابا هر دفعه این حرامزاده‌ها یک کلکی سرهم می‌کنند و سر ملت رو شیره میمالن و ملت رو می‌کشن پای صندوق رای. دفعه قبل گفتن پول نفت رو می‌آرن سر سفره ملت این بار هم حرف از سهام عدالت می‌زنن!
من: ضرب المثلی هست که می‌گه، اگه کسی دولا شد باید سوارش شد. حالا حکایت کار ملت ایران شده وقتی دولا می‌شود باید منتظر این باشد که ملای حیله‌گر سوارش شود.

3 پیام   |    |     |     

30 Jul 2007

تکنولوژی آخوندی و تکنولوژی مدرن

نوشته:     :::       3 پیام

یک جایی خواندم که شهر تهران هم دارای نقشه دیجیتال شده و می‌توان بوسیله آن آدرسها را در شهر تهران از طریق این نقشه پیدا کرد. ساده انگاری من هم که حد حساب ندارد هرچه را می‌خوانم باور می‌کنم! گرچه شکاک بودنم هم همیشه سریع به یاری‌ام می‌آید و از خواب بیدارم می‌کند.
سرکی به این نقشه تهران کشیدم، البته قبل از سرک کشیدن خیال برم داشته بود و تصورم بر این بود که نقشه دیجیتال تهران هم یک چیزی است در حد نقشه اسلو!
برای مقایسه سعی کردم سفارت نروژ را در تهران را پیدا کنم، تلاش یک ساعته با اینکه محل تقریبی آنرا (شهید لواسانی (فرمانیه) نبش خیابان سنبل) می‌دانستم هم نتیجه‌ای بدست نداد. در مقابل برای پیدا کردن هر آدرسی در اسلو شما می‌توانید با جستجو در سایت یلوپیج (Yellow page) یکی از شرکت‌های تلفن نروژ به راحتی نقشه محل و حتی تصویر آدرس مورد نظر خود را پیدا کنید و حتی مسیر رسیدن به آن را. برای نمونه سفارت ایران در اسلو را برایتان پیدا کردم که می توانید در این لینک ها ببینید [نقشه][تصویر محل]. مثلا برای سفارت ایران کافی است دو واژه (Iran ambassade) وارد قسمت جستجو کنید.
متاسفانه نمی‌توانم آدرس خانه خودم را به شما بدهم وگرنه می‌توانستید در تصویری که از جستجو حاصل می‌شود حتی حقیر را روی تراس منزل ببینید.
یکی نیست به آقایان توضیح بدهد که اولویت‌ها را کمی رعایت کنند!؟ اگر کشورهای غربی به تکنولوژی اتمی می‌پردازند قبل از این کار مشکلات پیش پا افتاده یک زندگی شهر نشینی را برطرف کرده‌اند.

3 پیام   |    |     |     

29 Jul 2007

لباس تزویر

نوشته:     :::       3 پیام

در خبری می‌خوانیم که مراجع تقلید قم به ملاهای کویتی اجازه داده‌اند که بدون عمامه ملا باشند. این تغییر ظاهر یقینا در آینده نچندان دور در ایران نیز به اجرا گذاشته خواهد شد. یقین بدانید با وضعی که لباس ملایی در ایران و بطور کلی در خاورمیانه بهم زده، دیری نخواهد پایید که یکی یکی ملاهای حیله‌گر عمامه و حتی عبا از تن برخواهند کند و خود را در بین مردم عادی استتار خواهند کرد.
در روزهای قبل و بعد از انقلاب شخصا شاهد تغییر لباس عده‌ای بودم که یک شبه عمامه و عبا دار شدند بدون اینکه حتی یک روز هم درس مذهبی خوانده باشند. یک آقایی بود که نامش را به خاطر نمی‌آورم، او دفتردار دبیرستان شاهپور شیراز بود، این آدم بسیار کثیف و بی پرنسیپ بود. ما به او لقب “دله” داده بودیم. یکی دو ماه به انقلاب مانده یک مرتبه دیدم اول عبایی روی دوش انداخت و بعد از انقلاب شنیدم که عمامه هم به سر گذاشته. آن تغییر ظاهرها آن روزها برای این بود که تغییر لباس از شخصی به ملایی منافعی را بهمراه داشت، این تغییراتی را هم که این روزها مشاهده می‌کنیم همه نشان از آن دارد که پوشیدن لباس آخوندی هزینه‌هایی دارد، پس یقین بدانید که به زودی شاهد تغییر لباس دادن عده زیادی از آخوندها خواهیم بود. و اینها همه نشانه های ریزش حکومت ملایی است.

3 پیام   |    |     |     

26 Jul 2007

وجه المصالحه

نوشته:     :::       3 پیام

زیرکی آمریکا در مقابل حماقت جمهوری اسلامی را باید در مساله گروگان گیری دو کشور دید. آمریکا پنج ایرانی به قول ایران دیپلمات را در عراق دستگیر کرده (گروگان گرفته) در عوض ایران چهار ایرانی را در مقابله با عمل آمریکا به گروگان گرفته است. آیا همین یک مساله در رابطه ایران و آمریکا نشان از ضعف مفرط رژیم ایران ندارد؟ ایران با این عمل خود عملا به دنیا دارد نشان می دهد که آمریکا در عمق ایران نفوذ دارد و همچنین حاضر است برای مقابله با آمریکا شهروندان خود را به گروگان بگیرد، درصورتی که آمریکا پنج مهره مهم سپاه را در عراق به گروگان گرفته. اگر این مساله ضعف مواضع جمهوری اسلامی نام ندارد پس چه می‌توان آنرا نامید!؟
ایران در چند ماه گذشته بارها علاقه خود را در باره مذاکره مستقیم با آمریکا ابراز داشته و هر بار این آمریکا بوده که می گوید با ایران تنها در رابطه با مشکلات عراق مذاکره می کند. اگر این مواضع از موقعیت ضعف نیست پس چیست!؟
حالا باید به رهبر که سکاندار کشتی شکسته سیاسی جمهوری اسلامی است که فرمودند:
عده‌ای‌ دم‌ از مذاكره‌ با آمریکا می‌زنند كه‌ این‌ افراد یا با الفبای‌ سیاست‌ و یا با الفبای‌ غیرت‌ آشنایی‌ ندارند.
گفت: آیا زمان آن نرسیده که حالا ما به رهبر حرفهای خودش را تکرار کنیم و بگوییم:
شما نه تنها غیرت ندارید که بدتر از آن شرف و حیثیت هم ندارید.

3 پیام   |    |     |     

25 Jul 2007

ادامه مطلب قبل

نوشته:     :::       8 پیام

در این سالها که در نروژ اقامت داشته‌ام به مسائل اجتماعی پی برده‌ام که قبلا با هزار نوع مطالعه تئوریک هم ممکن نبود. باید هر مساله تئوریکی با یک نوع کارآموزی عملی همراه باشد وگرنه بی ارزش خواهد بود، حتی اگر بهترین ایدئولوژی یا تئوری باشد. چرا؟
تئوری‌ها و ایدئولوژی‌ها همه مزخرفاتی هستند بر روی کاغذ تا اینکه آنها به محیط واقعی منتقل شوند و بصورت عملی مورد تست و آزمایش قرار بگیرند. نگاه کنید به تئوری‌هایی که مارکس و دیگر تئوریسین‌های مارکسیسم و کمونیسم ارائه دادند، عاقبت بعد از نزدیک به یک قرن بصورت عملی به همه ثابت شد که اجرایی کردن این تئوری‌ها هر چند زیبا باشند در عمل بسیار مشکل، اگر نگویم غیر ممکن است.
حالا برگردیم به جریان آن آقای ریشو و مشکلاتی که اعتقاد بدون پشتوانه عملی به “عدالت”، “دموکراسی” و اینجور تئوری‌ها بوجود می‌آورند.
چند سال پیش یکی از دوستان که یک شرکت ساختمانی دارد، یک آقای مسلمان معتقد را استخدام کرده بود. این آقا را یک نفر دیگر با هزار التماس، چونکه طرف قادر نبود کاری پیدا کند به این دوست من تحمیل کرده بود. این دوست ما هم کمی برای اینکه توی رودربایستی قرار گرفته بود و کمی هم برای اینکه ایده‌آلیست بود، آقای مسلمان را به کار گماشته بود.
روزی این آقا را می‌فرستد سر یک کاری، بعد از یکی دو ساعت مسئول پروژه به رفیق ما زنگ زده بود و توضیح داده بود که آقای مسلمان حاضر نیست آنجا کار کند. وقتی جریان را پیگیری کرده بود، طرف گفته بود که اینجا یک کلیسا است و من نمی‌توانم پیش کفار کار کنم. رفیق ما بلافاصله طرف را از کار مرخص کرد.
این مسلمانان قلابی وقتی می‌آیند اینجا همه جور حقه می‌زنند تا پذیرفته شوند و سالها بعضی از این‌ها پول کفار را می‌گیرند و می‌خورند بدون اینکه مشکلی با پول کافر داشته باشند، ولی همین که بنا می‌شود در یک کلیسا یا هر جای دیگر کار مثبتی انجام دهند، یک مرتبه می‌بینی رگ مسلمانی‌شان ورم می‌کند و جفتک می‌اندازند.
دوستان دموکرات بودن یا عادل بودن خصوصیت خوبی است، ولی نباید چنان دموکرات شد که از آنطرف پشت بام افتاد. نگاه کنید به گروه‌های سیاسی از آن جمله ملاهای خودمان تا زمانی که قدرت در دستشان نیست، داد و فریاد می‌زنند که دموکراسی نیست! ولی همین که قدرت را به دست می‌گیرند با شدیدترین شکل همه را سرکوب می‌کنند حتی مسلمانانی که مثل آنها فکر نمی‌کنند.
با فاشیزم باید با ابزار خودشان با آنها مبارزه کرد، در غیر این صورت وقتی بر خر مراد سوار شدند دیگر نه از دموکراسی اثری باقی خواهد ماند و نه از من و شما که از آن دفاع کنیم.
نگاه کنید به تاریخ اروپا چگونه هیتلر و دیگر نیروهای نازی و فاشیست، قدرت را با ابزار دموکراتیک بدست گرفتند، ولی بلافاصله همه پل‌های مرتبط با دموکراسی را خراب کردند. به نظر من مسلمانان معتقد اصلا جایی در سرزمین کفار ندارند، چه رسد که تقاضای حق هم بکنند. اینها باید برگردند پیش ملا عمر و خامنه‌ای و شرکا و آنجا زندگی کنند. اصلا من نمی‌توانم درک کنم که یک مسلمان چرا مملکت امام زمان را ول می‌کند و می‌آید سرزمین کفار زندگی کند!؟

8 پیام   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی