08 Apr 2002

امروز خبری را از روزنامه

نوشته:     :::       Comments Off on امروز خبری را از روزنامه

امروز خبری را از روزنامه آسيا 18 فروردين خواندم که خود خبر چندان چيز مهمی نبود، ولی از لابلای خبر چيزی به مغزم خطور کرد که شايد جالب باشد، آن را نوشت. تفسيرها که از خودم هست در پرانتز قرار دارند:
يك عضو هيات رئيسه مجلس شوراي اسلامي از وزارت مسكن و شهرسازي به دليل “عمل نكردن به تعهدات خودبراي تكميل ساختمان جديد مجلس ” انتقاد كرد. قرار بود جلسات علني مجلس شوراي اسلامي از ابتداي سال 81 در ساختمان بهارستان تشكيل شود ولي تكميل نشدن ساختمان مذكور،اين كار را به تاخير انداخت . محمد رضا تابش كه ديروز در جمع اعضاي هيات رييسه و كاركنان مجلس سخن مي گفت ، افزود: روز 23اسفند 1379درمراسم افتتاحيه ساختمان جديد، اشكالات سيستم صوتي سالن اصلي مجلس مشخص شد(بخوانيد عده ای در سيستمهای صوتی مجلس دستکاری کرده اند تا بعد ها بتوانند از آن استفاده های مورد نظرشان را ببرند) .جاي سوال است كه چرا تا به حال نسبت به رفع اين نواقص اقدام نشده است ؟ به گفته وي ، بيش از 4 ميليون دلار اعتبار ارزي از سوي وزارت مسكن دراختيار شركت سروش وابسته به سازمان صدا و سيما (اينهم دم خروس حالا يا نمايندگان ملت خرند يا آنها ملت را خر فرض کرده اند) قرارگرفته تابه سيستم صوتي سالن اصلي سامان داده شود(سامان داده شده، حتمآ زياده از حد سامان داده اند) ولي تاكنون كاري انجام نشده است . نماينده مردم اردكان تاكيدكرد”: من اين مساله را كم توجهي(شمابخوانيد توجه بيش از حد) ، مسووليت گريزي و ناكارآمدي دستگاه هاي مربوطه مي دانم. وقــــتي كه با مجلس اين گونه برخورد مي شود، واي به حال مردم”. وي در بخش ديگري از سخنان خود، محورهاي برنامه مجلس در زمينه اداري را تشريح كرد وگفت : در وهله نخست ،بايدساختاراداري مجلس متحول و اصلاح شود. اين كار بايدمتناسب با وظايف خطير نمايندگان ، مقتضيات زمان و انتظارات جامعه از مجلس صورت گيرد. تابش اضافه كرد:بايد برنامه ريزي جامعي براي استفاده از فن آوري اطلاعات به عمل آيد(بعمل آمده فقط طوری بعمل آمده که بنفع از ما بهتران باشد) تا نمايندگان و كميسيون هاي تخصصي ، امكان دستيابي به موقع به اطلاعات را داشته باشند(متمعنآ امکان دستيابی به اطلاعات فراهم شده فقط برای سازمان صدا وسيما ملک خصوصی آقای لاريجانی). وي بر لزوم آموزش كاركنان مجلس براي كاربري سيستم هاي ساختمان جديد مجلس و نيز آموزش عام آنها و همچنين كاهش هزينه ها نيز تاكيد كرد.

Comments Off on امروز خبری را از روزنامه   |    |     |     

07 Apr 2002

درود به همه چند روزی

نوشته:     :::       Comments Off on درود به همه چند روزی

درود به همه
چند روزی هست که از ايران بوی بدی به مشامم ميرسه، با تحولاتی که پيش اومده بنظر ميرسه که آقايون ( امام امت و اکبر شاه ) تصميمهای بدی برای ملت گرفتن، البته اگر ملت هوشيار باشه حيچ قلتی نميتونن بکنن.
ميدونين اين اواخر اين مکار تر از روباه و خطرناکتر از مار هاشمی خيلی زرت و پرت ميکنه از قرار معلوم ميخواد سکان کشتی رو در دست بگيره، زهی خيال باطل، ملت بيدارتر از اونی هست که اين روباه مکار خيال کرده.
اين جوانهای امروزی مثل زمان ما نيستن که بشه تشنه بردشون سرچشمه و تشنه برشون گردوند، اينها خيلی بيدار تر از ما هستند. و اين اکبر شاه هم اون اکبر شاه سابق نيست حالا ديگه ترياکی شده و بری هر نطق 5 دقيقه ای بايد حداقل يک مثغال ترياک بکشه تا بتونه حرف بزنه، اون يکی هم که از اين بهتر نيست. باور کنيد که من دارم اميدوار ميشم به مملکت و جواناش . اگه دقت کرده باشيد اين اواخر ديگه خبری از خاتمی ملعون هم نيست، حتمآ مانوورش رو که بايد ميداد داد و ديگه از اون هم کاری ساخته نيست. از قرار معلوم اين جمهوری که چه عرض کنم بايد گفت اين پادشاهی هم بهتر از اون پادشاهی قبليمون نبود و خيلی هم بدتر بود، ولی ديگه تموم هست، اين رژيم بيشتر به يک دونده ی دو 100 متر ميمونه که 500 متر بلکه 5000 متر دويده، اثلآ کسی فکرش رو نميکرد اينها بتونن بدوند، حالا ديگه به نفس نفس افتادن.
ديگه پيزيشون رو زمين ميکشه ، ديگه بوی مردار از همه جاشون به مشام ميرسه.
امسال وقتی سال تحويل شد درست مثل اينکه به من ثابت شده بود که امسال سال آخر اين خر های دجال هست ، و اينا بهار 82 رو نخواهند ديد.
به اميد اون روز.

گوش بر زنگ کاروان صداش
دل بر آوای نفز او بسته ست.
قوقولی قو! براين ره تاريک
کيست کو مانده ؟ کيست کو خسته ست ؟

خوب بخوابيت من هم برم بخوابم ساعت 12 و نيمه.

Comments Off on درود به همه چند روزی   |    |     |     

04 Apr 2002

امروز خسته و درمانده هستم

نوشته:     :::       Comments Off on امروز خسته و درمانده هستم

امروز خسته و درمانده هستم چون دوباره سر کار مجبور شدم از جهان سوم دفاع کنم ميدونيد اين اروپائی ها البته بعضی هاشون گمان ميکنن که عالم فقط بری اينا ساخته شده و ديگرون بايد برن بميرن، از طرف ديگر بخاطر کارهائی که در جنگ دوم سر یهودی ها آوردند بانی اين شده که حالا اينه اين جهودا هرکاری دلشون بخواد ميتونن تو دنيا بکنن و هيچکس هم حق نداره چيزيشون بگه.
حتی اگر اينها بلائی که سر اين بدبخت فلسطينی ها ميارن دست کمی از هيتلر و دارو دسته اش نداره فقط گيرم شارون از اون چاقتره و زشت تر وگرنه هردوتاشون اگه يک سايز بودن ميشود ببنديشون به درشکه بجای خر حيف خر که حيوانيست نجيب و بهتره آزاد بگرده.

قوقولی قو! زخطه ی پيدا
مي گريزد نهان شبکور
چون پليدی دروج کز در صبح
به نواهای روز گردد دور.

Comments Off on امروز خسته و درمانده هستم   |    |     |     

03 Apr 2002

پندی از ديگران امشب

نوشته:     :::       Comments Off on پندی از ديگران امشب

پندی از ديگران
امشب طبق معمول نشسته بودم اخبار ساعت هفت شب تلوزيون نروژ را ميديدم. از مطالبی که در اخبار بود يکی از همه بيشتر مرا تحت تاثير قرار داد، بهمين خاطر تصميم گرفتم آنرا به عرض خوانندگان اين وب لاگ هم بگذارم.
مطلب از اينقرا بود:
19 نفر نوجوانی که بنا هست در اين بهار، با برگذاری مراسمی بنام konfirmasjon خود را وارد دنيای بزرگسالان بکنند، بجای برگذاری جشنی برای خود، اقدام به برگذاری ميهمانی کرده بودند و در اين ميهمانی از سران مملکت نروژ ( نخست وزير، چندتن از وزرا ، شهردار و مديران شرکتهای بزرگ) و همچنين از بيخانمانها و افراد بی بزاعت دعوت به عمل آورده بودند.
آنان اين عمل خود را بعنوان يک وظيفه برا ی گوشزد کردن مشکلات اجتماع به قدرتمندان و سران مملکت عنوان کرده اند، تا شايد دست اندرکاران حرفه و سياست با ديدن اين قشر از جامعه شايد فکری به روز و احوال اين جماعت کنند. جالب تر آنکه حتی يکنفر از افراد دعوت شده از شرکت در اين گردهم آيی خوداری نکرده بو . بعد از ديدن اين فيلم خبری مدام اين سوال در مغز معيوب من مطرح ميشود، که گمان ميکنی آيا اگر در ايران خودمان جوانان آن آب و خاک دست به چنين عمل انسان دوستانه ای ميزدند آيا سران رژيم حکومت اسلامی هم حاظر ميشدند بر سر سفره ای بنشينند که مستضعفان بر سر آن نشسته اند. جواب اين معما را به خانندگان اين مطلب واگذار ميکنم.

Comments Off on پندی از ديگران امشب   |    |     |     

01 Apr 2002

این هم زندگینامه سیاوش پورزند،

نوشته:     :::       Comments Off on این هم زندگینامه سیاوش پورزند،

این هم زندگینامه سیاوش پورزند، مطلب از سايت همبستگی نت گرفته شده
سيامك پورزند با پسرخاله خود زنده ياد “احمد شاملو” انتشار نشريه “كتاب هفته كيهان” را به ثبت رسانيد
و اين نشريه تا زمان توقيف چند سال فعاليت داشت
* سيامك پورزند مديريت برگزاري اولين فستيوال فيلمهاي ايراني و فيلمهاي برگزيده كشورهاي خارجي زير نظر اداره كل هنرهاي زيباي كشور و دانشگاه تهران را عهده دار بود
* پورزند متجاوز از 15 سال عضويت هيأت تحريريه و شوراي دبيران و سردبيري سرويس هاي گزارش اجتماعي ـ فرهنگي روزنامه كيهان را به عهده داشت
* سيامك پورزند در سال 1969 با شماره 2137 به عضويت يأت بين المللي جايزه اسكار درآمد
* بعد از انقلاب سيامك پورزند سمت سردبيري چندين نشريه از جمله: مجله علمي و فرهنگي “شفا” ، “فضيلت” و “پيام آبادگران” كه نشريه مهم مهندسان راه و ساختمان ايران است را به عهده داشت
سيامك پورزند متولد 1310، متأهل، داراي سه فرزند ، آزاده و بنفشه * (كه ساكن آمريكا هستند) و(ليلي ساكن كانادا)، همسر مهرانگيز كار حقوقدان و از فعالان حقوق بشر و طرفدار حقوق زن در ايران ، كه در حال حاضر براي مداواي بيماري خود در آمريكا به سر ميبرد، است.
پدر سيامك از نظامي هاي عاليرتبه و از مبارزان فعال انقلاب مشروطيت ايران بوده و دوستدار فرهنگ و هنر ايران.
سيامك پورزند روزنامه نگاري است با متجاوز از پنجاه سال سابقه خدمت در رسانه هاي جمعي بويژه مطبوعات. كارشناس ارشد امور انتشاات هنري و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، داراي تأليفات متعدد و تحصيلات عالي تخصصي.
سيامك پورزند در سال 1331 كار خود را با روزنامه معتبر “باختر امروز” به مديريت زنده ياد دكتر سيدحسين فاطمي شروع كرد . كار وي در اين روزنامه به عنوان محقق و خبرنگار امور شهري ، فرهنگي، هنري و پارلماني تا روز 28 مرداد 1333 ادامه داشت و از آن تاريخ به علت دگرگون شدن اوضاع مملكت تا اواسط 1333 فراري ، مخفي ، بازداشت و غيرفعال بود. پس از عادي شدن اوضاع ، سيامك پورزند براي انتشار يك نشريه هنري اقدام نمود. نظر به اينكه مادر آقاي پورزند و خاله ايشان كه مادر زنده ياد “احمد شاملو” بود، سالهاي نوجواني خود را در خارج از كشور گذرانده و به تحصيل، مطالعه و آموزش در امور هنري و منجمله هنرهاي نمايشي همت گمارده بودند، پس از بازگشت به وطن با تمام موانع، آموخته هاي خود را در اختيار عموم بويژه فرزندان خودشان قرار دادند و بر اين اساس در پائيز سال 1333 انتشار مجله هفتگي “پيك سينما” با مديريت سيامك پورزند شروع به كار نمود و نويسندگان بزرگي چون دكتر پرويز خانلري ، سعيد نفيسي، اسماعيل مهرتاش، علي اصغر گرمسيري، محمود عنايت، فريدون رهنما، دكتر هوشنگ كاووسي، نصرت كريمي و بسياري ديگر با اين مجله همكاري داشتند. مديريت برگزاري اولين فستيوال فيلم هاي ايراني و فيلم هاي برگزيده كشورهاي خارجي در اسفند 1333 و ارديبهشت 1334 به طور رسمي، با سيامك پورزند بود كه زيرنظر رئيس دانشگاه تهران و رئيس وقت اداره كل هنرهاي زيباي كشور نيز قرار داشت.
همكاري موثر و مستقيم در انتشار مجله هفتگي “ستاره سينما” كه متجاوز از 20 سال دوام داشت و چند بار در زمانهاي مختلف به سردبيري آن نشريه همت گمارد، همكاري مستقيم و موثر با نشريه هنر و سينما با مديريت دكتر هوشنگ كاووسي، نويسندگي در زمينه هاي گوناگون و سردبيري مجلات مهر ايران، روشنفكر، سپيد و سياه، اطلاعات ماهانه، اطلاعات جوانان، بامشاد، خوشه، فردوسي، نگين، اميد ايران، رودكي و تأتر و سينما، متجاوز از 15 سال عضويت هيأت تحريريه و شوراي دبيران روزنامه كيهان و سردبير سرويس هاي گزارش، اجتماعي، فرهنگي از ديگر فعاليتهاي مطبوعاتي پورزند بوده و در تمام اين مدت با داشتن مسئوليت هاي سنگين مختلف، مديريت حساس روابط عمومي بسيار فعال و موثر موسسه بزرگ كيهان را نيز به عهده داشت.
پورزند با همفكري و همراهي با پسرخاله خود “احمد شاملو” در طراحي و عملي ساختن انتشار نشريه ارزنده “كتاب هفته كيهان” همت گمارد و مديريت اجرايي و روابط عمومي و هنري آن را به عهده گرفت كه اين نشريه تا زمان توقيف چند سال فعال بود. او همچنين با همفكري و همراهي چند تن از روزنامه نگاران، نويسندگان، مترجمان و هنرمندان معتبر كشور و همچنين گروهي از فروشندگان باسابقه و شريف مطبوعات براي برنامه ريزي و به وجود آوردن سنديكاي نويسندگان، خبرنگاران، مترجمان و عكاسان مطبوعات كشور در سال 1339 و سنديكاي هنرمندان و متخصصان تأتر و سينما در سال 1340 و اتحاديه فروشندگان جرايد در همان سال نقش موثر داشت و از اعضاي منتخب هيأت مديره سنديكاي نويسندگان بود. فراهم ساختن امكانات سفر اولين، دومين و سومين گروه از خوانندگان و نوازندگان معروف ايراني به خارج از كشور در سالهاي 1341 تا 1344، و همچنين ترتيب دادن امكانات اولين و دومين سري از فيلمهاي باارزش ايراني به خارج از كشور به منظور نمايش در مجامع معتبر فرهنگي آمريكا و چند كشور اروپايي و آسيايي و همچنين در محافل ويژه اي براي هموطنان دور از وطن از تلاشهاي فرهنگي ديگر پورزند بوده است. وي همچنين كوشش نمود براي فراهم ساختن امكانات به منظور اينكه در انجمن روزنامه نگاران خارجي مقيم آمريكا و هاليوود، پرونده اي به عنوان ايران و ايرانيان به طور رسمي مفتوح شود و بر همين اساس توفيق يافت براي اولين بار وارد پرونده مذكور شود و از كارت و مزاياي اين عضويت بهره مند گردد و در سال 1969 با شماره 2137 به عضويت هيأت بين المللي جايزه اسكار درآيد.
همكاري مستقيم براي ترتيب يافتن جشنواره سينمايي “سپاس” و جشنواره بين المللي فيلم ايران در تهران و قبول عضويت در هيأت هاي اصلي برگزاركننده، تدريس در مدارس عالي و اردوهاي فرهنگي در سراسر كشور پيرامون موارد مطبوعاتي، روابط عمومي و هنرهاي نمايشي ، كوشش و همكاري موثر جهت ترتيب يافتن سينمارها و ميزگردهاي هنرهاي نمايشي در مدارس عالي، دانشگاه ها، مطبوعات و راديو و تلويزيون از فعاليتهاي خستگي ناپذير سيامك پورزند به شمار ميرود.
بعد از انقلاب سيامك پورزند همكاريهاي ديرينه خود را با مطبوعات بويژه كيهان از دست داد و چند سالي در وضعيت نامساعد به سر برد تا اينكه در سالهاي بعد در شرايطي مساعد قرار گرفت و در نتيجه توانست با نشريات مختلف ارتباط برقرار كرده و با آنها همكاري نمايد؛ از جمله با مجله “گزارش فيلم” و به همين جهت توفيق يافت كه از چند سال پيش در جشنواره هاي تأتر و سينماي بعد از انقلاب شركت كند و طي سالهاي اخير علاوه بر فعاليت مذكور سردبير چند مجله معتبر و موفق بوده كه از آن جمله عبارتند از مجله علمي، فرهنگي و پزشكي “شفا” مجله اجتماعي فرهنگي و هنري “فضيلت” و نشريه علمي و خبري “پيام آبادگران” كه نشريه مهم انجمن مهندسان راه و ساختمان ايران است.
سيامك پورزند تا قبل از بازداشت در انجمن مهندسان راه و ساختمان ايران به عنوان سردبير و در مجموعه فرهنگي و هنري تهران به عنوان مدير اجرايي و مشاور امور فرهنگي و هنري فعاليت داشت. پورزند از 6 ماه قبل از بازداشت با صرف وقت زياد و كوشش هاي مداوم سعي نمود كه مجموعه را فعال كند و موجبات حضور و رفت وآمد جوانان آگاه و فرهنگ دوست را به آن مجموعه فراهم سازد و برپايه همين هدف بود كه از فعالان حقوق زن و حقوق بشر و تشكل هاي مستقل دعوت كرد تا از سالن ها و امكانات مجموعه در جهت تأمين نظرات خود استفاده كنند كه ايجاد كتابخانه و يك پاتوق فرهنگي به مسئوليت خانم شهلا لاهيجي از آن جمله اند.

Comments Off on این هم زندگینامه سیاوش پورزند،   |    |     |     

01 Apr 2002

امروز باز دوباره اين اسرائيلی

نوشته:     :::       Comments Off on امروز باز دوباره اين اسرائيلی

امروز باز دوباره اين اسرائيلی های بدتر از هيتلر به قتل و عام ملت بدبخت فلسطينی مبادرت کردند و ملت بی غيرت دنيا با خيالی آسوده اين اخبار را نظاره گراند. اين عکس خود گويای فجايع شارون همکار گوبلز و هيتلر است.
[کودک فلسطينی]
مرگ بر شارون و همايت کنندگان فاشيستش.
تنها شعر التيامبخش اين فجايع است خصوصآ از شاملو
کدام هادثه مرا از کوچه های شاد کودکيم
به اين غربت عزيم تنهائي در اين شهر آهنی شهر بی ترحم کشاند
اينک من اين مهاجر شرجی زده ی جنوب مهربان چگونه بخود باز گردم
که مسيح همچون من دوباره بخود باز نميگردد
من نميدانم در چه کسی تکرار ميشوم
تکرارم کدام زخم عميق مردمی را التيام ميبخشد
که خود نبخشيده
قلبم بوسعت دريائی شده است
دريا دلان کيانند
چشمانم بينای رازهای درون
وعشق معجزه وار حقيقتی مرا تمام پوشانده
پرواز پرواز پرواز

Comments Off on امروز باز دوباره اين اسرائيلی   |    |     |     

30 Mar 2002

امروز دوباره طبع شعری من

نوشته:     :::       Comments Off on امروز دوباره طبع شعری من

امروز دوباره طبع شعری من گل کرده بود، رفتم سراغ حافظ ديدم ارزاع نميشم، بعدش رفتم سراغ نيما باز هم نه، آخر سر رفتم سراغ سی دی اشعار شاملو که بوسيلهء خود او دکلمه شده ، اولين باری که با اسعار شاملو آشنا شدم حدودآ 25 سالی ميشه، قبل از اون به ادبيات علاقه ای نداشتم با اينکه سه تا کاست از شاملو رو يکی از رفقا بمن هديه داد چون ميدانست اهل مطا لعه نيستم به من اين کاستا رو داد تا شايد علاقمند به مطالعه بشم. راستش رو بخواهيد اثر خودش رو کرد. بخاطر همين از اون روز تا امروز مريد شاملو شدم. دين و ايمان من شده البته بايد گفت که شاملو جای خيام رو نميگيره ولی اين دوتا مکمل همديگه هستند. زيادی حرف زدم (ببخشيد نوشتم) اينهم شعر شاملو که من رو امروز ارزاع کرد:
برای خاطر تو
دستانم را با درختان گره خواهم زد
و در انتهای سبز رُشت
با نور در افق پيامی خواهم نوشت
می دانم در ياد خواهی خواند
برای خاطر تو
در چشمانم هزار ستاره ميکارم
ميدانم سبز خواهند شد
برای خاطر تو
بر فراز سه تيغ جانهای سوخته در فرم آتش عشق
معبدی ميسازم و ماه را به نگهبانی آن خواهم گماشت
برای خاطر تو
در آتش دان صبح آتشی از ايثار برمی افروزم
می دانم پايدار خواهد ماند
برای خاطر تو
از شکسته های دل گلدانی از زمان ميسازم
و خود را به تمامی در آن ميکارم
می دانم خون خواهم خورد
رُشت خواهم کرد
سبز خوام شد
برای خاطر تو
از صمد خواهم خواست که همهء ماهيان قرمز را بتقيان در برابر تکرار فرا بخواند
ميدانم فرا خواهد خواند
برای خاطر تو
زره زره خورشيد را در شب افشان خواهم کرد
ميدانم دوست خواهی داشت
برای خاطر تو
فضا را از صدا پر خواهم کرد
ميدانم منفجر خواهد شد
برای خاطر تو
پرندگان جهان را به ميهمانی پرواز در آسمان آبی انديشه های خود فرا ميخوانم
برای خاطر تو
آب درياها را به خوابگه مورچگان خواهم بست
و خواب از ديدگان خفتهء خفتگان اين قرن مبتلا خواهم تکاند
ميدانم موج بر خواهد خواست
بيدار خواهند شد
برای خاطر تو
يأس را در ميهمانی اميد بدار خواهم زد
غم را در سالگرد تولدی ديگر برای سرور وداع خواهم گفت
برای خاطر تو
اميد خواهم داشت
سرود خوام خواند
شعر خواهم گفت
برای خاطر تو
خود را بدار عشق مياويزم
و حرف آخرم اينست
دوستت دارم برای هميشه آزادی

Comments Off on امروز دوباره طبع شعری من   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی