03 Jun 2002

بی غيرت دوهفته هست که

نوشته:     :::       Comments Off on بی غيرت دوهفته هست که

بی غيرت
دوهفته هست که سعی زيادی کرده ام تا راجع به اين موضوع که ميخواهم بنويسم، ننويسم. شايد بپرسيد چرا نميخواستم بنويسم! چون ميدونم که اين نوشته آخر وعاقبت نداره، آخر و عاقبتش به فحش و بد دهنی خاتمه پيدا ميکنه، ميخواستم سرزمين اينترنت رو به اينگونه زبان مزين نکنم، نشد که نشد.
اگر شنيده باشيد؟!!(چه سوال احمقانه ای) معلومه که همه شنيدند، همه خواندند و همه تکرارش کردندو حتی در تاريخ هم ثبت شد، منظورم حرف رهبر است (رهبر که چه عرض کنم). فرموده اند که نمايندگان ملت يا بی غيرت اند! يا الفبای سياسی نميدانند!
خواستم کمی اين موضوع را زيرورو کنم ببينم که در اصل چه آش شله قلمکاری رهبر عظيم الشان ايندفعه پخته اند.معمولآ در کشورهايی که رهبران، هم “سطح(شان)” يک ملتی هستند،سخنان رهبران اينگونه ملل با دقت بسيار دنبال ميشود و آنها نيز ميدانند که هرکلمه وجمله آنا بعنوان يک (Reference مرجعيت)، “اشتباه نشود اين مرجعيت نه بعنوان يک مرجع شيعی بلکه بعنوان همان Reference بکار برده شده” در جامعه انعکاس پيدا خواهد کرد.
ايشان يا آگاهانه اين لغت را بکار برده اند يا نا آگاهانه در هر دوصورت غير قابل بخشايش است، بکار گرفتن اين چنين لغاتی در هر کجای دنيا پی آمدی بس سخت برای ايشان ميداشت. گرچه در اين اواخر چنين بنظر ميرسد که ايشان آگاهند که دورانشان تمام شده و شايد بخاطر همين موضوع است که به سيم آخر زده اند.
حضرت رهبراجازه بفرمايد اين گفته های شما را تجزيه کنم تا ببينيم چه ميشود :
قبلآ از همه خوانندگان بخاطر جملات غير بهداشتی که بکار ميرود پوزش ميخواهم، ولی با داشتن اين چنين رهبری از حُسن آقا که يک فرد عادی بيش نيست توقع بيشتری نميتوان داشت.
فرموده ايد نمايندگان ملت بی غيرت هستند، چنانچه ميدانيم نمايندگانی که برگزيده ميشوند معمولآ عصاره ی ملتند (يا حد اقل بايد چنين باشد)، پس ميتوان نتيجه گرفت که چنانچه به فرض نمايندگان بی غيرت باشند پس ملت با کمی غلظت کمتر بايد بی غيرت باشد(البته نگارنده با اين فرض کاملآ و جداْ مخالفم زيرا كه به اصول دموكراسي اعتقاد كامل دارم، برعكس شما كه هرگاه كسي نظري را عرضه كند كه به شما خوش نيايد لعن و نفرينش ميكنيد)، حال همان طور که ميدانيد شما نماينده خبرگان (خبرگان به اسم نه به عمل و فكر) كه همانا نمايندگان روحانيت باشند هستيد چونكه از طرف خدا ارسال نگشته و در هيچ جاي قرآن هم نامي از شما برده نشده است، بالنتيجه جايزالخطا هستيد در غير اينصورت به شما معصوم ميگفتند. پس ميتوان با همان روش قبلی و به شيوه خودتان استدلال کرد که چون نمايندگان بی غيرتند و ميدانيم که شما نماينده نمايندگان روحانيت هستيد ودر ميان اينان نيز عده اي اصولاْ با اصل مذاكره با آمريكا نه تنها مخالفتي ندارند بلكه مانند آقاي هاشمي رفسنجاني نيز از پيشقدمان اين مقوله هستند، فقط با يك تفاوت و آن اينكه منافع خود و مقام خود را مرجح بر منافع عامه ميشمارند، پس شما با چند درجه (توان) غلظت بيشتر با همان مختصات نه فقط بی غيرت به حد اعلا ميباشيد بلکه مقدار زيادی هم بي شخصيت تشريف داريد وگرنه چگونه ميشود كه مذاكره پنهاني آقاي رفسنجاني و شركاء مورد تاْييد ضمني جنابعالي قرار ميگيرد و خواست مذاكره علني نمايندگان مردم مورد تكفيرتان.
البته بگمان نگارنده بی غيرت اصلی در حقيقت پدر بزرگوار شما بودند که فرزندي مانند شما را پرورده و بي هيچگونه دغدغه خاطر تحويل اجتماع دادند و نيز كساني هستند كه وجودي مانند شما را تاءييد نموده و همواره به جامعه عرضه ميدارند. آيا نظر شما جز اين است ؟
باشيد تا صبح دولتتان بدمد        كاين همه از نتايج سحر است.

Comments Off on بی غيرت دوهفته هست که   |    |     |     

02 Jun 2002

هر كه نقش خويشتن بيند

نوشته:     :::       Comments Off on هر كه نقش خويشتن بيند

هر كه نقش خويشتن بيند بر آب      برزگــــــر باران و گـــــــازر آفتـــــــــاب
من نميدونم كه چرا مردم مبهوت شدند؟ اصلاْ چرا حالا مبهوت شدند؟ تا حالا چكار ميكردند مگر؟ ما كه راست و صادقانه يك عمره كه مبهوتيم .ولي اينكه يكدفعه همه مبهوت شدند مثل ما، اين برامون تازگي داره . مسئله ثروت اعلام شده آقاي حسن ملك مدني هست كه همه را مبهوت كرده؟ اي بابا اين چيزها كه تازگي نداره فكر ميكنيد اينهمه برج كه يكدفعه توي اين شهر مثل قارچ از زمين زد بيرون چگونه بوجود آمد؟ درست همونجوري كه ثروت آقاي ملك مدني جمع شد يعني با عرق جبين و كد يمين. حالا يكنفر به من بيغرض بگه كه كجاي اين آدم را مبهوت ميكنه؟ نكنه بعضي مسئولين مبهوت شدند كه بغل دستشان يك باباي ديگه هم فعال شده؟ اي ناقلاها فكر كرديد كه فقط خودتون زرنگيد يا اينكه مثل اون شاه خائن كه هويدا را انداخت جلوي گرگ كه خودش فرار كنه، شما هم داريد از اون پليتيك ها ميزنيد؟ اي ناقلاها ولي ما فهميديم. نگوييد كه طرف نفهميدها كه خيلي ناراحت ميشيم. با عرض ادب و نزاكت و سلام فراوان.
بيغرض و جعفر آقا (هموني كه بچه اش توي خارج ميگه اسم باباش جفري هست)
(حُسن آقا: در اخبار آمده بود که دارايی های آقای ملک مدنی چيز ناقابلی در حدود 17 ميليار تومان ميباشد، که حتی به دلار هم برای ما که در اروپا زندگی ميکنيم پول ززززيادی بحساب مي آيد)

Comments Off on هر كه نقش خويشتن بيند   |    |     |     

02 Jun 2002

ميدونيد چرا آخوندا دوره سرشونو

نوشته:     :::       Comments Off on ميدونيد چرا آخوندا دوره سرشونو

ميدونيد چرا آخوندا دوره سرشونو عمامه ميبندن؟ نميدونيد!؟ خوب پس براتون خودم تعريف ميکنم. اين برای اينه که معمولآ اينا دوتا سلول مغزی بيشتر توکلشون نيست و اين دوتا سلول بايد فعاليت زياد بکنن تا جبران اين کمبود رو کنن همين باعث ميشه که برخورد اين سلولها با جداره استخوانی سرشون ايجاد صدای زياد ميکنه و اونا رو مجبور ميکنه ازاين نوع ايزولاسيون استفاده کنن.
فرستند ا. م.
امضاء محفوظ

Comments Off on ميدونيد چرا آخوندا دوره سرشونو   |    |     |     

01 Jun 2002

آب رفت مملكت ما حسن

نوشته:     :::       Comments Off on آب رفت مملكت ما حسن

آب رفت مملكت ما
حسن آقا جون، اينو بهت ميگم ولي جان مادرت زرتي چاپش نكن چونكه من برعكس بقيه ميخوام هنوز يك كم ديگه زندگي كنم.
حتماْ خبر امضاي قرارداد تفاهم نامه اوليه بين كرزاي و مشرف و رئيس جمهور تركمنستان را در مورد كشيدن لوله گازي از تركمنستان به انتهاي پاكستان شنيدي؟ بنظر چيز مهمي نمياد ضمن اينكه بايد اقرار كنم كه شكر خدا كشور ما هم از اين بيدها نيست كه با اين بادها بلرزه ولي يك چيز اين خبر بنظرم عجيب آمد و فكر كنم بازهم اين پدرسوخته بدخواهان قصد موش دواني را دارند. ميدوني كدوم قسمتش را ميگم؟ آره درست همون قسمت را . خوشم آمد كه تو هم متوجه شدي. بارك الله قسمت نهايي لوله گازي كه از تركمنستان به طرف پاكستان و صد البته از طريق افغانستان كشيده ميشه بندر گواتر در پاكستان هست. همون بندري كه در زمان بچگي پدرسوخته ها بزور توي كله ما ميكردند كه مال ايران هست و چندي پيش از كشته شدن داريوش فروهر و همسرش گندش درآمد كه به اضافه ٦٠ مايل مربع از دريا ، از طرف ايران به پاكستان واگذار شد يعني يكشبه مملكت ما آب رفت. بعضي ها هم ميگويند كه داريوش فروهر و همسرش به همين خاطر كشته شدند ولي خودت كه مردم را ميشناسي ، بيكار كه ميشوند همه چيز ميگويند. نميدونم چرا يادم يكدفعه به اين شعر افتاد.
آنكه زو گشــت ســر دار بلنـــد        جرمش آن بود كه اسرار هويدا ميكرد.
بيغرض

Comments Off on آب رفت مملكت ما حسن   |    |     |     

01 Jun 2002

اعلاميه جهاني حقوق بشر ماده

نوشته:     :::       Comments Off on اعلاميه جهاني حقوق بشر ماده

اعلاميه جهاني حقوق بشر
ماده 23
بند يك هر شخصي حق دارد كه كار كند، كار خود را آزادانه برگزيند شرايط منصفانه و رضايت بخشي براي كار خود خواستار باشد و در برابر بيكاري حمايت شود.
بند دو همه حق دارندكه بي هيچ تبعيضي در برابر كار مساوي مزد مساوي بگيرند.
بند سه هر كسي كه كار ميكند ، حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشي دريافت دارد كه زندگي او و خانواده اش را موافق با حيثيت و كرامت انساني تاْمين كند و در صورت لزوم با ديگر وسايل حمايت اجتماعي كامل گردد.
بند چهارهر شخصي حق دارد كه ببراي دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد و يا به ديگر اتحاديه ها بپيوندد.
ماده 24
هر شخصي حق استراحت، فراغت و تفريح دارد و بويژه بايد از محدوديت معقول ساعات كار و مرخصي ها و تعطيلات ادواري با دريافت حقوق قهره مند شود.
تفسير ماده 23 و 24 از بند يك تا بند صد همش رو هم
اووه چيه؟ چه خبره؟ فكر ميكنيد نوبرشو آورديد؟ همش ماده ماده. در مملكت ما همش با هم قاطي هستند. همه، هم راضي بحمدالله . كار ميكنيم اگر هم كم آورديم با بچه مون ميريم جلو پارك شهر تناقلك ميفروشيم. نميدونيد جان شما چه كيفي ميكنيم. هم منبع درآمدمان هست هم بچه ها هرشب تفريح دارند و پارك شهر ميرن و بهترين فرصت را دارند كه مشق شبشان را از روي دست هم بنويسند و هم اينكه توي اين روزگار وانفسا خرج برقمان پايين مياد و در ضمن بچه ها و خانه هم ميفهمند كه پول درآوردن يعني چه و هي نق بيخود به بيغرض يك لا قبا نميزنند. ما هم مثل مسئولين فرصت پيدا نميكنيم كه مرتب جفنگ خورد مردم بديم و عكس شيطان كوچك و بزرگ و متوسط به در و ديوار اين مملكت بكشيم. اونهم چه مردمي؟ همه كس همه چيز را ميدونند. فقط به قوت علي اگر از سر پاي منقل بلند شن به مسئولين محترم نشان ميدن كه يك من ماست چقدر كره ميده و يكدونه اخوند چقدر كره با ر تشديد دار. حالا آقاي ماده حقوق بشر بور شديد؟ اين به اون در. محارب با خدا هم خودتي.البته زير شكنجه درست برعكس اين حرفها رو ميزنم، هرچي هم فحش ميخواي بدي بده. درد را كه تو نميكشي. تو اونور دنيا نشستي خيالت هم راحته موقعي هم كه اربابان براي ما مردم بدبخت بيچاره ،رژيم ميفرستند تو مينشيني و بر بر نگاه ميكني .

Comments Off on اعلاميه جهاني حقوق بشر ماده   |    |     |     

31 May 2002

ربــــــــــع قــــــــرن فلاکـــت بفرماييد

نوشته:     :::       Comments Off on ربــــــــــع قــــــــرن فلاکـــت بفرماييد

ربــــــــــع قــــــــرن فلاکـــت
بفرماييد كه بابا بسه ديگه. ديگه لطفاْ از رو برويد. ديگه انقدر معركه نگيريد، انقدر هم شمشير داموكلس را بالاي سر ما نچرخانيد كه اگر قشر بخصوصي نباشد، همه چيز خراب ميشود و آجر روي آجر بند نميماند. ميپرسيد كه منظورم كي هست؟ خيلي ساده. همان كسانيكه مرتب دم از مظلوميت خود و محكوميت ديگران ميزنند، همان كسانيكه قريب به ربع قرن ( منظورم ربع ساعت يا ربع ماه يا ربع سال نيست، بله درست فهميديد ربــــــــــع قــــــــرن) وعده سر خرمن دادند و باز موقع خرمن چتوالهاي خودشان را پر كردند و ملت اسير در صحنه باز شب سر بي شام به بالين گذاشت، باز دخترهايش براي فروش به بازارهاي كشورهاي عربي عرضه شدند و حتي چوب حراجي بر سرشان خورد، باز پسرهايش براي دست يابي به آينده اي بهتر سربلند و رشيد به كشورهاي اروپايي، آمريكايي و ژاپني فرار كردند و شكسته و تنها و افسرده به آغوش مام وطن بازگشتند ، باز ارتشي هايش پس از حماسه آفرينيهاي جنگ هشت ساله بايد به چشم ببيند كه بر اثر ناشايستگي هاي سياستمدارانش نبردي بس خونين تر و سهمگين تر در پيش است. باز پاسدارانش پس از جانبازيها و از خودگذشتگيها، بايد خود را در مقابل مردم مملكت خويش تنها و محكوم حس كنند، چرا چونكه راْس هرم سپاه پاسداران را از آنها يا از خودفروختگان به آنها تشكيل ميدهد. باز معلمينش كه مربيان نسل آينده اين مملكت هستند، بايد بي گرفتن مواجب از سر كوچه اي كه در آن زندگي ميكنند با سر افكنده و با سرعت بيشتر از معمول وارد كوچه شوند تا چشمشان به چشم بقالي كه به او بدهكار هستند نيفتد. باز بقال بايد با ديدن خيل بدهكاران و آگاهي از اينكه اين بدبختها واقعاْ چيزي ندارند تا به گرو نهند و محض ايرانيت، انسانيت و دين روي خود را برگردانند و چنين وانمود كنند كه گويي بدهكار را نديدند. باز بچه مدرسه ايش پس از تعطيل مدرسه بايد كنار خيابان آب نبات فروشي و آدامس فروشي كند تا كمك خرج پدر و مادر خويش گردد و همزمان با چشم خويش مشاهده كند كه فرزندان از ما بهتران چگونه براي خودنمايي و عرضه نمودن قدرت و ثروت پدران خويش چگونه در مسابقه اسكناس آتش زني شركت ميكنند. نترسيد، بيماران يادم نميروند كه تازه اگر شانس بياورند و دستشان به عرب و عجمي بند شوند خواهند توانست كه در بيمارستان ولي عصر او كسانيكه به عيادتشان مي آيند با آب در پوست هندوانه پذيرايي كنند. در اينجا فقط از بيماران خوش بخت صحبت كردم وبراي دراز نشدن مطلب ذكر مابقي مصائب صرفنظر كردم.
باز هم اگر متوجه نشديد كه از چه كساني ميگويم، عجالتاْ سلام مرا به آقاي علي اكبر هاشمي رفسنجاني و شركاء برسانيد كه ما در اينجا هر چه داريم صد البته از ايشان و از همپالكيهايشان داريم.
آريوبرزن

Comments Off on ربــــــــــع قــــــــرن فلاکـــت بفرماييد   |    |     |     

30 May 2002

چه اصلاح طلبی! قسمت دوم:

نوشته:     :::       Comments Off on چه اصلاح طلبی! قسمت دوم:

چه اصلاح طلبی!
قسمت دوم: (قسمت اول را کمی پاين تر بخوانيد)
تازه اينها چرا ميخواهن رژيم را اصلاح کنند؟ مگر چيزی از آن قابل نگه داشتن است!؟ يک انسان عاقل فقط زمانی دست به اصلاح ميزند که چيزی برای اصلاح وجود داشته باشد. اينها همگی يا حداقل اکسريتشان در انقلاب 57 شرکت داشتند، چطورآن موقع به فکر اصلاح نيفتادند!؟
مگر رژيم شاه از اين رژيم بدتر بود!؟ شايد اينها بتوانند جوانان را فريب بدهند ما را که در آن رژيم زندگی کرده ايم که نميتوانند فريب بدهند. زمانی که ملت شاه را از مملکت بيرون کرد و بختيار به نخست وزيری رسيد مگر نميشد اصلاحات کرد؟ چگونه بود که آن زمان نميشد اصلاحات کرد حالا ميشود!؟
حالاميشود چون آقايانی که در راس اصلاحات قرار دارند ميدانند چنانچه رژيم سرنگون شود خود نيز بايد جوابگوی اين 24 سال باشند. پس بر اين نکته پافشاری ميکنند که اصلاحات بهتر از يک قيام ملی است. چون در آن صورت اينها خود بر مسند رياست قرار خواهند گرفت و در نتيجه پاسخکوی احدی هم نخواهند بود. تازه ملت چه ضمانت اجرايی دارد که اينان خود بدتر از گروه قبلی نباشند. مگر نه اينکه اينها خود سالهای اول انقلاب را بر مسند قدرت گذارندند؟ چه تاج گلی بر سر اين ملت بدبخت زدند که اينبار بزنند. ملت با درايت درست و کاملآ بجا به آقای خاتمی رای داد، زيرا اين يک گذرگاه غير اجتناب بود، ولی حالا ديگر زمان گذر از اينهاست. دوران خاتمي بسر آمده و به اميد اينکه با گذر از اين دوران و خداحافظی از دوران ارتجاع مذهبی، ايران بتواند به يک کشور سکولار و مدرن تبديل شود. الترناتيو چنين حالتی حکومت خاندان هاشمی است زيرا به باور نگارنده اينها (خاندان بهرمانی هنوز نقشه ها در سر دارند)، به اين نکته از بردار ايشان محمد هاشمی در مصاحبه ای با ايسنا توجه نماييد:
“هاشمي يك فرد فراجناحي است و در يك جناح نمي‌گنجد، عملكردش هميشه مطرح بوده و از اول با انقلاب بوده و تا آخر هم خواهد بود. او نيرويي است كه وقتي ترور شد، امام فرمود؛ «هاشمي زنده است چون انقلاب زنده است»، يعني سرنوشت انقلاب و هاشمي به هم گره خورده است، لذا در حزب كارگزاران نمي‌گنجد.
هاشمي همچنين احتمال حضور رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام را در انتخابات آتي رياست جمهور منوط به نظر شخصي وي دانست و از آن، اظهار بي‌اطلاعي كرد.”
( ايسنا 28 مه 2002 )
“هاشمی فراجناحی است، هاشمی يعنی انقلاب، هاشمی نباشد انقلاب نيست، شرکت در انتخابات” اينها گفته هايی است که نميتوان بسادگی از کنارشان گذشت. اين سخنان چنان واضح است که حتی عاجز از تفصير آن هستم. اين سخنان بسادگی بيان ميکند که بدون هاشمی يعنی هيچ، يعنی چنانچه لازم باشد کودتايی برپا خواهد شد تا اين امکان محيا شود.
البته آقای هاشمی کاملآ حق دارند اين سخنان را بگويند چون خود و برادرشان بخوبی آگاهند که چنانچه دوران هاشمی بپايان رسد معلوم نيست که آقايان سر از کدام گورستانی در خواهند آورد. پس ملت ايران هيچ راهی جز عبور از هاشمی، خاتمی و خامنه ای ندارد. بسخن ساده تر ميتوان گفت”چه کشکی چه پشمی کدام اصلاحات!”

Comments Off on چه اصلاح طلبی! قسمت دوم:   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی