May 30 2002

چه اصلاح طلبی! قسمت دوم:

نوشته:     :::       Comments Off on چه اصلاح طلبی! قسمت دوم:

چه اصلاح طلبی!
قسمت دوم: (قسمت اول را کمی پاين تر بخوانيد)
تازه اينها چرا ميخواهن رژيم را اصلاح کنند؟ مگر چيزی از آن قابل نگه داشتن است!؟ يک انسان عاقل فقط زمانی دست به اصلاح ميزند که چيزی برای اصلاح وجود داشته باشد. اينها همگی يا حداقل اکسريتشان در انقلاب 57 شرکت داشتند، چطورآن موقع به فکر اصلاح نيفتادند!؟
مگر رژيم شاه از اين رژيم بدتر بود!؟ شايد اينها بتوانند جوانان را فريب بدهند ما را که در آن رژيم زندگی کرده ايم که نميتوانند فريب بدهند. زمانی که ملت شاه را از مملکت بيرون کرد و بختيار به نخست وزيری رسيد مگر نميشد اصلاحات کرد؟ چگونه بود که آن زمان نميشد اصلاحات کرد حالا ميشود!؟
حالاميشود چون آقايانی که در راس اصلاحات قرار دارند ميدانند چنانچه رژيم سرنگون شود خود نيز بايد جوابگوی اين 24 سال باشند. پس بر اين نکته پافشاری ميکنند که اصلاحات بهتر از يک قيام ملی است. چون در آن صورت اينها خود بر مسند رياست قرار خواهند گرفت و در نتيجه پاسخکوی احدی هم نخواهند بود. تازه ملت چه ضمانت اجرايی دارد که اينان خود بدتر از گروه قبلی نباشند. مگر نه اينکه اينها خود سالهای اول انقلاب را بر مسند قدرت گذارندند؟ چه تاج گلی بر سر اين ملت بدبخت زدند که اينبار بزنند. ملت با درايت درست و کاملآ بجا به آقای خاتمی رای داد، زيرا اين يک گذرگاه غير اجتناب بود، ولی حالا ديگر زمان گذر از اينهاست. دوران خاتمي بسر آمده و به اميد اينکه با گذر از اين دوران و خداحافظی از دوران ارتجاع مذهبی، ايران بتواند به يک کشور سکولار و مدرن تبديل شود. الترناتيو چنين حالتی حکومت خاندان هاشمی است زيرا به باور نگارنده اينها (خاندان بهرمانی هنوز نقشه ها در سر دارند)، به اين نکته از بردار ايشان محمد هاشمی در مصاحبه ای با ايسنا توجه نماييد:
“هاشمي يك فرد فراجناحي است و در يك جناح نمي‌گنجد، عملكردش هميشه مطرح بوده و از اول با انقلاب بوده و تا آخر هم خواهد بود. او نيرويي است كه وقتي ترور شد، امام فرمود؛ «هاشمي زنده است چون انقلاب زنده است»، يعني سرنوشت انقلاب و هاشمي به هم گره خورده است، لذا در حزب كارگزاران نمي‌گنجد.
هاشمي همچنين احتمال حضور رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام را در انتخابات آتي رياست جمهور منوط به نظر شخصي وي دانست و از آن، اظهار بي‌اطلاعي كرد.”
( ايسنا 28 مه 2002 )
“هاشمی فراجناحی است، هاشمی يعنی انقلاب، هاشمی نباشد انقلاب نيست، شرکت در انتخابات” اينها گفته هايی است که نميتوان بسادگی از کنارشان گذشت. اين سخنان چنان واضح است که حتی عاجز از تفصير آن هستم. اين سخنان بسادگی بيان ميکند که بدون هاشمی يعنی هيچ، يعنی چنانچه لازم باشد کودتايی برپا خواهد شد تا اين امکان محيا شود.
البته آقای هاشمی کاملآ حق دارند اين سخنان را بگويند چون خود و برادرشان بخوبی آگاهند که چنانچه دوران هاشمی بپايان رسد معلوم نيست که آقايان سر از کدام گورستانی در خواهند آورد. پس ملت ايران هيچ راهی جز عبور از هاشمی، خاتمی و خامنه ای ندارد. بسخن ساده تر ميتوان گفت”چه کشکی چه پشمی کدام اصلاحات!”

نوشته: در ساعت: 7:58 pm در بخش: ملای حیله گر

Comments Off on چه اصلاح طلبی! قسمت دوم:  |           

Comments are closed.

وبلاگهایی که می‌خوانم

شمارشگر