03 Jul 2002

گوگل فارسی ای اهورا خیر

نوشته:     :::       شما هم چیزی بگو

گوگل فارسی
ای اهورا خیر بدهد و جاودان بدار به این گوگل که با این جستجوگر خستگی ناپذیرش دلمان را شاد میکند، البته گاهی اوقات مارا به ترکستان میبرد و گاهی اوقات به افقانستان. ولی امروز درپی یافتن 18 تیر بودم که به یک سایت افقانی رسیدم، شاید بپرسید که چه ربطی بین 18 تیر و افقانستان باور بفرمایید این جستجوگر بیچاره چیزی درمورد 18 تیر نیافت و چون معمولا حُسن آقا پررو و پوست کلفت است، 18 تیر را بدون 18 نوشت و سر از آن کجا آباد در آورد. ولی حاصلش بد نبود که در زیر میخوانید، شعرای زیادی در این سایت بود ولی من مینا را انتخاب کردم چون این زنان پاک نیت راوا در تمام دوران بربریت در افقانستان فعالیت داشتند و مخصوصآ در آموزش دختران در این مدت بیشترین خدمت را به افقانستان و بخصوص زنان آن کردند جمعیت راوا در افقانستا در سخترین دوران بهترین خدمات را به میهن خود کردند.
از سایت آریایی
 مینا مینا شیرزن قهرمان افغانستان ، بنیانگذار اولین سازمان سیاسی زنان افغانستان بنام ” جمیعت انقلابی زنان افغانستان راوا ” می باشد که آنرا در سال 1356 در شهر کابل بنیاد گذاشت و در راه تشکل و بلند بردن سطح آ گاهی زنان کشور خدمات ارزنده و بی سابقة انجام داد. او تمام عمر درخشنده اش را وقف ملت و مردمش نمود و سرانجام در 15 دلو 1365 بوسیلة جاسوسان پلید “خاد” با همدستی مستقیم گلبدین جنایتکار ، در پاکستان به شهادت رسید .
شهید مینا
هرگز بر نمی گردم
من زنم که دیگر بیدار شده ام
از خاکستر اجساد کود کانم
از جویبار خون برادرانم سر بلند کرده ام
از طوفان خشم ملتم نیرو گرفته ام
از د یوار ها و دهکده های سوخته ای کشورم نفرت به دشمن بر داشته ام
:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:
حا لا د گر مرا زار و نا توان مپندار ای همو طن
من زنم که د یگر بیدار گشته ام
راه خود را یافته ام و هر گز بر نمی گردم
:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:
من دیگر آ ن زنجیر ها را از پا گسسته ام
من در های بسته ی بی خبری ها را گشوده ام
من از همه چوری های زر وداع کرده ام
:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:
هموطن وای ای برا در ، دیگر آ ن نیستم که بودم
من زنم که دیگر بیدار شده ام
من راه خود را یافته ام و هر گز بر نمی گردم
:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:
با نگاه تیز بینم همه چیز را در روز سیاه کشورم دیده ام
فریاد های نیمه شبی مادران بی فرزند در گوشها یم غوغا می کند
من کود کان پا برهنه ،آواره و بی لانه را دیده ام
من عروسانی را دیده ام که با دستان حنا بسته
لباس بیوه گی برتن نموده اند
:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:
من دیوار های قد کشیده ی زندان ها را دیده ام
که آ زا دی را در شکم های کرسنه ی خود بلعید ه اند
:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:
من در میان مقاومت ها ، د لیری ها و حماسه دوباره زاده شدم
ودر اخرین نفس ها در میان امواج خون و در فتح و پیروزی
سرود آزادی را آموخته ام
:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:
حا لا دیگر مرا زار و نا توان مپندار هموطن وای برادر !
من در کنار تو و با تو در راه نجات وطنم همنوا و هم صدا گشته ام
صدایم با فریاد هزاران زیر پا گشته پیوند خورده است
مشتم بامشت های هزاران هموطنم گره خوره است
من در کنار تو و در راه ملتم قدم گذاشه ام
تا یکجا بشکنیم این همه رنج زند گی و همه بند برده گی
:¨:..:¨:..:¨:..:¨:..:¨:
من آ ن نیستم که بودم هموطن وای برادر !
من زنم که دیگر بیدار گشته ام
من راه خود را یافته ام و هرگز بر نمی گردم

شما هم چیزی بگو   |    |     |     

02 Jul 2002

راستی چگونه بود 18 تیر؟

نوشته:     :::       Comments Off on راستی چگونه بود 18 تیر؟

راستی چگونه بود 18 تیر؟
نویسنده وب لاگ عزیز امید میلانی مینویسد : ” من شرمنده‌ام، ولی اصلاً از این خبرها نبود. البته من هم آن زمان خیلی در جریان نبودم، ولی در حدِ مسیرِ نسبتاً طولانی‌یی که هر روز می‌پیمودم و صحبت با افرادی فراوان و دیدنِ افرادی بسیار بیش‌تر، با اطمینان می‌گویم، که اصلاً از این خبرها نبود.”
البته این دوست عزیز توضیحی نمیدهند که چگونه بود آن روزگار تیره و تار تا شاید دورافتاگان مام وطن همچون من هم مطلع شویم که چگونه بود. راستی چگونه بود؟ آیا نه اینکه سید علی جانشین بلامنازع امام زمان بر روی زمین گریه کرد و گفت که حتمآ بوضع اینگونه تجاوزات رسیدگی میکند!؟ و از دانشجویان دلجویی کرد! البته برای حُسن آقا که پرواضح بود که این فقط اشک تمساح است و پس از فروکش کردن قیام آقا به خدومت همه خواهد رسید و دیدیم که رسید. پس واقعآ چگونه بود آن روزهای خشم و امید. آقای میلانی شما که یک شخص روشنفکر هستید باید حتمآ بدانید که اگر حُسن آقای عامی استدلال کرد که 2+2=5 شما برای آنکه حُسن آقا را ارشاد کنید باید از علوم ریاضی مایه بگذارید تا حُسن آقا قانع شود.
راستی چگونه است امروز که جانشین امام زمان ([خامنه ای]باداشتن رابطه ی مستقیم!) با خدا جرات رویارویی با جوانان را ندارد و مجبور به میلیتاریزه کردن جو جامعه شده است؟
راستی گمان میکنید که این رژیم منفور طلوع خورشید سال 82 را خواهد دید!؟ بخاطر میآوریم عاقبت چاشسکو را !؟
راستی چگونه بود 18 تیر؟

Comments Off on راستی چگونه بود 18 تیر؟   |    |     |     

01 Jul 2002

خلع علي مشكيني رئيس مجلس

نوشته:     :::       Comments Off on خلع علي مشكيني رئيس مجلس

خلع علي مشكيني رئيس مجلس خبرگان
آقاي علي مشكيني رئيس مجلس خبرگان و خطيب جمعه اين هفته قم فرمودند كه روحانيت خود را از جنس ديگري جدا از مردم نميداند و نيز فرمودند كه ايشان خود را جزو اين ملت ميشناسند و بلكه گناهكارتر از ايشان نيز هستند.
با توجه به اقرار مشخص و مستقيم اين فرد به گناهكارتر بودن ايشان خواستاريم كه :
يك – رياست مجلس خبرگان از ايشان باز گرفته شود و تمامي احكام و فراميني كه با وجود ايشان در مجلس خبرگان صادر گرديده به خودي خود ملغي و غير قابل اعتبار اعلام گردد.
دو – كليه مقامات مملكتي از ايشان باز پس گرفته گردد، زيرا كه ايشان از نظر اجتماعي ورشكسته به تقصير ميباشند.
سه – از كليه كسان و شخصيتهاي حقي و حقوقي كه بر اثر مداخلات مستقيم و غير مستقيم ايشان دچار خسران گرديده اند، دلجويي رسمي به عمل آيد.
چهار – كليه مجالسي كه با رياست ايشان اداره و گردانده ميشد، لغو اعلام گرديده و نزديكان . همكاران ايشان تا اطلاع ثانوي و رسيدگي به وضع ميزان گناهكاري آنها از مقامات رسمي و غير رسمي كنار گذاشته شوند.
با تقديم احترامات فائقه

Comments Off on خلع علي مشكيني رئيس مجلس   |    |     |     

01 Jul 2002

اقلیم تو اقلیم درخبرها آمده

نوشته:     :::       Comments Off on اقلیم تو اقلیم درخبرها آمده

اقلیم تو اقلیم
درخبرها آمده بود که این آقا ریشوهه اسمش چی بود یادم رفته چون مدتی بود زیادی خودم رو درگیر این طویله ی حُسن آقا کرده بودم و کاملآ داشتم مثل روشنفکرها به بیراه میرفتم که خوشبختانه چندتایی افسار ما را گرفتند و به زور برمان گرداندند سر همان آخُور قبلی، خدا را شکر وگرنه…
آهان اسمش یادم افتاد اسمش هست قاضی مرتضوی، البته گمان نکنید که این آقا قاضی باشد ها! نه خیر این اسم کوچکش گویا قاضی است. چون والله دروغ چرا تا قبر آ. آ. آ. ما هیچ کجا اسم کوچک دیگری برایش پیدا نکردیم البته ممکن هست که مامان ایشون از بدو تولد میدانسته که این آقازاده ی گل یک روز بناهست قاضی بشه بخاطر همین اسمشان را نهاده قاضی.
در هر صورت این آقای قاضی “قاضی مرتضوی” گویا دوباره گیر داده به این آقاهه اسمش چی بود؟ دوباره بگو ما که انگار خنگ تشریف داریم! آره درسته تاج زاده، البته باز هم گوشزد کنم که این آقاهه هم تقصیر خودش که نیست که بابا یا مامانش اسم فامیلش رو گذاشتن تاج زاده این بچاره هیچ رابطه ای با تاج وتخت و اینجور چیزا نداره ولی خوب گویا اون آقا هه که قاضی تشریف داره بیچاره نمیدونه که، بخاطر همین گیر داده به این آقای تاج زاده . گویا این آقاهه تاجداره رو میگم باورش شده که میتونه پاشو از اقلیم خودش دارزتر کنه و پاشو مثلآ بگذاره تو اقلیم یکی دیگه که اسمش هست “جنتی” همونی رو میگم که واسه خودش یک اقلیم دیگه داره، اماکن من اسم اقلیم این یکی رو نمیدونم چی هستش. خلاصه اینجوری که ما فهمیدیم مساله اینه که چی بود راستی مساله؟! آهان مساله این بودش که اقلیم تو اقلیم شده دیگه.
حُسن آقا چاکریم

Comments Off on اقلیم تو اقلیم درخبرها آمده   |    |     |     

01 Jul 2002

حماسه 18 تیر را پاس

نوشته:     :::       Comments Off on حماسه 18 تیر را پاس

حماسه 18 تیر را پاس داریم
نزدیک شدن 18 تیر را نباید بدون هیچ گونه نگاهی به آن حوادث پشت سرگذاشت. اتفاقی که در آن روز افتاد بگمان نگارنده یکی از مهمترین تحولات این چندسال گذشته است با اینکه عده ای دوم خرداد را نقطه ی عطفی در روند فروپاشی این رژیم میدانند اما همانطور که گفتم آن روند که به گفته دست اندرکاران برای اصلاح رژیم بوجود آمده بود در 18 تیر تبدیل به روندی شد که خواستار تغییر کلی رژیم شد. شاید هنوز گوشه های این نبرد نابرابر روشن و شفاف نشده باشد ولی با نگاهی حتی سطحی میتوان دید که چنانچه نیروهای به اصطلاح اصلاح طلب و (ملی!) مذهبی در آرام کردن آن شورش نکوشیده بودند شاید تا کنون اثری از این رژیم منفور بجای نمانده بود وملت مجبور نمشد آن همه هزینه برای سرنگونی این رژیم متحمل شود.
چنانچه نیروهای ملی مذهبی جهت حفظ منافع خود در این کار دخالت نمیکردند شاید این اغتشاشات امروز بعنوان روز انقلابی دیگر جشن گرفته میشد. یا حد اقل آغاز روند انقلابی جدید.
میدانم که این کلمه انقلاب خیلی هارا میترساند ولی آیا ما چه چیزی کمتر از مردم یوگوسلاوی سابق یا سربیای امروزی داشتیم که نتوانیم در یک شورش خیابانی مقر ملای جماران نشین را به اشغال درآوریم و کار این بازماندگان رژیم شاهنشاهی را تمام کنیم.

Comments Off on حماسه 18 تیر را پاس   |    |     |     

30 Jun 2002

خواندن این مطلب را از

نوشته:     :::       Comments Off on خواندن این مطلب را از

خواندن این مطلب را از سایت اخبار روز به همه پیشنهاد میکنم.

Comments Off on خواندن این مطلب را از   |    |     |     

30 Jun 2002

در چند سده گذشته در

نوشته:     :::       Comments Off on در چند سده گذشته در

در چند سده گذشته در كشورمان شاهد تحولات و دگرگونيهاي متعددي بوديم كه متا‎ْسفانه تنها معدودي از آنها تا حدي راه به مقصود بردند ولي همه آنها بي نتيجه ماندند. انقلاب مشروطيت، نهضت دكتر مصدق و انقلاب بهمن پنجاه و هفت مشخص ترين آنها بودند، گرچه هركدام هدف خود را دنبال ميكردند ولي با وجود اين هركدام نيز بيانگر اين واقعيت بود كه مردم ايران به درد خود پي برده و فقط در يافتن درمان بيچاره مانده است.
يكي از علل به نتيجه نرسيدن اين قيامها ميتواند. نداشتن برنامه يا برنامه هاي بعدي بوده باشد. براي مثال بيست و چهار سال پيش همگان در مورد رفتن شاه و رژيم سلطنتي همزبان بودند ولي هيچكس بدرستي نميدانست كه چه برنامه اي را بايد پس از آن پياده كرد. هيچ چيز به بحث و مذاكره گذاشته نشده بود. هر گروه خود را وارث بلا منازع رژيم سلطنتي ميدانست و ميزان حقانيت خود را تعداد كشتگان و مجروحين خود در مناقشات خياباني ميدانست. به زبان عاميانه به اين كار مرده خواري ميگويند. و دومين چيزي كه همه گروهها متفقاْ به آن معتقد بودند اين بود كه پس از رفتن شاه ديگر كسي نيست كه بتواند سر ملت كلاه بگذارد و ملت خود به همه چيز واقف گشته و با وجود احتمال اشتباهات و خطاهاي اوليه، حتماْ راه خود را پيدا خواهد كرد. اين دومين همفكري و همزباني ناگفته ولي آشكار، همزمان دومين اشتباه فاحش و تاريخي كشورمان در اين برهه از تاريخ بود. زمان ثابت كرد كه ملت ناراضي بود، اين درست، ولي ملت دقيقاْ نميدانست كه به چه چيز راضي خواهد شد، چونكه برنامه اي دقيق براي رسيدن به مقصودات خود نداشت. ملت سرش كلاه رفت زيرا كه باز هم حكومتي از خارج و ظاهراْ براي نجات حال و آينده و تشريح و به كرسي نشاندن مصالح ملي ولي در باطن براي تحميق بيشتر مردم و استثمار منابع ملي، خواه به صورت معادن يا افكار و مغزها و يا هر صورت ديگري به مردم حقنه شد. بمن نگوييد كه مردم خميني را ميخواستند چونكه ميدانم اين نوع خواستنها از همان نوع خواستن مردم افغانستان از ارتش سرخ براي ورود به كشورشان بود. از همان نوع خواستن مردم افغانستان براي آوردن كرزاي و بردن طالبان بود.
رندان پيش از آنكه چيزي را كه ميخواهند به كرسي بنشانند، چنان اوضاع را قمر در عقرب ميكنند كه مردم خود داوطلبانه به پيشواز آن بشتابند. اين نيز از نيرنگهاي جديد اينان است.
براي همين است كه ميگويم ، بايد با هم صحبت كنيم، بايد براي نظرات يكديگر احترام قايل شويم، بايد كه قبول مسئوليت نماييم و نيز جوابگو باشيم، زيرا كه از سكوت و عدم اعتماد بين ما به اندازه كافي سوء استفاده شده است. بايد مشخص كنيم كه چه چيز ميخواهيم و چه را نه. بايد نيز بيان نماييم كه تا چه اندازه حاضر به همگامي و نه تنها همقولي هستيم. بايد كه همچنين به مذاكرات پشت پرده نيز پايان دهيم.
رژيم ايران ديگر بار راه مذاكرات پشت پرده را با كشورهايي كه بظاهر از ديد او قابل نكوهش و شايسته پرهيز هستند در پيش گرفته است. چه ميگويند؟ چه ميدهند؟ چرا ميدهند؟ چه پيامدهايي اينگونه نشستهاي پشت پرده براي ملت ايران خواهد داشت؟ چه كساني از طرف چه كساني با چه كسان ديگري وارد مذاكرات ميشوند؟ آيا اين مذاكرات جهت منافع عمومي دو كشور با راستاهاي عادلانه و منصفانه ميباشند يا براي رهايي گروهي مشخص از بن بستي مشخص ميباشد يا از طرف واسطين رسمي دو دولت با تعهد انجام ميگيرد؟ پرسش بسيار است و پاسخ اندك. قدر مسلم اينست كه گروههايي در درون كشور با سرسپردگي به منافع شخصي و گروهي خويش و خوار شمردن و بي اهميت شمردن مشغله مردم سعي در بر جاي ماندن بيشتر خود را دارند و اين بهترين فرصت براي كشورهايي ميباشد كه از قدرت تهديد و ارعاب استفاده ميكنند تا بتوانند با پشتيباني از اين گونه افراد بهتر به كارهاي خود در مناطق ديگر ادامه دهند و اگر هم كار به جاهاي باريك كشيد، از نظر قانوني گناهي متوجه آنها كه نيست هيچ، در پي بازخواست نيز بر ميآيند.
آريوبرزن

Comments Off on در چند سده گذشته در   |    |     |     

« نوشته های جدیدتر - نوشته‌های قمدیمی تر »

اخبار و مطالب خواندنی